استفانی کرونین، استاد تاریخ دانشگاه لندن می نویسد: «رضاشاه پس از بنیاد نهادن سلسله ی پهلوی، برنامه ی افراطی غیرمذهبی، تمرکزگرایی وسیع و طی سالهای بعداز آن سیاست های خشونت آمیزی را غالباً از طریق بکارگیری ارتش به اجرا درآورد. طرح های حکومت رضاشاه بطور اساسی بوسیله ی روشنفکران دوره ی مشروطه تدوین شده بود و مشروعیت خودش را نیز مدیون نخبگان سیاسی ملی گرا بود. با وجود این، زمانی که این اصلاحات با زور بر بخش اعظم مردم تحمیل شد، دشمنی گسترده و در بعضی مواقع عصیان آشکار آنها را برانگیخته بود».
از جمله ی این سیاست ها می توان به قانون اصلاح لباس مردان، کشف حجاب زنان، قانون خدمت نظام وظیفه و خلع سلاح اشاره کرد. در این میان، یکی دیگر از برنامه های پهلوی اوّل برای نوسازی جامعه ی ایران، سیاست تخته قاپوی ایلات کوچ رو بود که غالباً توأم با تنش و درگیری بوسیله ی ارتش اجرا می گردید.
پس از برکنار شدن رضاشاه پهلوی در شهریور ماه سال ۱۳۲۰، بخش قابل توجهی از ایلات و طوایف کوچ رو که اسکان گردیده بودند دوباره به زندگی کوچ نشینی و شبانکارگی بازگشتند و این امر ادامه داشت تا آنکه پس از تثبیت قدرت محمد رضا شاه پهلوی در اواخر دهه ۳۰ شمسی و به دنبال آن اجرای سیاست اصلاحات ارضی، نظام سنتی عشایر با سرعت بیشتری در شیب تغییرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی افتاد.
به هر حال بنظر می رسد گذشتن از ساختارهای سنتی در جامعه ی ایران و بویژه ایلات و طوایف کشور امری گریز ناپذیر بوده است امّا باید توجه داشت که اجرای این برنامه ها بطور ناقص از یک سو و به پیش بردن با شتاب و همراه با زور آنها از سوی دیگر، غالباً تأثیرات شدیدی را بر قشرهای مختلف جامعه برجای می گذاشت؛ چنانچه برخی از پژوهشگران، آن را عامل توسعه ی نامتوازن کشور ایران در دوران حکومت پهلوی دوّم می دانند.
دكتر نادر افشار نادري درباره اثرات مستقیم و غیر مستقیم سياست تخته قاپو و تأثير شديد شیوه ی اجراي سريع و همراه با زور آن بر زندگي اقتصادی و اجتماعی عشاير (عمدتاً بدليل فروپاشي نظام دامداري) و در سالهای پس از آن، اجرای شتاب آلود اصلاحات ارضی، مطلبی را در سالهای دهه ۱۳۴۰ شمسی منتشر کرد. داستان کُلو به گونه اي دردناك نشان مي دهد رَوند نادرست اجرای مُدرن سازي جامعه ايران و توسعه ی نامتوازن آن، چگونه باعث وارد آمدن ضرباتي سهمگين بر پيكر عشاير غيور كه در طول تاريخ پر فراز و نشيب كشور، یکی از ارکان اساسی حافظ اين مرز و بوم بوده اند، شده است. اكنون اين نوشتار را كه درباره يكي از عشاير بهمئي به نام كُلو است با هم می خوانيم:
مادر «کُلو» ۵ پسر و دختر زاييده بود که همه آنها درهمان ابتدای تولد مرده بودند. وقتی برای بار ششم حامله شد، نذر کرد اگر فرزندش پسر باشد و هفت روز بعد از تولد، زنده باشد، او را به امامزاده ببرد و بعنوان قربانی، تکه ای از گوش او را قطع کند، تا پسرش، غلام گوش بريده ی امامزاده باشد.
دست بر قضا، نوزاد پسر بود و زنده هم ماند و لاله گوش او هم قربانی امامزاده شد و نام او را هم در همان امامزاده کلو گذاشتند که به زبان لری معنی گوش بريده را می دهد.
ولی کلو با اينکه با ادامه حيات به آرزوی ديرين پدر و مادر پاسخ مثبت داد، قدم نامبارکی داشت. چه بعد از مدّت کوتاهی مادر کلو هنگام زاييدن، با نوزادش به سرای باقی شتافت و کلو را بی مادر گذاشت.
در ايل بهمئي که که مرزهای تقسيم کار مخصوصاً بر حسب جنس بسيار مستحکم و تقريباً غير قابل عبور است، مرد بدون زن نمی تواند زندگی کند و پدر کلو هم از اين قاعده مستثنی نبود و ديری نپاييد که «ماه پری» زن پدر کلو شد.
کلو تا وقتی بچه بود، چرانيدن ۱۰ يا ۱۵ بزغاله پدر را به عهده داشت. وقتی کمی بزرگتر شد، چوپانی گله های ديگران را می کرد و از اين راه هر ساله ۵ تا ۱۰ بزغاله و برّه سهم می برد که به پدر می داد.
کلو ۱۵ ساله بود که دختر عموی ۸ ساله ی خود را به زنی گرفت. ولی چون مال و منالی از خود نداشت، در همان بهون پدر باقی ماند و به کار چوپانی خود ادامه داد.
در سالهای بعد از اجرای سياست تخته قاپو، در طايفه ی علاءالدينی از ايل بهمئی، هر کدخدا موظف است هر سال معدودی از جوانان را که بالای ۲۰ سال دارند، برای خدمت سربازی به ژاندارمری معرفی کند. و بدين ترتيب کلو برای خدمت معرفی شد.
دوران دو ساله خدمت سربازی کلو در نوار مرزی ايران و عراق در دشت ميشان، درست مصادف با اجرای قانون اصلاحات ارضی شد. ضعف و پيری، بی دست و پايی و بالاخره بی خبری از جريان اوضاع و احوال، به پدر کلو اجازه نداد که دهها فرسنگ راههای صعب العبور کوهستانی را پياده طی کرده و خود را به مأموران اصلاحات ارضی برساند. اگر هم می رفت، باز نمی توانست زمينی برای خود دست و پا کند چونکه پدر کلو شناسنامه نداشت، خود کلو هم در خدمت سربازی بود و در نتيجه از تقسيم اراضی بهره ای نبرد.
موقعی که کلو از خدمت سربازی برگشت، در بين عشاير جزو معدود افرادی به شمار می رفت که شهر ديده بودند. از اين پس از مدت کوتاهی هوس شهر و کار کردن در شهر به سرش زد. راهی بندر شاهپور شد و به کار بارگيری کشتی ها پرداخت. ولی يک روز بارانی که از پلکان نم زده ی کشتی پايين می آمد، پايش لغزيد و به آب افتاد. جراحات حاصله زياد نبود ولی سردی آب دريا در سرمای زمستان و از همه مهّم تر ترس و وحشت، موجب شد که کلو يک ماه در بيمارستان بستری شود.
وقتی کلو از بستر بيماری بلند شد و با ۲۰۰ تومان پول به خانه برگشت، پدر خود را در بستر بيماری يافت که واپسين نفسهای زندگی را می کشد. ۲۰۰ تومان پس انداز کلو خرج ناهار و شام مهمانانی شد که در مراسم عزاداری مرگ پدر او شرکت کرده بودند. [ رسم بسيار خوبی در ميان طوايف ايل بهمئی پابرجا بوده و می باشد که به هنگام مراسم عزاداری، شرکت کنندگان در مراسم غالباً مقداری کالا و یا دام و هم اکنون نیز مبلغی پول را به بستگان متوفی ارائه می کنند امّا دکتر افشار نادری به این رسم در مراسم ختم پدر کلو اشاره ای نکرده است ]
به هر حال کلو ماند و ماه پری، صفدر، بندر، زهرا، برادران و خواهران ناتنی و بالاخره زن خودش «همه گل».
ماه پری سه ماه بعد از مرگ شوهرش، شوهر کرد و رفت و نگاهداری صفدر، بندر و زهرا را به کلو سپرد.
اکنون [سال ۱۳۴۷] کلو ۲۵ سال سن دارد. صفدر ۱۰ ساله، بندر ۸ ساله و زهرا ۷ ساله شده اند. همه گل نیز بزودی صاحب فرزند خواهد شد، فرزندی که بقای عمرش به دست خداست و امامزاده.
«صفدر» چوپانی می کند و علاوه بر نانی که مي خورد و لباسی که می پوشد، در سال ۳ رأس بز يک ساله نيز حق الزحمه می گيرد.
«بندر» فلج است و نمی تواند راه رود و کار کند و به بيان خود «لُرها» نان خور است بدون اينکه نانی بياورد. ولی زهرا با کمی سن، يار و ياور «همه گل» در کارهای خانه بشمار مي رود.
اگر کلو بذر داشته باشد و گاو يا الاغی هم داشته باشد می تواند تکّه زمينی را هموار کرده و بکارد ولی او هيچکدام از اينها را ندارد و کسی هم در اين راه به او کمک نمی کند. وجود بندر برادر فلج ۸ ساله ی او نيز مانعی بر سر راه تحرک و پذيرفته شدن خانواده او در ميان مال های کوچ رو است. در آخر از کلو پرسيدم: ديروز ناهار چه خوردی؟ گفت: نان پرسيدم: نان را با چه خوردی؟ صميمانه و متعجبانه گفت: با دندانهايم [روح قانع و ساده ی ايلياتی]
دکتر افشار نادری در ادامه بیان می دارد:
«البته همه ی عشاير مانند کلو نيستند، ولی در ميان عشاير اسکان شده کلوها هم کم نيستند.»
همانگونه كه در مبحث فرهنگ ايل بهمئي اشاره شد؛ در نظام عشايری، کوچ و دامداری دو رکن اساسی زندگی کوچندگان بود و خانواده های گله دار به جهت توازن انسان و دام در مال های خود ، هميشه چندين خانواده فقير را در کنار خود داشتند تا از خدمات آنان در نگاهداری دامها بهره ببرند و در مقابل در محصولات دامی با آنها شريک شوند. خلاصه اينکه دامداري عامل مهّم برای نزديکی و بهم پيوستگی خانوارهای عشايری بود، ولی با اسکان سريع و همراه با زور آنان و جايگزينی نظام کشاورزی (که خود باعث دورتر شدن هرچه بيشتر خانوارها است)، شالوده ی حيات عشاير دستخوش تغييرات آنی و شديد شد و بيشترين لطمه ممکن را به آنها وارد ساخت. روندي كه مي توانست با آگاهي از تمام اثرات و جوانب آن و سپس ايجاد زمينه هاي مناسب براي زندگي يكجانشيني و به تدريج و با ملايمت اجرا گردد؛ امّا تاريخ به گونه اي ديگر رقم خورد.
ایگو نونه وا چه خردی ایگو وا دندونلوم.سله حکومتل قبلی چه وه سرمون اوردن که چی نبی وا نون بخریم.ایسو نادرافشار ایگو بین مردم وضع ا ایی بدتر هم بی.اوسو لورل نون نداشتن بخرن ایگون سی چه دزی ایکردن.
سلام
مخاطب گرامی
در جوامع کوچنده، دامداری شالوده ی حیات اقتصادی بوده است؛ هنگامیکه با اجرای سریع سیاست تخته قاپو عشایر اسکان گردیدند در واقع نظام اقتصادی آنها دستخوش تغییرات آنی و شدید شد و بیشترین لطمه ممکن به آنها وارد گشت. روندی که اگر با آگاهی از تمام اثرات و جوانب آن و سپس ایجاد زمینه های مناسب برای زندگی یکجانشینی و به آهستگی در بازه زمانی بلندمدت اجرا می گردید کمترین آسیب را به اسکان شده ها وارد می کرد.
مخاطب گرامی
مهّم آنست که از تاریخ درس گرفته شود زیرا تاریخ بهترین معلم برای انسانهاست. یکی از درسهای بزرگی که از داستان کُلو می توان گرفت همانا پرهیز از تندروی و افراط است. بقول شاعر:
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود
جواب مهلی و جای بی…
درود
سلام طبق داستان شما، کلو الان باید زنده باشه حدودا۷۳ سال. باپرس وجو میتونید نشونی هاشو پیداکنید. اگه زنده باشه و از زبانش مطلبی بنویسید خیلی خاطره انگیز میشه
سلام
ضمن ارج نهادن نسبت به نکته سنجی و دقت نظر جنابعالی، بهمئی دات کام پیشنهاد شما را مدنظر قرار خواهد داد.
پیروز باشید
سلام خیلی عالی بودتحت تاثیر قرار گرفتم تامی توانید درباره تاریخچه ایل بهمئی وبهمئی ها اطلاع رسانی کنید من هرجایی میرم اول باربرای معرفی خودم میگم بچه بهمئی هستم
باتشکر
سلام گووی بهمئیام
با سپاس از ابراز محبت شما، بمرور زمان مطالب جدیدی درباره ی تاریخ، جغرافیا، ساختار و طوایف بهمئی تنظیم و منتشر خواهد شد. به هر حال همانگونه که بارها در نظرات پیشین نیز بیان گردید؛ بهمئی دات کام هم اکنون در ابتدای راه می باشد و هنوز موضوعات و مطالب بسیاری باقیمانده است که می توان بدانها پرداخت.
موفق باشید
سلام
با ارزوی سلامتی و تندرستی برای شما
تو گوگل داشتم در مورد روستای کارند جستجو میکردم که سایت شما نظرم رو جلب کرد ولی مطلبی رو که بنده در مورد این روستا میخواستم نبود..
ایا شما می توانید در مورد این روستای تاریخی اطلاعاتی رو از طریق شماره تلفن ، ایمیل یا وبلاگم در اختیار من قرار بدهید..
مثل تاریخ پیدایش روستا-دلیل نام گذاری روستا-بافت تاریخی ان…اقتصاد ان روستا وضعیت فعلی ان و…
بسیار متشکرم
۰۹۳۳-۸۵۵-۲۸۰۲
سلام
با سپاس از ابراز محبت جنابعالی، روستای کارِند یکی از مناطق تاریخی منطقه ی بهمئی احمدی می باشد که برخی از پژوهشگران در آثار خود بدان اشارتی داشته اند؛ بهمئی دات کام جهت استفاده ی شما و همچنین مخاطبین، بخشی از نوشتجات دکتر احمد اقتداری در کتاب دیار شهریاران در این باره را ارائه می نماید؛ دکتر اقتداری می نویسد:
همانگونه که در کلام دکتر اقتداری آشکار است قدمت بناهای روستای کارند به حداقل ۴۰۰ سال پیش در دوره ی حکومت صفوی برمی گردد هرچند ممکن به زمانهای قدیمی تر چون سلسله های سلجوقی و اتابکان (۸۰۰ إلی ۹۰۰ سال قبل) نیز برسد.
پیروز باشید
سلام
بسیار متشکرم از اطلاعات بسیار ارزنده ای که در اختیار ما قرار دادید…
ای در کتابی یا مقاله ای به جز کتاب دیار شهریاران نام روستای کارند امده است؟
اگر کسی در مورد این روستا اطلاعاتی داشته باشد ، خواهشمند است در صورت تمایل از طریق ایمیل یا شماره همراهی که در پایین قرار میدهم اطلاع دهد
Davidplan6@gmail.com
0933-۸۵۵-۲۸۰۲
تشکر بسیار از مدیریت بهمئی دات کام
سلام
با تشکر مجدد از ابراز محبت شما.
سربلند باشید
سلام دوست عزیز کتاب دکتر نادر افشار چطوری ما تهیه کنیم اگه اتشارات خاصی دارد راهنمایی بفرمایید و خواستم ببینم داستان کلو هم داخل همین کتاب است. با تشکر از راهنماپئی های حضرتعالی
سلام
برای تهیه کتاب ایل بهمئی اثر دکتر نادر افشار نادری، می توانید با انتشارات خجسته هماهنگ نمایید.
آدرس: تهران، میدان انقلاب، روبروی دانشگاه تهران، نبش خیابان منیری جاوید، بازارچه کتاب.
شماره تلفن: ۶۶۴۶۰۲۸۳-۰۲۱
ضمناً به اطلاع می رساند کتاب فوق در تیراژ محدود (۱۰۰۰ نسخه) چاپ گردیده و داستان کلو نیز در همین کتاب آورده شده است.
موفق باشید
سلام سرانجام داستان کلوچی شدمن دوست دارم بفهمم
ازدواج کرد سه پسروسه دختر ب دنیا آورد الان همگی سرخونه زندگیشون هستن وکلو جانباز هشت سال دفاع مقدس وهمسرش درروستای نرمون زندگی میکنند
سلام بر ایل بزرگ بهمئی ……. لطفا فیلم گلمحمد را بسازید با تشکر
سلام گووی بهمئیام
باشد که با همت دوستداران بهمئی، فیلمهای تاریخی و جغرافیایی با موضوع بهمئی تدوین گردد. به سرانجام رساندن اینگونه موضوعات گرچه پرمشقت است امّا دور از دسترس نمی باشد.
ازدواج کرد سه پسروسه دختر ب دنیا آورد الان همگی سرخونه زندگیشون هستن وکلو جانباز هشت سال دفاع مقدس وهمسرش درروستای نرمون زندگی میکنند
سلام
با تشکر از توجه جنابعالی و اطلاعات ارائه شده.
ساختار ایل بهمئی نشان از قدمت و قداست خاص خود دارد.سابقه تاریخ کهن این ایل بزرگ نشان داده با آن که ساده زیست بودند، اما تحت سلطه حکومت های دیکتاتوری وظالم گذشته نرفته بلکه باداشتن غیرت دینی به مقابله با آنها هم پرداختند. ساختار همه ایلات وطوایف قابل تکریم است.بهتراست با مطالعه عمیق وریشه یابی کلی والهام گرفتن از فرهنگ وعلم کامل قضاوت نمایند
سلام
با سپاس از توجه شما.
هیییئی قررربون ایل و قوم پااارسی ونژاد اریایی برم من لرررررررم بهمئی وافتخارم لربودنمه..
پارسی نژادیم واقعآ؟
داستان ناقص بود آخرش چه شد کلو به جایی رسید یانه،زمینی گیرش اومده یانه،صفدر وبندر را چکار کرد،همه گل بچه زایید
سلام
مرحوم دکتر نادر افشار نادری تا همان مقطع را در جزوه ارزشمند مونوگرافی ایل بهمئی ذکر نموده اند. در واقع هدف ایشان از بیان مقاطعی از زندگی کلو، نشان دادن تأثیر سیاست اسکان عشایر بوده که متأسفانه با سرعت و شتاب و همچنین با توسل به زور اجرا شده بود.
سلام یکی به ماگفت که ازنوادگان کلواست شایدحدودیک فرن ونیم توخوزستاننداماازاونجاهجرت کردن اومدن خوزستان
با سلام اول اینکه اسم زن کلو صاحب جان بود بله بچه درست کرد چندتا پسر ودختر بعد چند وقت جبهه رفت بعد از جبهه به بهبهان روستای قالند کوچ کرد ودرنهایت سال ۷۳ به رودتلخ باز گشت وهم اکنون درقید حیات هست ودر رودتلخ زندگی میکند
سلام
با تشکر از توجه شما.
سلام من پسر کلو هستم الان رستای نرمون زندگی میگنم الان کلو جانباز هست
سلام
با آرزوی تندرستی و بهروزی.
درود . در مورد طایفه پاسلار اگر اطلاعاتی دارید بفرمایید .سپاس از پیج شما
سلام
مخاطب گرامی
جناب آقای مهران
ضمن تشکر از ابراز محبت جنابعالی، پژوهشگران از عناوین پاسلار به شرح زیر نام بردهاند: