ساختار اجتماعی ایلات و طوایف

همانگونه که بارها اشاره گردید نباید از نظر دور داشت از نگاه مراجع علمی – دانشگاهی، اساسی‌ترین ویژگی ایلات و طوایف عشایری، نظام سیاسی اجتماعی آنان بوده است. ویژگی‌هایی که تا دهه چهل شمسی کماکان پابرجا بودند امّا پس‌از اجرای سیاست اصلاحات ارضی، عشایر نظام سیاسی خویش را از دست داده و سازمان اجتماعی آنان هم با سرعت بیشتری در مسیر رنگ باختن قرار گرفت. ادامه‌ی گفتار

لرهای فیلی در سفرنامه داگلاس

در ادامه پست پیشین و سفرنامه ویلیام داگلاس سیاستمدار و  قاضی مشهور دیوانعالی ایالات متحده آمریکا در میان لرها که دو بار طی سالهای ۱۹۴۹ (۱۳۲۸ شمسی) و ۱۹۵۰ (۱۳۲۹ شمسی) به خاورمیانه سفر کرده بود، گفتار حاضر به مکتوبات وی درباره لرهای فیلی (لر کوچک) می‌پردازد. ادامه‌ی گفتار

شناخت جغرافیایی لر کوچک

دکتر جواد صفی‌نژاد بیان می‌دارند: لرها قوم کهنی هستند که از سال ۳۰۰ هجری از حکومت‌شان اطلاعات ارزشمندی در دست است؛ امری که قدمت تاریخی آنها را مشخص می‌دارد. ایشان در واپسین مکتوبات خویش ذکر نموده‌اند که در سال مذکور فرمانده و سرپرست تمام منطقه لرنشین ایران فوت شد. ریش‌سفیدان و بزرگان عشایر لر در نشستی می‌خواستند درباره فرمانروای جدید تصمیم بگیرند، سرپرست فوت شده دو پسر داشت به نام‌های بدر و منصور. ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل بختیاری

در کتاب «عشایر مرکزی ایران» آمده است بخش وسیعی از غرب و مرکز ایران قلمرو لرهایی است که از حدود نیمه قرن ششم هجری در آن نواحی به قدرت رسیده و حکومتی تشکیل دادند که در تاریخ ایران به نام «اتابکان لرستان» مشهور است. ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل ممسنی

همانگونه که در پست «شناخت لرهای استان فارس» اشاره شد از منظر تقسیمات سیاسی کشوری، سرزمین «ممسنی» اصلی‌ترین منطقه لرنشین در استان مذکور می‌باشد که البته دارای پیوستگی تاریخی – جغرافیایی با «سرزمین لر بزرگ» و به‌ویژه چهاربنیچه‌ی کهگیلویه (بویراحمد، چرام، دشمن‌زیاری و نوئی) بوده است. ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل بهمئی

هرچند در سالهای قبل و در پست‌های «جغرافیای ایل بهمئی»، «تقسیمات اقلیمی بهمئی» و «آب و هوای بهمئی» نگاهی به فاکتورهای جغرافیایی آن گشت امّا مناسب دیده شد تا در مجال حاضر و در ادامه چند گفتار پیشین نگاهی به سرزمین و قلمرو جغرافیایی ایل بهمئی بر مبنای آثار دکتر جواد صفی‌نژاد انداخته شود. به هر عنوان ایشان در این باره بیان داشته‌اند: ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل طیبی

همانگونه که در سالهای قبل در پست «جغرافیای ایل بهمئی» اشاره گشت ایل طیبی به عنوان همسایه شرقی ایل بهمئی، در میان ایلات کهگیلویه بیشترین روابط را با آن داشته است گویی چنانکه در پست بهمئی‌ها در فارسنامه ناصری هم آورده شد بنابه نص کتاب مذکور در زمان قاجاریه، طیبی‌ها در کنار بهمئی‌ها، یوسفی‌ها و شیرعالی‌ها ایلات چهارگانه لیراوی کوه را سامان می‌دادند. ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل دشمن زیاری

گفته شده که در منطقه کهگیلویه ۳ ایل بهمئی، طیبی و دشمن‌زیاری به عنوان ایلات ثلاث مطرح بوده‌اند؛ گو اینکه همسایگی سه مجموعه مذکور در نیمه غربی سرزمین کهگیلویه عاملی مهّم در ایجاد روابط نزدیک میان آنان بوده است. ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل بابویی

همانگونه که در سالهای قبل در گفتار «بهمئی‌ها در فارسنامه ناصری» نیز اشاره شد بابوئی به عنوان یکی از ایلات کهگیلویه در عهد قاجاریه مطرح بوده، گو اینکه پیش از آن هم در زمان حکومت زند، سران آن دارای جایگاه برجسته سیاسی در سطح منطقه بوده‌اند؛ امری که شرح گوشه‌ای از آن در پست «بهمئی‌ها و حکومت زند» ارائه گشت. ادامه‌ی گفتار

سرزمین ایل چرام

چرام یکی از ایلات ششگانه کهگیلویه در قرون اخیر بوده است که پیشتر ذکر آن به‌نقل از کتاب فارسنامه ناصری از منابع اواخر دوره قاجاریه در پست «بهمئی‌ها در فارسنامه ناصری» رفت. همچنین کتاب ریاض الفردوس خانی از منابع عهد صفویه از منطقه چرام نام برده و می‌آورد: ادامه‌ی گفتار