نخستین اصلاحیه نمودار درختی قوم لر

پس از گذشت نزدیک به 9 سال، همانگونه که مکرراً در بخش دیدگاههای وبسایت وعده داده شد، «نخستین اصلاحیه نمودار درختی قوم لر» تهیه گردید؛ در این راه سعی گشت از منابع تکمیلی استفاده گردد. ضمن اینکه شایسته است نکات زیر در رابطه با نمودار مذکور مورد عنایت قرار گیرند:
الف) در نمودار تلاش شده تا کلیاتی از چارچوب قوم لر ارائه گردد امّا شناخت تمام و کمال تقسیم‌بندی لرها در سیر تاریخی آنها نیازمند نمودارهای متعدد بوده و از توان یک چارت خارج می‌باشد.
ب) با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از نمودار با استفاده از آثار حکومتگران برجسته‌ای چون سردار اسعد بختیاری و نیز اساتید علوم اجتماعی و مردمشناسی همچون دکتر نادر افشار نادری، دکتر جواد صفی‌نژاد و دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند تهیه شده است و آندسته عمدتاً به سازمان سیاسی اجتماعی ایلات و طوایف می‌پردازند و نه روابط نسبی و خونی، ناگفته پیداست اتحادها (خین و چو/برد و چو) و جابجایی‌ها نقش مهّمی در این رابطه ایفا می‌کرده‌اند. پس فضای عمومی چارت بر آن اساس شکل گرفته است.
ج) به تناسب و تقارن ظاهری نمودار نیز حتی‌الامکان توجه گردیده و در همین راستا در برخی موارد رده‌های بیشتری آورده شده‌ و یا بعضی دیگر در توضیحات عکس افزوده شده‌اند. مثلاً در قسمت بهمئی احمدی از لیراوی کوه کهگیلویه و نیز زراسوند از باب دورکی هفت لنگ بختیاری، «4 رده» ذکر شده است؛ همچنین گروههایی از سادات کهگیلویه و بختیاری که بلحاظ محدودیت گرافیکی در نمودار درج نگشته‌اند، در خط 53 از توضیحات بدانها اشاره شده است.
د) سازمان سنتی ایلات و طوایف در گذر زمان با جذب گروههای جدید و یا پراکندگی برخی دیگر دچار تغییر و دگرگونی می‌شدند بنابراین چیستی و ماهیت آنها را بایستی در چارچوب سیر تاریخی نگریست. ضمناً یادآوری می‌گردد ساختارهای فوق تا اوایل دهه چهل شمسی پابرجا بوده‌اند زیرا پس از اصلاحات ارضی، نظام سیاسی خویش را از دست داده و با گسترش هیمنه تکنولوژی در عصر صنعت و ارتباطات و نیز پیشرفت زندگی یکجانشینی و شهرنشینی، بیشتر و بیشتر تضعیف گردیدند تا آنجا که یاد و خاطره‌ای از آن در خیال و ذهن پیران و بزرگان باقی ماند.
هـ) در طول قرن‌های متمادی پیوندهای نسبی و سببی در کنار عناصری همچون سرزمین، تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، دین و آئین، زبان و ساختارهای سیاسی تشکیل دهنده هویت مردمان لرتبار بوده است.
در پایان ضمن پاسداشت «اصالت‌ لر» که چیزی جز صفا، صمیمیت، صداقت و شجاعت نبوده، مجدداً از همه بزرگوارانی که با همیاری و همراهی خویش، این امر را ممکن ساختند بویژه مخاطبین گرامی که با نظرات سازنده‌ی خود، یاری‌گر بودند تشکر و قدردانی می‌گردد.

53 thoughts on “نخستین اصلاحیه نمودار درختی قوم لر

  1. با سلام و خسته نباشید

    تشکر فراوان بابت تهیه این نمودار ارزشمند ، خواهشمند است که گزینه دانلود را برای دریافت با کیفیت این نمودار قرار دهید ، تصویر از کیفیت و سایز مناسبی برخوردار نیست.

    با سپاس

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای فرزاد
      با سپاس از ابراز محبت و نظر لطف جنابعالی، برای مشاهده تصویر در اندازه اصلی (فول سایز) می‌توان با کلیک بر روی لینک آن که بصورت 3722×6189 در گوشه بالا سمت راست، زیر نوار مشکی رنگ برگه‌ها قرار دارد اقدام نمود.
      در پایان ضمن تشکر مجدد از ابراز محبت آن برادر محترم، همانگونه که بارها اشاره گردید بیان از اصالت‌ها موجب افتخار می‌باشد زیرا که به درستی «ذات و اصالت لر» چیزی جز صفا، صمیمیت، صداقت و شجاعت نبوده است.
      تندرست باشید

      • سلام
        من از ایل دینارونم و طایفه گورویی. لطفا به قبل از لر بزرگ و کوچیک رو بزارید این که زمان ایلخانیه به گمانم. واسم سوال هست کردها که زبونشون نه ترک نه عرب بیشتر به لر میخوره و شهرکرد رو هم ما نگه داشتیم حتما نشونه از برادر رفته مونه. ممنونم از زحماتتون و جمع آوری این تومار قدیمی

        • سلام
          مخاطب گرامی
          جناب آقای وحید
          ضمن تشکر از ابراز محبت و توجه آن برادر محترم:
          1- استناد به تقسیم‌بندی لر بزرگ و لر کوچک از آن جهت است که این دو مفهوم در گذر قرن‌ها ایجاد، تثبیت و گسترش یافته؛ مخصوصاً اینکه مورد استفاده فرمانروایان (بدر و منصور) و پادشاهان لر (اتابکان) نیز قرار داشته‌اند چنانکه در خط 4، 5، 6، 7 و 8 از توضیحات تصویر بدین امر اشاراتی شده است. البته مدنظر بوده و خواهد بود تا حتی‌الامکان به تاریخ لر پیش از سال 300 هجری نیز در قالب گفتارهای مستقل پرداخته شود، اگرچه عمده اطلاعات موجود تاکنون مربوط به زمان پس از سال مذکور است.
          2- نکته مهّم اینکه همانگونه که در خط 6 از توضیحات تصویر گفته شده «عناوین لر بزرگ و لر کوچک دو مفهوم تاریخی هستند که ریشه در سال 300 هجری دارند» یعنی بیش از 1100 سال پیش که خود دوره‌ای طولانی و قابل توجه می‌باشد. اهمیت این بازه زمانی از آن جهت است که می‌تواند نشانگر قرن‌ها زندگی جمعی، درهم‌تنیدگی‌های بسیار و یگانگی بالای لرتباران از شمالی‌ترین نقاط سرزمین لر تا جنوبی‌ترین نواحی‌اش باشد.
          3- بله! همانگونه که در خط ۳۰ از توضیحات تصویر ذکر گشته، قسمت بختیاری در نمودار فوق بر اساس تقسیم‌بندی سردار اسعد ایلخانی بختیاری تهیه شده است. در همین راستا چنانکه در خط 26 از توضیحات تصویر ذکر گردیده «در نمودار تلاش شده کلیاتی از چارچوب قوم لر ارائه گردد. امّا شناخت تمام و کمال تقسیم‌بندی لرها در سیر تاریخی آنها نیازمند نمودارهای متعدد بوده و از توان این مجال خارج است» بر همین مبنا به دسته‌بندی زمان سردار اسعد که یکی از شاخص‌ترین‌ها در نوع خود می‌باشد، به‌عنوان نمونه استناد شده است.
          4- بله! گفته‌اند که زبان لرها و کردها قرابت و شباهت‌هایی دارد؛ گو اینکه برخی معتقدند نزدیک‌ترین مردمان ایرانی نسبت به لرها نه تنها از نظر زبان بلکه سایر عناصر هویتی، خصلت‌ها، نگرش‌ها و جهان‌بینی نیز کردها می‌باشند.
          در پایان مجدداً به یاد می‌آورد بیان از اصالت‌ها موجب افتخار می‌باشد زیرا که به درستی «ذات و اصالت لر» چیزی جز صفا، صمیمیت، صداقت و شجاعت نبوده است.

        • باسلام خدمت مدیریت محترم گروه ایلم انشالله تندرست باشید سه خانواده محترم وبزرگ ذلقی ذلکی درالیگوودرز بخش ذلقی بوده که اینهارا بزرگ گفته اند ولی نامی برده نشده آحسین غیب الله وند نوه آاحمدلر که توانسته لشگر نادرشاه افشار را شکست دهد ۲تشمال تقی بریموند تشمال یعنی بزرگ وحسن فردی پزی اینهارا سه خونه بزرگ ذلقی وریشه دارنام برده اند وتوانایی بسیار بالایی درتمام دوران درهمه ارث ها داشتند وسلام پاسدار حاج آمرید احمدی نوه آحسین غیب الله وند زلقی بختیاری

          • سلام
            مخاطب گرامی
            جناب آقای احمدی غیب الله وند
            ضمن تشکر از ابراز محبت آن برادر محترم، موارد زیر جهت تبیین بیشتر موضوع مطرح می‌گردد:
            1- هرچند همانگونه که در خط ۳۰ از توضیحات تصویر ذکر گشته، از آثار سردار اسعد بختیاری در تهیه بخش بختیاری نمودار استفاده شده اما درباره زلقی در خط ۵۵ از توضیحات تصویر به تقسیم‌بندی دیگری به شرح زیر اشاره شده که در آن از غیب‌الله‌وند هم یاد شده است:
            زلکی
            جاوند

            چهار طایفه شامل:
            میانجایی
            چهاربری
            عادلوند
            کلاوند
            میکور
            چپال
            دره کائدی
            احمدفداله

            دوزنی قالی شامل:
            تاجمیری
            گانر
            غیبی‌وند
            جمالوند
            رحمت‌وند
            ماندنی
            غیب‌الله‌وند
            شیخ گوشه
            خدروند

            دوزنی خورجین شامل:
            لیرکی
            پزی
            جوبازوند
            دراشکفتی
            ترپی
            بی آبی
            هزارسی
            مدروک
            مفروش

  2. با سلام
    نمودار به نسبت جمعیت لک زبانان لرستان و همدان و کرمانشاه دارای زیرشاخه (طوایف) کافی برای ایلات لک زبان نیست ولی به نسبت جمعیت بسیار کمتر بالاگریوه در استان زیرشاخه و توضیحات اضافی داده شده است.
    با سپاس

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای فرزاد
      ضمن تشکر از ابراز محبت آن برادر محترم:
      1- اگر در نمودار تمام بخش‌ها شامل زیرشاخه‌های یکسان نمی‌باشند به دلیل آنست که تلاش شده تا به تناسب و تقارن ظاهری نمودار نیز حتی‌الامکان توجه شود و در همین راستا در برخی موارد رده‌های بیشتری آورده شده‌ و یا بعضی دیگر که بلحاظ محدودیت گرافیکی در چارت ذکر نشده‌اند، در توضیحات عکس شامل 57 خط مورد اشاره قرار گرفته‌اند.
      2- با توجه به نکات گفته شده، درخصوص لک‌زبانان استان‌های لرستان، همدان و کرمانشاه علاوه بر اینکه در قسمت پیشکوه و نیز پشتکوه (به‌ویژه هلیلانی و خزل) لر کوچک مورد اشاره قرار گرفته‌اند به موارد زیر هم می‌توان اشاره نمود:
      الف) در خط 17 از توضیحات تصویر به‌نقل از کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان اللهی بهاروند به پایروند از زیرمجموعه‌های امرائی اشاره شده است؛ این مورد از آن جهت مطرح می‌گردد که در استان کرمانشاه نیز از حضور پایروندها یاد شده است.
      ب) در خط 32 از توضیحات تصویر به‌نقل از کتاب مجمل‌التواریخ گلستانه به ایلات و طوایف وند (لک‌زبان) احمدوند، قلی‌علی‌وند، جلالوند، جلیلوند، مافی‌وند، بهتوئی‌وند، قوریه‌وند، خلیلوند، خواجه‌وند، زبیره‌وند، نانکلی‌وند و بوجولوند اشاره شده است. این مطلب از آن بابت ذکر می‌شود که مشخصاً در استان کرمانشاه از حضور جلیلوندها و نانکلی‌وندها یاد شده است.
      ج) در خط 33 از توضیحات تصویر به‌نقل از آثار دکتر جواد صفی‌نژاد به زوله اشاره شده است. این موضوع از آن جهت مطرح می‌گردد که در استان‌های همدان و کرمانشاه از حضور زوله‌ها یاد شده است.
      د) در خط 38 از توضیحات تصویر به‌نقل از کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان اللهی بهاروند به لرهای نهاوند از جمله لک‌زبانان اشاره شده است.
      هـ) در خط 42 از توضیحات تصویر به‌نقل از کتاب منتخب‌التواریخ معینی به ایلات و طوایف لر از جمله لک، زنگنه و سلگی اشاره شده است.
      در پایان مجدداً خاطرنشان می‌گردد که در نمودار سعی شده تا کلیاتی از چارچوب قوم لر ارائه شود امّا شناخت تمام و کمال تقسیم‌بندی لرها در سیر تاریخی آنها نیازمند نمودارهای متعدد بوده و از توان یک چارت خارج می‌باشد.
      پاینده باشید

  3. با سلام. از طایفه ی عشایر یاقویی ( یاقوی، یاقو، یعقوبی) که در گذشته از سمت غرب ایران به سمت سیرجان کرمان مهاجرت کرده اند اطلاعاتی دارید؟

    • سلام
      هم‌اکنون در این خصوص اطلاعاتی در دست نمی‌باشد اما پرسش شما مدنظر قرار خواهد داشت تا در صورت کسب هرگونه آگاهی، در همین مجال به اطلاع رسانده شود. ضمناً همانگونه که در نمودار، بخش لر کوچک، قسمت بالاگریوه مشاهده می‌گردد، به یاقوند (یعقوب‌وند) ذیل هادی از پاپی اشاره شده امّا اینکه یعقوبی سیرجان با آن ارتباطی دارد یا خیر، برای نگارنده مشخص نمی‌باشد.
      همچنین برای آشنایی با لرهای استان کرمان می‌توان به گفتار «شناخت لرهای استان کرمان» مراجعه نمود.

  4. به طایفه های کاید خورده در دهلران و مورموری و موسیان و طایفه شوهان در مهران که اصالتا از نوادگان سردار قلی خان تاجمیری زلقی ایل بختیاری هستند نیز توجه شود ممنون

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای محمدی
      ضمن تشکر از التفات جنابعالی، علاوه بر اینکه در نمودار بالا به کایدخرده و شوهان در ذیل پشتکوه لر کوچک توجه شده است، مدنظر بوده و می‌باشد تا در آینده و فرصت مناسب در چارچوب گفتارهای جداگانه و مستقل به ایلات و طوایف لر از جمله کایدخرده‌ها و شوهان‌ها پرداخته شود.

      • باسلام و احترام
        این نمودار به ظاهر دارای ايرادات و اشکالاتی هست.
        ایل بالاگریوه در نمودار مشاهده‌ نمیشود، دیرکوند بعنوان یک طائفه شاخص و طائفه زینیوند بعنوان یک شاخه پرجمعیت و برجسته‌ در این ایل مشاهده نمی‌شود.
        طائفه قلاوند از ایل بالاگریوه و دیرکوند محسوب می‌شود ولی در نمودار جزء ایل چگنی آورده شده

        • سلام
          مخاطب گرامی
          جناب آقای شادیوند
          1- در نمودار، ذیل تقسیم‌بندی لر کوچک، بخش پیشکوه، از بالاگریوه یاد شده است.
          2- در نمودار، ذیل تقسیم‌بندی بالاگریوه، بخش دیرکوند، از بهاروند، قلاوند، زینی‌وند و میر یاد شده است.
          3- در نمودار، ذیل تقسیم‌بندی لر کوچک، بخش پیشکوه، ذیل چگنی از فلاوند یاد شده و نه قلاوند.

  5. سلام. طایفه‌ی تات‌خیری زیرمجموعه حاجیوند محسوب می‌شود و در حال حاضر خود شامل 7 تیره مجزا می‌باشد. تعجب میکنم در این مجموعه‌ی کم نظیر مورد اشاره قرار نگرفته است. باتشکر از زحمات شما

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای ایمان
      ضمن سپاس از توجه، نظر لطف و ابراز محبت آن برادر محترم، به اطلاع می‌رساند همانگونه که در خط 30 از توضیحات تصویر ذکر گشته، قسمت بختیاری در نمودار فوق بر اساس تقسیم‌بندی سردار اسعد بختیاری تهیه شده که ایشان زیرمجموعه‌های حاجیوند را شامل غالبی، زیدقائد، هیل‌هیل و الیاسی بیان نموده‌اند. امّا در هر صورت دیدگاه آن مخاطب محترم مدنظر قرار خواهد داشت تا در صورت تأیید توسط منابع تکمیلی، در اصلاحیه بعدی اعمال گردد.

      • سلام. وقت شما بخیر. حقیقتا کار شایسته و قابل تقدیری انجام دادید. پیرو کامنت آقای ایمان، عرض میکنم که طایفه‌ی تادخیری یا تات‌خیری از طوایف شناخته شده (دست کم در شمال خوزستان و لرستان) هستند که زیرمجموعه‌ی حاجیوند محسوب میشن. این طایفه دارای 7 تیره مجزا هست که هر کدام نیز به چندین خانوار تقسیم میشه. ممنون میشم گروه تحقیقاتی سایت در این خصوص بررسی کنن و اطلاحیه انجام بشه.

        باتشکر

        • سلام
          مخاطب گرامی
          جناب آقای اباذر
          ضمن سپاس از ابراز محبت و نظر لطف آن برادر محترم، خوشبختانه اخیراً علاقمندان به تاریخ و جغرافیای تادخیری/تات‌خیری کتابی با عنوان «از تبار اشترانکوه: روایت تاریخ و جغرافیای طایفه تادخیری بختیاری» چاپ و منتشر نموده‌اند که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای سلگی
      ضمن سپاس از ابراز محبت آن برادر محترم، به اطلاع می‌رساند قسمت خزل در نمودار فوق بر اساس آثار دکتر جواد صفی‌نژاد تهیه شده که ایشان زیرمجموعه‌های آن را شامل قلیوند، خیروند (خدروند)، مرشدوند و شمس‌الدین‌وند بیان نموده‌اند. امّا در هر صورت دیدگاه آن مخاطب محترم مدنظر قرار خواهد داشت تا در صورت تأیید توسط منابع تکمیلی، در اصلاحیه بعدی اعمال گردد.
      ضمناً به سلگی‌ها در توضیحات تصویر به شرح زیر اشاره شده است:
      الف) در خط ۳۸ از توضیحات تصویر به‌نقل از کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان اللهی بهاروند به لرهای نهاوند از جمله سلگی اشاره شده است.
      ب) در خط ۴۲ از توضیحات تصویر به‌نقل از کتاب منتخب‌التواریخ معینی به سلگی اشاره شده است.
      ج) در خط ۴۵ از توضیحات تصویر به‌نقل از کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان اللهی بهاروند به لرهای استان فارس از جمله سلگی اشاره شده است.

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای محمد
      در نمودار، ذیل تقسیم‌بندی لر بزرگ از شبانکاره یاد شده است.

    • سلام
      در نمودار، ذیل تقسیم‌بندی پیشکوه لر کوچک در بخش لک‌زبان از بیرانوند و دو زیرشاخه بزرگ آن یعنی «آلاینان» و «دهشاینان» یاد شده است. همچنین قابل ذکر می‌باشد مرحوم محمدرضا والیزاده معجزی زیرمجموعه‌های بیرانوند را به شرح زیر بیان کرده‌اند:
      الف) آلاینان شامل مال اسد (کر، مهراب، زیدعلی و بارانی) و مال قباد (یاراحمد، سبزعلی و شمس‌الدین)
      ب) دهشاینان مشتمل بر چقل‌خان، پیرداده، رش، شکله، دیوکان، شاهوردی، دلران و لری
      ضمناً برخی منابع از آلاینان و دهشاینان با عناوین عالیوند و دوشیوند نام برده‌اند.

      • اول اینکه خدمت شما عرض کنم دشاینان و آلاینان مفهوم هستندنا اسم

        دشاینان یعنی دشت نشینان
        آلاینان یعنی کوه نشینان

        دشاینان اصولا بیرانوندنیستند وهریک از طوایف جایی اومدند ودرطول زمان در اتحادیه ایلی بیرانوند قرار گرفتند
        مثلا طایفه فراش از فراشبند استان فارس اومده
        یا طایفه شعبان اصولا بختیاری هست
        یاچغلوند و پیرداده کلهرهستند
        شاهوردی اتابکان لر هستند

        اما آلاینان بیرانوندهستند
        فرزندان بیران ۲نفر بودندکه نام اسدوقباد
        که در اصطلاح ایلیاتی به اونها مال اسد ومال قباد گفته میشه

        • سلام
          مخاطب گرامی
          جناب آقای سعید
          ضمن تشکر از توجه جنابعالی، موارد زیر جهت تبیین بیشتر موضوع مطرح می‌گردد:
          1- از برای مقدمه دوباره خاطرنشان می‌شود چنانکه مکرراً گفته شد هویت جوامع بشری اعم از ایلات، طوایف، اقوام و ملت‌ها را نبایستی صرفاً و تنها در نژاد و نسب نگریست بلکه می‌بایست سایر عناصر از جمله سرزمین، تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، دین و آئین، زبان و ساختارهای سیاسی را هم مدنظر داشت.
          2- گذشته از اینکه ریشه‌های نسبی و خونی آلاینان‌ها و دهشاینان‌ها چه می‌باشد، می‌بایست ازنو اشاره کرد همانگونه که بارها گفته شد نه تنها ایلات و طوایف بلکه اقوام و ملت‌ها را می‌توان از دو زاویه نگریست:
          الف: نسب و ریشه های خونی: که ناظر بر خویشاوندی در طول نسل‌ها است.
          ب: سازمان سیاسی اجتماعی: که در آن علاوه بر روابط خونی، اتحادها (برد و چو/خین و چو) و جابجایی‌ها نیز نقش مهّمی ایفا می‌کنند.
          گویی آنچه از نظر پژوهشگران تاریخ و سیاست در وهله‌ی نخست مورد نظر است همین ساخت‌های سیاسی اجتماعی می‌باشد. ضمناً همانگونه که در تصویر نمودار فوق (گوشه بالا، سمت راست) نوشته شده، چارت بر مبنای سازمان سیاسی اجتماعی قوم لر تهیه شده است.
          به هر حال مدنظر بوده و خواهد بود تا در قالب گفتارهایی اختصاصی به ایلات و طوایف لر از جمله بیرانوندها پرداخته و در آن مجال‌ها مباحث بصورت مفصل‌تر بررسی و مورد تبادل نظر قرار گیرند.

  6. سلام وقت بخیرممنون بابت تمام زحمات جنابعالی ولی به گفته بزرگان و خودتون که فرمایش کردی هوتاوند قدمت چندصدساله داره واون موقع که هوتاوندطایفه بوده قلاوندی وجود نداشته ریشه قلاوند از هوتاونده اما در نمودار هوتاوند رو زدید وابسته به قلاوند عجیب نیست اگه لازمتون هست اسامی کاملی تا جای که حافظه یاری کند از طایفه هوتاوند بهتون بدم جهت استفاده از نمودار لطفا از زیرمجموعه قلاوند خارج کنید وابستگی به قلاوند نداره ما دایی قلاوندیم

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای احسان
      ضمن سپاس از ابراز محبت آن برادر محترم، جهت تبیین بیشتر موضوع، موارد زیر ارائه می‌گردد:
      1- به عنوان مقدمه ازنو خاطرنشان می‌گردد اقوام، ملت‌ها، ایلات، طوایف و در کل جوامع بشری را از دو جنبه می توان نگریست:
      الف) سازمان سیاسی اجتماعی: در بر گیرنده اتحادها، جابجایی‌ها، قبض و بسط‌های تاریخی و سیر تحولات در گذر زمان می‌باشد که رابطه تنگاتنگی با سیستم رهبری مردم لر داشته است. در همین ارتباط همانگونه که در بالای تصویر، گوشه سمت راست درج گردیده، در نمودار هم مبنا و سعی بر آن بوده موضوع از این زاویه مدنظر قرار گیرد زیرا هرچند چنانکه خواهد آمد روابط خونی و نیای مشترک جایگاه قابل توجهی میان عامه مردم لر داشته امّا از نمای بالاتر و در کلیت امر آنچه در درجه نخست اهمیّت قرار داشته و دارد همین جنبه سیاسی اجتماعی است و نمی‌توان جوامع انسانی چون دیرکوندها، لرها و ایرانی‌ها را صرفاً از زاویه نسب و خون نگریست.
      ب) نسب و ریشه‌های خونی: نسب اگرچه نقش درخور و مهّمی میان عموم لرها داشته امّا در تهیه چنین نمودارهایی که به کلیّت یک قوم و یا ملت می‌پردازد نمی‌تواند اساس کار قرار گیرد زیرا نگاه صرف به روابط خونی می‌تواند موجبات تضعیف همبستگی و حتی از هم پاشیدگی اقوام و ملت‌ها را فراهم آورد. گو اینکه بارها گفته شد هرچند نسب یکی از اجزای اصلی هویت هر جامعه‌ای می‌باشد امّا همه‌ی آن محسوب نمی‌شود؛ بلکه نسب بهمراه عناصری چون سرزمین، زبان، دین و آئین، آداب و رسوم، تاریخ و ساختار سیاسی مشترک است که هویت یک جامعه را شکل می دهد.
      2- بخش دیرکوند در نمودار فوق بر اساس کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند تهیه شده که چنین بر می‌آید ایشان سازمان سیاسی اجتماعی را مدنظر داشته‌اند و نه روابط نسبی و خونی.
      3- چنانکه در پاسخ به دیدگاه پیشین آن مخاطب محترم در بخش نظرات نمودار درختی ایلات و طوایف قوم لر (نمودار قدیمی) گفته شد مرادحسین پاپی از نویسندگان حوزه بالاگریوه درباره هوتاوندها نوشته است که در گذشته‌ی بیش از چهارصد سال پیش، طایفه‌ای نامی در منطقه‌ی کرکی بنام هوتاوند که از جمله طوایف قدیمی ایل دیرکوند به شمار می‌آید زندگی کرده و بومی منطقه به حساب می‌آمده‌اند. اهمیت این طایفه چنان است که قلا جد طایفه قلاوند نزد آنان آمده و مدتها در کنار آنها زندگی کرده و دختری از این طایفه زن قلا بوده، بنابراین قلاوندها از تبار مادری از بطن این طایفه برخاسته‌اند. بنابه گفته‌ی سالخوردگان و آنچنان که پیداست، تعداد بسیار زیادی از این طایفه در حالیکه در غاری [اشکفت!؟] در کرکی اسکان یافته بودند بر اثر ریزش غار (شاید زلزله در در قلعه‌ی کرکی) جملگی کشته شده و تعداد اندکی از آنها بجای مانده که اینان نیز به مناطق قلعه دز، چم گرداب و نیز منطقه گرمسیری مرکز گرم مهاجرت نموده‌اند و در نهایت در ایل جمعی قلاوند حاضر گشته‌اند و به عنوان تیره‌ای از این طایفه محسوب می‌شوند.
      حال با دقت نظر بیشتر در مکتوبات پاپی می‌توان به دو نکته زیر پی برد:
      الف) پیشینه: هوتاوند در گذشته طایفه‌ای نامی، قدیمی و بومی منطقه بوده است. (امری که مورد تأیید آن مخاطب محترم و نیز توجه ادمین سایت به استناد نوشته‌های مرادحسین پاپی می‌باشد)
      ب) سیر تاریخی: اشاره به سرگذشت ایلات و طوایف در گذر زمان از ابتدا تا انتها و تحولات صورت گرفته‌ی حول آنها دارد؛ پاپی به نقل از سالخوردگان می‌نویسد که تعداد بسیار زیادی از هوتاوندها در واقعه‌ای کشته شده و در نهایت در [سازمان سیاسی اجتماعی] ایل قلاوند حاضر گشته و به عنوان تیره‌ای از این طایفه محسوب شده‌اند. در اینجا ناگفته پیداست مکتوبات پاپی در تأیید بیان دکتر امان‌اللهی بهاروند می‌باشد که هوتاوندها نهایتاً در سازمان سیاسی اجتماعی قلاوند قرار گرفته‌اند. نمودار بالا نیز به همین موضوع نظر دارد.
      در این بین برای فهم بهتر چیستی سازمان سیاسی اجتماعی ایلات و طوایف می‌بایست بدین نکته مهّم اشاره نمود که در طول قرن‌ها انسان در قامت موجودی اجتماعی دست به ایجاد سازمان سیاسی برای مدیریت روابط اجتماعی خویش زده است، رکن مهّم سیاست نیز همانا «قدرت» می‌باشد. این عنصر قدرت است که از گذشته‌های دور تا به امروز موجب می‌شده جوامع بشری بتوانند موجودیت خویش را تثبیت و حتی گسترش دهند. قدرت، لازمه‌ی بقا به‌ویژه در دوران‌های پرتلاطم و سخت بوده و می‌باشد.
      بر مبنای مؤلفه‌ی فوق (قدرت) است که می‌توان درک نمود لرها از قرن‌ها پیش با اتحاد سعی در ایجاد نظام سیاسی به رهبری فرمانروایان (حاکم لرستان بزرگ و فرزندانش بدر و منصور)، پادشاهان (اتابکان لر)، امیران، والیان و خوانین داشته‌اند تا با افزایش قدرت، هویت جمعی و موجودیت خود را حفظ نمایند. البته هم‌اکنون و در قرن بیست و یکم نیز در بر همان پاشنه‌ی قدرت می‌چرخد.
      حال با توضیحات فوق می‌توان بهتر دریافت چرا گفته می‌شود بازماندگان هوتاوند پس از پیشامد ناگوار و جان باختن تعداد بسیاری‌شان، در نهایت با اتحاد در چارچوب سازمان سیاسی اجتماعی قلاوند سربرآوردند مخصوصاً که آنان را خواهرزاده‌های خویش می‌دانسته‌اند.
      در پایان در باب پرداختن جامع به سیر تاریخی نه تنها هوتاوندها بلکه سایر شاخه‌های لر بایستی مجدداً این نکته مهّم را یادآوری نمود همانطور که در خط 26 از توضیحات تصویر ذکر گشته، در نمودار سعی شده تا کلیاتی از چارچوب قوم لر ارائه شود امّا شناخت تمام و کمال تقسیم‌بندی لرها در سیر تاریخی آنها نیازمند نمودارهای متعدد بوده و از توان یک چارت خارج می‌باشد.

      • ممنون سپاسگزارم ازوقتی که گذاشتید ولی بازم قانع کننده نیست چونکه بازماندگان هوتاوند خوددر چم گرداب و مرکزگرم بازهم مستقل بودنند وهستن وبدور از انصافه که در طوایف بالاگریوه نامی ازشون برده نشده اگه شماره یا ادرسی جهت تماس بااقایان پاپی واسکندری دارید به بنده بدیدجهت صحبت و رفع بعضی ابهامات که هست گفتگوی بکنیم بازم تشکر از تلاش وبزرگواری شما

        • سلام
          مخاطب گرامی
          جناب آقای احسان
          ضمن تشکر مجدد از ابراز محبت آن برادر محترم، متأسفانه شماره‌ای جهت تماس با آقایان دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند و مرادحسین پاپی نزد نگارنده موجود نمی‌باشد امّا با عنایت بدینکه ایشان کتاب‌هایی را نزد انتشاراتی چند به چاپ رسانده‌اند، می‌توان از آن طریق پیگیر برقراری ارتباط بود:
          1- تلفن انتشارات آگاه برای پیگیری نحوه ارتباط با دکتر سکندر امان‎‌اللهی بهاروند:
          02166467323
          2- تلفن انتشارات دارالنشر برای پیگیری نحوه ارتباط با مرادحسین پاپی:
          02536600022
          تندرست باشید

  7. سلام در این نمودار به ایل ساطحی که در لردگان سکونت دارند اشاره نشده این ایل اکثریت جمعیت لردگان رو تشکیل میده حدود 20،30 هزار نفر لطفا بگید آیا این طایفه از ایل بختیاروند هست؟

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای امیر
      در نمودار، ذیل تقسیم‌بندی بختیاری هفت‌لنگ، بخش جانکی سردسیر بختیاروند از ساتهی (ساطحی) یاد شده است. همچنین در یک خط مانده به آخر از توضیحات تصویر، تقسیم‌بندی دیگری از بختیاروند (بهداروند) ارائه شده است.

  8. این تقسیم‌بندی از کجا آوردین؟
    با یک پرس و جو بین ایلات به تقسیم‌بندی بهتری میرسیدین
    یه طایفه چند جا نوشتین
    اقوام لک و لر قاطی کردین

    • سلام
      1- همانگونه که در خط 30 از توضیحات تصویر ذکر گشته، از آثار سردار اسعد بختیاری، دکتر نادر افشار نادری، دکتر جواد صفی نژاد، دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند و محمدرضا والیزاده معجزی در تهیه بخش‌هایی از نمودار استفاده شده است.
      2- همانطور که نمودار فوق نخستین اصلاحیه پس از گذشت 9 سال از انتشار نمودار اولیه می‌باشد، طبعاً تهیه و ارائه اصلاحیه‌های بعدی در آینده هم مدنظر بوده و می‌باشد تا آنکه چارت بیش از پیش مسیر کمال را بپیماید؛ امری که قطعاً نیازمند گذر زمان است.
      3- درباره اینکه آن مخاطب نوشته است «یه طایفه چند جا نوشتین» دو نکته زیر را یادآور می‌شود:
      الف) در گذر زمان و به دلایل مختلف برخی گروهها دچار انشعاب شده و در سازمان سیاسی اجتماعی چند ایل، طایفه و تیره جای می‌گرفته‌اند. مانند کی‌گیوی‌ها (قایدگیوی) و آقایی‌های بویراحمد در بخش چهاربنیچه‌ی کهگیلویه از لر بزرگ.
      ب) در برخی موارد برای اشاره به سیر تاریخی ایلات و طوایف، نام آنها در چندجا آورده شده است. مثلاً در قسمت کهگیلویه از لر بزرگ، بخش لیراوی (لیراوی کوه) نام یوسفی هم تحت مجموعه لیراوی کوه و نیز در ذیل بهمئی آورده شده است که مورد نخست اشاره به سازمان ایلی یوسفی در زمان قاجاریه و مورد دوم اشاره به سازمان یافتن یوسفی در ساختار سیاسی اجتماعی بهمئی در قرن اخیر تا دهه چهل شمسی دارد.
      4- منظور آن مخاطب که نوشته است «اقوام لک و لر قاطی کردین» مشخص نمی‌باشد اما به هر حال ازنو خاطرنشان می‌شود چنانکه مکرر گفته شد پیران و بزرگ‌زادگان لک در استان لرستان همچون شادروانان حشمت‌الله رحمتی، حجت‌الله حیدری و ایرج کاظمی به اصالت و تبار خود آگاه بوده و به‌عنوان چراغ راه صراحتاً در کتاب‌هایشان لک‌ها را شاخه‌ای از لر معرفی کرده‌اند چنانکه به‌عنوان مثال بختیاری، کهگیلویه، ممسنی، بالاگریوه و چگنی نیز شاخه‌ای از درخت تنومند لر می‌باشند.

  9. سلام وعرض ادب خدمت همه بزرگواران آقای خلیلی میشه تحقیق کنید بینم زنی که قلا جد قلاوند از طایفه هوتاوند گرفته نامش کی بوده و فرزند کدام یک از افراد و بزرگان این طایفه بوده ممنون و درحال حاضر بعد از ان اتفاق تلخ و کشته شدن عده زیادی از این طایفه کسی از ساکنین این قوم در لرستان میشناسه معرفی کنه

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای خسرو
      ضمن تشکر از ابراز محبت آن برادر محترم، اگر منظور نام خانوادگی پارسا در منطقه بروجرد می‌باشد، هم اکنون خیر! ضمناً در خط 49 از توضیحات تصویر به‌نقل از کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان اللهی بهاروند به لرهای بروجرد اشاره شده است.

  10. سلام
    ممنون از زحماتتون.این نمودار اصلا قابل خواندن نیست.لطفا یک نسخه که قابل ددیدن باشه برای من ایمیل کنید

    • سلام
      مخاطب گرامی
      سرکار خانم بابادی
      ضمن سپاس از ابراز محبت آن خواهر محترمه، برای مشاهده تصویر در اندازه اصلی (فول سایز) می‌توان با کلیک بر روی لینک آن که بصورت ۳۷۲۲×۶۱۸۹ در گوشه بالا سمت راست، زیر نوار مشکی رنگ برگه‌ها قرار دارد اقدام نمود.

  11. این اطلاعاتتون ناقص و اشتباه درمورد قوم لر کوچک رشنورو وابسته بهاروند نوشتین رشنو به سه لهجه بختیاری لریه بالا گریوی لکی و حتی کردی در کرمانشاه صحبت میکنه و مجموعا ۶۳ تیره در چهار استان داره بهار وند داماد دریک پا چوبی که ۷۰۰سال پیش بوده رشنو یکی از سندایه قدمتش ماله ۱۲۱۳ سال پیشه نجف وند پسر دوم دریک بوده و بهاروند دومادش پس بهاروند وابسته به نجفوند و الحاق شده به دریکه طوایف دریک میشه نجفوند گلالی وند زینی وند یاقوند و بهار هم دومادشون بوده که چون دریک با مادرش ازدواج میکنه بعدن دختر خودشو بهش میده ایل پاپی یک ایل بزرگ در لرستانه که جمعا ۳۵ تیره داره و طایفه میر نیز یک طایفه بزرک که شما فقط دو تیره براش نوشتین در صورتی که ۲۷تیره بزرک در سه استان داره خیلی از طوایف رو هم ننوشتین متاسفانه

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای امین
      ضمن تشکر از توجه جنابعالی و نیز اطلاعات ارائه شده، موارد زیر جهت تبیین بیشتر موضوع ارائه می‌گردد:

      1- در مبحث کسب شناخت از تقسیم‌بندی سنتی نه تنها رشنوها بلکه عموم ایلات و طوایف لر، شاخه‌بندی‌های گوناگون و متفاوتی مشاهده می‌گردد که خود می‌تواند ناشی از 2 مورد زیر باشد:
      الف: سیر تاریخی ایلات و طوایف و تحولات صورت گرفته
      ب: اشتباهات نویسندگان و راویان

      گذشته از مورد رشنوها، به طور کلی در این بین به نظر می‌رسد آنچه اغلب مورد نظر عموم قرار می‌گیرد همانا مورد دوم یعنی اشتباهات نویسندگان و راویان می‌باشد؛ حال آنکه پی بردن به دلیل موضوع نیازمند واکاوی‌های تاریخی است تا بلکه مشخص گردد که ناشی از کدامیک (سیر تاریخی و یا اشتباهات نویسندگان و راویان) می‌باشد!؟

      2- با عنایت به مورد شماره یک، درباره اینکه آن مخاطب محترم نوشته است «رشنورو وابسته بهاروند نوشتین»، ضمن اینکه خاطرنشان می‌گردد قسمت دیرکوند بر اساس کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان اللهی بهاروند تهیه شده و ایشان رشنو را مستقل و نه وابسته اما ذیل بهاروند ذکر کرده‌اند، دو نکته زیر یادآور می‌شود:
      الف: حتی‌الامکان در برخی موارد برای اشاره به سیر تاریخی و یا از بابت رعایت احتیاط درباره امکان وجود اشتباهات نویسندگان و راویان، نام برخی گروههای لر از جمله رشنوها در چندجا آورده شده است.
      در همین راستا در قسمت لر کوچک با توجه به نکات مذکور، رشنوها در چند بخش از نمودار به شرح زیر آورده شده‌اند:
      یک – بالاگریوه: در این قسمت رشنو در 2 بخش مورد اشاره قرار گرفته است:
      اول: یکی از شاخه‌های بالاگریوه در کنار ساکی، جودکی، پاپی و دیرکوند.
      دوم: مستقل اما ذیل بهاروند که بر اساس تقسیم‌بندی ذکر شده در کتاب قوم لر نوشته دکتر امان اللهی بهاروند صورت گرفته است.
      دو – پشتکوه: پشتکوه لرستان (فیلی) یا همان استان ایلام کنونی که در این قسمت هم رشنو در 2 بخش مورد اشاره قرار گرفته است:
      اول: ذیل حسینقلی خانی که مشخصاً اشاره به رشنوهای ساکن در منطقه ایلام دارد.
      دوم: ذیل کایدخرده از لرهای منطقه دهلران.
      ب: در خط 18 از توضیحات تصویر آورده شده که ساکی‌ها و رشنوها دو گروه مهم از بالاگریوه بوده‌اند که در سیر تحولات تاریخی و رخدادهای سیاسی، در گستره سرزمین لر کوچک پراکنده گردیدند.
      بنابراین همانگونه که مشاهده می‌گردد تلاش شده تا رشنوها با نگاهی محتاطانه و رعایت جوانب مختلف مورد توجه قرار گیرند.

      3- درباره اینکه آن مخاطب محترم نوشته است «بهاروند دومادش [دریک/دیرک] پس بهاروند وابسته به نجفوند و الحاق شده به دریکه» بایستی گفت همانگونه که بارها ذکر گردید نه تنها ایلات و طوایف بلکه اقوام و ملت‌ها را می‌توان از دو زاویه نگریست:
      الف: نسب و ریشه‌های خونی: که ناظر بر خویشاوندی نسبی و سببی در طول نسل‌ها است؛ از این منظر، اگر بپذیریم که بهار داماد دیرک/دریک بوده و برای ادامه زندگی به نزد وی رفته، بله! بهاروند وابسته به دیرک/دریک بوده است.
      ب: سازمان سیاسی اجتماعی: که در آن علاوه بر روابط خونی، سیر تاریخی و مخصوصاً تحولات سیاسی صورت گرفته، اتحادها (برد و چو/خین و چو) و جابجایی‌ها نیز نقش مهّمی ایفا می‌کنند؛ از این زاویه شاید مکتوبات دکتر امان‌اللهی بهاروند قابل درک باشد که بهاروند را در مرکزیت سیاسی بخشی از دیرکوند قرار داده‌اند، البته ناگفته نماند اینکه:
      آیا گفته‌های دکتر امان‌اللهی بهاروند در این باب (مرکزیت سیاسی بهاروند) صحیح می‌باشد یا خیر، خود مبحثی جداگانه بوده و نیازمند بررسی های بیشتر و تکمیلی است.
      ضمناً:
      توضیح نخست: از این دست تحولات (محوریت یافتن تازه واردین) در میان سایر شاخه‌های لرتبار نیز گزارش شده است مثلاً گفته می‌شود که خاندان واپسین خوانین بختیاری ریشه در ایل پاپی داشته‌اند که در گذشته به میان زراسوندهای دورکی رفته با اتفاقات صورت گرفته در نهایت در قامت ایلخانی بختیاری سربرآورده‌اند.
      توضیح دوم: آنچه از نظر پژوهشگران تاریخ و سیاست در وهله‌ی نخست مورد نظر است، ساخت‌های سیاسی اجتماعی می‌باشد و بر همین مبنا، سعی شده تا جای ممکن، نمودار فوق بر اساس سازمان سیاسی اجتماعی تهیه گردد.

      4- قسمت پاپی هم در نمودار بر اساس کتاب دکتر امان‌اللهی بهاروند تهیه شده که با توجه به توضیحات مرحوم محمدرضا والیزاده معجزی، به‌نظر می‌رسد دکتر امان‌اللهی بهاروند سازمان سیاسی پاپی را مدنظر داشته‌اند؛ بدین صورت که دو گروه خوانین پاپی (هادی و مناصر) را ذکر و زیرمجموعه‌های تحت سرپرستی هرکدام را به شرح زیر آورده‌اند:
      هادی شامل:
      هادی
      یاقوند
      خدمه
      بگری
      کله‌ای
      صاد
      گیوه‌کش
      سادات

      مناصر مشتمل بر:
      مناصر
      لیریایی
      مال‌زری
      گراوند
      کشوری
      نخود
      مدهنی
      بک‌بک
      ورونی
      شیخ
      دوزقی
      سعدی‌وند
      کاراسی
      کروی‌وند
      سادات
      لوتی

      بر این اساس مشاهده می‌شود که دکتر امان اللهی بهاروند 23 زیرشاخه از پاپی (7 مورد به سرپرستی خوانین هادی و 16 مورد تحت سرپرستی خوانین مناصر) را ارائه نموده‌اند.
      در همین ارتباط مرحوم والیزاده معجزی نیز درخصوص پاپی آورده‌اند که طایفه پاپی از ایل بالاگریوه شامل تیره‌های مرادی، یعقوب‌وند، مدهنی، مالزیری، لیریایی و کشوری است؛ ایشان خوانین پاپی را مشتمل بر تیره‌های هادی، علیمرادی، حیدری، مهرعلی و زهره ذکر نموده‌اند.
      همچنین مرادحسین پاپی از نویسندگان حوزه بالاگریوه زیرشاخه‌های پاپی را به‌صورت زیر نوشته است:
      یعقوب‌وند
      گراوند
      فولادوند
      لت‌کله
      کرنوکر
      کریوند
      بک‌بک
      موزونی
      رش
      بآولنگی
      برزه‌کی
      هلدی
      کوشکی
      بلوچی
      محمدبلوچ
      عرب
      هم‌سمدی
      کآوکالی
      دارایی
      کرد
      جعفر (دلفان)
      سادات
      میر
      جودکی
      رشنو
      ساکی
      باجولوند
      بختیاری‌ها
      هنرمندان [لوتی‌ها!؟]
      سایر تیره و دودمانها

      و در نهایت محسن پاپی از دیگر نویسندگان آن دیار، زیرشاخه‌های پاپی را شامل موارد زیر گفته است:
      ساد
      یاقوند
      پاپی خادم
      دوزقه‌ای
      مدهنی
      مناصر
      کشوری
      مالزیری
      خورشیدوند
      گیمدی‌وند
      هادی
      بگری
      نصیری
      نخود
      درویش‌وند
      شیخ
      رگی
      منجزی
      مهدی
      لیریایی
      سعدی‌وند
      لوونی
      تووه‌ای
      کرناسی
      سیرمی
      للرینی
      بلوچی
      لت‌کله
      موزونی
      کرنوکر
      بآولنگی
      دلفان
      رش
      بک‌بک
      رشنو
      ساکی
      سادات
      گراوند
      کوشکی
      میر
      جودکی
      و…

      5- مرحوم والیزاده معجزی ایل بالاگریوه را شامل طوایف دیرکوند (بهاروند، قلاوند و زینی‌وند)، پاپی، رشنو، جودکی، ساکی و میر دانسته‌اند. به هر حال اینکه اگر طوایف مستقل دیگری نیز در بخش بالاگریوه بوده‌اند چرایی عدم ذکر آنها توسط مرحوم والیزاده معجزی نامشخص است امّا ممکن است اشاره به همان سیر تاریخی ایلات و طوایف داشته باشد که در این صورت مغایرتی وجود نخواهد داشت.

      6- همچنین قسمت میر در نمودار بر اساس کتاب دکتر امان‌اللهی بهاروند تهیه شده اما تقسیم‌بندی‌های دیگری نیز به شرح زیر موجود است:
      الف – کتاب تاریخ ایلات و طوایف لرستان: نوشته مرحوم والیزاده معجزی که به اهتمام فرزندش حسین والیزاده معجزی جمع‌بندی و همراه با اضافاتی منتشر گردید، شجره‌نامه‌ی خوانین میر را چنین آورده است:
      حاج تیمورخان شامل: میراحمد، میرصیدمحمدخان، میرعباس خان، میرمحمدحسین، میرمحمدقاسم، میرمحمدصادق، میرعالی، میرزا محمدخان، میراسفندیارخان، میرمحمدزکی و میرمحمدرحیم.
      میرمحمدطاهر
      میرصفرخان
      میرفصیح
      میرمحمدزکی خان
      میرعالی

      ب – کتاب طایفه میر در گذر تاریخ: نوشته تقی میرهاشمی، تقسیمات میر را به شرح زیر آورده است:
      میر آواس شامل: رستم خانی، محمدخانی، محمدطاهر، میرزامحمد، محمدحسین، سه براره، گل اندام، شاه پری، داراخان، جان‌پرور و محمدناصر.
      میرعالی خان شامل: محمدولی، قدم خیر، نساء، رضیه، سه براره، شنبه و آقایی.
      میرشفیع شامل: کرم خان، حیدرخان، علی عسگر و فرضعلی.
      میرحسینعلی شامل: محمد، شیخ عالی، نورمحمد، ابراهیم، نوروزعلی و هوی
      میر کریم شامل: محمدقاسم، مشهدی، باقر، الوند، غلامرضا و محمدجعفر.
      میر تقی شامل: ملک، محمود، محمدبیک، عزیزالله و میرولی.
      مسیم شامل: گدا، صیدی، میرزاعلی، ابراهیم و علی کرم.
      بهرام بیک
      میر تقی
      میراحمد
      میررحیم
      میرمحمدکاظم
      محمد

      در پایان این نکته بسیار مهم ازنو یادآوری می‌گردد همانگونه که مشاهده می‌شود نظرات درباره سازمان ایلات و طوایف قدری متفاوت بوده، بر دشواری پژوهش و تحقیق در این زمینه‌ می‌افزاید. ضمن اینکه با توجه به همین پیچیدگی‌ها است که گفته می‌شود در این دست نمودارها تلاش می‌گردد تا کلیاتی از چارچوب قوم لر ارائه شود امّا شناخت تمام و کمال تقسیم‌بندی قوم لر اعم از سازمان سیاسی اجتماعی آن در گذر زمان و نیز نسب‌نامه‌ها نیازمند نمودارهای متعدد بوده و از توان یک تصویر و یک نمودار خارج است هرچند تلاش خواهد شد تا نمودار فوق در اصلاحیه‌های بعدی کامل‌تر گردد.

  12. سلام میخواستم بدونم ما طوایف سلخوری در قزوین زندگی میکنیم وبازبان لکی صحبت میکنیم و شامل طوایف مختلف با پسوند سلخوری هستیم از کجاییم وچطور سر از قزوین در آوردیم من خودم ازطایفه کیماسی سلخوری هستم همسرم یارکه سلخوری وبقیه گل گل سلخوری وغیاثوند سلخوری ومحمدبیگی سلخوری هستند و دارای جمعیت زیاد و پراکنده در روستاهای قزوین وکیلان هستیم

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای کیماسی سلخوری
      ضمن تشکر از توجه جنابعالی و نیز اطلاعات ارائه شده، چنانکه در گفتار «شناخت لرهای استان قزوین» اشاره شد ذیل غیاثوند از سلخوری‌ها یاد کرده‌اند. دکتر امان‌اللهی بهاروند غیاثوندها را شعبه‌ای از ایل سلسله استان لرستان بیان می‌دارند که بوسیله آقا‌محمدخان قاجار به قزوین تبعید شده‌اند. ایشان طایفه غیاثوند را متشکل از تیره‌های کیماسی (کوماسی)، یارگه، محمدبیکی، شهبازی، سلخوری و درویش‌وند نوشته و محل سکونت آنها نواحی توت‌چال، تیاندشت، تله‌چین، خشگناد، انجلیق، امیرآباد، امجد، داغداشت، پشیام، غیاث‌آباد، قانشار بلاغ، قره‌دره، گندم‌چال، کوراندشت بزرگ و کوچک، جرن‌چاک و خروس ذکر می‌کنند.
      همچنین دکتر ورجاوند در ادامه طایفه‌های غیاثوند را شامل درویشوند، کماسی (کیماسی)، سلخوری یا سرخوری و محمدبیگی ذکر کرده و می‌نویسند عده‌ای از غیاثوندها در حدود 400 خانوار بعداز زمان صفویه در دوره آقامحمدخان قاجار بار دیگر از کرمانشاهان و لرستان به سرزمین قزوین کوچ داده شدند.
      به هرحال درباره سلخوری‌ها هم آورده شده که به آنها سلحشور هم گفته می‌شود؛ تیره‌های سلخوری را مشتمل بر سلخوری، خاتونی، کماسی، محمدبیگی، یارکه و گل‌گل نوشته‌اند.

      ضمناً درباره مکتوبات دکتر ورجاوند بایستی بدین نکته توجه داشت همانطور که در پست «شناخت جغرافیایی لر کوچک» گفته شد بخش قابل توجهی از استان کرمانشاه به‌ویژه مناطق شرقی و جنوبی آن نیز سکونتگاه تاریخی لرتباران (لک‌زبانان) بوده است به‌گونه‌ای که برخی منابع کردی صراحتاً کرمانشاه را جزو سرزمین لر معرفی کرده‌اند.

      به هر تقدیر:
      الف: در نمودار، ذیل تقسیم‌بندی لر کوچک، در قسمت لک‌زبانان از بخش پیشکوه، از غیاثوند زیرمجموعه سلسله یاد شده است.
      ب: در خط 43 از توضیحات تصویر به‌نقل از کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند به لرهای قزوین از جمله غیاثوندها اشاره شده است.

  13. سلام ودرود
    این نمودار اشکال داردطایفه ی شهنی بطورمستقیم خوداززیرمجموعه های بابادی باب هفت لنگ بختیاری هست نه زیر مجموعه ی طایفه ی ململی که دراین نمودار به آن اشاره شده!!!!!

    • سلام
      ضمن تشکر از توجه آن مخاطب محترم، موارد زیر جهت تبیین بیشتر موضوع مطرح می‌گردد:

      1- همانگونه که در خط ۳۰ از توضیحات تصویر ذکر گشته، از آثار سردار اسعد بختیاری، دکتر نادر افشار نادری، دکتر جواد صفی‌نژاد، دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند و محمدرضا والیزاده معجزی در تهیه بخش‌هایی از نمودار استفاده شده است؛ در همین راستا با عنایت به سیر تاریخی ایلات و طوایف، محدودیت گرافیکی تصاویر اینچنینی و اینکه سردار اسعد، خود ایلخانی و رهبر ایلی بختیاری بوده‌اند تقسیم‌بندی ایشان اساس و مبنای کار قرار گرفته است.

      2- چنانکه در خط 26 از توضیحات تصویر ذکر گشته، شناخت تمام و کمال تقسیم‌بندی لرها در سیر تاریخی آنها نیازمند نمودارهای متعدد بوده و از توان یک تصویر و یک نمودار خارج است؛ ضمناً ناگفته نماند در اصلاحیه‌های بعدی تلاش خواهد شد حتی‌الامکان تصویر فوق چه در بخش نمودار و چه در قسمت توضیحات کامل‌تر گردد هرچند به دلایل عنوان شده، در اصلاحیه‌های بعدی نیز کماکان مبنای قسمت بختیاری کتاب سردار اسعد خواهد بود البته با اضافات تکمیلی، کمااینکه در نمودار فوق نیز مواردی به مکتوبات سردار اسعد اضافه شده‌اند.

      3- درباره اینکه آن مخاطب محترم نوشته است «طایفه ی شهنی بطورمستقیم خوداززیرمجموعه های بابادی باب هفت لنگ بختیاری هست» بایستی اشاره کرد همانگونه که گفته شد در مبحث کسب شناخت از تقسیم‌بندی سنتی نه تنها بختیاری‌ها بلکه عموم ایلات و طوایف لر، شاخه‌بندی‌های گوناگون و متفاوتی مشاهده می‌گردد که خود می‌تواند ناشی از ۲ مورد زیر باشد:
      الف: سیر تاریخی ایلات و طوایف و تحولات صورت گرفته: در این زمینه همانند سایر ساختارهای ایلیاتی، سازمان سیاسی بختیاری نیز در گذر زمان دچار تغییر و تحولاتی بوده، تیره‌ها و طوایف با توجه به اتحادها (خین و چو) و جابجایی‌ها، از نظر سلسله مراتب ایلی دچار تغییراتی می‌شده‌اند؛ بر همین اساس بایستی عنایت داشت که تقسیم‌بندی صورت گرفته توسط سردار اسعد فقط مربوط به زمان نگارش کتاب‌شان می‌باشد و چه بسا در زمان‌های قبل یا بعد آن، دچار تغییراتی بوده باشد. در ضمن مجدداً یادآور می‌شود اگر نظر سردار اسعد مبنا قرار گرفته بدین خاطر است که ایشان از بزرگان تاریخی ایل بختیاری و از رهبران شاخص ایلی بوده‌اند، طبعاً در چنین موضوعی سزاوار است که نظرات‌شان محوریت داشته باشد.
      ب: اشتباهات نویسندگان و راویان: که درباره‌ی تقسیم‌بندی سردار اسعد احتمال چنین موردی ضعیف به نظر می‌رسد زیرا ایشان خود ایلخانی و رهبر ایلی بختیاری بوده‌اند و بعید است که درباره سازمان ایل بختیاری در زمان نوشتن آن دچار اشتباه شده باشند.

      • سپاس از پاسخ جامع وکامل شما بیان فوق دراختیاردوستانی که درمورداین نموداردچارشک وشبه شده بودن قرار خواهدگرفت💐

        • درود
          ضمن سپاس از ابراز محبت، نظر لطف و همچنین ارج نهادن نسبت به دغدغه جنابعالی، تندرستی و سعادت را برای آن برادر محترم خواهان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *