بهمئی ها به دلیل همسایگی، از قدیم تا کنون دارای ارتباطات قوی و پایدار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی با شهر تاریخی بهبهان بوده اند. برای درک بهتر موضوع، ابتدا اشاره ای به گذشته منطقه «لیراو» که خاستگاه اولیه بهمئی ها بوده و از نظر جغرافیایی جزو سرزمین کهگیلویه است می گردد ادامهی گفتار
بهمئیها و حکومت زند
از آنجایی که حکومت زندیه خود زیرمجموعه تبار لر بوده اند و با کمک و همراهی طوایف لر، حاکم ایران گردیدند، مناسبات گسترده ایی با لرتباران برقرار کرده بودند. انتخاب شیراز به پایتختی سلسله زند هم مزید بر علت شد و این ارتباط را میان آن دو قوی تر نمود. در این میان طبیعی بود رقابت ها و حتی درگیریهایی صورت پذیرد. چنانچه تاریخ نشان داده قوم لر بیشتر از جانب همین اختلاف ها و رقابت های درونی ضربه خورده است. به هر سوی ایل بهمئی نیز جدا از این تحولات نبود و بهمئی دات کام در این مجال به بخشی از این حوادث که باعث جدا گردیدن تعدادی بهمئی از سرزمین مادریشان شد، به طور گذرا اشاره خواهد کرد. ادامهی گفتار
تاریخ ایل بهمئی
پیران و بزرگان بیان می دارند بَهْمِئی یک ایل اصیل و با منشاء نژادی واحد است. تمام بَهْمِئی ها چه افراد عادی و چه کدخدا و خان ، دارای یک جد مشترک می باشند. واژه بهمئی یعنی منسوب به بهمن و در واقع اسم ایل بهمئی هم از نام همین جد مشترک گرفته شده است. بهمن جد مشترک و نیای بزرگ ایل بهمئی که فرزندانش توانسته اند در گذر زمان موجودیت خود را حفظ کرده و نسل خود را بخوبی گسترش دهند تا آنکه سرانجام بعنوان یک ایل مستقل و استخوان دار قد عَلَم نمایند. ادامهی گفتار
و امّا برنو
در زمانی که اسلحه موجود در دست عشایر عمدتاً تفنگ اِنفیلد انگلیسی و موسین ناگانت روسی بود، تفنگی پا به میدان نبرد گذاشت که از لحاظ کارایی و عملکرد، حقیقتاً یک سر و گردن از رقبایش بالاتر بود. ادامهی گفتار
زبان قوم لر
زبان، عنصری تأثیرگذار در زندگی انسان است از گذران امورات روزمره گرفته تا به کسب علم و دانش و رشد دادن مسیر حیات بشری؛ بهگونهای که گفتهاند زندگی کردن در این جهان و فقط به یک زبان، تکلم کردن در کاخی بزرگ و اقامت گزیدن در تنها یکی از اتاقهای آن شبیه است. آنان که بیش از یک زبان فرا میگیرند، چشماندازهای نو و گوناگونی در برابر خود گسترده میبینند و از دیدگاهها و فرهنگهای دیگران آگاهی مییابند. ادامهی گفتار
نژاد قوم لر
نسب و ریشههای خونی که در میان لرتباران بر پایه خویشاوندی پدرتباری استوار است یکی از موارد مورد توجه و مهّم در نوع نگرش لرها نسبت به ایل، طایفه، تیره و در کل «تبار» خود میباشد. بنابراین در گفتار حاضر تلاش میشود نیمنگاهی به ریشه نژادی لرتباران انداخته شود ضمن آنکه ابتدا بایستی به چند نکته مهّم به شرح زیر توجه داشت: ادامهی گفتار
معنی واژه لر
بررسيهای زبانشناسی و فرهنگی نشان دهنده پيوستگی قوم لر با ديگر اقوام ايرانی و به ويژه شعبه فارسی است. قوم لر در زمانهای دور دارای نام يا نامهای ديگری بوده که با گذشت زمان نام قديمی جای خود را به نام جديدتر داده تا اينکه سرانجام واژه لر جايگزين ديگر نامها گرديده است. ادامهی گفتار
طوایف ایل بهمئی
ایل بهمئی یک مجموعه پدر تبار است و در نهایت از نظر نسب شناسی به یک نیای مشترک می رسد. از آنجایی که با گذشت زمان و ازدیاد جمعیت، ایل بهمئی دارای طوایف گوناگونی گردیده است ما در این مجال سعی خواهیم کرد شناخت صحیحی از طوایف ایل بهمئی به دست آوریم. ادامهی گفتار
جغرافیای ایل بهمئی
بَهْمِئی، منطقه وسیعی است در جنوب غربی ایران واقع در غرب استان کُهْگیلویه بویراحمد و شرق استان خوزستان که حدود آن از شمال به خط الرأس کوه کارون (غارون) در جنوب استان چهارمحال و بختیاری، از غرب به خاک جانَکی گرمسیر و رامهرمز و از جنوب به حومه ی شهرستان بهبهان محدود می شود و شرق آن را خاک ایل طیبی فراگرفته است. ادامهی گفتار
پراکندگی قوم لر
قبل از آنکه برخی اقوام آریایی کوچ معروف خود را به سوی فلات ایران آغاز کنند، کهنترین مردم ساکن ایران که صاحب خط بوده و از خود نام و نشانی به جا گذاشتهاند همانا عیلامیها هستند. محدوده عیلام شامل تمام استان خوزستان و کهگیلویه، بخشهای جنوبی استان لرستان و همچنین قسمتهایی از ایلام، بختیاری، بوشهر و فارس امروزی بوده است. ادامهی گفتار