سرزمین ایل چرام

چرام یکی از ایلات ششگانه کهگیلویه در قرون اخیر بوده است که پیشتر ذکر آن به‌نقل از کتاب فارسنامه ناصری از منابع اواخر دوره قاجاریه در پست «بهمئی‌ها در فارسنامه ناصری» رفت. همچنین کتاب ریاض الفردوس خانی از منابع عهد صفویه از منطقه چرام نام برده و می‌آورد:

چرام نیز از مضافات بلاد شاپور است و محتوی است بر قراء و مواضع بسیار و ییلاق و قشلاق بیشمار. انواع فواکه و اثمار لطیفه در آن محال به حاصل آید و عسل مصفّا و گرانگبین سفید خوب دارد و رودخانه‌های متعدد از آنجا گذشته به بهبهان و زیدان [زیدون] جریان نموده ضمیمه بحر فارس گردند.

و این محال مخصوص الوار ممسنی بلاد شاپور باشد و اسامی طوایف ایشان برین موجب است: کشتابی [گشتاسبی]، کرشابی [گرشاسبی!؟]، زیلابی [زیلایی!؟]، بادلانی، تومانی، دلاوری، دشمن‌زیاری، میرکوهکی، چهار روستاق [چاروسا!؟]، گیوه مویی، حسن‌عالی، بویراحمد اردشیری، بویراحمد عباسی و قلندر بویری.

مشاهده می‌شود آنگونه که از متن ریاض‌الفردوس برمی‌آید منطقه چرام در زمان صفویه در کهگیلویه دارای محوریت و ایضاً پیوستگی با ممسنی بوده است؛ موضوعی که چندان عجیب بنظر نمی‌رسد زیرا همانگونه که بارها اشاره گردید عموم ایلات و طوایف لر بزرگ اعم از کهگیلویه، ممسنی و بختیاری در گذشته ذیل یک پیکره واحد و تحت حکومت اتابکان لر بزرگ بوده‌اند و بنابه چنین سابقه مشترکی، درهم‌تنیدگی تاریخی آنان جلوه‌گر است.

به هر عنوان در ادامه‌ی گفتارهای پیشین و شناخت قلمرو ایلات کهگیلویه، در مجال حاضر به پهنه جغرافیایی ایل چرام در دهه چهل شمسی پرداخته می‌شود؛ دکتر جواد صفی‌نژاد در این باره ذکر کرده‌اند:نقشه سرزمین ایل چرام

چرام منطقه‌ای است واقع در مرکز کهگیلویه که در قلب مناطق بویراحمد نشین قرار گرفته است زیرا همسایگان در مشرق، شمال و مغرب به ترتیب بویراحمد علیا، سردسیر بویراحمد سفلی و گرمسیر بویراحمد سفلی (دهدشت) می‌باشند، همسایه نیمه غربی بویراحمد گرمسیر و همسایه نیمه شرقی جنوبی بابوئی‌ها هستند.

جمعیت چرام حدود ۷۵۰۰ نفر و متشکل از ۱۳ طایفه است که جمعیت نسبی آن ۱۳ نفر در کیلومتر مربع می‌باشد. ۶۵% از سکنه آن نیز کوچ‌رو می‌باشند.

وسعت منطقه چرام ۵۰/۶۱۱ کیلومتر مربع است و در مقایسه با وسعت کل کهگیلویه حدود ۴% کهگیلویه به ساکنین چرام اختصاص دارد، چرام به دو قسمت سردسیری و گرمسیری تقسیم می‌شود وسعت هریک از این مناطق عبارتند از:

  • گرمسیر چرام به وسعت ۲۶۲ کیلومتر مربع
  • سردسیر چرام (طسوج) ۳۴۹/۵۰ کیلومتر مربع

گرمسیر چرام: دکتر صفی‌نژاد در این خصوص نوشته‌اند که نیمه غربی چرام منطقه گرمسیری و در نیمه شرقی آن منطقه سردسیری واقع شده است، منطقه گرمسیری چرام پرآب‌ترین و حاصلخیزترین منطقه کهگیلویه است، مرکز منطقه گرمسیری تلگرد است که «چرام» نیز نامیده می‌شود و قلعه معروف چرام در این مرکز قرار دارد؛ چشمه بلقیس معروف نیز در کنار و سمت جنوب آن واقع شده است. چشمه بلقیس زیباترین مرکز چرام و شاید زیباترین در تمام کهگیلویه باشد. این چشمه دارای یک استخر بزرگی است که حجم آب قابل‌توجهی از زیر یک تپه کوهی به شکل چشمه بدین استخر وارد می‌شود، اطراف حوض استخر مانند اغلب درختان محلی در پیاده‌روهای هندسی باغ بر زیبایی آن افزوده است. آرامگاه اسکندرخان چرامی، خان مهربان چرام در همین باغ قرار دارد. بیشتر آب‌ها و نهرهای این منطقه به رود طغارس می‌پیوندند که خود به رود خیرآباد می‌ریزد، سرشاخه اصلی رود خیرآباد به نام نازمکان نیز از جنوب منطقه می‌گذرد. واحدهای مستقل جغرافیایی منطقه گرمسیری که در محل شهرت دارند عبارتند از:

منطقه آرند

منطقه بناری

منطقه فشیان و تل بابونه

منطقه برم مرغابی

منطقه تلگرد و اطراف

تلگرد و اطراف منطقه بی‌عارضه‌ای است که سراسر آن واحد همانندی را تشکیل می‌دهند. تل بابونه و فشیان و برم مرغابی هرچند که بدون عارضه‌اند ولی تپه ماهورهایی طلایه‌های آنها را مشخص می‌نمایند ولی آرند و بناری با حدود مشخصی محل نشیمن طوایف آرندی و بناری می‌باشند. آرند دارای تنگی است بهمین نام که ارتباط مناطق سردسیری و گرمسیری را برقرار می‌سازد.

سردسیر چرام: سردسیر چرام که به نام «طسوج» شهرت دارد، سرزمین مرتفعی است با شیبی از مغرب به مشرق کوههای مرتفع ساورز و اشکر شمال و جنوب طسوج را چون دو دیواره مرتفع محدود می‌نماید، واحدهای مستقل چندی در داخل طسوج قرار دارند که عبارتند از:

منطقه سر طسوج

منطقه دم طسوج

منطقه رنگک

منطقه سه‌برد

منطقه پهنا لیلی

منطقه دامور

منطقه چاسخار

منطقه سرکورته

منطقه دلی دیوانه

منطقه کوه اشکر

منطقه چال بایار

منطقه مور دراز

منطقه سر آستانه

منطقه تنگ آبشور

منطقه پیچاب

کوه اشکر، دامور، سه برد و رنگک از سردترین مناطق سردسیری است.

آبهای منطقه از اطراف وارد دره پست سرکورته شده و در تنگ آبشور به سرشاخه رود نازمکان می‌پیوندد. دم طسوج هوایش معتدل و مناطق شرقی دارای هوای گرم‌تری نسبت نسبت بدان می‌باشند و در میان مناطق سردسیری طسوج سرآستانه از تمام نقاط دیگر گرم‌تر است.

به هر عنوان در مبحث بالا سعی شد تا با نگاهی به مکتوبات دکتر جواد صفی‌نژاد همکار و همراه زنده‌یاد دکتر نادر افشار نادری در گروه عشایری مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، به عنوان یکی از پیشگامان معرفی عشایر و به ویژه تبار بزرگ لر، شناختی مقدماتی از حوزه جغرافیایی ایل چرام به دست آید تا بلکه قدمی ناچیز در راه معرفی اصالت‌ها برداشته شود.

۱۳ thoughts on “سرزمین ایل چرام

  1. سلام داداش من یه بناری از شهرستان صیدون هستم و بناری ها یکی از اصیل ترین طایفه های بهمئی هستند و بناری های چرام هم بهمئی هستند و با اونها رفت آمد برای فاتح خونی و عروسی ها داریم پس چرا اینجا نوشته شده بناری چرام

    • سلام گئوی بناریم
      ضمن تشکر از ابراز محبت و نیز توجه آن برادر محترم، همانگونه که بارها ذکر گردید نه تنها ایلات و طوایف بلکه اقوام و ملت‌ها را می‌توان از دو زاویه نگریست:
      الف) نسب و ریشه‌های خونی: که ناظر بر خویشاوندی در طول نسل‌ها است؛ از این منظر، پیران و بزرگان، بناری‌های چرام را با اصالت و ریشه بهمئی معرفی کرده‌اند.
      ب) سازمان سیاسی اجتماعی: که در آن علاوه بر روابط خونی، اتحادها (برد و خین/خین و چو) و جابجایی‌ها نیز نقش مهّمی ایفا می‌کنند؛ از این زاویه به استناد بیانات پیران و بزرگان و نیز منابع مکتوب، بناری چرام یکی از طایفه‌های ایل چرام بوده، مثلاً تیم پژوهشی گروه عشایری مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران به سرپرستی زنده یاد دکتر نادر افشار نادری نیز در گزارشات منتشره‌ی خود به سال ۱۳۴۷ از بناری‌های چرام در چارچوب سازمان سیاسی اجتماعی ایل چرام یاد کرده است.
      در پایان ازنو به ذکر این نکته اساسی بسنده خواهد شد که نه تنها بهمئی و چرام بلکه سایر ایلات کهگیلویه اعم از بویراحمد، طیبی، دشمن‌زیاری و بابویی، به همراه بختیاری و ممسنی، همگی در گذشته تحت لوایی واحد به رهبری شاهان (اتابکان) لر بزرگ قرار داشته‌اند و درست بر همین اساس است که مکرر گفته شد لرها دارای عناصر هویتی مشترک و در یک کلام جهان‌بینی همسو بوده، جزو یک پیکره قرار داشته‌‌ و بنابر چنین سابقه‌ای، روابط نزدیک و درهم‌تنیدگی تاریخی آنها جلوه‌گر است؛ یعنی خُمونی بگُم که هَمَش یکیِن

  2. با عرض سلام و وقت بخیر
    بناری از قدیم بناری بوده و هست.در شهرستان دشتستان استان بوشهر،منطقه شبانکاره،روستای به نام بناری هستش که هیچ نسبتی با بناری چرام یا قوم بهمئی نداره.البته از ایل بهمئی به شهرستان چرام و روستای بناری مهاجرت کرده اند که در اقلیتن

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای سامان
      ضمن تشکر از ابراز محبت آن برادر محترم، به گفته منابع محلی، اصالت بناری‌های ایل چرام و منطقه دشتستان در استان بوشهر، به مناطق کهن بهمئی نشین در منطقه بهمئی مهمدی سردسیر بازمی‌گردد.
      به هر تقدیر ازنو یادآور می‌شود نه تنها ایلات و طوایف بلکه اقوام و ملت‌ها را می‌توان از دو زاویه نگریست:
      الف) نسب و ریشه‌های خونی: که ناظر بر خویشاوندی در طول نسل‌ها است؛ از این منظر به گفته پیران و بزرگان بهمئی، بناری‌ها از مناطق کهن بهمئی برخاسته‌اند.
      ب) سازمان سیاسی اجتماعی: که در آن علاوه بر روابط خونی، اتحادها (برد و خین/خین و چو) و جابجایی‌ها نیز نقش مهّمی ایفا می‌کنند و در همین رابطه گفته می‌شود گروههایی از بناری‌ها در گذشته به دلایلی از سرزمین اصلی خود جابجا شده و به سرزمین چرام رفته، در نتیجه از نظر سیاسی اجتماعی در سازمان ایل چرام سربرآورده‌اند.
      در پایان گذشته از مورد بناری‌ها و چرام، در کلیت امر بایستی عنایت داشت همانگونه مکرر گفته شد عموم مردم کهگیلویه اعم از بهمئی، چرام، طیبی، بویراحمد، دشمن زیاری و بابویی بر پایه قرن‌ها زندگی جمعی دارای درهم‌تنیدگی‌های بسیار و یگانگی بالا بوده‌اند؛ یعنی خُمونی بگُم که هَمَش یکیِن.

  3. من از طایفه ی گیوه مویی هستم که به استان فارس منطقه ی خشت مهاجرت کرده ،کسی میدونه گیوه مویی ها دیگه کجاها هستن ؟

  4. باعرض سلام ماطایفه ای هستیم بنام قایدبناری که ازحدودسیصدچارصدسال پیش ازبنارکهگیلویه به کاریان لارستان و سپس به شهرستان امروزی لامرد آمده ایم نام جدبزرگ ماارمیرفرزندساسان پسرپرویزبوده است لطفااگردرین زمینه آگاهی داریدمارابیاگاهانید
    سپاس

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای دهدار
      ضمن تشکر از ابراز محبت جنابعالی، چنانکه قبلاً نیز اشاره شد، به گفته منابع محلی، بناری‌هایی با اصالت کهگیلویه‌ای و مشخصاً نواحی کهن بهمئی‌نشین، در مناطق چرام در استان کهگیلویه و بویراحمد و دشتستان در استان بوشهر سکونت داشته‌اند. حال اینکه آیا بناری‌های مورد نظر آن برادر محترم هم از ریشه‌داران در منطقه کهگیلویه می‌باشند نیاز به پرس و جوهای تکمیلی دارد. این مورد از آن جهت مطرح گردید که به نظر می‌رسد فارغ از موضوعات تباری، واژه بنار، صرفاً مربوط به منطقه کهگیلویه نمی‌باشد.

  5. سلام دوستان عزیز:اولا هر کس ساکن هرجا هست‌.جز همانجاست.از هر جایی از ایران آمده باشد.قبلا عشایری بودند و سرحد و گرمسیر می کردند.
    این سو تفاهمات توجه نشه
    الان خیلی ها در شهرستان بهمئی هستند .به نام غندی همین غندی ها در قلعه رئیسی و دیشموک هم است.در نشان هم هست.در خیلی جاهای ایران …
    بنابراین به لحاظ جغرافیایی مثلا دیگر بناری ها چون ساکن چرام هستند.دیگر می گویند بناری های چرام.
    مثلا الان ایل یوسفی در شهرستان بهمئی ۱۱ هزار نفر جمعیت دارد در بهبهان هم ۵ هزار نفر و عده ای دیگر در شهرستان بهمئی در بخشی به نام بخش سرآسیاب یوسفی ساکن هستند . در گچساران هم همین ها به نام کی یوسفی هستند که بنیانگذار شهر گچساران هستند.ولی نمی گویند یوسفی های بخش سرآسیاب یوسفی …
    ایلات مال دوره قاجار بودند.الان همه شدند دهکده جهانی و این مرز بندی داره کمرنگ می شه…
    اگر دوستان دیگری اطلاعاتی دارند بفرستند.

    • سلام
      ضمن تشکر از ابراز محبت و توجه جنابعالی و نیز نکات ارائه شده، موارد زیر جهت تبادل‌نظر و تبیین بیشتر موضوع مطرح می‌گردد:

      ۱- درباره اینکه آن مخاطب محترم نوشته است «هر کس ساکن هرجا هست‌.جز همانجاست» بایستی گفت بله! این جمله را می‌توان در راستای همان سازمان سیاسی اجتماعی ایلات، طوایف، اقوام و ملت‌ها نگریست که گروه‌های مختلف با ریشه‌های گوناگون در کنار هم یک جامعه را ساخته‌اند.

      ۲- در راستا و تأیید اینکه آن مخاطب محترم از «دهکده جهانی» و کم‌رنگ شدن مرزبندی‌ها نوشته است، می‌توان موارد زیر را درنظر داشت:

      • چنانکه مکرر گفته شد به اعتقاد راسخ، ما با وجود تفاوت‌های قومی (با سایر هموطنان) و ملی (با دیگر کشورها) قبل از هرچیز انسان می‌باشیم. انسان برای زندگی بر روی زمین، آزاد آفریده شده و مرزهای کشورها امری قراردادی بوده و هستند؛ بنابراین، در عین حالی که کوشش برای شناخت از هویت و اصالت خویش امری شایسته است، بایستی عنایت داشت که این تلاش باید در مسیر کسب شناخت از یکدیگر نگریسته شود و نه خودپرستی و خودبرتربینی.
      • در دنیایی که برخی هنوز در پی خالص‌سازی نژادی یا مرزبندی‌های متعصبانه قومی هستند، بایستی به یاد داشت که تاریخ مایه «آگاهی و ساختن آینده‌ای بهتر» است، نه «دیوارکشی‌های مدرن».
        واقعیت این است که ساختارهای ایلی ـ طایفه‌ای و شهرها و روستاهای محصور در حصار دیوارها و خندق‌ها متعلق به اقتضائات زیستی و دفاعی دوران‌های قبل بودند؛ اما امروزه در هزاره سوم، کشورها بیش از گذشته به سمت ادغام در جامعه جهانی و کم‌رنگ‌تر شدن مرزها حرکت کرده‌اند.
      • این تحولات تاریخی یادآور آن است که شناخت ریشه‌های تاریخی و تبارشناختی، ابزاری برای «غنای هویتی ‌ـ‌ فرهنگی» و «حفظ حافظه جمعی» است. از دید این پایگاه، چنین شناختی نه در تقابل با دیگر هویت‌ها، بلکه در چارچوب جهانی متکثر (پلورالیسم) و در راستای تحقق الگوی «کاسه سالاد جهانی» مبتنی بر احترام متقابل معنا می‌یابد؛ نه آنکه دیواری برای جدایی یا محدودیت در عصر ارتباطات باشد.
  6. درودبرشما قبل ازثبت نظرم ازشماسپاسگزارم درمعرفی طوایف باتوجه به کتاب فارسنامه ناصری نوشته ملاحسن فسائی درصفحه ۱۴۸۵طوایف چرام رااینگونه معرفی کرده بیگلر بناری بروخوری تارمونی حسام الینی دیلگونی شیخ گلبهار گشتاسبی کمان کشی مسیح شاهی بقیه طوایف بعدا اضافه شده سادات بابکانی آرندی که اشاره کرده کلانتربیگلربوده وبنده دراین مطالب شما بیگلر ندیدم طبق گفتارپدرم مرحوم غلام بیگ خوانین ازطایفه بیگلر فرزندان ملاباقربیگ درسال ۱۰۸۵ کلانترچرام شده

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای سرداری
      ضمن سپاس از ابراز محبت آن مخاطب محترم و نیز اطلاعات مطرح شده، به اطلاع می‌رساند که در گفتار بهمئی‌ها در فارسنامه ناصری، از بیگلر ذیل طوایف چرام یاده شده است.
      در پایان، تندرستی و سعادت برای جنابعالی و نیز رحمت درگاه حضرت حق را ازبهر درگذشتگان این تبار کهن، به‌ویژه پدران و نیاکان آن برادر محترم خواهان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *