دکتر سکندر اماناللهی بهاروند مینویسند: ساختمان اجتماعی کوچنشینان ایران به طور کلی بر اساس خویشاوندی و نظام پدرتباری استوار است. در نظام پدرتباری هویت و نسب فرد در رابطه با پدر تعیین میگردد. از این رو گروههای عمده تشکیل دهنده یک طایفه یا ایل طبعاً گروههای پدرتبار (دودمان – تیره و جز آنها) میباشند که اعضاء آنها خود را از نسل یک نیای مشترک میدانند. کوچکترین واحد یا گروه پدرتبار شامل تعدادی افراد است که خود را از نسل شخص معینی که بین سه تا چهار نسل پیش میزیسته است میدانند. ایلات اصطلاحات گوناگونی برای این واحد بکار میبرند چنانکه در لرستان آنرا دودمو (دودمان) یا بووه و در بین بختیاریها اولاد مینامند اعضاء این واحد اغلب بنام بانی آن شناخته میشوند.
سلام بر همه همتباران وهم میهنان و ملت شریف ایران
وحدت ملی و انسجام یک ملت زمانی انجام میگیرد که تمام اقوام یک ملت دست به دست هم داده و جامعه ای سالم عاری از هرگونه تضاد طبقاتی،فساد مالی و اخلاقی بر خورد با هرگونه هنجار شکنی اجتماعی که کاملا مشهود اند ودر سطح کشور این عوامل کاملا شناخته شده اند گفتن توضیحات بیشتر در این مجال نمیگنجد
و همین توضیحات کاملا اکتفا میکند چناچنه اغلب ملت ایران بر این مسائل واقف هستند
اما عده ای در بین مردم ولایتمدار ایران هستند که فریب خورده عوامل معاند هستند
در همه جای دنیا این دسته از افراد پیدا میشوند در همه اقوام و این حقیقت است
حقیر قست توهین و یا بی حرمتی به هیچ سخص و اشخاص یا گروه خاصی را ندارم و صرفا جهت همبستگی اقوام ایران و از بین رفتن اضمحلال ملت ایران ایراد سخن کردم
در پایان امیدوارم اقوام شایسته ایرانی اصل نصب و ریشه ذات وفرهنگ غنی و ۳۰۰۰ ساله خود را فراموش نکرده و همچنان در ره آیین نیاکان و بزرگان خود قدم بردارند
سلام
همتبار گرامی
جناب آقای کوراوند
۱- بله! همانگونه که آن مخاطب محترم به درستی اشاره کرده وحدت ملی یک امر دستوری یا نمایشی نیست؛ بلکه ثمره عینی عدالت اجتماعی، رفع تضادهای طبقاتی و مبارزه بیامان با فساد است؛ اما نکتهای که نباید از نظر دور داشت این است که انسجام ملی، یک جاده دوطرفه است. حکومتها مشروعیت و همبستگی را با ارائه امنیت عمومی، رفاه و احترام به کرامت انسانی مردمشان تضمین میکنند؛ این رابطه، قلب فلسفه سیاسی و مفهوم «قرارداد اجتماعی» میان ملت و دولت است.
۲- همانگونه که آن مخاطب محترم به درستی ذکر کرده؛ یاد کردن و توجه به آیین نیاکان و بزرگان، ارزشمند است. اما پرسش این است که میراث آن بزرگواران چه بوده؟ از دید این پایگاه، میراثشان در عرصه سیاست همانا آزادیخواهی در فکر، تصمیم و عمل بوده که حتی به راحتی سر برای شاهان خم نمیکردهاند؛ به گوشههایی از این صفات عالی، در سلسله گفتارهای لرهای بختیاری در سفرنامه لایارد اشاره شده است؛ مثلاً:
همچنین در همین پست به نقل از لایارد آمده است:
در جایی دیگر از همین گفتار به نقل از لایارد آمده است:
۳- در راستای مطالب بند ۲ و تأیید نکته مهم مورد نظر آن برادر محترم یعنی قدم برداشتن در راه آیین نیاکان و بزرگان، بایستی گفت اعتقاد این پایگاه بر این است که بیانات بزرگان و رهبری سیاسی و نیز منابع مکتوب تاریخی، میآموزد که بزرگان و رهبری سیاسی ما اعم از «شاهان، امیران، والیان و خوانین» مصلح، وجه تمایزشان با دیگران در دو خصیصه بارز بود:
به نظر میرسد آیین بزرگان و رهبری سیاسی ما، آیین سکوت در برابر کجرویها یا توجیه ضعفها نبوده؛ آن بزرگواران دلسوزانی مصلح بودند که منافع جامعه را بر هر مصلحت دیگری مقدم میشمردند. آیا امروز، وفاداری به آن فرهنگ کهن در این نیست که با صراحت، شجاعت و عقلانیت، در برابر کجرفتاریها و فسادهایی که کیان جامعه را به مخاطره میاندازند، موضعی خیرخواهانه داشت؟
به هر تقدیر ایران عزیز بالاترین سرمایهای میباشد که مردمان این مرز و بوم در طول قرنها با نثار جانهای شیرین خود و با هدایت رهبران مصلح و خدمتگزار حفظ نمودهاند تا به دست نسل امروز برسد، اما پاسداشت این گوهر گرانبها امری چند سویه بوده که همه ایرانیان بایستی به وظایف خویش در قبال آن عمل نمایند؛ مردم لر با جانفشانی و نثار خون فرزندان خویش در طول قرنها تا به حال دینشان را به این آب و خاک ادا کردهاند. حال شایسته است آنچه همه به عنوان فرزندان ایران مدنظر قرار دهیم داشتن کشوری آزاد و آباد به دور از هرگونه تهیدستی، تفرقه و تبعیض برای تمام گروهها و اقوام ایرانی باشد و تحقق این آرمان جز با سرمشق قرار دادن نقاط قوت تاریخ و عبرت گرفتن از گوشههای منفیاش، گسترش افق دید، پذیرش تکثر و بالا بردن روحیه مدارا و رواداری، ممکن نخواهد بود. در این باب سخن بسیار است، در فرصتی دیگر بدان پرداخته خواهد شد.
تندرستی و سعادت را برای همگان آرزومند است
یاحق