نمودار درختی طایفه یوسفی

طایفه یوسفی در اصل فرزندان یوسف، برادر بهمن (نیای بزرگ ایل بهمئی) هستند. یوسفی ها در گذشته دارای ساختار عشایری مستقل بوده اند، امّا به دلایل مختلف از جمله پراکندگی و به دنبال آن، ضعف و تحلیل ساختار ایلیاتی، به تدریج زیرمجموعه ایل بهمئی قرار گرفتند. محل عمده سکونت یوسفی ها در منطقه سرآسیاب یوسفی از توابع شهرستان بهمئی می باشد. البته هم اکنون تعداد زیادی از ایسوی ها از بخش سرآسیاب به شهر لیکک مهاجرت کرده و در آن ساکن شده اند.

6 thoughts on “نمودار درختی طایفه یوسفی

  1. سلام وعرض ادب
    در باب تقسیم بندی طایفه ایسوی چند موردی رو اضافه میکنم اما همانطور که نگارنده بار ها وبار ها فرمودند معیار تقسیم بندی حال طوایف مذکور هست ولی هر کاری کنیم اصالت اصلی هر کس همیشه معما بوده وباعث میشده که دنباله نیایه اصل خود باشد
    چنانچه که میدانید ایل یوسفی درزمان قاجار پراکنده شده به طوری که از ۷۰۰ خانوار یوسفی کمتر از ۷۰ خانوار باقی مانده اما جای سوال پیش میاد که چرا پراکنده شده اند که بحث مفصل هست وباید متنی در خور ایل یوسفی تنظیم شود البته دقیق و با اثناد معتبر.اما چرا همین ۷۰ خانوار باقی مانده مورد تعقیب یا ترس از طرف حاکم بهبهان نشدند زیرا اکثریت یا از نژاد یوسفی نبوده اند یا با حاکم بهبهان رابطه ی بهتری نسبت به بقیه ایل داشتند مخصوصن خوانین .
    دهه غریشه ای ها از طایفه غریشوند هفت لنگ بختیاری هستند
    دهه ابوالفارس .طبق گفته ی بزرگان این دهه بعد از قتل فردی به نام ابوالفارس به منطقه تشان بهبهان به عنوان خین داری مهاجرت میکنند وبه بولفرسی ها معروف هستند
    دهه شهرویی اصالتن از طایفه شهرویی هستند وایل شیر علی که درمنطقه ابوالفارس ساکن بددند بعد از فروپاشی ایل شیر علی تعدادزیادی به بختیااری تعدادی به حومه بهبهان ودیلم سردشت گناوه …اما دهه مذکور ابتدا به کوه سیاه بعد کم کم در منطقه تنگ دورق وطلاگه ساکن میشوند وکاملان با شهرویی های بهبهان در ارتباط هستند
    دهه حله بور اصالتن از بختیاری ها به منطقه یوسفی امده بودن اگر اشتباه نکنم از شاخه دیناران هفت لنگ بختیاری باشند وتا همین سال سال ۱۳۴۷ که سرشماری عشایر موجود بوده تقریبن یک پنجمه جمعیت طایفه یوسفی تشکیل میدهند از این طایفه به عنوان عمله یوسفی یاد میشود وطور مرتب با برادران بختیاری شون در ارتباط هستند حتی وصلت هم داشتند

    دهه آب الوانی ها اقاجری ها ده عبدعلی وحتی برخی از نادعلی هاویا سجادین های تشان.اما دقیق تر همون عبدعلی ها شامل .خداد. قدیملی .محمد علی .ماندنی .قدیمیخون….

    ایل نویی .شامل رجبعلی وزیلو .زیلو شامل دهه محمد شفیع فامیل های حکیمی اصل .حیدپور.دیدور وطاهری.ودهه رجبعلی شامله دهه دهکی که فامیل های فتحی هستن ودر تشیع جنازه اقای فتحی سنگ تمام گزاشتند

    ایل خدری .ایل کرایی .ایل بهمئی. ترک قشقایی وغیره که در ایل یوسفی حضور دارند طولانی شد ببخشید اگر درمورد این چهار ایل آخری کسی اطلاعات خواست درخدمتم
    منظورم از چهار ایل اخر که نام بردم هر کدام در ایل یوسفی وجود داره .منبع گفته های بنده گفته های بزرگان وکتاب علیمردان خان یوسفی هست

    • سلام
      ضمن تشکر از توجه شما نسبت به مطالب ارائه شده، نکاتی یادآوری می‌گردد:
      ۱- مطالب و نظراتی که توسط بهمئی دات کام در رابطه با ساختارهای سنتی ایلات و طوایف ارائه می‌گردد، تا دهه چهل شمسی را مورد اشاره و بررسی قرار می‌دهند. زیرا اگرچه پیشتر رضاشاه پهلوی این شاکله‌های سنتی را تضعیف نمود امّا پس از اجرای سیاست اصلاحات ارضی در دهه چهل شمسی روند آن با شدت بیشتری نسبت به قبل شتاب گرفت بطوریکه ایلات و طوایف عملاً سیستم سیاسی خود را از دست داده و باقی موارد نیز بمرور زمان و با پیشرفت شهرنشینی و در عصر تکنولوژی، روز به روز کم رنگ‌تر گشتند تا هم اکنون که کور سویی از آن اصالتها می‌درخشد.
      ۲- در کلیّت امر شایسته است روایات پیران و بزرگان نیز بعنوان بخشی از تاریخ و هویت (و نه همه‌ی آن) مورد توجه قرار گیرند گویی یکی از اهداف علاقمندان چنین مباحثی، طبیعتاً پاسداشت سنتها و اصالتها می‌باشد. بنابراین توجه به بیانات و روایات گذشتگان یکی از اصالتهایی استکه بیش از پیش رو به فراموشی می رود. بویژه اینکه چنین روایتهایی هنوز هم می‌توانند در راستای ایجاد همدلی و حس همبستگی مثمر ثمر باشند.
      ۳- بله! اگرچه طبیعی است انسان مشتاق به جستجو برای آگاهی یافتن از ریشه‌های خونی و نَسَبی خویشتن باشد امّا ناگفته نماند چنانچه بارها اشاره گردید برای پی بردن به اصالتها، نگاه صرف به ریشه های خونی (که آنهم در میان ایلات و طوایف گوناگون با ابهامات و اختلاف نظرهایی مواجه است) نه تنها کارساز نبوده بلکه می‌تواند موجب گمراهی و سردرگمی گردد.
      ۴- از نگاه آکادمیک امروزی می‌توان گفت در میان تمام ایلات و طوایف لرتبار، شاخه‌هایی با خواستگاههای گوناگون نَسَبی وجود دارد. بر همین اساس حتّی اگر روایات پیران و بزرگان در خصوص نیای مشترک نیز پایه و اساس قرار نگیرد، باز هم وضعیت همانند سایرین خواهد بود یعنی در عین آنکه از گروههایی با ریشه خونی متفاوت تشکیل شده‌اند ولی موجودیت جمعی خویش را با توجه به تاریخ، فرهنگ، سرزمین و در یک کلام هویت مشترک حفظ می‌کنند. در همین راستا هویت را بایستی در جمیع عناصر تشکیل دهنده آن نگریست. پس شایسته است ایلات و طوایف مختلف از جمله یوسفی‌ها سعی در حفظ موجودیت جمعی خویش در عصر جدید داشته باشند.

  2. سلام.لطفا اگر اطلاعاتی از خدری های یوسفی در دست دارید بفرمایید وهمچنین بهمئی های ساکن در یوسفی .از جمله جمعیت ووابستگی به کدام دهه هستند به طور دقیق میخوام ممنون

    • سلام
      در خصوص حضور خدریها در بین یوسفی‌ها اطلاع خاصی در دست نمی‌باشد بجز آشنایی مختصری که با خاندان جشنی وجود دارد. درباره وجود گروههایی با اصالت بهمئی در میان یوسفی‌ها نیز طی دیدار غیر منتظره با احدی از برادران غریشه‌ای، ایشان بصورت کوتاه و گذرا اشاره به این امر نمودند.

    • سلام
      گفته ایشان بصورت کلی بیان وجود اصالت بهمئی در میان غریشه‌ای‌ها بوده و اشاره به جزئیات بیشتر که این امر مربوط به کدام دهه می‌باشند ننمودند. به هر حال آنچه در کسب شناخت اصالتها مهّم است نگریستن به سیر تحولات تاریخی ایلات و طوایف و جمیع عناصر هویتی آن می‌باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.