شناخت لرهای استان همدان

هویت استان همدان با شهر کهن هگمتانه یادگار پادشاهی قوم باستانی ماد و تاریخ آن گره خورده است. مادها که برخی نظریات ریشه نژادی کردها و لرها را بدانها می‌رسانند آندسته از مهاجران آریایی بودند که برای رخنه و اسکان خود در میان بومیان غرب ایران که قرن‌ها بود در آن خانمان داشتند، تلاش پیگیر بکار بردند تا سرانجام سامان یافتند و حکومت شاهنشاهی مادی ایرانی را در غرب کشور بنیان گذاردند.

با چنین پیشینه دور و دراز تاریخی، استان همدان در گذر زمان سرزمین اقوام «لر»، «کرد»، «ترک» و «فارس» عنوان شده که هریک با فرهنگ و آداب و رسوم مخصوص بخود روزگار می‌گذرانند. درضمن ناگفته پیداست بطوریکه در سربرگ وبسایت نیز اشاره شده است به سبب موضوع مورد هدف، در این مجال به لرهای استان همدان پرداخته خواهد شد. بنابراین عدم اشاره به سایر اقوام دلیل نادیده انگاشتن آنها نمی‌باشد.

همانگونه که پیشتر در پاسخ به مخاطبین گرامی نیز اشاره شد پرداختن به آن بخش از لرهای استان همدان که در زمان‌های گذشته یکجانشینی را اختیار کرده‌اند با دشواری همراه است؛ زیرا تاکنون گروه‌بندی و ساختار لرهای شهری و روستایی در آن دیار بصورت مستقل و تخصصی مورد بررسی پژوهشگران قرار نگرفته و تحقیق در این خصوص در ابتدای راه قرار دارد. در واقع علی‌رغم آنکه شخصیت عشایری برجسته‌ای چون کریم خان زند از منطقه پری و کمازان در ملایر برخاسته است امّا به دلیل رقابت و برخورد آقا محمدخان قاجار با سلسله زندیه و متفرق نمودن زند‌ها (که یکی از گروههای منسجم لر با سازمان سیاسی اجتماعی ایلیاتی در منطقه ملایر بوده‌اند) در اقصی نقاط کشور از یک سو، و خارج شدن برخی لرهای استان از ساختار عشایری و تمایل به کسب شهرنشینی از دیگر سو موجب این امر گشته است؛ چراکه ساختارهای سنتی ایلات و طوایف بستر مناسبی برای شناخت عشایر فراهم می‌کند.شعر نویسنده کتاب رستم التواریخ درباره کریمخان زند

به هر حال دکتر سکندر امان اللهی بهاروند ذکر می‌کنند: لرهای این استان نیز به گروههای زیادی تقسیم شده‌اند که در چندصد آبادی بزرگ و کوچک پراکنده‌اند. متأسفانه اطلاعات دقیقی از گروهها و پراکندگی آنها در دست نیست. به هر صورت لرهای استان همدان را از دو منظر یکجانشینان در قالب «تقسیمات سیاسی کشوری» و نیز کوچندگان در چارچوب «ساخت اجتماعی سیاسی ایلی و طایفه‌ای» می‌توان مورد توجه قرار داد:

تقسیمات سیاسی کشوری: گفته شده سه شهرستان ملایر، نهاوند و تویسرکان در نیمه جنوبی استان و در مجاورت استان‌های لرستان و کرمانشاه، پهنه بیشترین حضور مردمان لر می‌باشند. چنانکه گفته شد شناخت سازمان سنتی مبتنی بر سلسله مراتبی چون ایل، طایفه و تیره‌ی این بخش از مردمان لر هنوز هم در مراحل ابتدایی خویش است؛ بنابراین تلاش خواهد شد تمرکز مبحث بر سایر ویژگی‌های آنان از جمله زبان و گویش مورد استفاده قرار گیرد.

دکتر امان اللهی بهاروند در کتاب قوم لر درباره لرهای استان همدان می‌نویسند این استان از گذشته دور تاکنون یکی از مناطق لرنشین بوده و هم‌اکنون لرها در سه شهرستان از مجموعه چهار شهرستان این استان [بر اساس تقسیمات کشوری سال 1370] بیشترین جمعیت را تشکیل می‌دهند. شهرستانهای لرنشین عبارتند از نهاوند، ملایر و تویسرکان که اولی منطقه‌ایست کاملاً لرنشین و دو شهرستان دیگر دارای جمعیتی متشکل از لر و ترک. اصولاً ترکهای این منطقه ابتدا در قرن پنجم هجری یعنی همزمان با یورش سلجوقیان و سپس در قرن نهم با ورود قبایل آق‌قوینلو و قراقوینلو به این دیار راه یافتند و در نتیجه ترکیبات قومی در این منطقه دچار دگرگونی شد. بدون تردید تا پیش از ورود ترکها چهار گروه قومی یعنی ساکنان شهر همدان، یهودیها، لرها و کردها در این استان میزیسته‌اند که دو گروه اول در شهر همدان، گروه سوم در مناطق گفته شده و گروه چهارم نیز در حوالی اسدآباد اقامت داشته‌اند.

لرهای استان همدان به گویش لری نهاوندی، لری ملایری و لری تویسرکانی گفتگو می‌کنند که دو گویش آخری رابطه نزدیکی با گویش لری بروجردی دارند. شایان ذکر است گفته می‌شود کهن‌ترین نمونه از گویش لری در این منطقه مربوط به اشعار لری باباطاهر عریان است که در قرن پنجم سروده شده‌اند.

ملایر: در این زمینه می‌توان به مکتوباتی از چند نویسنده اهل ملایر اشاره کرد که بنحوی در راستای نظر دکتر امان اللهی بهاروند و تأیید آن مبنی بر وجود بارز فرهنگ و هویت لری در منطقه ملایر است؛ از جمله جواد جعفری درباره گویش ملایری که آن را به سه دسته زندی لری، ملایری و ترکی ملایری تقسیم و درخصوص دو گویش اوّل اینگونه می‌نویسد:

گویش زندی لری: این گویش که دارای بسیاری از ضرب‌المثل‌ها و ترانه‌های عامیانه لغات پهلوی است هم اکنون بین زندی‌های ملایر کم و بیش رایج است. گویش زندی در عصر کریمخان زند و قبل از آن در دوران نادرشاه افشار بعلت سکونت تیره‌ها و طایفه‌های مختلف زندی در شهرستان‌های مختلف ایران، از شیراز و اصفهان گرفته تا دره‌گز، تهران و مازندران و کرمان و بندرعباس، در اکثر نقاط راه یافته و آثار بارزی از آن در گویش‌های محلی آن مناطق بر جای مانده است.

گویش ملایری: این گویش احتمالاً مربوط به دهکده چوبین است که با گویش‌های زندیه لری و مردمی که از شهرستانهای مختلف اطراف و دهکده ها به شهر آمده‌اند درآمیخته است. در این گویش که دهکده های جنوبی و غربی ملایر بدان تکلم می‌کنند بسیاری از لغات اوستایی – پهلوی بصورت‌های کهنه و غالباً در ریشه اصلی خود دیده می‌شود.

از آنجاییکه محققان و جغرافی‌نویسان قرون اولیه اسلام زبان مردم جبال یعنی اصفهان، ری، همدان و نهاوند را زبان پهلوی یا فهلوی دانسته‌اند و اشعار امثال باباطاهر را فهلویات نامیده‌اند می‌توان گفت گویش ملایر کم و بیش همان فهلویات است. باری چنانکه گذشت در گویش ملایری بسیاری از واژه های زندی لری (که در گویشهای مختلف ایران نیز راه یافته است) و یا حتی از گویش‌هایی چون مازندرانی، بابلی و لاری نیز شنیده می‌شود.

جعفری در ادامه آورده است در گویش ملایری بسیاری از لغات فرس قدیم، پهلوی و اوستایی بصورت بسیار نزدیک به واژه‌های مذکور بر جای مانده از جمله به این قرار:

پیا: مرد

کله: ملخ

گپ: حرف

مشت: پر

نزم: مماس

و نیز در گویش ملایری لغاتی دیده می‌شود که غالباً در فرهنگ های فارسی ضبط نشده است برای نمونه لغات زیر ذکر می شود:

لوئینه: آسیابان

تشنی: گلو

هنی: هنوز

دیم: صورت

چپش: بزغاله

تگه: بزسر‌گله

جعفری به غیر از 3 گویش زندی لری، ملایری و ترکی ملایری، چند گویش دیگر را هم معرفی می‌کند که شامل گویش نهاوندی، خوانساری و گویشی که یهودی‌ها بدان تکلم می‌کنند و بغلط پنداشته می‌شود زبان عبری است امّا نوعی گویش لری می‌باشد. همچنین گویش ارامنه در شهر و دهستانهای ملایر هرکدام به‌نوبه خود جالب توجه است.

از سویی یکی دیگر از نویسندگان اهل ملایر درباره آن دیار چنین ذکر می‌کند: گروههای جمعیتی در روستاهای ملایر را اقوام مختلفی با فرهنگ و آداب و رسوم متفاوتی تشکیل می‌دهند. طبق نتایج بررسی نمونه‌ای (طرح مطالعاتی توسعه و عمران روستاهای همدان انجام گرفته در سال 1370) در روستاهای شهرستان ملایر از نظر گویش 2 درصد کرد، 25 درصد لر و لک، 23 درصد ترک و 47 درصد بقیه فارسی زبان هستند. وی همچنین می‌نویسد لرها یکی از طوایف بزرگ ایران هستند که بیشتر در لرستان و آن نواحی سکونت داشته و از نژاد آریایی می‌باشند و در حال حاضر نیز تعداد زیادی از روستاهای ملایر از نظر ترکیب نژادی، لهجه و گویش اختلاطی از اقوام لر و لک می‌باشند. آنچنانکه در منابع تاریخی اشاره شده است زندیان شعبه کوچکی از طایفه لک‌یالان و جزو طوایف لر بودند.

علیرضا گودرزی اهل ملایر که پژوهش مبسوطی درباره آن دیار به انجام رسانیده نیز در زمینه‌ی زبان، گویش و لهجه ملایری‌ها ذکر کرده است که به علّت وجود واژه‌های کمرنگ «کردی و لری» در آن، ملایر سرحد بیرنگ و کمرنگ منطقه لر محسوب می‌شود و مردم این شهر با ساکنان لرنشین شهرهای بروجرد، نهاوند و تویسرکان بدون مترجم و با کمی زحمت می‌توانند ارتباط برقرار کنند. در نتیجه گویش ملایری زیرشاخه‌ای از زبان لری است و بی‌دلیل نیست که عده‌ای گویش لری ملایری را نسبت به دیگر لهجه‌های لری نزدیک‌ترین لهجه به زبان فارسی معیار می‌دانند. وی در مجموع گویش‌ لرهای شهرستان ملایر را بصورت زیر نوشته است:

لری ملایری: زیرشاخه‌ای از زبان لری است که به گویش لری فیلی خرم‌آبادی بسیار نزدیک و کثرت واژه‌های لری فیلی ملایری می‌تواند تایید این نظر باشد از طرفی گویش ملایری به لری سیلاخوری در منطقه بروجرد هم نزدیک است. روستاهایی مانند آورزمان، آبدر، حسین آباد ناظم،حرم آباد، کرکان، نامیله، ازناو، گورآب و غیره که گویش‌شان همبند شهر ملایر است و تنها تفاوت آوایی واژه ها می‌تواند بیانگر هویت جغرافیایی آنها باشد، به گویش این مناطق می‌توان لری محلی یا روستایی گفت. البته از این نکته نباید غافل بود که در این بین مناطقی از جمله آبدر و آورزمان به علت همجواری با روستاهای لک‌زبان، تعدادی واژه‌های لکی را به مقدار نیازشان وام گرفته امّا لک‌زبان نیستند.‌

لری سیلاخوری: برخی روستاهای جنوب و جنوب غربی مانند کیکله، طایمه، مهدویه، ارگس، پاتپه و غیره نزدیک یا همبند به گویش لری سیلاخوری است که به لری بروجردی هم شهره است و قطب گویش سیلاخوری، بروجرد است.

لری زندی: برای این گویش هم‌اکنون مشخصاً روستایی را نمی‌توان نام برد؛ احتمالاً توسط اهالی قلعه‌پری و همچنین روستاهای خط ملایر – اراک مثل ‌زنگنه استفاده می‌شده که زمانی مقر ایل زند و کریم‌خان وکیل‌الرعایا بود. به ظن قوی گویش مردمان برخی روستاهای غرب معروف به چال‌شور، شورکات و بلوک‌شور به آن نزدیک است.

بروجرد: اگرچه جزو تقسیمات کشوری استان لرستان محسوب می‌شود امّا چنانکه ذکر آن رفت؛ سکنه بروجرد در نیمه شمالی استان لرستان به دلیل همسایگی دارای پیوستگی و ارتباطات نزدیک با ملایری‌ها بوده‌اند بگونه‌ای که شباهت لهجه یکی از نمودهای این موضوع است. در همین راستا در رابطه با مردمان شهر بروجرد و حومه آن نیز پنج دسته گویشی را بشرح زیر عنوان کرده‌‌اند:

  • گویش مردم بروجرد: که از لهجه‌های زیرمجموعه زبان لری محسوب می‌شود و بسیار شبیه به گویش مردم ملایر و نهاوند است و در یک گروه قرار می‌گیرند. لازم به ذکر است گویش بروجردی به زبان فارسی رسمی نزدیک می‌باشد و این ویژگی باعث شده که برخی زبان مردم بروجرد را فارسی با لهجه لری محسوب کنند.
  • گویش مهاجرین لر یا روستاهای لرنشین بروجرد: که چون تحت تأثیر فرآیندهای آوایی گویش بروجردی قرار گرفته‌اند، می‌توان آنها را گویش‌های لری بروجردی گفت.
  • گویش روستاییان بومی بروجرد: که از نظر آوایی تفاوت چندانی با گویش بروجردی ندارد.
  • گویش اقلیت یهودی: که محله و بازار مخصوص خود را داشته‌اند و به گویشی صحبت می‌کردند که برای اهالی شهر قابل فهم بوده است.
  • گویش [زبان!؟] شماری از ارامنه: که شبیه به گویش ارامنه اصفهان است.

نهاوند: دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در کتاب قوم لر بیان می‌دارند که طی یک بررسی مقدماتی در تعدادی از دهات شهرستان نهاوند توانسته‌اند اسامی بخشی از گروهها و طوایف این منطقه را به شرح زیر بنگارند: خزل، سلگی، دراشوند، ساکی، کیانی، رئیسی، کوماسی، زیر، شیخ میری، ترکاشوند، ذوالفقاری، شلالوند، کولیوند، بیمی، سوری، جلالوند، شیراوند، احمدوند، چگنی، مومیوند، حسن گایار و فلک الدین.

تویسرکان: درباره گویش تویسرکانی همانگونه که دکتر امان اللهی آنرا بهمراه گویش ملایری، نزدیک به گویش بروجردی دانسته‌اند یکی از نویسندگان تویسرکانی نیز می‌نویسد: زبان مردم تویسرکان و بخش‌ها و روستاهای تابعه فارسی است که با لهجه خاص خود اداء می‌شود. هرچند لهجه محلی در بخشی از محل‌ها و روستاها کمی با یکدیگر تفاوت دارند ولی بطور کلی مبنای گویش مردم این منطقه متأثر از گویش زبان لری بوده و بسیاری از کلمات با لحن و لهجه مصطلح در مناطق لرستان اداء می‌شود.

ساخت اجتماعی سیاسی ایلی و طایفه‌ای: چنانکه پیشتر نیز اشاره گردید ساختارهای سنتی ایلات و طوایف که پیوند تنگاتنگی با کوهستان، کوچندگی و دامداری داشته‌ بستر مناسبی برای شناخت عشایر فراهم می‌کرده‌اند و بر همین مبنا، مسنجم‌ترین و گویاترین شناخت‌ها را نتیجه می‌دهند. بعنوان مثال پژوهشگران بهترین آگاهی‌‌ها درباره لرها را از گروههایی همچون بختیاری‌ها، کهگیلویه‌ای‌ها، ممسنی‌ها، سلسله‌ای‌ها، دلفانی‌ها، طرهانی‌ها، بیرانوندها، سگوندها، دیرکوندها، چگنی‌ها، پاپی‌ها و… به دست داده‌اند یعنی جوامعی که بزرگترین ساخت‌های سیاسی اجتماعی لرتباران را داشته‌اند.

به هر عنوان با توجه به برخی منابع از جمله مکتوبات آقایان عباس فیضی، محمد برقعی و نیز طبق سرشماری‌های صورت گرفته در سال 1387، عشایر لر کوچنده‌ای که در استان همدان ییلاق – قشلاق می‌کردند شامل «ترکاشوندها»، «حسنوندها»، «جمورها»، «خزایی‌ها» و «زوله‌ها» عنوان شده‌اند گو اینکه دارای پیوستگی با لرهای استان‌های لرستان و کرمانشاه نیز بوده‌اند؛ در این بین ترکاشوندها گسترده‌ترین پهنه‌ی سرزمینی را دارا بودند‌ که افزون بر شهرستانهای تویسرکان، نهاوند و ملایر، در مناطق اسدآباد و بهار هم حضور داشته‌اند. کوچروی حسنوندها در نهاوند و زوله‌ها نیز در اسدآباد گزارش شده است.

در همین جهت همانگونه که در پست زاگرس سرزمین مادری نیز اشاره شد کوهها یادآور شجاعت، استقامت و آزادگی مردمان لر بوده‌اند و بخش مهّمی از سرگذشت و تاریخ این قوم سلحشور را بایستی در میان تنگه‌ها و ارتفاعات جستجو کرد. درهم‌تنیدگی و پیوستگی لرها با زاگرس آنچنان است که می‌توان آنان را وارثان خلف آن جبال معظم دانست. در واقع هویت، خصوصیات و حتّی نامواژه لر گره خورده با کوهستانهای زاگرس است؛ چنانکه در پست معنی واژه لر نیز توضیح داده شد برخی معنی کلمه لر را برگرفته از کوههای پر از درخت دانسته‌اند. در همین راستا عباس فیضی درباره کوه الوند که مأمن لرهای همدان بوده می‌نویسد:

الوند، این کوه رفیع و عظیم که همدان کهن در دامنه‌اش آرمیده؛ بر اثر آب و هوای خوبی که دارد قرن‌ها است که پایگاهی برای ایلات و عشایر می‌باشد و هرساله با گذشت 2 ماه از فصل بهار ایل‌های کوچنده به سوی دامنه‌های پر ریاحین این کوه بزرگ، روان می‌شوند و تا نیمه‌های دوم فصل تابستان در شیار و دامنه‌های دل‌انگیز و خوش آب و هوای الوند کوه زندگی خود را ادامه می‌دهند و از مراتع و جویبارهای زیبا و طبیعی آن استفاده می‌کنند.

او در ادامه می‌نویسد تمامی ایل‌های کوچنده به این دیار، به الوند و دامنه‌های باطراوتش اعتقادی بس استوار و محکم دارند. ایل‌ها الوندکوه را مقدس و در کوچ و رسیدن به همدان هفته‌ای نیز در اطراف غار مقدس عابد و حوالی امامزاده کوه با برپا کردن سیاه‌چادرها و به چرا بردن گله‌ها و نیز تهیه لبنیات (جهت مصرف و فروش آن به اهالی همدان) مشغول می‌شوند.

ترکاشوند: گفته شده بزرگترین جامعه ساختارمند لرهای استان را تشکیل می‌دادند و گزارش شده تا سالیان اخیر ساخت سنتی ایلی – طایفه‌ای را تا حدودی حفظ‌ و با دایره سرزمینی کوچندگی گسترده‌ای که سردسیر و گرمسیرشان از استان همدان تا نواحی اندیمشک در خوزستان دربرمی‌گیرد کماکان هویت و فرهنگ ایلیاتی خویش را پابرجا نگهداشته‌ و از نظر عشایری دارای مقامی کامل و بزرگ در سطح استان بحساب می‌آیند.

عنوان شده لرهای ترکاشوند از نظر سازمان اجتماعی دارای کلیه ویژگی‌های عشایری بوده‌اند؛ عباس فیضی که یادداشت‌هایی درباره تاریخچه و آداب و رسوم ایلات و عشایر کوچنده استان همدان در سالهای 1338 تا 1356 از خود بجای گذاشته، طوایف ترکاشوند را بشرح زیر آورده است:نمودار درختی تركاشوند

رحمتی: دارای 390 خانوار هستند و محل سردسیر آنها آرتیمان، شهرستانه، کوه‌های حیدره و گنجنامه است. تیره‌های آن عبارتند از ممیائی، کوهرار، صغیری، کومیوند، کت‌کن، بگلر و محمدعلی.

میرکه: دارای 27 خانوار هستند و مراتع ییلاق آنها اطراف ویان همدان و محل قشلاق آنها اطراف صحنه کرمانشاه قرار داشته و تیره‌ای نیز ندارند.

سلیمانی: دارای 45 خانوار است و مراتع ییلاق آنها در کوه‌های اسدآباد و اطراف نهاوند، شهرستانه و دره حیدره همدان است و برای قشلاق نیز به اطراف اندیمشک و پلدختر می‌روند. تیره‌های آن عبارتند از برایم و آقامیر.

پیرزاد: 15 خانوار هستند و مراتع ییلاق آنان در اطراف تویسرکان و اطراف کوه الوند است، برای قشلاق به حوالی اندیمشک می‌روند. تیره‌ای ندارد.

ملیجانی: 105 خانوار هستند و مراتع ییلاق آنها در امامزاده کوه، برفجین، موییجین، الوند و گنجنامه همدان و محل قشلاق آنها اطراف صحنه کرمانشاه و نیز حوالی اندیمشک است. تیره‌های آن مشتمل بر بگلر، خانلر، خنجر و چهارتخم می‌باشد.

مرشدی: دارای 120 خانوار است که اغلب درون استان ییلاق – قشلاق می‌کنند. مراتع سردسیر آنها در اطراف قرق همدان و کوههای حیدره و اطراف مریانج، گرمسیرشان در نواحی نهاوند و بروجرد واقع شده است. تیره‌های آن عبارتند از ناصری، میرزایی و اله.

یار ویس: دارای 6 خانوار هستند. ییلاق آنها در اطراف کوه الوند، گنجنامه و کوه‌های حیدره است؛ قشلاق آنان نیز در حوالی صحنه کرمانشاه می‌باشد.

گرکه‌ای: دارای 30 خانوار است و مراتع ییلاق آنان اطراف کوه‌های همدان و اسدآباد، قشلاق‌شان در حوالی بروجرد و اندیمشک است. تیره‌های آن عبارتند از: حسینی‌پور، زالی‌پور، نظری، ولکه، کایمرث، منصدر و نوروزی.

میرعزیزی: 25 خانوار هستند. مراتع ییلاقی آنان اطراف کوه‌های الوند و نهاوند، محل قشلاق‌شان حوالی پلدختر و اندیمشک واقع شده است. تیره‌های آن عبارتند از ولیخانی و کریس.

شایان توجه است علی رغم آنکه ترکاشوندها ویژگی‌های ایلیاتی و عشایری را حفظ کرده بودند امّا محمد برقعی که در اواسط دهه پنجاه شمسی پژوهشی تخصصی درباره آنان داشته می‌نویسد ترکاشوندها هرگز سازمان سیاسی یکپارچه‌ای نداشته‌ و هیچگاه تحت امر یک ایلخان نبوده‌اند. طبق گزارش‌های موجود، اداره آنان معمولاً با حکومت همدان بوده است. قهرمان میرزا سالور در خاطرات خود ضمن اخبار سال 1308 آورده که حکومت، اداره ایل ترکاشوند را به طاهرخان (احتمالاً مفتح الدوله قراگوزلو) واگذار کرده است.

محمد برقعی در سال 1356 سازمان اجتماعی ترکاشوندها را مبتنی بر طایفه، تیره و کرنگ عنوان کرده‌ و می‌نویسد هر کرنگ مرکب از چند خانوار چادرنشین است که مراتع مشترک دارند. او در ادامه می‌آورد که ترکاشوندها منسوب به لرها هستند، خود را لر می‌انگارند و معتقدند اعقابشان بین 200 تا 250 سال پیش بر اثر تعدیات خوانین لرستان از الشتر به ناحیه همدان مهاجرت کرده و برای تمایز از طوایف ترک همدان، عنوان ترکاشوند را برای خود برگزیده‌اند. تنها قرینه‌ای که گمان مهاجرت پیشینیان ترکاشوندها را به حدود همدان تقویت می‌کند، وجود تیره قدیمی ترک‌کاشه‌وند از طایفه یوسف‌وند سلسله در نواحی الشتر لرستان است که از گذشته‌های دور مسکن سه گروه بزرگ از لرها یعنی حسنوندها، کولیوندها و یوسف‌وندها بوده است.

برقعی همچنین ذکر می‌کند زبان ایشان ترکیبی از لری و کردی ذکر شده، با این تفاوت که برخی از آنها به فارسی و ترکی نیز گفتگو می‌کنند. وی می‌نویسد این زبان پیش از آنکه حاصل اختلاط طوایف لر و کرد باشد می‌تواند شاهدی بر تعلق ترکاشوندها به طوایف لک [لرهای لک‌زبان] باشد.

او همانند عباس فیضی، ییلاق ترکاشوندها را دامنه‌های شمالی کوه الوند تا کوههای کشانی و آرتیمان در نزدیکی تویسرکان و گرمسیر آنان را در استانهای کرمانشاه (بعضی روستاهای حوالی صحنه، کنگاور و کرمانشاه)، ایلام (دره‌شهر) و خوزستان (اندیمشک و دزفول) ذکر می‌کند.

ترکاشوندها از اواخر اردیبهشت تا اواسط خردادماه به تدریج به این ناحیه کوچ می‌کنند، و از نیمه دوم مردادماه به سوی قشلاق رهسپار می‌گردند و آخرین گروه آنان نیمه‌های مهرماه این منطقه را ترک می‌کنند؛ البته زمان ورود و خروج آنها به وضع مراتع و دمای هوا بستگی دارد. ترکاشوندها پس از حرکت از سردسیر به دو گروه تقسیم می‌شوند؛ گروهی که نیمه یکجانشین هستند و دسته‌ای که به گرمسیر می‌روند. گروه اوّل به نواحی روستایی در اطراف صحنه و کنگاور از جمله دهات کلیددره، حمام‌دره، درمران و کل‌وسر می‌روند. اینان در حدود یکماه و نیم تا دو ماه پس از عید نوروز در آنجا می‌مانند تا دوباره به سمت ییلاق حرکت نمایند.

حسنوند: که حسنوند خدایی نیز نامیده می‌شوند در واقع جزوی از ایل حسنوند در منطقه‌ی سلسله استان لرستان هستند. از آنجاییکه اینان من جمله گروههای مهّم لرتبار می‌باشند، گذشته‌ و تاریخ شاخصی دارند بگونه‌ای که سخن از حسنوندها و سلسله‌ای‌ها بسیار است؛ بر همین اساس تلاش خواهد شد تا در چارچوب پست‌های مستقل نیز بدانها پرداخته شود اگرچه در این مجال اشاره‌ای گذرا به قسمتی از تاریخ آنها خواهد شد.

در روایات پیران و گذشتگان استان لرستان آمده است بخش بزرگی از لرها نَسَب به فردی بنام «سلسال» (سلسل) می‌برند؛ این مسئله در شرح حسنوندهای استان همدان نیز مطرح شده بدین شکل که گفته‌اند در زمان حمله نادرشاه افشار به غرب کشور و نبرد با سلاطین عثمانی، شخصی شجاع و وطن‌خواه از اهالی پشتکوه لرستان (ایلام امروزی) به نام «سلسل» در جنگ مزبور سر یکی از سرداران عثمانی را به پای نادرشاه می‌اندازد و نادر نیز به پاس خدمت او سرزمین دلفان و یا به اصطلاح لری، خاوه را به او می‌بخشد. سلسل در آنجا حکومت محلی تشکیل داده و بمرور سرزمین های اطراف از جمله دشت الشتر را می‌خرد. از این رو امروزه به الشتر، سلسله نیز گفته می‌شود.

ازنو بایستی تأکید کرد موضوع آشکار در روایت فوق همان صفت بارز شجاعت، سلحشوری و روحیات وطن‌دوستانه‌ای است که در پست‌ خوی و منش لرها نیز از بیان دکتر جواد صفی نژاد با یادی از شادروان دکتر نادر افشار نادری مورد اشاره قرار گرفت آنجا که درخصوص نقش تاریخی عشایر لر (مردمان مخلص، آزاده و سلحشوری که علی‌رغم عشق سرشار نسبت به مام‌مهین آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفتند) در جهت عزت و شرف کشور می‌نویسند: در کتاب‌های انبوه تاریخی و اخباری، با وجود مشارکت عشایر در جنگ‌های ملی و میهنی و فداکاریهای چشمگیرشان، شرحی از زندگی اجتماعی اقتصادی آنان مشاهده نمی‌کنیم.

دکتر صفی‌نژاد در ادامه نوشته‌اند: قبل از انقلاب اسلامی، عکسهای بزرگ و زیبایی از عشایر ایران بر دیوار محل کار گروه عشایری مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی آویخته شده بود یکی از این تصویرها مربوط بود به یک مرد لر عشایری کوهستان‌های خرم‌آباد که با کهولت سن بر اسبی سوار بود و به کوچ می‌رفت. مرحوم دکتر نادر افشار نادری، عکاس این تصویر، چنین تعریف می‌کرد: «این پیرمرد در جوانی با تکاوران همراهش در جنگ ایران و عثمانی مشارکت داشتند. این مرد که فرماندهی تکاوران لر را به عهده داشت، در حمله ای با شمشیر اخته رسن ضخیم گرانیگاه توپخانه عثمانی‌ها را از هم دریده و به پیروزی‌هایی دست یافته بود».

علاوه بر تصویر مرد جنگجوی عشایری، تصاویر زیبا، منحصربه‌فرد و ویژه‌ای متعلق به دکتر افشار دیوارهای اتاق کار گروه عشایری را تزیین کرده بود. پاره‌ای از این عکسها مشخص کننده کار سخت روزانه زنان عشایری بود. پس از فوت دکتر افشار نادری (1358/4/9 در نوشهر)، عکسهای گروه عشایری را جمع آوری کردند و در راهروی پلکان‌های کتابخانه دانشکده به پشت بام، در کنار لانه کبوتران آزاد گذاشتند و کبوتران هم بمرور سطح عکسها را نقاشی کردند.

به هر تقدیر، عباس فیضی ایل حسنوند همدان را از ایلات لر معرفی می‌کند که شامل دو طایفه برام‌جان و میرزاجان هستند. او توضیحات طوایف حسنوند را چنین آورده است:

برام‌جان: 45 خانوار هستند و مراتع سردسیری آنان اطراف کوههای نهاوند و تویسرکان و گرمسیرشان در نواحی پلدختر و اندیمشک قرار دارد. این طایفه 7 تیره دارد که عبارتند از کاظمی، کاکاوند، ساکی، ذکائی، رشیدی، رحمانی و اسدی.

میرزاجان: 80 خانوار هستند و مراتع ییلاقی آنها در کوههای اطراف نهاوند و تویسرکان و محل قشلاق‌شان در اندیمشک و پلدختر واقع گردیده. این طایفه 10 تیره دارد که عبارتند از کریمیان، ولی‌زاده، درویشی، گودرزی، مهندسی، تفه‌جان، نقدعلی، میرزاجان، غلاهی و شمسیان.

جمور: شیخ محمد مردوخ کردستانی از نویسندگان مطرح کردتبار درباره جمورها می‌نویسد: «قریب پانصد خانوار هستند. در زهاب و کوههای آلمه‌قلاق، اسدآباد همدان سکونت دارند. تیره‌ای از طایفه باجلان‌اند.» ایشان همچنین درخصوص باجلان‌ها آورده است: «دو تیره‌اند: جمور و قازانلو. این‌ها از شعب قبیله‌ی لک هستند، جزو عشیره لر. قریب هزار و سیصد خانوار هستند. در نواحی قوره‌تو و هورین و شیخان و قصرشیرین و قازانیه‌ی مندلی. در محال درگزین و رودبار قزوین هم قریب هفتاد خانوار هستند.». ضمناً ذکر این نکته مجدداً لازم بنظر می‌رسد چنانکه در پست شناخت لرهای استان کرمانشاه نیز اشاره گردید نویسندگان برجسته کرد همچون مردوخ کردستانی، لک‌زبانان را جزو تبار لر و لرها را نیز زیرمجموعه کردها می‌دانند.

طوایف جمور را شامل ویس، عبدلی، گماری و شاه‌ویس ذکر کرده و دوره ییلاق‌شان را در دامنه‌های کوه الوند و شهرستان اسدآباد در استان همدان و نیز کرمانشاه و اسلام آباد غرب، و قشلاق را در شهرستانهای قصرشیرین و گیلانغرب در استان کرمانشاه آورده‌اند. جمورها را همانند ترکاشوندها از ایلات برون کوچ گفته‌اند، بطوریکه محدوده سردسیر و گرمسیرشان در دو استان قرار گرفته است؛ و نیز ذکر شده جمورها جهت ییلاق- قشلاق نمودن، از ایل‌راه «دربند استخوان» که یکی از ایل‌راههای معروف استان کرمانشاه است استفاده می‌کرده‌اند.

خزایی: یکی از ایلات استان همدان و شهرستان نهاوند می‌باشد. خزایی‌ها بصورت نیم‌کوچ گزارش شده‌اند که در بخش‌های خزل غربی و شرقی پراکنده بودند. گفته می‌شود اینان تا سال 1374 جزو ایلات استان همدان محسوب می‌شدند ولی بعداز آن به دلیل تقسیمات کشوری جدید، جزو استان کرمانشاه قرار گرفتند البته کماکان ارتباط خویش را با شهرستان نهاوند حفظ کرده بودند.

عنوان شده که خزایی‌ها، فصل بهار را در حوالی شهرستان نهاوند و بخش‌های خزل شرقی و غربی به سر برده و زمستان را نیز به مناطق جنوبی‌تر شامل سرپل‌ذهاب، دهلران و مرزهای مهران کوچ می‌کردند. همچنین گروهی از آنها به‌صورت درون‌کوچ بوده‌اند که زمستان‌ها در شهرستان‌های همدان، نهاوند و ملایر به سر می‌بردند.

در پایان همانگونه که در ابتدا اشاره شد و دکتر امان اللهی بهاروند هم به درستی بیان نموده‌اند آثار موجود درباره مناطق لرنشین این استان بویژه شهرنشینان و روستاییان لر کافی نبوده و شناخت گروههای مناطق ثلاث و بروجرد نیازمند اقدامات تکمیلی است تا بلکه بتوان آگاهی بهتر و دقیق‌تری از شاکله مردمان آن سامان به دست داد. امید که پژوهشگران علاقمند، با انجام تحقیقات جدید، این مسیر را به کمال برسانند. همچنین توجه مخاطبین گرامی بدین موضوع جلب می‌گردد که در صورت کسب اطلاعات جدید درباره مناطق و گروههای مرتبط با قوم لر در استان همدان، پست بالا بروزرسانی و تکمیل‌تر خواهد شد.

26 thoughts on “شناخت لرهای استان همدان

  1. سلام ببخشید میگم که چرا هیچ اسمی از ایل بختیاری در مقاله نیومده؟ شما میتونین ببینین که روستا های سوتلق وباباپیر قلعه بختیار کاملا بختیاری نشین هستند.
    این واقعا تأسف داره که شما هنوز نمیدونین تویسرکان بختیاری نشین هستند.

    • سلام
      ضمن سپاس از توجه شما نسبت به مطالب مطرح شده و نیز ارائه اطلاعات درخصوص بختیاری‌های تویسرکان، همانگونه که در پست فوق نیز اشاره شده در صورت کسب آگاهی جدید درباره مناطق و گروههای مرتبط با قوم لر در استان همدان، پست بالا بروزرسانی و تکمیل‌تر خواهد شد.

    • فامیلیشون بختیاری،قرار نیست هرکی بختیاری باشه فامیلیش از قوم بزرگ بختیاری باشه

      • سلام
        به هر صورت باید توجه داشت که مورد مذکور بررسی‌های بیشتر و تکمیلی را می‌طلبد.

  2. سلام لرهای بختیاری کهکیلویه بهمئی ممسنی فارس لرستان ایلام همدان بوشهر خوزستان وغیره همه از یک ریشه هستند

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای حیدری
      بله! همانگونه که جنابعالی نیز به درستی اشاره نموده‌اید می‌توان گفت به گواه تاریخ، ایلات و طوایف لر از شمالی‌ترین مناطق سرزمین لر در دامنه‌های سلسله کوههای سر به فلک کشیده زاگرس در استانهای همدان و مرکزی تا جنوبی‌ترین نواحی آن در ساحل خلیج‌فارس دارای عناصر هویتی مشترک و در یک کلام جهان‌بینی همسو بوده‌اند. بر همین اساس نه تنها کهگیلویه، بختیاری و ممسنی بلکه ایلات و طوایف فیلی، لک‌زبان و غیره نیز در گذشته جزو یک پیکره واحد بنام «تبار بزرگ لر» قرار داشته‌‌ و بنابر چنین سابقه‌ای، روابط نزدیک و درهم‌تنیدگی تاریخی آنها جلوه‌گر است؛ یعنی خُمونی بگُم که هَمَش یکیِن.

    • برادر عزیز سلام. به گمانم مقاله شما در عین حال که اطلاعات خوبی رو در اختیار خوانندگان قرار داد، ولی ناقص و البته کلی بود. چرا که غالب لرهای استان همدان و علی الخصوص تویسرکان “بختیاری” ها هستند. با کمی جست و جو و کنکاش به سیل بختیاری های مقیم تویسرکان و روستاهای اطراف آن بر می‌خورید.

      • سلام
        ضمن تشکر از توجه و نظر لطف شما:
        1- چنانکه در پست بالا و نیز در پاسخ به مخاطبین ارجمند اشاره شد پرداختن به آن بخش از لرهای استان همدان به ویژه گروههایی که در زمان‌های گذشته در نواحی تویسرکان، نهاوند و ملایر یکجانشینی اختیار کرده‌اند با دشواری همراه است؛ زیرا تاجاییکه دانسته‌ها یاری می‌کند تاکنون تقسیم‌بندی و ساختار لرهای شهری و روستایی در آن دیار بصورت مستقل و تخصصی مورد بررسی پژوهشگران قرار نگرفته و تحقیق در این خصوص در ابتدای راه قرار دارد. ناگفته پیداست اسکان شدن و در نتیجه رخت بربستن ساختارهای سنتی ایلات و طوایف که بستر مناسبی برای شناخت عشایر فراهم می‌کنند، بر سختی کسب این شناخت افزوده است. به هر روی مدنظر خواهد بود تا در صورت کسب آگاهی جدید درباره مناطق و گروههای مرتبط با قوم لر در استان همدان، پست بالا بروزرسانی و تکمیل‌تر گردد.
        2- بله! گفتار حاضر در واقع نگاهی کلی و گذرا به لرهای استان همدان می‌باشد، گو اینکه پرداختن مفصل‌تر به ایلات و طوایف از جمله لرتباران استان همدان در ساختارهای سنتی آنها می‌تواند پست‌های متعدد و مستقل را به خود اختصاص دهد. در همین راستا مورد توجه خواهد بود تا در صورت امکان و در فرصت مناسب، در چارچوب گفتارهای جداگانه به شناخت مشروح‌تر آندسته از همتباران مبادرت گردد. تا خداوند چه خواهد.

  3. استاد میتوانید پرس و جو کنید که اسماعیل بیگی های تویسرکان از کدام تیره اند؟

    • سلام
      هم‌اکنون اطلاعاتی در این باره موجود نمی‌باشد امّا پرسش شما مدنظر قرار خواهد داشت تا در صورت کسب هرگونه آگاهی، در همین مجال به سمع و نظر رسانده شود.

      • استاد من خیلی پیگیرم که بدونم اسماعیل بیگی ها از ایل زند هستن یا نه

        • سلام
          مخاطب گرامی
          جناب آقای دانیال
          درخواست شما مدنظر قرار خواهد داشت تا در صورت کسب هرگونه آگاهی، به اطلاع رسانده شود. در واقع علی‌رغم اینکه بهمئی دات کام از ابتدای راه‌اندازی در نظر داشته که منابع و دانستنی‌ها درباره ساختار اجتماعی طوایف و تیره‌های زند جمع‌آوری نماید امّا با گذشت نزدیک به ده سال کماکان اطلاعات جامع، کامل و حتّی قابل قبولی به دست نداده زیرا پس از سقوط زندیه، به دلیل دشمنی‌های آقامحمدخان قاجار، زندیان در نقاط مختلف کشور پراکنده گردیده و یکپارچگی خویش را از دست دادند و همین امر بررسی تمام و کمال ساخت ایلیاتی آنان را با دشواری مواجه کرده است.
          پس از حکومت اتابکان، هرچند لرها و مشخصاً بختیاری‌ها همواره یک‌پای سیاست کشور بودند ولی در ادامه تنها سلسله لر یعنی زندیه نیز بعلت اختلافات خانمانسوز داخلی و هجوم رقبای خارجی چون آقامحمدخان قاجار استمرار چندانی نیافته و تنها 45 سال دوام داشت. با متفرق نمودن ایلات و طوایف لر حامی زندیه در نقاط مختلف کشور، مُهری دوباره بر غم و اندوه پیوسته مردمان لر بعداز دوره اتابکان زده شد؛ اگرچه سرانجام بزرگترین مجموعه لرتبار یعنی بختیاری بعنوان یک رکن مهّم از جنبش مشروطه‌ با فتح تهران آخرین ضربه‌ها را بر پیکر حکومت قاجار وارد ساخت.
          به هر سوی همانگونه که بارها اشاره گردید مدنظر خواهد بود تا بمرور زمان به ایلات و طوایف لر از جمله زندها پرداخته شود. تا خداوند چه خواهد.

          • ممنون استاد عزیز ولی اگر می تونید برام بپرسید اسماعیل بیگی ها و اسد بیگی ها اصالتا اهل کجا هستند؟

            • سلام
              درخواست شما مدنظر قرار خواهد داشت تا در صورت کسب هرگونه آگاهی به اطلاع رسانده شود.

    • سلام
      ضمن تشکر از توجه شما نسبت به مطالب مطرح شده و همچنین اطلاع‌رسانی درباره سوره‌مهری‌های استان همدان، چنانکه که در پست فوق نیز اشاره شده در صورت کسب آگاهی جدید درباره مناطق و گروههای مرتبط با قوم لر در آن دیار، گفتار بالا بروزرسانی و تکمیل‌تر خواهد شد.
      ضمناً اگر منظور سرخه‌میری (سوره‌میری/سرخامری) می‌باشد به آگاهی می‌رساند با توجه به اینکه گفته می‌شود سوره‌میری‌ها از گروههای قدیمی لر بویژه در منطقه پشتکوه لر کوچک (ایلام فعلی) بودند و نیز در شکل‌دهی به جنبه‌هایی از شاکله هویتی لر نقش قابل توجه داشته‌اند، مدنظر بوده و می‌باشد تا در چارچوب مجالی مستقل به آنها پرداخته شود.

  4. باسلام
    میشه راجب طایفه روستائی هم تحقیق کنید، داخل ملایر و بروجرد و نهاوند و …. روستائی زیاد داریم، حتی من متوجه شدم فامیلی روستائی توی شیراز و استان فارس هم هستن که میتونن از همراهان کریمخان زند باشن در اقامتش در شیراز

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای ایمان
      ضمن سپاس از توجه شما نسبت به مطالب مطرح شده، مبحث ذکر شده درباره روستایی‌ها مدنظر قرار خواهد داشت تا در صورت کسب هرگونه آگاهی، در قالب گفتار فوق قرار گرفته و بروز رسانی گردد.

  5. باسلام وخسته نباشید
    باتوجه به اینکه زیستگاه قدیمی واصلی دیناروندها شهر نهاوند بوده بطوریکه سالیان درازی این شهرماه دینار نام داشته آیا هنوز هم خانواده ای به این نام دراین منطقه سکونت دا رد؟ با تشکر

    • سلام
      مخاطب گرمی
      جناب آقای دیناروند
      ضمن تشکر از ابراز محبت آن برادر محترم، متأسفانه اطلاعاتی در دست نمی‌باشد؛ در همین راستا همانگونه که پیشتر در پاسخ به مخاطبین گرامی نیز اشاره شد پرداختن به آن بخش از لرهای استان همدان که در زمان‌های گذشته یکجانشینی را اختیار کرده‌اند با دشواری همراه است؛ زیرا تاکنون گروه‌بندی و ساختار لرهای شهری و روستایی در آن دیار بصورت مستقل و تخصصی مورد بررسی پژوهشگران قرار نگرفته و تحقیق در این خصوص در ابتدای راه قرار دارد. ناگفته پیداست همان اسکان‌ها و در نتیجه رخت بربستن ساختارهای سنتی ایلات و طوایف که بستر مناسبی برای به دست دادن آگاهی از عشایر فراهم می‌کنند، بر سختی کسب این شناخت می‌افزاید.

  6. سلام.. متاسفانه در خصوص لرهای ملایر اطلاعات کمی دارید..حداقل 70 درصد شهر ملایر لر هستند و به مرور زمان گویش ها بدلیل سواد و تحصیلات بیشتر مردم نسبت به قدیم در دبیرستان ها و دانشگاه‌ها به فارسی نزدیک شده..مثلا در روستاها کمتر تغییر گویش اتفاق افتاده.. این موضوع بسیار قابل فهم است و حتی در بروجرد و خرم آباد هم رخ داده است… ضمنا مثلا روستاهای ناميله، گوراب، پری،حسین آباد، و غیره 95 درصد لر هستن.. طایفه های بزرگ لردر ملایر مثل تاجعلی ناميله،، روزبهانی، یعقوبی،، لطیفی،،روستایی،، نوردی،، و غیره را نام نبرده اید که جای تعجب دارد…

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای تاجعلی
      ضمن سپاس از توجه شما، ازنو یادآوری می‌گردد چنانکه در پست بالا و نیز پیشتر در پاسخ به مخاطبین گرامی اشاره شد پرداختن به آن بخش از لرهای استان همدان به ویژه گروههایی که در زمان‌های گذشته در نواحی ملایر، تویسرکان و نهاوند یکجانشینی اختیار کرده‌اند با سختی همراه است زیرا اسکان شدن و در نتیجه رخت بربستن ساختارهای سنتی ایلات و طوایف که بستر مناسبی برای شناخت عشایر فراهم می‌کنند، موجب دشواری امر پژوهش در این موضوع می‌باشد. مضافاً تاجاییکه دانسته‌ها یاری می‌کند تاکنون تقسیم‌بندی و ساختار لرهای شهری و روستایی در آن دیار بصورت مستقل و تخصصی مورد بررسی پژوهشگران قرار نگرفته و تحقیق در این خصوص در ابتدای راه قرار دارد. به هر روی مدنظر خواهد بود تا در صورت کسب آگاهی جدید درباره مناطق و گروههای مرتبط با قوم لر در استان همدان، پست بالا بروزرسانی و تکمیل‌تر گردد.

  7. سلام.من سلگی هستم. طایفه ی سلگی ها در سه روستای رودباری،هادی آباد و فارسبان واقع در شهرستان نهاوند قرار دارند. با توجه به اینکه روستای ما نزدیک شهرستان کنگاور و واقع در شهرستان نهاوند است، لهجه ی ما از هیچ کدام از این دو استان تاثیر نپذیرفته است. روستا های اطراف ما اکثرا لک زبان هستند و مردم شهرستان نهاوند هم به گویش نهاوندی سخن میگویند اما روستای ما و دو روستای ذکر شده دیگر به زبان لری سخن میگویند، همان لری که در خرم آباد استفاده میشود و با آن سخن میگویند. لری ما هیچ تفاوتی با لر های خرم آباد ندارد. برای مثال افراد مشهور و صاحب نام بسیاری مانند سید نوری موسوی، رضا سماعی، حسین زرینجویی، امین دهستانی و… لری صحبت کردنشان با لری صحبت کردن ما تفاوتی ندارد.

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای سلگی
      ضمن تشکر از توجه جنابعالی و نیز اطلاعات ارائه شده، در راستای دیدگاه شما موارد زیر مجدداً یادآوری می‌گردد:
      1- اگرچه زبان به دلیل کارویژه خاص آن که نمود بالایی در موقعیت‌های روزمره برای ایجاد ارتباط، شناخت و نیز معرفی خود به دیگران داشته، همواره یکی از فاکتورهای تشکیل دهنده «هویت» جوامع بشری بوده است؛ امّا باید نقش آن را در ایجاد «هویت» گروهها و اقوام به‌عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده‌اش نگریست و نه همه‌ی آن. بر همین مبنا اصالت و هویت لرها در جمیع عناصر سازنده‌ی آن همچون سرزمین، تاریخ، نسب، زبان، فرهنگ، آداب و رسوم، دین و آئین، ساختارهای سیاسی و در یک کلام خصلت‌ها، نگرش‌ها، مرام، معرفت و جهان‌بینی آنان درک می‌شود.
      2- همانگونه که در پست «زبان قوم لر» نیز اشاره گشت باید توجه داشت زبان گروهها و اقوام در گذر زمان دچار تغییر و تحول می‌گردد؛ شادروان حجت‌الله حیدری (از پژوهشگران باسابقه قوم لر از تبار حسنوند) در کتاب «جغرافیای تاریخی الشتر و ریشه نژادی لر» نظری را ابراز داشته‌اند که قابل توجه می‌باشد، ایشان نوشته‌اند: گفته حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده در قرن هشتم هجری [حدود ۷۰۰ سال پیش] درباره نبودن حروف ح خ ص ض ط ظ ع ق در زبان لری نشان می‌دهد قوم لر در قدیم دارای زبان واحدی بوده و منطقه الشتر که جزوی از آن بشمار می‌آید این خاصیت را داشته است.
      3- همانگونه که دکتر سکندر امان‌اللهی بهاروند نیز بیان کرده‌اند زبان امریست وضعی و اکتسابی و از این رو ممکن است زبان یک قوم یا شعبه‌ای از یک قوم عوض شود. چنانکه برای مثال اعضای یکی از طوایف لر به نام «لشنی» به علت پراکندگی در نقاط مختلف به چند زبان صحبت می‌کنند. هم‌اکنون [سال ۱۳۷۰] که در لرستان سکونت دارند به زبان لکی و لری گفتگو می‌کنند و حال آنکه لشنی‌های استان فارس به زبان فارسی و لشنی‌های رودهن در استان تهران به زبان ترکی تکلم می‌کنند.

      • ممنون از لطف و توجه شما. از شما بسیار سپاسگزارم بابت به وجود آوردن همچین محیطی که باعث شناخت بیشتر ما لر ها شده است.

        • درود
          ضمن سپاس از ابراز محبت و نظر لطف آن برادر محترم، همانگونه که مکرراً اشاره گردید بیان از اصالت‌ها موجب افتخار می‌باشد زیرا که به درستی «ذات و اصالت لر» چیزی جز صفا، صمیمیت، صداقت و شجاعت نبوده است.
          یا حق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.