شعر سعدی درباره لر، دشتی، کازرونی و شیرازی

شعر سعدی درباره لرها و دشتی‌ها و کازرونی‌ها و شیرازی‌ها و عرب‌ها

شعر سعدی درباره لر

یکی از مناطقی که شاهد حضور پر رنگ لرتباران می‌باشد و در پست «پراکندگی قوم لر» نیز بدان پرداخته شد استان فارس است. دکتر جواد صفی‌نژاد در تبیین اهمیّت پیوستگی منطقه فارس و عشایر می‌نویسند اگر بخواهیم گذشته عشایر ایران را مورد مطالعه قرار دهیم بدون شک آنرا باید از فارس آغاز کنیم زیرا قلمرو فارس از همان اوان دوران اسلامی و حتی قبل از آن عشایرنشین بوده است. جغرافیدانان دوران اسلامی از قرن سوم تا ششم هجری در کتاب‌های خود اطلاعات با ارزشی از شناخت عشایر فارس بدست می‌دهند و آنچه که در مجموع همه نوشته‌ها مورد تایید قرار دارد اینست که در همه آنها عشایر منطقه را «کردان فارس» نامیده‌اند؛ ضمن اینکه در پست «چرا لرها را کرد می‌نامیدند» به ریشه‌های این موضوع پرداخته شد.
شعر فوق از «سعدی» شاعر نامی کشور آشکارا و به روشنی نمایان‌گر قدمت تاریخی لرتباران در خطه‌ی فارس می‌باشد. با تشکر از همتبارانی که ابیات مذکور را به آگاهی ادمین سایت رساندند.

۶ thoughts on “شعر سعدی درباره لر، دشتی، کازرونی و شیرازی”

    • سلام
      مخاطب گرامی
      سرکار خانم ریحانه
      در کلیت امر، مردم لر جزوی از عرب نمی‌باشند اما چنانکه بارها گفته شد بخش قابل توجهی از سازمان سیاسی اجتماعی جامعه تاریخی لرتباران را گروههایی از عرب‌ها (سید و غیر سید) تشکیل می‌دهند.

    • سلام
      مخاطب گرامی
      سرکار خانم هستی
      ضمن تشکر از توجه سرکارعالی، البته شایسته است عنایت داشت که از منظر سیاسی اجتماعی، بخش قابل‌توجهی از جامعه تاریخی لر را گروه‌های عرب (سید و غیرسید)، ترک و کرد تشکیل می‌داده‌اند؛ در واقع اینان اگرچه از نظر تباری نسب به لر نبرند اما به‌لحاظ سیاسی اجتماعی، جزئی از مردم لر محسوب می‌شوند. در همین راستا مجدداً خاطرنشان می‌گردد که اقوام، ملت‌ها، ایلات و طوایف را از دو زاویه می‌توان نگریست:

      • الف) نسب و ریشه‌های خونی: ناظر بر روابط خونی و نَسَبی بوده و شامل نسب‌نامه‌های نسل به نسل پدر فرزندی می‌باشد؛ از این منظر اعضای هر اولاد (دهه)، تیره و طایفه‌ای، نسب‌نامه پدر فرزندی خاص خود را دارد که در میان عموم لرها تا حد قابل‌توجهی (معمولاً دست‌کم و حداقل هفت پشت) بدان آگاهی وجود دارد. از این منظر می‌توان گفت سیدها، لر نمی‌باشند.
      • ب) سازمان سیاسی اجتماعی: علاوه بر روابط خونی، دربرگیرنده اتحادها (خین و چو/برد و خین)، جابجایی‌ها، قبض و بسط‌های تاریخی و سیر تحولات در گذر زمان نیز می‌باشد که رابطه تنگاتنگی با سیستم رهبری مردم لر (شاهان، امیران، والیان و خوانین) داشته است. بر این مبنا می‌توان گفت سادات، جزئی از جامعه لر بوده‌اند.

      به هر حال هرچند نسب و خون نقش درخور و مهّمی میان جوامع بشری داشته امّا نمی‌توانست و نمی‌تواند اساس کار قرار گیرد زیرا ممکن است موجبات تضعیف همبستگی و حتی از هم پاشیدگی گروه‌ها و جوامع انسانی اعم از ایلات، طوایف، اقوام و ملت‌ها را فراهم آورد. بنابراین آنچه در درجه نخست اهمیّت قرار داشته و دارد، جنبه‌های سیاسی اجتماعی جامعه لر می‌باشد زیرا بخش قابل‌توجهی از مردم لر را شاخه‌هایی از ترک، کرد و عرب (سید و غیر سید) تشکیل می‌دهند که در گذر زمان جذب جامعه لر گشته، رنگ و بوی لریاتی به خود گرفته، لر شده و چه بسا خدماتی نیز انجام داده‌اند. بنابراین نمی‌توان جوامع انسانی چون لرها و ایرانی‌ها را فقط از زاویه نسب و خون نگریست. در ضمن ناگفته نماند اهمیت سازمان سیاسی اجتماعی به معنای نادیده گرفتن اصالت خونی و نسبی نیست بلکه شایسته است هر دو را در کنار هم نگریست تا از سردرگمی رهایی یافت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *