درباره آرمان خلیلی

آرمان خلیلی، فرزندی از فرزندان بهمئی که در پی بدست آوردن شناخت از هویت و اصالت خویشتن است. آنچه ذهن بیاد می‌آورد این است که از همان دوران کودکی و نوجوانی، در کلام بزرگانی چون مرحوم حاج محمدعلی خان بهمئی (خلیلی) و فرزندشان حاج ناصرخان خلیلی، همواره سخن از بهمئی در میان بوده است. در روزگاری که زندگی بشر زیر هیمنه تکنولوژی و ساختار شهرنشینی قرار گرفته است، «بهمئی دات کام» سعی دارد به موضوعاتی درباره قوم سلحشور لر و به‌ویژه ایل غیور بهمئی بپردازد تا شناختی درست از اصالت خویش به دست دهد. بهمئی دات کام بنا ندارد تا بر طبل برتری نژادی بکوبد و به دیگران بر خود بنازد، بلکه این مجال در کنار گفت و شنودها، تنها برای شناخت و آگاهی از یکدیگر است. پیشرفت و سربلندی انسانهای آزاده آرزوی ما است. ضمناً جهت تبیین بیشتر موضوع خاطرنشان می‌شود که در سال‌های ابتدایی راه‌اندازی بهمئی دات کام، نه تنها نامی از پدران و اجداد نگارنده درج نشده بود بلکه اساساً ادمین سایت نیز با نام مستعار «❤فرزند بهمئی❤» فعالیت می‌نمود؛ و اگر نبود بعضی مسائل از جمله درخواست برخی مخاطبین گرامی برای معرفی و آشنایی، کماکان نیز با همان نام مستعار اقدام می‌گردید.

ریشه واژه و نقش دَهه در ساختار ایل بهمئی

در گفتار تاريخ ايل بهمئي اشاره شد كه بهمئي ها خود را فرزندان نيايي بزرگ به نام بهمن مي دانند. همچنين گفته شد با گذشت زمان و گسترش جمعيت، ساختار ايل بهمئی به شكل گسترده تری نمود پيدا كرده است. دكتر نادر افشار نادری در جزوه مونوگرافی ايل بهمئي كه به سال ۱۳۴۷ منتشر شده است سلسله مراتب اجتماعيِ ساختار ايل بهمئي را شامل: ايل، تيره، طايفه، دَهه و در پايان خانواده بيان می نمايد. ادامه‌ی گفتار

قلعه‌ نجف بهمئی

دکتر نادر افشار نادری در جزوه مونوگرافی ایل بهمئی که به سال ۱۳۴۷ منتشر شده است، درباره سرزمین بهمئی اشاره می نماید: بهمئی، سرزمین وسیع و ناشناخته ای است. مردم این سامان و آثار باستانی آن تا به حال مورد مطالعه قرار نگرفته اند. ادامه‌ی گفتار

بهمئی‌ها در سفرنامه دوبد

در قرن نوزدهم شاهد ورود افراد اروپایی به سرزمین ایران (همچون دوران صفویه) و به ویژه نواحی جنوب و جنوب غربی کشور می باشیم. رشته کوههای زاگرس در این حدود یادآور سلسله های بزرگ عیلامی، هخامنشی و ساسانی است. ادامه‌ی گفتار

بهمئی‌ها در فارسنامه ناصری

منطقه ی کُهْگیلویه با مساحتی نزدیک به ۱۵۵۰۰ کیلومتر مربع در جنوب ایران و میان رشته کوه های زاگرس قرار گرفته است. کهگیلویه منطقه ی کوهستانی است که از شرق با سرزمین تُرکهای قشقایی در استان فارس ، از شمال غرب و غرب با سرزمین بختیاری و استانهای اصفهان و خوزستان و از جنوب با شهرستان دیلم در استان بوشهر(که خود زمانی جزء فرمانداری کل کهگیلویه بود) همسایه است. ادامه‌ی گفتار

بهمئی‌ها در سفرنامه لایارد

پس از سلسله اتابکان لر بزرگ، بختیاری بعنوان یکی از بازماندگان آن، از زمان صفویه (که گفته می‌شود نظام متمرکز حکومتی ایران جانی دوباره گرفته بود) مرتباً در قامت نیرویی تأثیرگذار و حتّی مدعی در سیاست کشور مطرح بوده است. در همین راستا حکومت محمدتقی خان چهارلنگ را پس از حکومت زندیه می‌توان یکی از مقاطع مهّم تاریخ بختیاری و در کل منطقه جنوب غرب در رابطه با سیاست کلان کشور دانست. خان چهارلنگ که بخش قابل‌توجهی از بختیاری و ادامه‌ی گفتار

تنگ كُپ بهمئی

جغرافياي ايل بهمئی از نظر وجود آثار و بناهای تاریخی، یکی از سرزمین های مهّم در نواحی کهگیلویه و بختیاری است. دكتر نادر افشار نادري در جزوه مونوگرافی ایل بهمئی، منتشر شده به سال ۱۳۴۷، درباره منطقه بهمئي مي نويسد: بهمئي سرزمين وسيع و ناشناخته اي است. مردم اين سامان و آثار باستاني آن تا به حال مورد مطالعه قرار نگرفته اند. ادامه‌ی گفتار

بهمئی‌ها و کهگیلویه

سرزمین کُهگیلویه از دیرباز مسکن و دیار اقوام ایرانی بوده است. این منطقه تاریخی هم اکنون به سرزمین ایلات شش‌گانه (بَهمِئی، بویراحمد، طیبی، چُرام، باشت و باوی و دِشمِن‌زیاری) معروف می‌باشد. ایلات و طوایف ساکنِ کهگیلویه در طول حیات خویش با پستی و بلندی‌های بسیاری مواجه بوده‌اند. چنانکه برخی از آنها به دلایل گوناگون از جمله درگیری با سلسله‌های حاکم بر منطقه، پراکنده و یا تضعیف شدند. ادامه‌ی گفتار

بهمئی‌ها و بهبهان

بهمئی ها به دلیل همسایگی، از قدیم تا کنون دارای ارتباطات قوی و پایدار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی با شهر تاریخی بهبهان بوده اند. برای درک بهتر موضوع، ابتدا اشاره ای به گذشته منطقه «لیراو» که خاستگاه اولیه بهمئی ها بوده و از نظر جغرافیایی جزو سرزمین کهگیلویه است می گردد ادامه‌ی گفتار

بهمئی‌ها و حکومت زند

از آنجایی که حکومت زندیه خود زیرمجموعه تبار لر بوده اند و با کمک و همراهی طوایف لر، حاکم ایران گردیدند، مناسبات گسترده ایی با لرتباران برقرار کرده بودند. انتخاب شیراز به پایتختی سلسله زند هم مزید بر علت شد و این ارتباط را میان آن دو قوی تر نمود. در این میان طبیعی بود رقابت ها و حتی درگیریهایی صورت پذیرد. چنانچه تاریخ نشان داده قوم لر بیشتر از جانب همین اختلاف ها و رقابت های درونی ضربه خورده است. به هر سوی ایل بهمئی نیز جدا از این تحولات نبود و بهمئی دات کام در این مجال به بخشی از این حوادث که باعث جدا گردیدن تعدادی بهمئی از سرزمین مادریشان شد، به طور گذرا اشاره خواهد کرد. ادامه‌ی گفتار

تاریخ ایل بهمئی

پیران و بزرگان بیان می دارند بَهْمِئی یک ایل اصیل و با منشاء نژادی واحد است. تمام بَهْمِئی ها چه افراد عادی و چه کدخدا و خان ، دارای یک جد مشترک می باشند. واژه بهمئی یعنی منسوب به بهمن و در واقع اسم ایل بهمئی هم از نام همین جد مشترک گرفته شده است. بهمن جد مشترک و نیای بزرگ ایل بهمئی که فرزندانش توانسته اند در گذر زمان موجودیت خود را حفظ کرده و نسل خود را بخوبی گسترش دهند تا آنکه سرانجام بعنوان یک ایل مستقل و استخوان دار قد عَلَم نمایند. ادامه‌ی گفتار