سرزمین ایل بهمئی

هرچند در سالهای قبل و در پست‌های «جغرافیای ایل بهمئی»، «تقسیمات اقلیمی بهمئی» و «آب و هوای بهمئی» نگاهی به فاکتورهای جغرافیایی آن گشت امّا مناسب دیده شد تا در مجال حاضر و در ادامه چند گفتار پیشین نگاهی به سرزمین و قلمرو جغرافیایی ایل بهمئی بر مبنای آثار دکتر جواد صفی‌نژاد انداخته شود. به هر عنوان ایشان در این باره بیان داشته‌اند: ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل طیبی

همانگونه که در سالهای قبل در پست «جغرافیای ایل بهمئی» اشاره گشت ایل طیبی به عنوان همسایه شرقی ایل بهمئی، در میان ایلات کهگیلویه بیشترین روابط را با آن داشته است گویی چنانکه در پست بهمئی‌ها در فارسنامه ناصری هم آورده شد بنابه نص کتاب مذکور در زمان قاجاریه، طیبی‌ها در کنار بهمئی‌ها، یوسفی‌ها و شیرعالی‌ها ایلات چهارگانه لیراوی کوه را سامان می‌دادند. ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل دشمن زیاری

گفته شده که در منطقه کهگیلویه 3 ایل بهمئی، طیبی و دشمن‌زیاری به عنوان ایلات ثلاث مطرح بوده‌اند؛ گو اینکه همسایگی سه مجموعه مذکور در نیمه غربی سرزمین کهگیلویه عاملی مهّم در ایجاد روابط نزدیک میان آنان بوده است. ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل بابویی

همانگونه که در سالهای قبل در گفتار «بهمئی‌ها در فارسنامه ناصری» نیز اشاره شد بابوئی به عنوان یکی از ایلات کهگیلویه در عهد قاجاریه مطرح بوده، گو اینکه پیش از آن هم در زمان حکومت زند، سران آن دارای جایگاه برجسته سیاسی در سطح منطقه بوده‌اند؛ امری که شرح گوشه‌ای از آن در پست «بهمئی‌ها و حکومت زند» ارائه گشت. ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل چرام

چرام یکی از ایلات ششگانه کهگیلویه در قرون اخیر بوده است که پیشتر ذکر آن به‌نقل از کتاب فارسنامه ناصری از منابع اواخر دوره قاجاریه در پست «بهمئی‌ها در فارسنامه ناصری» رفت. همچنین کتاب ریاض الفردوس خانی از منابع عهد صفویه از منطقه چرام نام برده و می‌آورد: ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل بویراحمد

در ادامه‌ی گفتار پیشین، در پست حاضر تلاش می‌شود تا شناختی مقدماتی از پهنه جغرافیایی بویراحمد در قامت یکی از ایلات ششگانه کهگیلویه به دست داده شود. ضمناً پیش از پرداختن به اصل مبحث، دو نکته درباره بویراحمد به شرح زیر یادآوری می‌گردد: ادامه‌ی گفتار

شناخت جغرافیایی کهگیلویه

کهگیلویه که به‌عنوان بخشی از سرزمین پهناور لر، در گذر زمان دارای موقعیت ممتاز جغرافیایی تاریخی بوده است – چه در زمانیکه سکونتگاه عیلامیان و چه دوره‌ای که دروازه ورود پارس باستان (مرکزیت سیاسی شاهنشاهی هخامنشی و ساسانی) بود – در قرون معاصر هم در قامت مأمن و جایگاه ایل‌ها و طوایفی جلوه‌گر شده که مردمانشان به صفا، صمیمیت، صداقت و شجاعت همچون سایر لرتباران شهره بوده‌اند. ادامه‌ی گفتار