ازدواج در ایل بهمئی

همانگونه در پست هویت و فرهنگ ایل بهمئی نیز اشاره گردید؛ آداب و رسوم زیرمجموعه ای از فرهنگ جوامع بشری است که آن نیز خود جزوی از هویت یک قوم و گروه انسانی بشمار می رود. با عنایت به اینکه هدف از راه اندازی وبسایت بهمئی دات کام شناخت از اصالت خویشتن در چارچوب هویت قوم بزرگ لر و بویژه ایل بهمئی می باشد در این مجال کوتاه نگاهی به رسم ازدواج بعنوان یکی از عناصر فرهنگی هویت بهمئی انداخته می شود.

ازدواج عبارت است از همبستگی بین یک مرد و یک زن برای اینکه فرزندانی که از آن زن متولد می شوند به عنوان فرزندان قانونی از این پدر و مادر در نظر گرفته شوند. این تعریف علمی کاملاً مرتبط با حقیقت موجود در جامعه ی سنتی ایرانی است. جایی که ازدواج بین یک زن و مرد با هدف داشتن فرزند و وارث اجتناب ناپذیر می شود.

در ساختار سنتی ایل بهمئی پدیده ازدواج با تأکید بر تولد فرزند پسر که ادامه ی نسل پدر را تضمین نماید جلوه گر می شود زیرا داشتن فرزند، تنها به صورت پدرتباری می باشد.

Dr.restrepo

خانم دکتر الویا رسترپو، همسر مرحوم دکتر نادر افشار نادری در کتاب ارزشمند زنان ایل بهمئی که نتیجه ی تحقیقات میدانی او در اواسط دهه چهل و اوایل دهه پنجاه شمسی در بین بهمئی ها بود به مبحث ازدواج در ایل بهمئی در جنبه های مختلف آن می پردازد؛ از جمله مراسم ازدواج در میان بهمئی ها. وی در خصوص مراسم ازدواج در میان بهمئی ها به مراحلی اشاره می کند شامل: انتخاب همسر، خواستگاری و نامزدی، زمان تعیین شده بین عقد و عروسی و در پایان نیز عروسی و مراسم آن.

انتخاب همسر: در ساختار سنتی ایل بهمئی افراد به ندرت خودشان همسرانشان را انتخاب می کنند. ازدواج بیشتر با هدف برقراری اتحاد بین دو ایل، دو طایفه، دو تیره و یا دو خانواده که زوجین مستقیماً به آنها تعلق دارند صورت می گیرد.

دقیقاً ازدواج بین یک پسر و دختر خان با این هدف انجام می گیرد. در این حالت، بیشتر ایجاد یک اتحاد سیاسی است که دارای انعکاس وسیع درونی و بیرونی برای ایل است. زوجین در چنین حالتی، به ندرت از احساس شخصی برای چنین ازدواجی بهره برده اند. وضعیت جسمانی ( زیبایی ) افراد در انتخاب همسر در چنین حالتی در درجه دوم اهمیت قرار دارد. در واقع هرچه ازدواج های برون گروهی با هدف ایجاد تعادل سیاسی برای اقشار کاملاً مشخص همچون خوانین، کدخداها و میرزاها وضعیت دو خانواده را از نظر تعداد نامزدهای احتمالی برای اینکار کاملاً محدود می کند در عوض آزادی انتخاب شخصی برای همسرگزینی در بین افراد عادی ایل بسیار بیشتر است.

از آن جایی که ازدواج درون گروهی در داخل طایفه و تبار بسیار رایج است، عروس و داماد جوان اغلب از کودکی با هم آشنا بوده و نسبت به یکدیگر احساس عمیقی پیدا کرده اند.

تمام افرادی عادی ایل کم و بیش به یک طبقه ی اجتماعی تعلق دارند و در مجموع برخوردی در ارتباط با منافع شخصی با یکدیگر ندارند. البته سعی می شود که اصولاً همسر خود را از خانواده ای انتخاب کنند که دارای منابع اقتصادی تقریباً مساوی باشند.

یادآوری می کنیم که تصور وجود برابری اجتماعی، بیشتر از آن جهت است که تمام افراد عادی ایل دارای جد مشترک می باشند و همگی خویشاوند هستند و یکدیگر را Gow بمعنی برادر صدا می کنند.

چنین آزادی به صورت مستقیم مطرح نمی شود زیرا نه یک پسر و نه یک دختر نمی توانند خودشان رسماً اقدامات اولیه را برای به انجام رساندن یک ازدواج انجام دهند. این اقدام از وظایف تعیین شده  سنتی پدران و مادران آنها است.

با وجود این، پسر مانند دختر می تواند در یک شرایط خاص به رد کردن یا پذیرفتن یک ازدواج که برای آنها در نظر گرفته شده است اعلام نظر نمایند. احترام گذاشتن و اعتماد به احساس یک پسر و یک دختر در بین افراد بالغ امری پذیرفته شده است. با این وجود این « آزادی در انتخاب » در عمل به دلیل پایین بودن سن ازدواج در آن دوران اغلب محدود بوده است. یعنی تصور « آزادی » در این عرصه بیشتر در بین دختران با سنین بالا و یا یک زن که ازدواج می کند ممکن است.

در بعضی از موارد خاص، این آزادی در انتخاب اصلاً وجود ندارد. گاهی والدین حتی قبل از تولد فرزندانشان همسران آنها را انتخاب می کنند. زمانی که پسری قبل از دختری به دنیا امده است پدرش، در روز تولد یک دختر، به بریدن ناف نوزاد اقدام کرده و می گوید: « این ناف را برای پسرم می برم » چنین تعهد و رسمی بیشتر بین برادارن و خواهران و یا خویشاوندان نزدیک رد و بدل می شود. با این وجود این نوع همسر گزینی از انواع نسبتاً نادر است.

اگر عاشق هم باشند، پسر جوان هرگز بصورت مستقیم مسئله را معمولاً با پدرش مطرح نمی کند و به ندرت با مادرش مطرح می کند. او به خواهر بزرگش و یا یک دوست مورد احترام پدرش موضوع را واگذار می نماید. موقعی که از این طریق موضوع منتقل شد، پدر اگر موافق باشد، ترتیبی می دهد تا خبر به اطلاع خانواده دختر نیز برسد. اگر خانواده دختر با این وصلت مخالف باشند، فردی را می فرستند که این شایعه را تکذیب کند. در صورت موافقت بدون این که کار خاصی انجام دهند از این خبر ابراز خوشحالی می کنند. از این لحظه به بعد است که رایزنی های واقعی برای انجام این کار می تواند آغاز گردد.

خواستگاری و نامزدی: در ازدواج های مرسوم، زمانی که موافقت بین دو خانواده کسب شد، بایستی چندین مرحله سنتی دیگر قبل از اینکه ازدواج انجام شود طی گردد که شامل موارد زیر است:

الف – گپ زنی: ابتدا یک گروه از افراد اصیل و شناخته شده بعنوان نماینده از طرف خانواده پسر به منزل پدر دختر می روند. ناهار در آنجا صرف می شود و اگر راه دور باشد شب را نیز آنجا خواهند خوابید. بعداز صرف ناهار است که صحبت های مشخص و معینی راجع به هدف این ملاقات مطرح می شود، یعنی اینکه درخواست موافقت دختر از پدرش. آنها التبه پیشنهاد ازدواج را طوری مطرح می کنند که تمام شرایط دلخواه و امتیازات لازم نیز گفته شود. این جلسه در شرایطی تشکیل می گردد که هیچ یک از افراد نزدیک دو خانواده حضور ندارند و تنها پدر دختر حضور دارد. با وجود اینکه همه از قبل می دانند جواب این درخواست مثبت است ولی پدر دختر مدتی وقت می خواهد تا پس از مشاوره با افراد مهم فامیل و کدخدا و ریش سفید جواب نهایی را بدهد. بعداز اینکه فردستادگان خانواده پسر منزل پدر دختر را ترک کردند، با او مجدداً تماس می گیرند و ضمن یادآوری موضوع و هدف این ملاقات و به نشانه احترام از او خواهش می کنند که درباره سرنوشت دخترشان – که دختر آنها نیز می باشد – تصمیم بگیرند. اگر کسانی باشند که با این وصلت مخالف اند، موافقین سعی می کنند، با ارایه دلایل و بحث های طولانی مخالفین را قانع نمایند.گاهی لازم است چندین جلسه بحث و گفتگو قبل از اینکه وحدت نظر کامل بوجود آید تشکیل شود. حتی اگر پاسخ مثبت در مدت کوتاه حاصل شود ولی با وجود این خانواده پسر بایستی حداقل چند هفته برای این پاسخ منتظر بمانند.

ب – کدخدایی و مسئله شیربها: تنها در روز کدخدایی است که مبلغ شیربها تعیین می گردد که بایستی از طرف خانواده پسر پرداخت گردد. بعداز این که مبلغ تعیین و اعلام شد، آن وقت است که نامزدی جنبه ی رسمی پیدا می کند، یعنی حدود یکماه پس از گپ زنی.

شیربها مبلغی است که به عنوان پرورش دختر صرف شده. این رسم در ازدواج های قدیمی انگلیس وجود داشته و به عنوان جبران به خانواده دختر پرداخت می شده است.

در روز کدخدایی، پدر پسر تمامی آذوقه و چیزهای لازم جهت برپایی مراسم را به منزل عروس آینده اش می فرستد. وسعت و شکوه این مراسم بستگی به طبقه ی اجتماعی دو خانواده دارد.

آذوقه هایی که پدر پسر می فرستد شامل: گوسفند، روغن، کره ی آب شده، شکر، چای، آرد، برنج، نمک، شیرینیجات و… می باشد. رسم آن است که حتی هیزم نیز برای پخت غذا فرستاده می شود. هزینه ی این مراسم « مخارج کدخدایی » نامیده می شود.

برای این روز باشکوه، پدر داماد تمامی افراد تبار خود و یا طایفه ی عروس آینده ی خود را به منزل عروس دعوت می کند. بعداز غذا، اقوام نزدیک و دور، ریش سفیدهای دو طرف و کدخدا ( اگر آمده باشد ) برای تعیین شیربها جلسه ای که شیربها برون نامیده می شود و مقدار شیربها در آن تعیین می گردد را تشکیل می دهند. احترام به بزرگان یک نوع احترام به تجربه ی آنها است.

زمانی که این ازدواج بین دو خانواده خویشاوند ( پسرعمو – دخترعمو – … ) انجام می شود شیربها اهمیت کمتری دارد و گاهی هم دریافت نمی شود. این امر بستگی به میزان محبتی دارد که بین دو خانواده نسبت به یکدیگر وجود دارد.

مراسم کدخدایی، برحسب اینکه برای فرزندان رؤسا انجام گیرد، تفاوت هایی دارد. موقعی که پدر داماد به همراه بزرگان فامیل به منزل عروس می روند بایستی برای پدر او یک هدیه که « زبان گشون » نامیده می شود ببرند تا اینکه مذاکرات اوّلیه در شرایط محبت آمیز آغاز گردد. این هدیه گاهی یک رأس اسب و یا قاطر است.

در طایفه علاءالدینی که یکی از پرجمعیت ترین و همچنین اصیل ترین طایفه ها در ایل است میزان شیربها زمانی تعیین می گردد که مراسم عروسی انجام شده باشد. این رسم اصیل در بین این طایفه باعث بوجود آمدن محبت و ایجاد روح همبستگی می گردد.

شیربها شامل: چند رأس دام، برنج، آرد، شکر و مقداری پول است. میزان و مقدار هریک از این عناصر برجسب جایگاه و طبقه اجتماعی  و ثروت دو خانواده مورد نظر متفاوت می باشد.

شیربها توسط دارای مشترک افراد فامیل تهیه می گردد. پدر داماد آن را می پردازد و برای هریک از پسران خود که ازدواج می کنند یک سیاه چادر برپا می نماید، امّا این مخارج هنگام تقسیم ارث در خانواده محاسبه و از سهم آنها کاسته خواهد شد.

در صورت فوت پدر، سهم الارث او به فرزندان پسر مجردش تعلق می گیرد تا مخارجی که برای ازدواج بردارهای دیگر پرداخته شده است از این طریق جبران شود.

زمانی که دو فرزند پسر آخر بخواهند از هم جدا شوند، افراد دیگر خانواده جلسه ای تشکیل داده و مقداری موی بز لازم برای تولید یک سیاه چادر را به کوچک ترین فرزند که با مادر بیئه ی آنها می ماند و با او زندگی می کند به او خواهند داد.

وقتی یک دختر ازدواج می کند، شیربها تقریباً بطور کامل صرف تهیه لباس عروس، بغچه و … می گردد. اگر چیزی باقی ماند به پدر و یا برادر مجرد که در خانه ی پدری زندگی می کند و مسؤلیت نگهداری خواهر کوچکتر خود را بعهده دارد داده خواهد شد.

بعداز فوت پدر، هریک از برادران مجرد یا متأهل بخشی از مخارج مربوط به ازدواج یکی از خواهرانشان را به عهده می گیرند.

ج- لباس کردن: این مراسم معمولاً چند روز بعداز مراسم کدخدایی انجام می شود، ولی در بعضی از طایفه ها در همان روز انجام می گیرد.

داماد آینده به همراه چند زن از فامیل خود و فامیل همسر، دوباره به خانه عروس آینده می روند. آنها مقداری لباس و آذوقه که میزانش بستگی به وضعیت مالی شان دارد به خانواده عروس هدیه می دهند.

در این مراسم است که داماد آینده برای اوّلین بار بطور رسمی با تمامی افراد خانواده همسر آینده اش آشنا می شود ولی هنوز اجازه دیدن همسر آینده اش را ندارد. اغلب اوقات در چنین روزی عروس به اردوگاه و یا روستای دیگری رفته و در خانه دوستان و خویشان خود که خانه شان دور از محل می باشد می ماند. او در آنجا تا وقتی که مهمانان در منزل او هستند، یعنی تقریباً تمام روز را در خانه دیگر می گذراند.

در طول این زمان مادرش مهمانان را پذیرفته و با غذایی خوشمزه که توسط خود او تهیه شده است از آنها پذیرایی می کند: خسی تپانک ( به زبان لری خَسی یعنی مادرزن و تپانک از فعل تپاندن به معنای وارد کردن چیزی بوسیله روز)

این اصطلاح خیالی شاید بدین معنی است که مادرزن سعی دارد دل داماد آینده اش را از طریق ارایه یک آشپزی خوب به دست آورد.

رسم است که بهترین غذا که یک مرد در طول زندگی می تواند بخورد طبخ شود. لذا برای انتخاب و طبخ یک غذای خوب ( خسی تپانک ) بایستی به مادرزن مراجعه شود.

پس از صرف ناهار، زنان خانواده ی داماد، به بریدن پارچه ی لباسی که برای عروس آورده اند می پردازند. آنها می توانند دوختن آن را نیز شروع کنند ولی معمولاً وقت کافی برای به پایان رساندن آن ندارند. اگر ازدواج از چندین سال قبل پیش بینی شده باشد، تقریباً یک سال یکبار در همین تاریخ، رسم « لباس کردن » تکرار می شود. ولی از سال دوم تنها زنان هستند که در این مراسم شرکت می کنند و فقط به آوردن لباس و مقداری شیرینی جات برای عروس اکتفا می کنند. در این مقطع دیگر از گوسفند، روغن و برنج خبری نیست.

در طول مدت نامزدی، پدر عروس غالباً از داماد آینده اش می خواهد که به او برای انجام بعضی از کارها کمک نماید، چیزی که داماد با کمال میل می پذیرد.

زمان تعیین شده بین عقد و عروسی: در بین بهمئی ها، در هیچ یک از موارد، قرارداد ازدواج ( عقد) به مفهوم غربی آن وجود ندارد. بیشتر یک تعهد اخلاقی است که بطور زبانی ( شفاهی ) بین دو خانواده و دو گروه زمان ازدواج را رسماً اعلام می کنند.

از این روز به بعد، می توان فهمید که دختر ازدواج کرده، حتّی اگر به زندگی در منزل خودش و در کنار پدر و مادرش ادامه دهد، زیرا دو دسته موی او را از دو طرف صورتش می چیند و از زیر روسری پیداست، این امر به مفهوم داشتن همسر است. این نوع آرایش مو، اوّلین نشانه ی ظاهری است که بین یک دختر مجرد و یک دختر متأهل می توان تمایز قایل شد. او، این شکل را تا زمان تولد اوّلین فرزندش حفظ می کند. این قرارداد یا در روز کدخدایی و یا در روز لباس کردن و یا در اوّلین روز جشن عروسی بسته می شود. هیچ مسؤل رسمی و یا مذهبی در این مراسم حضور ندارد. در مواردی که قرارداد بصورت کتبی تدوین می شود، معمولاً یک سیّد است که آن را می نویسد و پس از آن به ندرت در یک دفترخانه رسمی در شهر به ثبت می رسد.

به هر شکلی که باشد، در هنگام عقد، پدر داماد یک هدیه ی نقدی یا جنسی به مادر عروسش تقدیم می کند.این هدیه « حق شیر » نامیده می شود. در اکثر موارد این هدیه یک گوسفند است.

در مراسم ازدواج فرزند خان، از یک محضردار از شهر بهبهان دعوت می شود تا در مراسم حضور داشته باشد و عقد را بطور رسمی در دفتر ثبت نماید. پدر داماد بایستی تعدادی لباس به همسایه های خانواده ی عروسش به همراه مقداری هدیه از قبیل گوسفند و یا چیزهای دیگر به رئیس طایفه بدهد.

درست است که قرارداد عقد بین دو خانواده قبل از این که مبلغ کامل شیربها به خانواده عروس داده شود منعقد می گردد. ولی این امکان وجود دارد که مدت زمانی تا زمان انجام عروسی تعیین گردد. این مدت زمان بیش از هر چیز بستگی دارد به درجه ی خویشاوندی بین عروس و داماد آینده نسبت به یکدیگر و یا این که جایگاه اجتماعی آنها و همچنین وضعیت خانوادگی زوجین، میزان ثروت، در صورتی که از اقوام نزدیک به هم نباشند و به خصوص سنّ دختر.

وقتی که یک ازدواج بین دو نفر از فامیل صورت می گیرد از شدت اهمیت مسایل اقتصادی کاسته می شود، مخصوصاً وقتی آنها پسرعمو و دخترعمو باشند. ازدواج بین زوجهایی که از طرف پدر خویشاوند هستند ( پسرعمو و دخترعمو ) معمولاً زودتر و سریع تر از موارد دیگر انجام می شود. به خصوص که آنها از بچه‌گی یکدیگر را شناخته و عاشق هم نیز بوده باشند.

وضعیت اقتصادی داماد نیز می‌تواند در مدت زمانِ بین عقد و عروسی تأثیرگذار باشد. در حقیقت اگر خانواده عروس خیلی فقیر نباشند، میزان مبلغ درخواست شده به همان اندازه بالا می‌رود که میزان رابطه خویشاوندی بین دو خانواده، یعنی هرچقدر خویشاوندی دورتر صورت گیرد مبلغ بالاتر است و گاهی داماد زمان زیادی برای جمع کردن و تهیه پول درخواست شده نیاز دارد.

زمانی که داماد فرد ثروتمندی باشد و ازدواج جنبه سیاسی نیز داشته باشد، این که عروس در مدت کوتاهی برای زندگی با شوهرش حاضر شود بیش از هرچیز به شوهرش بستگی دارد.

اگر زوجین از یک مال و یا یک روستا باشند، دختر، حتّی اگر تجربه‌ی کافی نداشته باشد می تواند بخوبی با شوهرش زندگی کند زیرا‌که او همیشه برای کارهای منزل از مادرش، یا مادرشوهرش و یا عمه و خاله‌هایش کمک می‌گیرد. این حمایت روحی از طرف مادر به خانواده‌ی جوان باعث گردیده که نمونه‌های زیادی زوجه داشته باشیم که با همسرانشان بخوبی زندگی می‌کنند.

عروسی و مراسم آن: به دلیل اهمیت این بخش از مراسم ازدواج تلاش خواهد گشت در قالب یک پُست جداگانه به بررسی چگونگی آن در ساختارهای سنتی ایل بهمئی پرداخته شود.

11 دیدگاه در “ازدواج در ایل بهمئی

  1. احتراماً به آگاهی مخاطبین گرامی و بویژه گووَل عزیز بهمئی می رساند که پُست بالا با اضافه نمودن مطالب تکمیلی بدان، بروز رسانی گردیده است.

    • سلام
      با تشکر از ابراز محبت شما، تلاش خواهد شد تا در آینده درباره ساختارهای سنتی ایل باوی مطالبی تهیه و منتشر گردد.

  2. باسلام می خواستم درباره کشته شدن حسین خان واینکه چه کسانی با کشته شدن بیشتر بدانم لطفا راهنمایی کنید.

    • سلام
      هماهنگونه که پیشتر نیز اشاره گردید؛ در آینده و فرصت مناسب تلاش خواهد شد در چارچوب پُستهای مستقلی به وقایع سالهای ۱۳۰۳ به رهبری حسین خان ایلبگی و همچنین ۱۳۱۶ به رهبری خداکرم خان (خان طلا) پرداخته شود.

  3. سلام جناب خلیلی..پدر بزرگ و عموی من همراه حسین خان کشته شدن پدرم آن زمان یک کودک ۷ساله بود .خیلی دوست دارم وقایع آن جنگ را بدانم .

    • سلام
      همانگونه که اشاره گردید به امید خدا در قالب پُست مستقلی بدان پرداخته خواهد شد.

    • سلام
      جهت معرفی بهتر مقاله، نام و شماره ی مجله ای که مقاله ی مذکور در آن چاپ شده است را نیز ذکر نمایید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.