ساختار ایل بهمئی

در شاکله سنتی ايل بهمئي از نظر ساختار سلسله مراتب عشايري، بزرگترين واحد سیاسی – اجتماعي «ايل» مي باشد كه داراي دو تيره احمدي و مُحْمَدي (مُهْمَدي) است. هر كدام يك از تيره هاي احمدي و مُحْمَدي خود به چندين طايفه تقسيم مي شوند. طوايف ايل بهمئي، تقسيماتي هستند كه دهه های هركدام داراي يك جد مشترك مي باشند. البتّه ناگفته نماند طايفه علاءالديني كه بعنوان مثال از آن ياد مي كنيم خود يكي از طوايف زيرمجموعه تيره مُحْمَدي است و از نظر جمعيّت، نسبت به ديگر طوايف رشد و گسترش زيادي داشته است به طوري كه مي توان آن را يك تيره مستقل به حساب آورد. پس از رده هاي ايل، تيره و طايفه، بهمئی ها هر يک از تقسيمات خود را (چه بزرگ و چه کوچک) دَهه می گويند. البته باید توجه داشت، به گفته دكتر نادر افشار نادري طایفه در اصل همان دهه بزرگ است که تعدادی دهه کوچک تر را در برمی گیرد. دکتر نادر افشار نادری در جزوه مونوگرافی ایل بهمئی که به سال 1347 منتشر شده است اطلاعات ارزشمندی از ساختار ایل بهمئی را ارائه داده است. دکتر افشار نادری درباره تقسیمات ایلیاتی در ایل بهمئی می نویسد: برای درك بهتر ساختار ايل بهمئي و اینکه تقسیمات کوچک تر ایلی روشن شود، بعنوان مثال به ذکر تقسيمات یکی از زیر دهه هایِ دهه (طايفه) شيخ كه بزرگترين دهه طايفه علاءالديني است پرداخته می شود:نمودار درختي دهه بخشعلي از طايفه شيخ

به طوری که در نمودار درختی مشاهده می گردد شيخ علاءالديني جدمشترك دهه است و پنج پسر داشته است. (شايد پسران ديگری هم داشته است امّا شهرت کافی نيافته اند و يا از آنها فرزندی باقی نمانده است) فرزندان شيخ علاءالديني در حدود 250 سال پيش می زيسته اند و هر يک بر اثر مرور زمان رئيس دهه شناخته شده اند. بخشعلی پسر شيخ مانند چهار پسر ديگر ، دهه تشکيل داده است. همين طور دو پسر وی علی صالح و قيطاس. از پسران قيطاس فقط محمديار است که دهه ای بنام خود تشکيل داده است و هم اکنون باقی مانده است و فرزندان ذکور او ، علی خان ، شهريار ، قيطاس و لَهْلَزار هر يک در رأس دهه ای قرار دارند. همانطور که می بينيم تمام افراد ايل از طرف پدر با يکديگر خويشاوند هستند. يعنی همه دهه ها، پسرعموهای درجه 2و3و4و غيره هستند و يکديگر را «گوو» يعنی برادر می نامند.

همچنین ساختار دیگر شاخه های دهه شیخ نیز از همین روند پیروی می نماید. بعنوان نمونه همانگونه که در نمودار درختی زیر مشاهده می گردد؛ ساختار دهه لطفعلی نیز همانند دهه بخشعلی شکل گرفته است.dahe-lotfali

دکتر افشار نادری همچنین در جزوه جمعیت و شناسنامه ی تیره ها و طوایف ایل بهمئی می نویسد: بايد گفت براي موجوديت يافتن يك جامعه ايلياتي چه در سطح ايل و چه در سطح طايفه، ملاكهايي لازم است تا اين مجموعه شكل بگيرد. از جمله اين ملاكها به موارد زير مي توان اشاره كرد:

الف – وجود ساختار مشخص: يعني جامعه ايلياتي هميشه تقسيماتي دارد، مثلا در ايل بهمئي، ايل به دو تيره، تيره ها به چند طايفه و طوايف به چند دهه مشخص تقسيم مي شوند. (به نمودار درختي مراجعه شود)

ب – سرزمين مشترك: هر جامعه ايلياتي سرزمين مشخصي را اشغال كرده كه حدود آن كاملاً مشخص مي باشد. مثلاً در ايل بهمئي، سرزمين طوايف احمدي و مُحْمَدي (مُهْمَدي) مشخص و بهم پيوسته است

ج – آگاهي افراد به عضويت خود در ايل و يا طايفه: همه افراد مي دانند به كدام دهه، طايفه و تيره تعلق دارند.

در كنار رده هاي ايل، تيره، طايفه (دهه بزرگ) و دهه دو تقسيم بندي كوچك تر شامل: مال و خانواده در ايل بهمئي وجود دارد. مال يك مجموعه شامل 2 تا 12 خانوار كوچ رو است كه در يك محل مستقر مي شوند و در كنار يكديگر زندگي می كنند. عامل اصلي تشكيل مال نظام دامداري و گذران زندگي از طريق آن است. خانواده در ايل بهمئي، همان ساختار معروف خانواده هسته اي در جامعه ايراني است و شامل پدر و مادر و تعدادي فرزند در كنار آنها است. با توجّه به ساختار ايل بهمئی می توان دریافت آنچه را ما امروز تيره و طايفه می ناميم ، يک روزی (چند يا چندين قرن پيش) دهه بوده است و بهمئی ها خود به اين واقعيت آگاهند. تمام افراد ايل بهمئی از طرف پدر با يکديگر خويشاوند هستند. بهمئي ها همان فرزندان بهمن (نياي بزرگ ايل بهمئي) هستند كه با گذشت زمان اينچنين ريشه دوانده و بعنوان يك ايل استخوان دار قَد عَلم كرده اند. بر همين اساس هرچه به رأس هرم ايلی نزديک تر شويم نسبت خويشاوندی دورتر می شود. به طوری که اگر افراد آخرين دهه با يکديگر برادر و عموزاده درجه يک باشند ، دهه های قبلی به ترتيب از پايين به بالا عموزاده های درجه دو ، درجه سه ، درجه چهار و… خواهند بود. به مرور زمان با افزايش جمعيت و به هم خوردن تعادل انسان ، دام ، زمين و ايجاد دهه های جديد ، عشاير بهمئی در پی يافتن چراگاه های تازه پراکنده تر شده اند و هر گروه که خويشاوندي نزديک تری با يکديگر داشته اند ، سرزمينی را اشغال کرده اند. به گونه اي که اکنون سرزمين بهمئی را می توان بر حسب نام تيره و حتّي طايفه تقسيم کرد. به عبارت ديگر ، با افزايش دهه های تيره مُحْمَدي و احمدی ، سرزمين بهمئی به دو قسمت تقسيم شده است. منطقه مُحْمَدی در شمال و احمدی در جنوب سرزمين بهمئی. از تيره مُحْمَدی ، طوايف مُحْمَدی سردسير در شرق و طوايف مُحْمَدی گرمسير در غرب و طوايف علاءالدينی در وسط قرار گرفته اند. از تيره احمدی، طايفه يوسفی در شرق ، طوايف بيژنی عمدتاً در شمال و طوايف جلالی در جنوب ساكن می باشند. ولی بايد توجه داشت طوايف علاءالدينی به علت کثرت جمعيت به داخل منطقه احمدی نيز نفوذ کرده اند و تقريباً تمام قسمت غربی از اين بخش سرزمين بهمئی يعني رودتلخ و حتّي مُمْبي را اشغال نموده اند. به هر حال، منهاي خانواده كه در جامعه ايراني پايه و اساس ساختار اجتماعي است، آخرين دهه ، در واقع کوچک ترين واحد ساختاري در ميان ايل بهمئی است زيرا هرچند مال كوچك تر از دهه است امّا جمعيت مال (مجموعه ی چندين سياه چادر) در فصول مختلف تغيير می کند و خانوارها به علل مختلف تغيير مال می دهند. بنابراين مال بيشتر شبيه به يك بنگاه اقتصادي موقت است تا يك ساختار اجتماعي ثابت. از سوي ديگر کوشش در بکار بردن مفاهيم خانواده چند زنی و يا خانواده گسترده پدرسالاری و تطيبق اين مفاهيم با واقعيت زندگی عشايری در ايل بهمئی کاری بی حاصل است. مخصوصاً که ممکن است فرزندان از دو مادر باشند و دو دهه به نام مادر تشکيل دهند و در اين حال دهه هيچ مشابهتی با خانواده چند زنی و خانواده گسترده پدرسالاری كه در آن مرد مبناي تشكيل دهه مي باشد، ندارد. ما به وضوح مي بينيم در ايل بهمئي ممكن است زن مبناي ايجاد يك دهه باشد. به عنوان مثال: در حدود 200 سال پيش ، محمدحسين خان رئيس ايل بهمئي و به قولی شُمْشيرزن اصلی خوانين بهمئی، زنان متعدد داشت. بعد از مرگ او خوانين به دو قسمت شدند و هر يک جانب يکی از دو زن مهّم محمدحسين خان را گرفتند. يعنی در واقع خوانين بهمئی به دو قسمت شدند: دهه ی زهرا و دهه ی ماه بانو. بی زهرا دختر خوانين طيبی و بی ماه بانو دختر خوانين بختياری بود. علي رغم اينكه در خانواده پدرسالاري، مرد بايد مبناي تشكيل دهه باشد ولي روشن است در اين نمونه مشخص، دو زن مبناي ايجاد دو دهه شده اند.

اكنون با گسترش زندگي شهري و پذيرفتن ملزومات آن، باز هم مي توان گفت با نمايي كم رنگ تر، ساختار ايل بهمئي شامل ايل، تيره، طايفه و دهه همچنان پابرجا است. طوايف تيره هاي احمدي و مُحْمَدي تقريباً در همان مناطق سابق سكونت دارند با اين تفاوت كه امروزه روستاها بعضاً تبديل به شهر شده اند. نمونه هاي بارز اين گفتار، روستاهاي لِكَك (ليكَكْ)، ديشموك و صِيدون مي باشد  كه هم اكنون داراي جمعيّت چند ده هزار نفري هستند و مراحل اوّليه ساختار شهرنشيني خود را طي مي كنند و طبيعتاً مواجه با سيل مهاجرت از روستاهاي اطراف خود و مشكلات ناشي از آن هستند. به هر حال تنها واحد ساختاري ايل بهمئي كه بسيار محدود شده است و تقريباً اثري از آن نيست، همان مال است كه بر مبناي كوچ و دامداري بنا شده بود.

75 thoughts on “ساختار ایل بهمئی

  1. درماهشهر طایفه ای است بنام بندری که اصلا لربهیمی هستند مردانی دلیروشجاع وشیرزنانی نترس..برای اطلاعات بیشتر باهمرامن تماس بگیرید 09163102742 یاتلفن 03125252742

    • سلام
      با تشکر از توجه شما نسبت به مطالب بهمئی دات کام، به اطلاع می رساند می توانید جهت ارتباط آسان تر، اطلاعات خود را به آدرس ایمیل منتشر شده در بخش « ارتباط با ما » ارسال نمایید.
      موفق باشید

  2. میخوام بدونم هنوز از مردم ممبی چیزی به نام ایل ممبینی وجود دارد چون این ایل حدود400سال پیش کوچ کردندوالان باغملک رامهرمز هفتکل اکثرازایل ممبینی هستند. ودرهمین شهرها طایفهای کوچکی بهمیی وجود دارد.مثل نریمیسا ممه میسا کلاه کج وعلادینی که خواجه میری میراحمد قاسملی هم ازاین طایفه اند

  3. Avatarغلامرضا گاموری کربهمیی ساکن شاهین شهر در گفت:

    درماهشهرخانوادههایی هستندکه اصالتا ازایل بمهیی اند معروف طایفه بندری وازطایفه بیژنی البته پس ازتحقیقات زیادی لطفا برای اطلاعات بیشتر باتلفن همراه من تماس بگیرید. 09163102742-09363102742

    • سلام
      با تشکر از توجه شما نسبت به مطالب بهمئی دات کام، جهت ارتباط آسان تر می توانید از طریق ایمیل، مطالبتان را ارسال نمایید.
      موفق باشید

    • مدت سه ماه است که کسی ازایل بهمیی با من تماس نگرفته

  4. به نظرشماطايفه بزرگ مهمدموسايي ونريموسابي جزئ اي ازايل بزرگ بهمئي نيستند كه اسمي ازآنهانبرديد؟

    • سلام
      طوایف مُهمَد میسا و نَریمیسا زیرمجموعه ایل بهمئی می باشند و بهمئی دات کام در پُست طوایف ایل بهمئی از آنها نام برده است.
      موفق باشید

      • سلام از طایفه بهمی در البگودرز خیلی زیاد هست نهمت الهی هست نم طلا

  5. روح شهید خداکرم خان بهمئی (ایزدپناه) آبرو و اعتبار ایل بهمئی شاد باد.

    • سلام
      خداکرم خان بهمئی یکی از کلانتران ایل بهمئی بود که طایفه خویش را دوست می داشت و متقابلاً طایفه اش نیز وی را گرامی می داشتند. اصولاً عموم بهمئی ها از خان و کدخدا گرفته تا افراد عادی، انسانهایی مهربان و علاقه دوست بوده اند. چنانچه حقیقتاً می توان گفت « گووگری » آنها در میان ایلات و طوایف لُر کم نظیر بوده است.

  6. به خودم افتخار می کنم که از نوادگان خان طلا هستم و برای شما دوستان عزیز که اینقدر به ایل و تبار خود اهمیت می دهید آرزوی موفقیت های روزافزون دارم.

    • سلام
      همانگونه که پیشتر نیز توضیح داده شد، از نظر تقسیمات ایلی و طایفه ای، ایل بهمئی شاخه ای از ایل بختیاری نمی باشد. توجه داشته باشید مباحث نژادی و تقسیمات طایفه ای دو مبحث مرتبط با یکدیگر امّا جدا از هم می باشند بنابراین آن دو را نباید با هم یکسان دانست.
      پایدار باشید

  7. من افتخارم این است که بهمیی ان واز شاخه بیژنی واز بزرگان طایفه بندری ساکن ماهشهر که دارای شیرمردان وزنان نترس دلیر وشجاع است آماده گپ وگفتگوی حضوری ونوشتداری ام تاپس قرنها ایل امرابشناسم وارتباطات برقرارشود انشاا

    • سلام من یک بیجنی بندری هستم ایا شما از ممبی به ماهشهر رفته اید درباری خود بیشتر بگوید

  8. سلام
    لطفا” متن لری بخونین
    دانشجوی ارشد رشته ی تاریخم خواسم پایانامه م در مورد قسمتی از تاریخ ایل بهمئی بنویسم ای ترین کمکم کنین ار ای تری مو ساکن باغملکم کورو یکی دونه ببینیم.

    • سلام
      مَهلی خووِ اَ بخوی ایی کارَ اَنجُم بدی. اَلبَت مو اَ بَهمئییَلِ دومِنُم (سَمتِ مُمبی و لِکک و کَت) که وَ بهبهون اینِشَسُم. ایسو هم سی خاطر شرایط زِندِییم و کارُم هیچ نَه مِنِ منطقَه ام. وَ نَظرُم نَتَرُم بِوینُمِت. شرمندَتُم.

      • سلام
        چونکه کار سخت وسنگینی به کمک ت خیلی نیاز دارم فکر کنم اهواز یکی دونه ای تریم ببینیم .با عرض معذرت ادرس ایمیلته بنویس .

        • سلام
          اَنو هَم شَرمَندَتُم! سی خاطر یُو که مُو زِندِییم و کارُم نَه وَبالِ خوزستان و کُهگیلویه ی. غیرَزا عید نوروزی بِتَرُم بیام سی بالِ اَهواز، بهبهون و یا لِکَک. ایمیل مو هَم هَمو هُونِه که مِنِ بَخشِ ارتباط با ما زِیدَی.

  9. با عرض سلام .یه طایفه ای بزرگ از ایل بهمئی ( مهمد موسائی) در منطقه ای به نام سادات حسینی روستای تل فالح زندگی میکنند و مردمی فوق العاده صادق و مهربان و زحمت کش که از چندین سال پیش به این منطقه کوچ کردند و تا الان همانجا زندگی میکنند. فرستنده: نصیر بهمنی دانشجوی رشته ی مهندسی عمران

    • سلام گووی مُهمَدمیسام
      با سپاس از اطلاع رسانی شما.
      پیروز باشید

  10. با سلام آخر منظور لیراو نفهمیدم که کیه بهمن-عالی-(لیراو)-بایوجمان-بهداروند
    حالا لطف کنید در مورد لیراو توضیح دهید که شخصه یا چیز دیگری منظورتونه
    لطفا جواب را به ایمیل ارسال نمایید

    • سلام
      پاسخ سؤال بالا به ایمیل شما ارسال گردید.
      پایدار باشید

  11. باعرض سلام و خسته نباشید لطفا” درباره طوایف قنبری میراحمدی خواجه امیری شیخ و محمدی بیشتر توضیح دهید

    • سلام
      با سپاس از ابراز محبت شما، به اطلاع می رساند در آینده و بمرور زمان به بررسی تک تک طوایف ایل بهمئی و از جمله طایفه علاءالدینی پرداخته خواهد شد. عنایت داشته باشید که بهمئی دات کام هم اکنون در ابتدای راه می باشد و موضوعات بسیاری باقیمانده است که می توان بدانها پرداخت.
      پایدار باشید

    • سلام
      در پُست طوایف ایل بهمئی و همچنین نمودار درختی طوایف بهمئی به طایفه عالی مُهمَد اشاره گردیده است. به امید خدا در آینده نیز بصورت تخصصی تر به طوایف بهمئی و از جمله طایفه عالی مُهمَد پرداخته خواهد شد. به هر حال عنایت داشته باشید که بهمئی دات کام هم اکنون در ابتدای راه می باشد و زمان زیادی باقیمانده تا به سرانجام مقصود دست یابد؛ اگر خداوند توفیق عنایت بفرماید.

    • سلام گوولا موهم عالی مهمدم دستت دردنکنه که وش گفتی انشا الله بیشتراینویسه

  12. سلام
    لطفا بفرماید به کدام یک ازخوانین بهمیی ایل بگی میگفتندوچرا؟.باسپاس

    • سلام
      به پشتوانه ی سلحشوری و رشادت بهمئی ها، 2 تن از خوانین بهمئی عنوان « ایلبگی کهگیلویه » را بدست آورده اند:
      1- حسین خان بهمئی فرزند محمدحسین خان بهمئی: با توجه به اینکه « بی هُما » همسر محمدحسین خان بهمئی، دختر خداکرم خان بویراحمدی بود حسین خان روابط حسنه ای با کریم خان بویراحمدی (فرزند خداکرم خان) داشت. بر همین مبنا، حسین خان و کریم خان در اواخر دوره ی قاجار در صدد تشکیل یک اتحادیه ی جدید میان ایلات کهگیلویه به ایلخانی بویراحمد و ایلبگی بهمئی بوده اند.
      مخاطب گرامی
      مشارکت در اتحادیه ایلات کهگیلویه یکی از دلایل مهّم اختلاف میان حسین خان بهمئی و خوانین بختیاری بود زیراکه ایلخانی بختیاری همواره درصدد بود تا بهمئی را در زیر حوزه ی نفوذ خود داشته باشد. به هر حال روابط میان سران ایلات و طوایف، یک مقوله ی پیچیده و چندوجهی بوده است که پرداختن بدان از حوصله ی این مجال خارج می باشد.
      2- محمدعلی خان بهمئی (خلیلی) فرزند حسین خان بهمئی: پس از خلیل خان بهمئی، او تنها کلانتری بود که موفق شد طوایف احمدی، مهمدی و علاءالدینی را متحد نموده تا به دنبال آن، نقش آفرینی بهمئی ها را در مناسبات میان ایلات کهگیلویه و بختیاری پر رنگ تر کند بنحوی که توانست مقام « ایلبگی کهگیلویه » را در ایل بهمئی حفظ نماید. بر همین اساس در دهه های 20 و 30 شمسی، بهمئی دارای عنوان « ایلبگی کهگیلویه » بوده است.
      پایدار باشید

  13. یه سوال دارم برادر جان.به نظرت کتاب ایل بهمئی نوشته نادر افشار نادری گیر میاد که مطالعش کنیم

    • سلام
      برای تهیه کتاب ایل بهمئی اثر دکتر نادر افشار نادری، می توانید با انتشارات خجسته هماهنگ نمایید.
      آدرس: تهران، میدان انقلاب، روبروی دانشگاه تهران، نبش خیابان منیری جاوید، بازارچه کتاب.
      شماره تلفن: 66460283-021
      ضمناً به اطلاع می رساند کتاب فوق در تیراژ محدود (1000 نسخه) چاپ گردیده است.
      موفق باشید

  14. کی گفته طایفه نوروزی از طایفه بهمئی هستش ؟تجدید نظر بشه خیلی بهتره طایفه نوروزی از طایفه بختیاری هستند

    • سلام
      در ساختار سنتی ایلات در مناطق کهگیلویه و بختیاری ۲ طایفه با نام نوروزی شناخته می شوند:
      ۱- طایفه نوروزی از تیره مُهمَدی ایل بهمئی
      ۲- طایفه نوروزی از شاخه دینارانی باب ایل بختیاری

  15. با سلام و تشكر به خاطر مطالب خوبتون،
    مختصرا ميخواستم بدونم خوانين ايل بهمئي چه كساني و از چه تيره اي بودند؟

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای نریموسایی
      با سپاس از ابراز محبت شما، همانگونه که در پُست بهمئی ها در فارسنامه ناصری نیز اشاره گردیده است؛ خوانین بهمئی از فرزندان ملاعلی شیر بهمئی و از تیره نریمیسا بوده اند. به گفته پیران و بزرگان، برخی از فرزندان مُلاعلی شیر به شرح زیر می باشند:
      1- مُلاعلی همت: از جمله فرزندان وی می توان به زکی خان معروف اشاره کرد.
      2- قیصر سلطان: از جمله پسران او می توان به آقاخان و شهبازخان بهمئی اشاره نمود.
      3- خلیل خان: وی 18 پسر داشته که از آن جمله می توان به جعفرخان، محمدحسین خان، هادی خان، ولی خان و شریف خان اشاره نمود.
      به هر حال بهمئی دات کام در نظر خواهد داشت در آینده در قالب یک پُست مستقل به مبحث ساختارهای سیاسی ایل بهمئی و طبیعتاً شجره نامه ی کلانتران آن بپردازد. بنابراین در آن مجال بطور کامل به ذکر فرزندان و اولاد مُلاعلی شیر اشاره خواهد گشت.

  16. با عرض ادب و سپاس مجدد بخاطر پاسختون،
    در مورد شجره نامه خداكرم خان بزرگ ميخواستم بدونم و اينكه آيا بزرگداشتي براي ايشان از طرف ايل بزرگ بهمئي صورت ميگيرد يا خير؟
    با تشكر

    • سلام
      شجره نامه مرحوم خداکرم خان شامل پدر، پدر بزرگ و جد وی به شرح زیر است:
      1- خداکرم خان بهمئی
      2- سرهنگ خان بهمئی
      3- محمدحسین خان بهمئی (مَحسین خان گپو)
      4- خلیل خان بهمئی
      به عبارت ساده تر؛ از نظر سلسله مراتب نسب شناسی، خداکرم خان نوه ی محمدحسین خان و همچنین نتیجه ی خلیل خان بود. در خصوص بزرگداشت به شکل همایش و گردهمایی، بهمئی دات کام اطلاعی در دست ندارد.

  17. سلام بر همه برادرانم
    من افتخار میکنم از طرف مادری از طایفه بزرگ واصیل بهمیی هستم
    و خانواده مادری در منطقه آغاجاری ساکن هستن.از مدیر محترم و دیگر دوستان تقاضا دارم راهنمایی بفرمایند که ساکنین این منطقه دقیقا از کدام شاخه میباشند.با تشکر

  18. لطفادر مورد طايفه بزرگ ويسي از فرزندان بيزني هم بنويسيد از بهمئ دات كام بخاطردادن اگاهي هاي بسيار مفيدش سپاسگزارم

    • سلام
      ضمن تشکر از ابراز محبت شما، به اطلاع می رساند بهمئی دات کام به یاری خدا در نظر دارد در آینده درباره تک تک طوایف بهمئی از جمله طایفه ویسی مطالبی را تهیه، تنظیم و منتشر نماید.

  19. باعرض خسته نباشید.لطفا به من بگید که ایل بهميی زیرشاخه بختیاری هست یا نه

    • سلام
      خیر! ایل بهمئی در ساختار سنتی خویش، زیرمجموعه ایلات کهگیلویه بوده هرچند آنگونه که از منابع تاریخی برمی آید؛ ایلخانی بختیاری در مقاطعی تلاش داشته است که بهمئی را به زیر حوزه ی نفوذ خویش درآورد.

    • سلام
      پرداختن به طوایف ایل بهمئی از حوصله بخش نظرات خارج می باشد. ضمناً همانگونه که پیشتر نیز مکرراً اشاره گردید؛ بهمئی دات کام در نظر دارد بمرور زمان مطالبی را بصورت اختصاصی درباره طوایف ایل بهمئی و از جمله طایفه علاءالدینی و زیرشاخه های آن تهیه، تنظیم و منتشر نماید.

  20. سلام میخواستم بدونم جایی هست که بهم بگن ازکدوم طایفه ازبختیاریها هستم چون دقیقانمیدونم بایدازکجا بفهمم به کدوم ازطوایف ایل بختیاری تعلق دارم فقط میدونم یه روستایی داریم بنام بلعباس درایذه یا باغملک

    • سلام
      منطقه ای بنام « بلواس » در نزدیکی شهر باغملک وجود دارد. امّا شما برای پی بردن به اصالت خود و اینکه از کدام طایفه و تیره می باشید می بایست به نواحی ایذه و باغملک سفر نموده و این موضوع را بصورت حضوری پیگیری نمایید.
      موفق باشید

  21. دست مریزاد عجب حوصله وقلم شیوایی بهمئی به خود می بالد??

  22. باتوجه به اینکه بختیاری باجمعیتی بالغ بر شش میلیون نفربزرگترین ایل درجهان می باشند وبهمیی هاحدود پانصد هزار نفر می باشند می توان نتیجه گرفت بهمیی شاخه ای از بختیاری است

    • سلام
      مخاطب گرامی
      بعید بنظر می رسد؛ نه بختیاری ها 6 میلیون نفر و نه بهمئی ها 500 هزار نفر جمعیت دارند. بلکه رقم مذکور بسیار کمتر و شاید بتوان گفت بصورت تخمینی و حدس و گمان منطقی بر پایه آمارهای جمعیتی موجود، بختیاری ها مابین 1 تا 2 میلیون و بهمئی ها نیز در حدود 100 إلی 200 هزار نفر باشند.

      • دوست عزیز جمعیت بختیاریهای خوزستان فقط بین یک تا دومیلیون نفره. بقیه استانهاهم هستند. بعدشم ایل بهمعی تو خوزستان بیش از دویست هزارنفره

        • سلام
          با تشکر از توجه شما، ابتدا بایستی عنایت داشت که تمامی درصدهای مطرح شده بر پایه حدس و گمان می باشند. در همین راستا جهت بررسی دقیق تر موضوع می توان به آمار سرشماری سال 1395 استناد نمود. ضمناً در برخی مناطق نیز آمار، دست بالا حساب شده اند. مثلاً در شهر رامهرمز 50% درصد بختیاری و 30% بهمئی تخمین زده شده و یا در شهر بهبهان 25% بهمئی محسوب گشته، در حالیکه می توان ادعا نمود چنین آماری به دور از واقعیت است. امّا با این وجود نتایج تقریبی زیر به دست می آید:

          جمعیت بختیاری ها:
          1- استان خوزستان بعنوان بزرگترین استان بختیاری نشین با احتساب 100% جمعیت شهرستانهای ایذه، مسجدسلیمان، باغملک، لالی، گتوند، اندیکا و هفتگل دارای تقریباٌ 600.000 نفر جمعیت بختیاری است.
          2- با در نظر گرفتن جمعیت پنجاه درصد بختیاری در شهرستانهای اندیمشک، دزفول، شوشتر و رامهرمز و همچنین ثلث جمعیت شهر اهواز این رقم در کل استان به حدود یک میلیون و چهارصد هزار نفر می رسد.
          3- بختیاری های استان چهارمحال و بختیاری نیز با احتساب 100% جمعیت شهرستانهای فارسان، کوهرنگ، لردگان، اردل و کیار و نیز با در نظر گرفتن جمعیت پنجاه درصدی شهرکرد به رقم تقریباً ششصد هزار نفر می رسد.
          4- در استان لرستان نیز با در نظر گرفتن 100% شهرستان الیگودرز و نیز پنجاه درصد شهرستانهای درود و ازنا، رقم بختیاری های آن استان به حدود دویست و شصت هزار نفر می رسد.
          5- با جمع جمعیت بختیاری سه استان فوق بعنوان عمده ترین مناطق بختیاری نشین، رقمی در حدود دو میلیون و دویست و شصت هزار نفر به دست می آید. با در نظر گرفتن بختیاریهای پراکنده در سایر مناطق کشور این رقم میتواند به حدود دو میلیون و پانصد إلی سه میلیون نفر برسد که باز هم تفاوت فاحشی با آمار قبلی (دو میلیون نفر) ندارد.

          جمعیت بهمئی ها:
          جمعیت تقریبی بهمئی ها در دو استان خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد بر اساس آمار سرشماری 1395 به شرح زیر تخمین زده می شود. مجدداً یادآوری می نماید که حدس و گمانهای ارائه شده در برخی مناطق دست بالا حساب شده اند. مثلاً نواحی تشان، رودزرد و سلطان آباد صددرصد بهمئی نشین نمی باشند ولی با این وجود نتایج تقریبی زیر به دست می آید:
          1- در استان خوزستان با احتساب صددرصدی بخش صیدون و حتّی بخشهای تشان، جایزان، ابوالفارس، سلطان آباد، رودزرد و حومه شرقی رامهرمز و مناطق پتک و جره جمعیت بهمئی ها به حدود 75.000 نفر می رسد که این رقم حتّی با در نظر گرفتن 30% نفوس شهر رامهرمز و نیز 25% جمعیت شهر بهبهان، عدد تقریبی 135.000 نفر را به دست می دهد.
          2- رقم فوق با احتساب صددرصدی جمعیت شهرستان بهمئی و بخش دیشموک در استان کهگیلویه و بویراحمد به حدود یکصد و نود و پنج هزار نفر می رسد که با آمار گفته شده قبلی نیز مطابقت دارد.

          در پایان مجدداً یادآوری می نماید درصدهای آماری که در سالهای اخیر درباره نسبت جمعیتی اقوام و گروههای انسانی توسط افراد مختلف ارائه گشته اند بر اساس حدس و گمان بوده و بررسی چنین موضوعی نیازمند اقدام مراجع آمارگیر در دولتها می باشد. بنابراین از مخاطبین گرامی خواهشمند است از ادامه دار نمودن مباحث در اینگونه موارد خودداری نمایند.

    • داخل استان بوشهر هم خیلی از ایل بهمنی هستن اینا فقط بیش از1000نفرن.

    • سلام
      تعدادی از فرزندان «محمدحسین خان بزرگ» از مادری بنام بی زهرا بوده اند که علاوه بر «حسین خان ایلبگی» می توان به افراد زیر اشاره نمود:
      محمدعلی خان اوّل
      علی نقی خان
      محمدشفیع خان
      ابوالحسن خان
      مهدی خان

  23. سلام…بهمئی ایل نیست..تو این سالها تلاش زیادی کردین خودتون رو ایل جا بزنید با صدهزارنفر جمعیت…ایلات رسمی
    بختیاری و قشقایی هستند

    • سلام
      منابع مختلف به صراحت از بهمئی در سده های اخیر بعنوان ساختار ایلی نام برده اند. ضمن اینکه پژوهشگران از بختیاری و قشقایی بعنوان «بزرگ ایل» یا بعبارتی کفندراسیون ایلی یاد کرده اند.

  24. با سلام می خواستم بدونم فامیل آژیده لر هستند؟ لطفا جواب بدید
    با تشکر

    • سلام
      بگفته پیران و بزرگان، در منطقه بهمئی مُهمدی نام خانوادگی آژیده وجود دارد.

  25. آیا بهمنی هایی ک در کهمره سرخی زندگی میکنند ب این ایل مرتبط میشنود؟
    یا ب کل کهمره سرخی ب کدام ایل مرتبطت میشود؟

  26. من لر هستم از ایل بختیاری زنده باد ایرانی زنده باد همه برادران لر هیچ فرقی نمیکند بخدا وقتی اسم لر میاد اشک از چشمانم سرازیر میشه خیلی عاشق این قوم هستم افتخار میکنم همه لر ها یکی هستن حالا یکی دورتر با لهجه ولی اصل همه یکی هست لرررررررررر زنده باد خدا همه رو حفظ کنه

    • سلام
      برادر همتبار
      جناب آقای ورناصری
      ضمن درود به غیرت و تعصب جنابعالی، تندرستی و سعادت را از درگاه ایزدمنان برای آن برادر محترم خواستار است.

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.