پراکندگی قوم لر

قبل از آنکه برخی اقوام آریایی کوچ معروف خود را به سوی فلات ایران آغاز کنند، کهن ترین مردم ساکن ایران که صاحب خط بوده و از خود نام و نشانی به جا گذاشته اند همانا عیلامی ها هستند. محدوده عیلام شامل تمام استان خوزستان و کهگیلویه، بخشهای جنوبی استان لرستان و همچنین قسمتهایی از ایلام، بختیاری، بوشهر و فارس امروزی بوده است. عیلامی ها در حدود ۵۰۰۰ سال پیش دولت منظمی تشکیل داده و تمدنی برای خود دست و پا کرده بودند. عیلام دارای ۵ قسمت بوده است و مهمترین آنها ایالت انشان می باشد که نقش مهمی در تاریخ عیلام ایفا کرده و خاستگاه هخامنشیان است. هخامنشیان کسانی بودند که سرانجام عیلامی ها را منقرض کردند. عیلام در نتیجه درگیریهای طولانی با دولت آشور و دیگر همسایگان به تدریج ناتوان شد تا اینکه سرانجام به تصرف هخامنشیان درآمد و از آن تاریخ به بعد دولت عیلام هرگز قد علم نکرد. اما محتمل است که عیلامی ها به دلیل رویه آزادمنشانه کوروش، درآمیختگی نسبی با هخامنشیان داشته باشند، چنانچه کوروش حتی به یهودیان ارزش و اعتبار بخشیده بود. مطلبی که تا حدودی به سرزمین اصلی قوم لر مربوط می شود اینستکه اغلب مورخان ایرانی به طور نادرست پارس را سرزمین اولیه هخامنشیان دانسته اند و حال آنکه واقعیت غیر از این است. اصولا هخامنشیان تیره ای از طایفه پاسارگادی بوده اند که به اتفاق دیگر طوایف پارسی پیش از آنکه قدرتمند شوند در منطقه لر نشین بختیاری یعنی انشان یا انزان به سر می برده اند. اما مورخان ایرانی دانسته یا ندانسته این واقعیت را نادیده گرفته اند. به هرحال هخامنشیان ابتدا در انشان بوده اند کما اینکه کوروش صریحاً به این مسئله اشاره کرده است. شواهد تاریخی حاکی از آن است که پارسیان ابتدا مدت کوتاهی را در جنوب دریاچه ارومیه گذرانده و سپس در لرستان مستقر شده و از آنجا به تدریج به نواحی بختیاری دست یافته و سرانجام فارس را تسخیر کرده اند. قابل تصور است که پارسیان از همان اوان اقامت، بنابه خوی و خصلت جنگجویی، شبانکارگی و کوچندگی دست اندازی به مناطق اطراف خود را آغاز کرده و به پیشرفت هایی نایل شده بودند. راولینسون دانشمند شهیر انگلیسی که توانست کتیبه بیستون را ترجمه کند اطلاعات خوبی در اختیار ما گذارده است. راولینسون امپراطوری هخامنشی را شامل ۲۳ ساتراپ می داند که بر اساس آن می توان دریافت مناطق لرنشین شامل ساتراپ اِلْیمایید و قسمت غرب و شمال غرب ساتراپ پارس بوده است.

از دوران باستان که بگذریم مورخان و جغرافیدانان از قرن سوم به این طرف از بلاد اللور یا همان لرستان گفتگو کرده اند که بعدها به منطقه لر بزرگ و لر کوچک تقسیم شد. منطقه لر بزرگ در زمان صفویه به بختیاری موسوم گشت و کهگیلویه از آن مجزا شد. در همان زمان لر کوچک از دو منطقه پشتکوه و پیشکوه تشکیل می شد که حد واسط این دو بخش کوه معروف کور بوده است. در اواخر صفویه این دو منطقه به لرستان موسوم گردید تا اینکه در زمان قاجاریه بخش پشتکوه را از آن جدا کردند که هم اکنون استان ایلام نام گرفته است. به طور کلی منطقه لر کوچک شامل استانهای لرستان، بخشهایی از استانهای ایلام و همدان است. لر بزرگ شامل منطقه بختیاری، کهگیلویه، قسمتهایی از خوزستان، بوشهر، استان مرکزی، اصفهان و همچنین نواحی مَمَسنی و رستم در استان فارس بوده است.

ناگفته نماند که قوم لر در دوره قاجاریه و پهلوی بیشترین زیان را دید و بدلیل اهداف سیاسی دولتهای قجر و پهلوی، لرها در میان استانهای گوناگون پخش گردیدند. هم اکنون می توان استانهای لرنشین کشورمان را بدین گونه بیان کرد:

استان خوزستان:

استان خوزستان همانند استان فارس از زمانهای کهن تا کنون یکی از مناطق بزرگ سکونت قوم لر بوده است. هم اکنون ده شهرستان این استان یا به طور کامل لرنشین هستند یا اینکه لرها اکثریت جمعیت آنها را تشکیل می دهند و یا هم دستِ کم می توان گفت که جمعیت لرها در آنها قابل توجه است. این شهرستانها شامل: مسجدسلیمان، ایذه، باغملک، لالی، اندیکا، رامهرمز، شوشتر، دزفول، اندیمشک و بهبهان می باشند. علاوه بر این از زمانی که استخراج نفت موجب شکوفایی اقتصادی شهرهای آبادان و اهواز شد، تعداد زیادی از لرها به این دو شهر مهاجرت کردند. چنانکه هم اکنون جمعیت لرها در این دو شهر بسیار چشم گیر است. لرهای خوزستان بیشتر از ایل ها و طوایف بختیاری، بهمئی، طیبی، یوسفی، شیرعالی، خدری، پاپی، قلاوند و برخی دیگر از طوایف لرستانی هستند. طوایف بختیاری بیشتر در مناطق شمال و شمال شرق استان، شاخه هایی از طوایف ایل بهمئی بهمراه طیبی ها، یوسفی ها، شیرعالی ها و خدری ها اغلب در شرق و جنوب شرق استان و لرهای لرستانی اکثرا در شمال و شمال غرب استان متمرکز هستند. لرها نه تنها از دیرباز تاکنون قسمت اعظم این استان را در اختیار داشته اند بلکه رژیم پهلوی مناطق بهبهان که جزء کهگیلویه بود و ایذه، مسجدسلیمان و بخشهای میانکوه و سردشت دزفول را از استان بختیاری، جدا کرد و به خوزستان الحاق نمود.

استان چهارمحال و بختیاری:

بختیاری ها تا قبل از صفویه به عنوان طوایف لر بزرگ شناخته می شدند اما از آن زمان به بعد نام طایفه بختیاروند (بِهداروند) به کل طوایف گسترش پیدا کرد و به بختیاری معروف گشتند. همچنین از زمان صفویه یا افشاریه بختیاری ها به دو گروه هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم شدند که این تقسیم بندی ظاهراً بر اساس پرداخت مالیات بر مبنای چهارپایان تنظیم شده است. طوایف جانَکی سردسیر و گرمسیر هم که در گذشته مستقل از بختیاری بوده اند اما به تدریج زیرمجموعه بختیاری قرار گرفتند. به هرحال مناطق کوهرنگ ، بازُفت ، فارسان ، خون میرزا ، فِلارد ، لُردگان ، گَنْدُمان ، بروجِن در استان چهارمحال بختیاری، دارای اکثریت بختیاری می باشند و هنوز هم دارای پیوندهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با بختیاری های خوزستان و اصفهان هستند.

استان کُهْگیلویه و بُویْراحمد:

استان کهگیلویه و بویراحمد در جنوب غربی کشورمان و میان استانهای خوزستان ، فارس ، بوشهر ، اصفهان و چهارمحال و بختیاری قرار گرفته است. استان کهگیلویه بویراحمد در سالهای گذشته از نظر تقسیمات کشوری ، گاهی بصورت مستقل و زمانی قسمتی از آن جزء فارس و بخشی جزء خوزستان بوده است. اما بعد از شورش ایل بویراحمد در سال ۱۳۴۳ شمسی، از فارس و خوزستان جدا شده و منطقه مستقلی بنام فرمانداری کل و سپس استان کهگیلویه و بویراحمد تشکیل داد. استان کهگیلویه و بویراحمد تقریباً بطور کامل لرنشین است بجز اقلیت ترکهای قشقایی که در مناطقی از گچساران و کاکان بویراحمد ساکن هستند. بطور کلی می توان گفت ترکیب جمعیتی این استان از ایل های بهمئی، طیبی، یوسفی، بویراحمد، بابویی، چرام، دشمن زیاری، کرایی و نویی تشکیل شده است. لازم به ذکر است که ایل های یوسفی، کُرائی و نویی در گذشته خود دارای ساختار مستقل ایلیاتی بوده اند اما به دلایل گوناگون از جمله پراکندگی، کوچ اجباری و … بتدریج جزو طوایف کناری در ایل های دیگر شدند. هم اکنون یوسفی ها، کرایی ها و نویی ها به ترتیب وابسته به ایل های بهمئی، طیبی و بویراحمد هستند.

استان لرستان:

می توان گفت استان لرستان تقریباً از سه گروه طوایف لر تشکیل شده است که به اختصار آنها را معرفی می کنیم:

الف: بختیاری ها که در شرق استان شامل نواحی اَلیگودَرز، اَزْنا، سیلاخور و درود ساکن هستند.

ب: لَک ها که بیشتر در غرب و شمالغرب استان یعنی شهرستانهای سلسله (اَلِشْتَر) ، دِلْفان (نورآباد) و کوهدشت ساکن هستند.

ج: لرستانی ها که در شهرستانهای خرم آباد ، بروجرد و پل دختر مستقر هستند و از طوایف معروف آنها می توان به قلاوندها، بهاروندها و چگینی ها اشاره کرد.

استان اصفهان:

بختیاری ها از زمان های دور با استان اصفهان سر و کار داشته اند و در گذشته مناطق فریدونشهر و داران جزو  قلمرو ییلاقی بختیاری ها بوده است.

استان همدان:

این استان از دیرباز تاکنون یکی از مناطق سکونت طوایفی از قوم لر بوده و هم اکنون شهرستانهای نهاوند ، ملایر و تویسرکان در جنوب استان همدان دارای اکثریت لرنشین هستند. لهجه لری ملایر و تویسرکان رابطه نزدیکی با گویش لری بروجردی در استان لرستان دارد و بعضاٌ از آن با نام لهجه لری ثلاثی یاد می شود. باباطاهر عریان شاعر معروف لر هم از همین دیار برخاسته است. همچنین طایفه زند که زمانی زمامدار ایران بوده در نواحی شهرستان ملایر سکونت دارند.

استان ایلام:

ایلام همان پشتکوه لرستان است که در زمان رژیم پهلوی از استان لرستان جدا شد. طوایف این استان به زبانهای لری، لکی و کردی گفتگو می کنند که پراکندگی آنان به شرح زیر است:

الف: لرها بیشتر در جنوب استان و نواحی دهلران، دره شهر و آبدانان ساکن هستند

ب: لکها اغلب در شمال شرق استان یعنی مناطق هلیلان، شیروان وچرداول مستقر هستند

ج: کردها هم اکثرا در شمال استان و شهرستانهای ایوان، مهران و ایلام پراکنده اند

استان مرکزی:

تعدادی طوایف بختیاری از جمله طایفه زَلقی چهارلنگ در شهرستانهای خمین و شازَند استان مرکزی ساکن هستند

استان قزوین:

تعدادی از طوایف قوم لر در استان قزوین بسر می برند که در گذشته و به ویژه در زمان صفویه و اوایل قاجار به قزوین تبعید شده اند. بصورت کوتاه چند مورد از آنان را معرفی می کنیم:

الف: طایفه مافی، این طایفه ساکن لرستان بوده اند اما در زمان صفویه به دلیل مناسبات طایفه ای به فارس تبعید شدند و بعدها علی رغم همکاری با با حکومت زند، بتدریج با زندها اختلاف پیدا کردند. سیاست کوچاندن ایل های فارس در زمان قاجار هم مزید بر علت شد و به همین دلیل گروهی از مافی ها به نواحی قزوین، تویسرکان، ملایر، کرمانشاه و نهاوند متواری و منتقل شدند.

ب: طایفه کاکاوند که شعبه ای از طایفه کاکاوند لرستان است و در گذشته به محل کنونی تبعید شده اند.

ج: طایفه چگنی که شعبه ای از ایل چگینی لرستان است و احتمالا در زمان آقا محمدخان قاجار تبعید شده اند. چگنی ها از ایل های بزرگ لر لرستان هستند که در زمان صفویه از موقعیت خاصی برخوردار بودند. اما به دلایلی که هنوز روشن نشده شاخه هایی از آن به فارس و قزوین پراکنده شده اند.

د: طایفه غیاثوند که شعبه ای از ایل سلسله لرستان است و به وسیله آقامحمدخان قاجار به نواحی قزوین تبعید شدند.

استان قم:

بیشتر لرهای قم بازمانده طوایف لری هستند که در زمان آقامحمدخان قاجار به دلیل وابستگی با خاندان زند، از فارس تبعید شدند تا از تجمع آنها در یک محل و در نتیجه از شورش احتمالی و هماهنگ آنان جلوگیری شود. یکی از نویسندگان زمان قاجار به نام افضل الملک کرمانی این طوایف را بدین گونه نام می برد: طایفه گائینی، سعدوند، عبدالملکی، زندیه، کلهر، کرزبر و طایفه لشنی.

استان تهران:

در منطقه خوار ورامین گروهی از لرهای هَداوند و بختیاری (شعبه ای از طایفه بوربور که به اصفهانی معروفند و در اصل از بختیاری ها هستند) سکونت دارند. این طوایف در زمان صفویه، افشار و رضاشاه پهلوی به ورامین تبعید شده اند.

استان فارس:

قوم لر شاخه ای از قوم پارسی هستند که از زمانهای باستان تاکنون دست کم در سه کوره از پنج کوره فارس باستان سکونت داشته و دارند. این سه کوره شامل: کوره قباد (کهگیلویه-بویراحمد) ، کوره شاپور(شولستان قدیم و مَمَسنی امروز) و کوره استخر(مناطقی چون کامفیروز، کوهمره، کاکان و بیضا).  لرهای استان فارس بیشتر در شهرستان ممسنی و نواحی خِشت و کمارج، کامفیروز، سپیدان، نواحی بیضا و مرودشت، کوهمره، میمند و فراشبند است. تعدادی از بهمئی ها در زمان حکومت زند به ناحیه مرودشت کوچ اجباری داده شدندو  همچنین میرزا حسن فسایی معروف از کوچ  هزار خانه از طوایف لر به سرکردگی ملا فریدون لر به جنوبی ترین منطقه استان فارس یعنی گله دار نیز سخن رانده است. در کل می توان گفت لرهای استان فارس بیشتر در نواحی شمالغرب و غرب استان فارس و در مجاورت با استانهای بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد سکونت دارند.

استان بوشهر:

این استان از زمانهای کهن جزئی از فارس بوده است اما رژیم پهلوی آنرا مجزا کرد و در ضمن بخش دیلم را هم از کهگیلویه تفکیک و به استان جدید بوشهر اضافه کرد. استان بوشهر هم اکنون دارای چند ناحیه عمده لرنشین است که شامل: مناطق حیات داود در شهرستان گناوه ، شبانکاره در شهرستان دشتستان، لیراوی در شهرستان دیلم و نواحی اَنْگالی در شهرستان بوشهر است. همچنین تعدادی از طوایف بختیاری ، کهگیلویه و مَمَسنی به مناطق جم و ریز و برازجان ، مهاجرت نموده اند و هم اکنون با نام مُدگماری (کایوسفی- علی میرزایی – مشهدی) قائد، شیخ و خواجه در منطقه جَم و ریز و همچنین نامهای ابوالفتحی، وثوقی، کمالی، قائدان، عنابی، باباعلی، حقیقت و دهدشتی در برازجان سکونت دارند. طایفه حیات داودی نیز در اصل یکی از ایل های لر استان لرستان است که مدتها قبل در نواحی امام زاده حیات غیب منطقه چگنی استان لرستان ساکن بوده اند. حیات داودی ها در زمان صفویه به بوشهر مهاجرت کرده اند و با گذشت زمان تعدادی از تیره های کهگیلویه و مَمَسنی را هم به خود جذب کرده اند. لرهای شبانکاره نیز از اقوام قدیم لر هستند که در زمان ساسانیان در کهگیلویه سکونت داشته اند و با حمله عربها به ایران، شبانکاره ها به دارابگرد رفتند و بعدها در زمان حکومت شیعی دیلمیان، حکومت محلی شبانکاره را تشکیل دادند. سرانجام شبانکاره ها در اوایل سلسله قاجار به دشتستان بوشهر مهاجرت کردند و نام طایفه خود را بر منطقه نهادند که هم اکنون به همین نام معروف است. در منطقه لیراوی و دیلم نیز تعدادی طوایف لر از جمله طایفه خدری سکونت دارند.

استان کرمان:

تعدادی از طوایف لر در استان کرمان سکونت دارند که همگی مهاجرند و در زمان صفویه و قاجار از نواحی لر نشین به کرمان کوچ کرده اند و بیشتر در شهرستانهای سیرجان، بافت و جیرفت بسر می برند و به اسم طایفه لری سیرجانی (میرزاحسینی و سهراب خانی) و شولی در سیرجان ، لک (دره مریدی ، نمزادی ، گداری ، کبیسکانی) غلامرضایی ، آقارضایی ، عبداللهی ، بارانی ، عباسی ، قنبری ، شفیعی ، کمالی ، خدادادی ، شیخ حسینی و مشهدی حسینی در بافت ، طایفه لر (یوسف بیگی ، رضاعلی بیگی ، محمدعلی بیگی ، لطفعلی بیگی) و طایفه سلیمانی ( حسینی ، علیدادی ، میرشکاری ، محمدی ، سلیمانی) در جیرفت شهرت دارند.

بعنوان حُسن ختام می توان گفت عمده مراکز سکونت قوم لر، دامنه های سلسله جبال زاگرس است که از قدیم تا کنون سرزمین مادری عشایر لر بوده است. آنجا که در زبان بی آلایش ایلیاتی بهمئی می گوید:

منم آن لر پاک زاگرس نشین\منم عاشق برنو و اسب و زین\منم بهمئی مرد میدان جنگ\قطارم حمایل بدستم تفنگ\کنام پلنگان گذرگاه من\تن شیر می لرزد از نام من\به آواز کبک و به نعر پلنگ\شدم همدم اندر دل کوه و سنگ\اگر خشم گیرم بگاه نبرد\سر دشمنان را برآرم بگرد\بجنگ ار چکد خونم از قلب پاک\خط سرخ غیرت نویسد بخاک\

با اندکی تصرف و تلخیص

منبع:
کتاب قوم لُر نوشته دکتر سکندر امان اللهی بهاروند

158 دیدگاه در “پراکندگی قوم لر

      • با سلام خدمت شما که زحمت کشیدید و این مقاله رو نوشتید اما باید ذکر کنم که شما در قسمت ” لر کوچک” اشتباهات بسیاری دارید که جا داره ازتون بخواهم حتما تصحیحش کنین … با تشکر

        • سلام
          با سپاس از ابراز محبت شما، لطفاً موارد مدنظر خود را بصورت دقیق اعلام نمایید.
          پیروز باشید

      • دست درد نکنه،ولی بهتره که نویسنده از تعصب بی جا به دور باشه،پراکندگی رو خیلی با تعصب و غلط نوشتید،همدان که همه ترک هستن،بور بور که اصل ترکه،طایفه خیلی شجاع و نترسی هم هستن.
        موفق باشین.

        • سلام
          با تشکر از ابراز لطف شما، عنایت داشته باشید که استان همدان محل سکونت ۴ گروه عمده ی قومی می باشد:
          ۱- لرها: اغلب در شهرستانهای نهاوند، ملایر و تویسرکان واقع در مناطق جنوبی استان ساکن می باشند.
          ۲- ترک ها: عمدتاً در شهرستانهای کبودرآهنگ، رزن و بهار واقع در شمال استان مستقر هستند.
          ۳- کردها: اغلب در مناطق غربی استان و از جمله شهرستان اسدآباد سکونت دارند.
          ۴- فارس ها: بیشتر در مرکز استان استقرار یافته اند.
          ضمناً به کاربرد کلماتی همچون اغلب، عمدتاً و بیشتر، توجه داشته باشید. در واقع این واژه ها مبیّن این نکته است که حضور اقوام مذکور در سایر مناطق استان نیز وجود دارد. همچنین در خصوص بوربورها نیز به اطلاعات ارائه شده از سوی دکتر امان اللهی استناد شده است.

    • سلام
      از تارنمای شما بازدید انجام گرفت. حضور پر رنگ هم تباران لر از جمله طوایف زند در محیط اینترنت مایه خوشحالیست.
      موفق باشید

  1. هم اکنون ده شهرستان این استان یا به طور کامل لرنشین هستند یا اینکه لرها اکثریت جمعیت آنها را تشکیل می دهند. این شهرستانها شامل: مسجدسلیمان، ایذه، باغملک، لالی، اندیکا، رامهرمز، شوشتر، دزفول، اندیمشک و بهبهان می باشند

    من ساکن دزفولم و هنوز ساکنین اونجا دزفولی هستن چرا گفتین اکثریت جمعیت لر هستن؟بهتر بود اگه میاین تو خونه دیگران ساکن می شین و امنیت و آرامش مردمش رو به هم می زنین وجهه شهر و مردم رو خراب می کنین دیگه حضورشون رو انکار نکینن
    می خواین بگیم تمام جمعیت ایران لر هستند و خیال خودتون و بقیه رو راحت کنین؟؟؟؟!!!!!!!!

    • سلام
      شما مطالبی را عنوان نموده اید که در ادامه به آنها پاسخ داده می شود:
      ۱- با توجه به اینکه هنوز در استان خوزستان یک سرشماری مبنی بر تعلق خانوارها به اقوام انجام نگرفته است تا صحت گفته های بهمئی دات کام و یا شما را در برابر سنجش قرار دهد و همچنین رعایت احتیاط، در خصوص شهرستانهای بهبهان، رامهرمز، شوشتر و دزفول عبارت « و یا هم دست کم می توان گفت که جمعیت لرها در آنها قابل توجه است » به متن اضافه گردیده است.
      ۲- شما با کلی گویی و فرافکنی مطالبی را به اقوام لر نسبت داده اید که بی ارزش می باشد زیرا به یقین ذات لُر سرشار از صفات عالیه انسانی همچون صداقت، پاکی و مهربانی است. همانگونه که بارون دوبد روسی نیز در سفرنامه ی خویش به آن اشاره کرده است.
      ۳- گمان می رود ” منصوره ” اسم خانم باشد، بر همین اساس عنایت داشته باشید که سخن گفتن با چنین ادبیاتی زیبنده یک خانم نمی باشد. بنابراین در سخن گفتن وقار بیشتری داشته باشید.

    • ما لرها اگر از همان روز اول هر چه …. بود قتل عام!میکردیم الان برامون شاخ نمی شدن…
      اقا منصور اگه راس میگى بیا تو خیابونا داد بزن سر لر ها نه تو اینترنت داداش…

    • خب ایرانی اصیل لرن این قسمت ها قبلا جز لرستان بودن مثلا همین اندیمشک لر نشینن بعد از لرستان که جدا شد جز خوزستان رفتند قول میدم بعد از صد سال دیگه مردمش فراموش میکنند اصلیتشون کجایی بوده فرهنگ ها و اصلیت کم کم فراموش میشه مث شما که میگن این شهرا لرن…

    • سلام
      با تشکر از ابراز قدردانیِ شما، بهمئی دات کام پذیرای نقطه نظرات مخاطبین گرامی درباره اشکالات احتمالی در مطلب فوق است. بر همین اساس از شما تقاضا می شود که ایرادات مورد نظر خویش را بصورت آشکار و دقیق بیان نموده و از کلی گویی بپرهیزید.
      بر قرار باشید

  2. سلام.
    کى گفته لکها لر اند یا کرد اند??!لک خودش یک قوم جداست ولى متأسفانه انقدر زیر فشار فرهنگى و زبانى قومهاى لر کرد قرار گرفته که بخشى از انها خودشانرا کرد وبخش دیگر لر معرفى میکنند.اصلا تا قبل از صفویه قوم لک را یک قوم جدا خوانده اند .اصلا یک دلیل محکم و قانع کننده انست که انها به زبانی صحبت میکنند به نام لکی که از لحاظ زبانشناسی(با وجود انکه برخی از کلماتش و افعالش دخیل شده لری وکردی است)هیچ شباهتى با لرى وکردى ندارد.پس لک لکه کرد کرده لر لره.کریم خان زند هم با وجود اینکه خودش را به دیگران لر معرفى میکرده اما به لک بودن خودش افتخار میکرده.

    • سلام
      اصولاً ملاک قابل قبول برای تعیین هویت طوایف لک گفته های افراد سرشناسی همچون کریم خان زند می باشد که خود را از تبار لر می نامیده اند.

    • ماهم لکیم وبه لک بودن خودافتخارمیکنیم لک کرمان اماته فامیلمان لری هست لک نژادی بین لروکرداست ل اول لک یعنی لر.ک دوم آن یعنی کرد..چون ل اول امده یعنی بوه لر دا کرد.امالک هابخشی ازلرندمانندبختیاریا.

    • سلام
      در زیرشاخه های قَلاوند به دلیل تعداد زیاد طوایف وابسته، از ذکر نام آنها خودداری شده است.

  3. با سلام
    از اینکه به معرفی و شناخت ایل پداخته اید بسی جای تشکر دارد.کتاب های تاریخ جمع آوری نقل قول ها و نوشته های متفرقه می باشد.بدون شک در هیچ کتابی تاریخ آن گونه که بود به قلم نیامده است و با مقایسه این کتب می توان تا حدودی به واقعیت نزدیک شد.بنابراین شاید مطالب متفرقه شما هم روزی تبدیل به یک کتاب تاریخی گردد.به همین علت تقاضا دارم یک بار دیگر مطالبی که مربوط به چگونگی پیدایش و تقسیمات ایل می باشد و اینکه نسل امروز بتواند شفاف و راحت گذشته خود و دودمانش را بشناسد،تجدید نظر کرده و مستند ارائه دهید تا قابل دفاع باشد.در بیشتر مقالات سر منشا ایل و اینکه چه رابطه ای با ایل بزرگ بختیاری دارند به وضوح بیان نگردیده است. موفق و سربلند باشید.

    • سلام
      با تشکر از ابراز محبت شما، به اطلاع می رساند همانگونه که در بخش منابع ما اشاره شده است؛ شالوده مطالب بهمئی دات کام بر اساس گفته های پیران و بزرگان و همچنین پژوهش های مردم شناس بزرگ ایرانی دکتر نادر افشار نادری بنا گردیده است. در کنار این دو منبع باارزش، از منابع مکتوب دیگری همچون فارسنامه ناصری، سفرنامه لایارد، سفرنامه لرستان و خوزستان و … نیز استفاده شده است. امّا درباره ارتباط نژادی و طایفه ای میان ایل بهمئی و ایل بختیاری، بهمئی دات کام در آینده با پرداختن به شجره نامه ایل بهمئی در یک پُست جداگانه و بررسی دقیق ترِ تاریخ ایل بهمئی و ارتباط آن با ایل بختیاری به موضوعات مورد اشاره شما پاسخ های کامل تری ارائه خواهد نمود.
      به هر حال بصورت کوتاه می توان گفت در زمینه ارتباط بهمئی ها و بختیاری ها، مسائل نژادی و تقسیمات ایلیاتی و طایفه ای باید از یکدیگر تفکیک گردند. در غیر این صورت درک درستی از واقعیت بدست نخواهد آمد. به بیان دیگر همانطور که در پُست تاریخ ایل بهمئی اشاره گردیده است؛ هرچند بر اساس برخی از روایات شفاهی بایوجمان (نیای مشترک ایلات لیراوی کوه) یک فرد بختیاری از تبار بهداروند بوده است امّا باگذشت زمان و بویژه پس از دوره حکومت زندیه، به یقین ایل بهمئی از نظر تقسیمات ایلیاتی در حوزه ایلات کهگیلویه قرار گرفته است. علاوه بر این عنایت داشته باشید برخی از روایات بایوجمان را از بازماندگان ساکنان قدیم کهگیلویه می دانند. بهمئی دات کام در آینده به واکاوی این موضوع در قالب شجره نامه ایل بهمئی خواهد پرداخت.
      پایدار باشید

  4. با سلام خدمت شما و تشکر از زحمات شما برای جمع آونری این متن زیبا..طوایف لر اعم از لر کوچک و بزرگ که ساکن در شهرستان جم استان بوشهر زندگی میکنند شمامل طایفه مدگماری و قاید هستند.طایفه ی مدگماری شامل تیره های شاه حسینی و زایرشاه علی و کایوسفی و مشهدی هستند از ایل بختیاری میباشند که از در حدود ۳۷۰ سال قبل به جم وارد شده اند.و طایفه قاید جم هم از منطقه حیات داوود به جم وارد شده اند که از لر کوچک هستند ولی طایفه شیخ حیات جم و طایفه خواجه جم هیچ گونه ارتباطی با لر کوچک و لر بزرگ ندارند.

  5. بسیار عالی است. فقط یک سوال دارم از چه کتابی اطلاعات استانها را استخراج کرده اید ؟ موفق باشید.

  6. سلام ممنون از اطلاعاتتون واینکه چقدر جالب وزیبا وبا خونسردی توضیح دادین!!!خودم لرو از شاخه ی بهمئی…از شهرلر…

    • سلام
      با سپاس از ابراز محبت شما، نوشتن درباره لُر و بهمئی، توفیقی است که خداوند عنایت فرموده است چراکه ذات لُر همواره سرشار از صفا، صمیمیت، صداقت و شجاعت بوده است.

  7. بادرود وخسته نباشید خدمت شمابرادر بزرگوار:یکی از همتباران لک ، نوشته است ما لک نه کردیم ونه لر ، خدمت این هم تبار عزیز باید گفته شود،
    ۱- تفاوت گویش لکی باسایر گویش های قوم لر دلیل قانع کننده ای برای جدایی از قوم لر نیست ،مگرکردهاجنوب کرمانشاه واستان ایلام زبان کردهای کردستان وعراق وسوریه را به درستی می فهمند؟خیر ولی خودرا کرد می نامند
    ۲- مگر گویشهای بختیاری -بویراحمدی -بهمئی-ممسنی و…باهم تفاوت ندارند؟
    دوست همتبار ،گویش لکی با لری فیلی بالای ۷۵% مشترک هستند، این را من نمی گویم بلکه جناب ایزدپناه که فرهنگ لغت لکی را گرد اوری کرده است گفته است.
    د راخر خدمت دوست بزرگوار لک باید بگویم در یک سند از زمان صفویه(امار مالی ونظامی )لرها به چهار شاخه بزرگ تقسیم شده اند.
    ۱- لک
    ۲-فیلی
    ۳-بختیاری
    ۴-ممسنی
    مگر می شود گفت گذشته گان اشتباه کرده اند،شگ نکنید ان زمان مردم غیور لک خودرا لر می دانسته اند که انهاراشاخه ای از قوم لر نامیده اند .

    • سلام
      با تشکر از توجه جنابعالی به مطالب و نظرات مطرح شده در بهمئی دات کام.
      پایدار باشید

    • از کی تا حالا مردم جنوب کرمانشاه کرد هستند و ایلا از کی تا حالا کرد داره؟اگر حرفی میزنید سند آن را نیز بیاورید.لطفا

    • به هیچوجه لکی با لری ۷۵%یکی نیست.دونه أ سر کأنی ئاگرم گیرسان،براکه م هأت وت:چه ت گره که؟وتم براگیان له شت ساق، دست نیژی،هیوچم گره ک نیه..بخدا اشتباه میکنید.آقای بهمئ بدرج لطفا

      • سلام
        مخاطب گرامی
        چگونه است که شما خود را « لک » معرفی می نمایید امّا با زبان کُردی به لهجه ی سورانی نظر خود را بیان داشته اید!!!؟… از نحوه ی بیان شما بر می آید که از برادران کُردتبار می باشید. بهمئی دات کام به شما توصیه می کند که نام و آوازه ی خویش را با صداقت، بلند گردانید.
        موفق باشید

        • برادر عزیز وقتی به نحوه جواب دادنت به خوانندگان سایت و همچنین متانت در پاسخگویی را دیدم ازت خوشم آمد و خواستم بدانی که لکی و لری چقدر باهم متفاوتند.بقران محمد قسم نوشته من به زبان لکی لهجه ایوه تیه ن نوشتم.و بقرآن قسم من لکم اهل روستای پینه بر نورآباد.

          • سلام
            مخاطب گرامی
            بله! می توان گفت زبان لری و لکی تفاوتهایی با یکدیگر دارند. چنانکه بهمئی دات کام نیز در « نمودار درختی زبانهای ایرانی » اشاره کرده است؛ زبان لری در حوزه ی زبانهای جنوب غربی و زبان لکی در دایره زبانهای شمالغربی جای می گیرند. البته عنایت داشته باشید که جناب آقای حمید ایزدپناه پژوهشگر لرتبار در پیشگفتار کتاب فرهنگ لری می نویسند: « در لرستان فیلی به جز زبان لری، ساکنان بخش شمالی لرستان در مناطق هّرو، الشتر و دلفان به لکی گفتگو می کنند که با لری زمینه های دستور زبانی و واژه مشترک دارند که تنها تفاوت آنها آوایی است ». به هر حال، نظرات گوناگونی درخصوص ارتباط زبان لری و لکی ابراز گردیده، گویی که وجود یک پژوهش جامع و کامل در این باره از سوی آگاهان امر ضروری جلوه می نماید.

        • آقای فرزند بهمئی ایشان واقعا لکی نوشته اند اما کلماتی را انتخاب کرده اند که با کردیه سورانی مشترک باشد. من لر لرستان (مینجایی) هستم و اکثر نوشته های ایشان را متوجه شدم. همانطور که گفتند تقریبا ۷۰ درصد کلمات لکی با لری مینجایی مشترک است یا ریشه مشترک دارند به گونه ای که ما متوجه آن می شویم.

  8. سلام.
    ببخشید یه سوال ازتون داشتم
    ایا ایل باستانی شول (شولستان)اجداد ممسنی های کنونی هستند ؟یا اینکه اصلا ربطی به ممسنی ها ندارند و خودشان قبلا نواحی بوشهر و ممسنی کنونی را در دست داشتند و لرها و ترک ها انها را نابود کردند و دیگر نامی از انها باقی نماند؟؟؟اقای مستوفی هم مماسنی و شولها را دو قوم جدا از هم میداند و نام چند طایفه را ذکر کرده که با شولها درگیر شدند.

    • سلام
      بر اساس نوشته های حمدالله مستوفی؛ در زمان اتابک هزاراسپ (دوّمین اتابک حکومت اتابکان لُر بزرگ) تعدادی از طوایف مهاجر لُر بزرگ به وی پیوستند و شولان را از سرزمین لُر بزرگ بیرون راندند. بر پایه گفته های مستوفی می توان گفت شولان مردمانی جدا از ممسنی ها بوده اند زیرا یکی از قبایلی که جزو لرهای مهاجر مذکور بوده است، مماسنی نام داشته و احتمالاً همان ایل ممسنی امروزی می باشد.
      هم اکنون طوایف و تیره هایی با نام شول در میان ایلات بویراحمد، قشقایی وجود دارند که بعید نیست از بازماندگان شولان باشند.

  9. و اینکه ایا طایفه شبانکاره لر هستند؟؟ جزو لر بزرگ یا کوچک؟ایا ارتباطی با شول ها دارند؟؟از کجا به فارس و بوشهر رفتند؟؟

    • سلام
      بنابه گفته دکتر سکندر امان الهی در کتاب قوم لر؛ شبانکاره ها جزوی از قوم لر (شاخه لر بزرگ) می باشند. گفته می شود شبانکاره ها از بازماندگان اسپهبدان سلاطین ساسانی بوده اند و روابطی با شولان داشته اند که بهمئی دات کام از کَم و کیف آن بی اطلاع است.
      مخاطب گرامی
      در همین راستا عنایت داشته باشید کلمه ی لُر از قرن چهارم ببعد مورد استفاده قرار گرفته است. در واقع، واژه ی لُر یک نام است که برای شناساندن مجموعه ای از ایلات و طوایف که دارای اشتراکات متعددی با یکدیگر می باشند، بکار می رود.

    • سلام
      بهمئی دات کام اطلاع دقیقی در این رابطه در دست ندارد ولی گفته میشود شول ها قبل از مهاجرت به ناحیه زاگرس جنوبی، در سرزمین لُر کوچک سکونت داشته اند.

  10. با سلام و تشکر از شما اقوام بنده از حدود ۳۰۰ سال قبل در منطقه شرا در استان مرکزی ساکن شده اند بزرگان فامیل میگویند اجداد ما از ایل بختیاری جدا شده و به این منطقه کوچ کرده اند بر اساس سنگ قبری که در روستای محل سکونت اجداد من وجود داره اولین شخص وارد شده به منطقه که جد هشتم من میباشد فردیست بنام قادر بگ که در حال حاضر قسمتی از فامیل ما نام خانوادگی قادری دارند لطفا من را راهنمایی بفرمایید چگونه میتوانم صحت و سقم این مسئله را مشخص کنم و در صورت صحت ارتباط طایفه خود با ایل بختیاری را پیدا نمایم با درود فراوان برشما

    • سلام
      جنابعالی می توانید با پُرس و جو از پیران و بزرگانِ فامیل و خاندان، در پی مشخص نمودن این موضوع باشید که اجداد شما از کدام ناحیه جغرافیایی به محل فعلی مهاجرت نموده اند. اگر بتوانید جوابی برای این سؤال پیدا نمایید، آنگاه خواهید توانست در قدم بعد به دنبال این امر باشید که در حدود ۳۰۰ سال پیش کدامیک از طوایف بختیاری در آن ناحیه سکونت داشته اند. چراکه هر کدام از طوایف بختیاری در طول زمانها و اعصار گذشته، در یک منطقه جغرافیایی ساکن بوده اند. هنگامیکه توانستید جواب این پرسش را نیز مشخص نمایید، آنگاه می توانید سرگذشت اجدادتان را در نزد آگاهان طوایف مذکور پیگیری نمایید.
      جستجو در میان کتابها و مجلات نیز می تواند در رساندن شما به هدف، سودمند باشد.
      موفق باشید

  11. لطفا در خصوص لر های اطراف تهران و تاریخ آنها و دقیقا از کجای لرستان کوچ کرده اند و چرا توضیح بیشتری بدهید

    • سلام
      دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در کتاب قوم لُر درباره لرهای اطراف تهران (ورامین) می نویسد:
      حداقل از زمان صفویه تا اوایل حکومت رضاشاه پهلوی برخی طوایف لر به نواحی خوار ورامین تبعید شده اند. بنابه گزارش محمود بن هدایت الله افوشته ای نطنزی، شاه عباس صفوی به هنگام قشون کشی علیه شاهوردیخان (اتابک لرستان) که به سال ۱۰۰۱ ه.ق صورت گرفت، تعداد ۲۰۰ خانوار لر را به ناحیه « خوار » در منطقه « رِی » تبعید کرد. همچنین رضاشاه پهلوی برخی طوایف لرستان همچون سادات، میر و … را به خوار ورامین و همچنین خراسان تبعید کرد.
      دکتر امان اللهی در ادامه بیان می دارد: شناخته شده ترین طایفه لر در ورامین، « هداوند » نام دارد که از چگونگی تبعید آنها اطلاعی در دست نیست. همچنین مشخص نمی باشد تیره هایی که هداوند را تشکیل می دهند، در اصل جزو آن بوده اند یا اینکه از دیگر طوایف منشعب شده و به این طایفه پیوسته اند. علاوه بر هداوندها گروهی از بختیاری ها در ناحیه ورامین پراکنده اند. مثلاً: شعبه ای از بوربورها که به اصفهانی معروفند در اصل از بختیاری ها هستند که ظاهراً بوسیله نادرشاه افشار همراه بوربورها به این سرزمین تبعید شده اند.
      موفق باشید

    • با سلام.اگه بگید از کدوم طایفه لرهای تعبیدی لرستان هستید شاید بتونیم کمکی بهتون بکنیم

  12. با سلام
    من از لرهای سیرجان(استان کرمان)هستم که احتمالا جد ما یعنی علی خان و پسرش غلامرضا خان و شاید پدرش امان ا… خان (احتمالا این اسمش بوده)در زمان شکست لطفعلی خان از ممسنی به سیرجان امده اند اطلاعات دقیقی در اینباره میخاستم در ضمن بین سالهای ۱۳۳۸-۱۳۴۲ق شخصی به اسم شهباز خان که از لرهای فارس بوده برای مدتی به دلیل اختلاف با دولت به این منطقه پناه اورده بوده که بعد از اصلاح کارش به فارس باز گشته است اطلاعاتی ا از کدام قسمت فارس؟کدام طایفه ممسنی؟و چه شجره ای ؟ ما داریم و ….. لطفا هر کس هر چه میداند به من ایمیل کند با تشکر منتطر خبر های خوبتان هستم

      • سلام
        امان الله خان پسرش علی خان هست و علی خان پسرش غلامرضا خان است .خب نتیجه میگیریم جد ما هر۳تا هستن.یعنی ما از نوادگان غلامرضا خان هستیم. اگه اطلاعاتتون را در اختیارم بگذارید سپاسگذارم

    • سلام من فامیلم شمس الدینی لری هستم ازلرای رابرکرمان .جدلرهای کرمان فخرالدین وبدرالدین بوده اندکه بدرالدین جدلرای رابروفخرالدین جدلرای سیرجان .آنهاازطایفه بیرانوندازطوایف لک بوده اند که پدرفخرالدین وبدرالدین شمس الدین بوده که بدین سبب فامیل اکثرلرای رابرشمس الدینی لری است هم چنین این فامیل درلرستان وشیرازبسیارزیاداست حتی بیرانوندهای ساکن لرستان نیزاین مطلب راتاییدمیکندسایت ایل لری استان کرمان که مختص ایل لری رابراست میتونه شما راکمک کنه درضمن اگه بتونیم لرای رابروسیرجان یه سایت باهم تشکیل بدیم بهتره درضمن امیدواریم سیرجان یک استان بشه .

      • عضو فیس بوک شوید و فامیلی شمس و شمس بیرانوند و شمس الدینی را جستجو کنید میتوانید با طایفه شمس بیرانوند لرستان ارتباط برقرار کنید.
        Armin shams
        Hamid shams

      • ممنون.ولی هیچ منبعی وجود ندارد ک حتی اسم فرزندان شمس یا فرزندان بدرالدین یا فخرالدین در ان باشد

        • سلام بااطلاعاتی که ازروی قبرجدم دررابربه دست آوردم نشان می دهدکه بدرالدین وفخرالدین درکارنبوده بلکه جدایل لری دررابرشیرزادپسرشمس الدین ،شمس الدین پسر باران ،ووباران بیرانوندی بوده وآنچه که نسل به نسل منتقل شده دررابر،می گویندجدلرهای سیرجان برادرجدمابوده است اگه روی قبرجدتان بخوانیدونام پدرش احتمالاشمس الدین است.

          • من جد لرهای سیرجان از حدود ۲۵۰ سال پیش را میگم ک هیچ کدام از اینای گفتین نیست.از ۲۵۰ زسال پیش بیاییم به جلو.علی خان_غلامرضا خان_ملا اسمی خان _سهراب خان_دران خان_محمد علی خان و فرزندش ایرج خان و فرزندان امروزی وی……

    • سلام
      عنایت داشته باشید که مطلب بالا در واقع یک مقدمه کُلی و کوتاه درباره ی قوم لُر و زیرشاخه های آن می باشد. بر همین اساس ممکن است به برخی از ایلات و یا طوایف لر اشاره نگردیده باشد.

  13. با سلام.مردم اچمی در جنوب استان فارس و غرب هرمزگان و قسمتی از بوشهر زندگی میکنن.آیا اچمی ها لر هستند؟اگر بله زیر مجموعه ی بختیاری هستند؟شخصا چند اچمی را دیده ام که به نظر من چهره هایشان واقعا لری بود.زبانشان هم شبیه لری است.اگر میشود مقاله ای در خصوص اچمی ها در سایتتان قرار دهید.
    با تشکر

    • سلام
      با عرض پوزش، هم اکنون بهمئی دات کام اطلاعاتی درباره ی موضوع مورد اشاره جنابعالی در دست ندارد امّا در صورت کسب آگاهی مفید و موثق در این رابطه، آن را به پُست بالا اضافه خواهد نمود.
      پیروز باشید

  14. سلـــام ممنون از اطلاعات مفیدتون
    فقط یک خواهش اسم کرد زبانان رو تو قومیت های لور نیارین اوناهم شدن جز لور
    و از لکها یی ک خودشونو لور نمیدونن خواهش دارم نگن اصن لک هستیم هرچی دلشون میخاد بگن. من لور لکم و افتخار میکنم
    در ضمن دزفولی و شوشتری جز لوری محسوب میشن

    • سلام
      با سپاس از ابراز محبت شما، جهت اطلاع به عرض می رساند بهمئی دات کام قوم لُر و کُرد را مستقل از یکدیگر می داند. در خصوص ریشه ی اقوام شوشتری و دزفولی نیز نظرات مختلفی ابراز شده و می شود امّا غالباً آنها را زیرمجموعه قوم لُر بحساب نمی آورند هرچند حضور لُرها (بویژه طوایف بختیاری و شاخه هایی از لرهای لرستانی) در این دو منطقه پر رنگ و قابل توجه بوده و می باشد. به هر حال آنچه باید در وهله ی نخست مورد تأکید قرار بگیرد همانا « هویت ایرانی » ما می باشد که تمام هویت های دیگر از قبیل لُر، کُرد، بلوچ، تُرک و… در طول آن قرار دارند.

  15. با سلام و تشکر
    من از لران ممسنی هستم و نمی دانستم که ممسنی جزو لر بزرگ هست و با توجه به لهجه ثقیل همزبانان لرستانی خود را لر نمی دانستم . فقط می گفتم ما در فارس به لر معروفیمو در واقع فارسیم!
    به نطرم کازرون ، فیروزآباد و بخش هایی از فسا ، داراب ، سروستان، خرم بید و بخش هایی از فارس مثل لار و گله دار لر هستن

    • سلام
      با سپاس از ابراز محبت شما، بله! در ساختارهای سنتی قوم لُر، لُرهای ممسنی جزو زیرشاخه های لر بزرگ بوده اند. البته نمیتوان گفت تمام ساکنین مناطقی که بیان نموده اید لر می باشند امّا حضور لُرها در آن نواحی و بویژه شهرستان کازرون و بخش گله دار قابل توجه می باشد.

  16. درقزوین درویشوندها یم زندگی می کنند که به۳ دسته تقسیم می شوند ولی بیگی یابیگی زنگیوند پیربیگی ودرویشوند

    • سلام
      متأسفانه جودکی ها در نمودار بالا از قلم افتاده اند هرچند که پُست فوق در واقع یک مقدمه ی کُلی و کوتاه از ایلات و طوایف لُر می باشد. به هر حال دکتر سکندر امان اللهی در کتاب قوم لُر، جودکی ها را اینچنین شرح می دهد:
      شعبه آقامیرزایی شامل:
      ۱- حیدر وند
      ۲- بخشی وند
      ۳- لَتَه وند
      ۴- مَمیوند
      ۵- شهسواروند
      ۶- براواسی
      ۷- اَنارویی
      ۸- هفت تخم
      شعبه آقارضایی شامل:
      ۱- کَرم وند
      ۲- دیناروند
      ۳- باوه
      ۴- حیدر وند
      ۵- کاید
      ۶- اُوسری
      ۷- لوتی

  17. سلام
    باسپاس از اطلاعات مفید وسایت پر محتوای شما
    من ازایل بابادی طایفه تاسمالی هستم اجداد ما سالها پیش به سمت لرستان کوچ کردنند والان حدود ۹۰۰خانوارهستیم که اکثرادر درودلرستان زندگی میکنیم علت مهاجرت وترک بستگان پیشنیان ما هنوز کاملا برای ما مشخص نمیباشد ممنون میشوم اگر کسی اطلاعاتی دراین مورد دارد با من درمیان بگذارد.

    • سلام
      با تشکر از ابراز محبت شما، اگر بهمئی دات کام در این رابطه اطلاعاتی بدست آورد به آگاهی شما رسانده خواهد شد.
      پیروز باشید

  18. به نام خداوندی که انسان را خلق کرد و وی را خلیفه خود در روی زمین قرار داد شاید بحث در مورد قومیت که حالا به نوعی نژاد پرستی تبدیل شده است زیاد درست نباشد . اما متاسفانه چند وقتیست هجمه ای ناجوانمردانه نسبت به قوم اصیل وپاک آریایی لر (پارس) شروع شده است قومی که سرتا سر شجاعت , غیرت , مردانگی وتعصب به خاک پاکش ایران بزرگ است سرزمینی که با دار بودن بیش از ۷۰ درصد از منابع خدادای از قبیل نفت و گاز و طبیعت و معادن و کشاورزی باید در بدترین شرایط ممکن اقتصادی به سر ببرند وهر روز برای این مردم پاک وباصفا جک بسازند واین قوم بزرگ واصیل پارسی مجبور به مهاجرت به شهرهایی دیگر شده که در بدترین شرایط زندگی کنند . امروزه وظیفه ما بردران وخواهران لر تبار اعم از ( لک و پهلوی وثلاثی و بختیاری و ممسنی وبویر احمدی در یک غالب پارس ) است که هویت خود راه نگهداری کنیم به لر بودن خود افتخار کنیم وظیفه ما تحصیل کردگان لر است که هویت واقعی غیرت و مردانگی و پاکی قوم لر را به همه بفهمانیم لر را در یک کلام میتوان کوروش بزرگ معرفی کرد یا داریوش بزرگ یا کریم خان زند یا محمد مصدق یا آیت الله بروجردی یا شیرمرد تارخ لر قلب شجاعت و مردانگی ایران شهید همیشه جاوید لطفعلی خان زند نامید و یا هزاران هزار دیگر به امید روزی که ما لرها به چنان سطحی از معلومات برسیم که باافتخار بگوییم من کر لرم . عرایضم را با یک سخن از مرحوم امیر کبیر به پایان می رسانم که گفت (ای کاش هرچند وقت یکبار لر بچه ای زمام حکومت را در دست میگرفت تا مردم طعم واقعی عدالت را بچشانند)
    یحیی ساکی دانشجوی کارشناسی ارشدمهندسی انرژی دانشگاه تهران جنوب
    درود بر خاک پاک واهورایی ایران زمین
    مخلص تمام لرهای عزیزیم

    • سلام
      زیرشاخه های لُر کوچک در نمودار مذکور بر اساس مطالب کتاب قوم لُر اثر دکتر سکندر امان اللهی بهاروند صورت گرفته است. دکتر بهاروند در کتاب خود، طایفه ساکی را جزو طوایف وابسته به قلاوند بیان کرده است؛ طوایف وابسته به قلاوند شامل:
      ۱- ساکی
      ۲- هیکی
      ۳- چَوَنی
      ۴- کاوَنی
      ۵- رهدار وند
      ۶- سیراوند
      ۷- هوتاوند
      ۸- دَرتَنگی
      ۹- کول چپی
      ۱۰- شیخ پیرمار

  19. سلام خواستم به این اقا رضای عزیز بگویم که شما اصلا تبار وریشه های طوایف لرستان را نمی شناسید چون اگه میشناختید اینطوری صحبت نمیکردید ساکی ها از قدیمی ترین وبا اصالت ترین اقوام لر پهلوی (به قول شما ها فیلی ) هستند که در اتحادیه لرهای بالا گریوه بودهاند وبزرگ این قوم حسین خان ساکی بزرگ مرد تاریخ ساکی بوده است که پنجاه سال بر کل غرب ایران حکمرانی کرده است .اگر چه باید بگویم که ساکی ها از نقطهای دیگر به زاگرس امده اند مثل بقیه طوایف لر مانند بیرانوند و حسنوند وباجلوند وبقیه طوایف لر .اما تاریخی که ما ساکی ها به زاگرس امده ایم خیلی بیشتر از بقیه طوایف لر است. ایل ساکی که بدون شک وتردید بازمانده اصیل سکاها میباشند بازمانده اقوام داهه های پارتی سکایی میباشند که حدود دوهزار ودویست سال پیش وقتی اسکندر مقدونیه ایران را گرفته وبازماندگاهن وی در این سرزمین حکومت بیگتانه سلوکیان را تشکیل دادن . این ما ساکی ها (سکا) بودیم که لشکر بزرگی از قوم سکایی خود تشکیل دادیم وبه سمت سرزمین های غربی حرکت کرده وحکومت بیگانه سلوکی را برانداختیم وپدذان ما ساکی ها توانستن امپراتوری بزرگ اشکانیان را تاسیس کنند این ما ساکی ها بودیم که ملت ایران را به مدت پانصد سال باتاسیس امپراتوری اشکانیان بر تمام ملت های دنیا سروری دادیم . خواستم به این دوستم بگویم که لر یک نژاد نیست لر همان پارس است بهتر است که مطالعات خود رابالا برده و بتوانی به این قوم بزرگ خدمت کنی . ما ساکی ها تاریخی به عظمت تاریخ ایران وآریا یی ها داریم . بزگان تاریخی ما از رستم دستان گرفته تا امپراتوران اشکانی تا حسین خان ساکی هستند ما به دنبال اتحاد در مرحله اول بین قوم لر ودر مرحله باللاتر بین تمامی اقوام ایرانی نژاد هستیم امید هست که این دوستان دیگر این حرف های بدور از مطالعه وتحقیق خود را کنار بگذارند وبه حرف بزرگانی مثل ما که قلب تاریخ ایران هستیم گوش دهند . یه مطالعه دقیق از قوم ساکی ها داشته باشید تا بفهمید که شجاعت وسلابتی که داخل این قوم اریایی هست داخل هیچ قومی دیگر نیست . در ضمن بایک مطالعه ساده خواهید فهمید که تنها طایفه ای که در سرتاسر ایران و خاور میانه و قفقاز و اروپا و امریکا وجود دارد قوم ساکی هست وان هم دلیلش پزاکندگی قوم رویایی سکاها (ساکی ها ) در تمام دنیا میباشد ودر آخر کلام هم از دوستان خواهش میکنن به هیچ عنوان ساکی را زیر مجموعه طوایف بیرانوند و حسنوند و قلاوند وسگوند قرار ندهید چون واقعا چنین چیزی وجود نداد

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای یحیی ساکی
      ضمن تشکر از توجه جنابعالی نسبت به مطالب و نظرات مطرح شده در بهمئی دات کام، قرار داشتن طایفه ساکی در شمار طوایف وابسته به قلاوند بر اساس کتاب قوم لُر نوشته دکتر سکندر امان اللهی بهاروند بیان گردیده است. هرچند ممکن است هر کتاب و کلامی دارای کمی و کاستی باشد (بجز کلام خدا) امّا عنایت داشته باشید در حال حاضر کتاب دکتر بهاروند، یکی از منابع معتبر درباره ی شاخه بندی ایلات و طوایف لُر می باشد و بنابراین بهمئی دات کام بدان استناد کرده است. به هر حال می توان گفت ساختار سنتی ایلات و طوایف لُر از دوره قاجاریه ببعد هویدا بوده و اثبات این امر که طایفه ساکی در قرون معاصر مستقل بوده و یا وابسته به قلاوند، امکان پذیر می باشد.

    • سلام بر همه جناب یحیی ساکی ما درکتاب های تاریخی که تاکنون درلرستان به چاپ رسیده چنین چیزی درهیچ یک آنها دیده نشده است باتوجه به حضور بزرگانی ازآن طایفه مانند استاد گرامی جناب آقای علی محمد ساکی وجناب اقای ایزدپناه که خود اسناد تاریخ در لرستان بوده وهستند وهردواستاد ازخود کتاب های تاریخی دربار لرستان به یادگار گذاشته اند وچنین چیزی هرگزبیان نکرده اند وتوجه شمارا به تار یخ روزگار قاجار جناب استاد والی زاده عزیزجلد اول جلب می نمایم که درباره حسین خان ساکی توضیح لازم داده ودرهیچ کتابی نیا آمده که حسین خا ن ساکی درلرستان حاکم بوده وفقط در زمان شازاده محمدعلی میر زا دولتشاه فرزند ارشد فتحعلی شاه قاجار حاکم غرب ایران بوده که ازجانب این شاه زاده حسین خان ساکی مدتی پیشکارش درلرستان بودند آن هم به علت اینکه شاهزاداز یکی از روستاهای اطراف خرم اباد بنام زرین چقا دربین خرم آباد والشتر از آن روستا دختری بنام جواهرخانم فرزند کربلایی عوض علی به همسری می گیرد واین شازاده این دختر خانم لرستانی را خیلی دوست می دارد وروی این حساب به لرستان دل بستگی پیدا می کند وتازمان مرگش با این مردم دوست است که بعداز مرگ شاه زاده خواهر خانم به همسری حسین خان ساکی درمی آید ومی بینیم مدتی کوتا حسین خان ساکی نیز توسط اقوامش با آن وضع کشته می شود مردم لرستان همه از تاریخ گذشته خود به خوبی آگاه هستند وجای این گفتارهانیست باتشکر از مدیریت محترم

    • با سلام خدمت اقای ساکی . از کی تا حالا حسین خان ساکی بنجاه سال به لرستان و غرب ایران حکومت کرده ما خبر نداریم تو کدوم کتاب تاریخی این رو نوشته نه تو کتاب شورش لرستان اینرو نوشته نه تو کتاب قوم لر نه تو کتاب لرستان در اینه تاریخ نه تو کتاب لرستان در دوره مشروطیت .

    • درموردلرهای کرمان بایدگفت که طوایف لک دربافت وشولی درسیرجان.طایفه لری دررابر.طایفه لری درسیرجان .طایفه بیگی هاوشریفی درجیرفت شکی درلربودن آنهانیست چون بعضی آنهابه زبان لری بعضی فارسی آمیخته با کلمات لری بعضی ته لهجه لری دارندوخصوصیات لرهاکاملا بارزوآنهاحتی به لری معروف اندامادرموردطایفه سلیمانی اطلاعاتی ندارم واماطایفه ای غیوروشجاعندوازشیرازتبعیدشده اندوسردارقاسم سلیمانی نیزازمردان این طایفه است اگه اطلاعاتی درموردلربودنشان داریددراختیاربگذاریدچون اگه لرباشن بایدسردارسلیمانی رالرمحسوب وتبلیغ کرد.من هم شهری سردارسلیمانی ام .ازلرهای شمس الدینی طایفه بیرانوند

  20. سلام حالا به هر حال اینم حرفیه برا خودش ولی کاملا اشتباه است . بهتره از این حرفا دور شویم وبه فکر این باشیم که چطور می توانیم در عصر جهانی شدن فرهنگ اصیل آریایی و ایرانی خود را حفظ کنیم . اولا باید تبلیغات ما به گونه ای باشد که حتی در میان خوانند گانمان کوچکترین شبهه ای در مورد اینکه ما با ایرانیت خود مخالفیم به وجود نیاید به قول مرحوم فردوسی چو ایران نباشد تن من نباد . دوم اینکه عزیزان ما باید بدانند که هدف ما از ترویج فرهنگ لری همان فرهنگ اصیل پارسی با محوریت مذهب تشیع است چرا که اگر ما نتوانیم فرهنگ اصیل خود را باز نشانی کنیم در آینده ای نه چندان دور پان ترکیسم ها تمامی فرهنگ های اصیل ایرانی را بلعیده وان روز . روز مرگ ماست . سوم اینکه ماباید در تبلیغات خود اقوام ایرانی الاصل لر(پارس) وکرد وفارس وآذری های اصل وبلوچ ها وتاجیک ها وپشتوها را برادران خونی ونسبی خود بدانیم نه به دنبال درگیری باشیم هدف ما از فرهنگ لری شروع می شود وبا فرهنگ ایران بزرگ خاتمه پیدا خواهد کرد . به هر حال ما لرها باید بتوانیم تشکل های مخصوص به خود را تشکیل داده ومبادرت به تشکیل حزب کتنیم تا بتوانیم مدافعه فرهنگ قومی وملی خود باشیم . امید هست که ما بچه های لر بتوانیم در کنار هم یک زبان شویم تا بتوانیم به قوم شجاع وهمیشه مظلوم خود و ایران بزرگ خدمتی شایسته انجام دهیم
    بادرود فرزند ایران بزرگ

    • سلام
      با تشکر از دقت و شکیبایی جنابعالی، در راستای نظر شما و همانگونه که در نظرات پیشین نیز اشاره گردیده، به اطلاع می رساند؛ بهمئی دات کام نیز ابتدا خود را ایرانی، سپس لُر و در انتها بهمئی می داند. به بیان ساده تر باید گفت هویت بهمئی و هویت لُر در طول هویت ایرانی قرار داشته و زیرمجموعه آن به شمار می روند. در همین راستا به جرأت می توان گفت قوم سلحشور لُر از وفادار ترین و سربلند ترین اقوام ایرانی در میهن دوستی و عِرق به سرزمین کهن ایران است.
      پیروز باشید

  21. درود فراوان بر شما و دیگر دوستان.
    بنده اهل شهرستان هندیجان هستم.جنوبی ترین شهر استان خوزستان که بعد از اون استان بوشهر با شهر دیلم شروع میشه.
    خواستم بپرسم چه اطلاعاتی درباره نژاد مردم اینجا دارید.چون عرب نیستیم و لهجه و کلماتی که به کار میبریم شبیه لرهاست.با اینحال خیلی از رسم و رسومات آنها را نیز نداریم.با چنتا از دوستان اهوازی ام که لر بختیاری و خرم آبادی هستن که معاشرت دارم میگن شما لرین.یکی میگه شبانکاره یکی میگه حیات داوودی و دهها نظر دیگه میدن.
    از طرفی خود مردم اینجا میگن ما بندری هستیم.
    خلاصه نفهمیدم جریان ما چه جور هستش.لطفا اگر اطلاعات موثقی دارد راهنمایی بفرمایید،ممنونم.

    • سلام
      با تشکر از ابراز محبت شما، بهمئی دات کام اطلاعاتی درباره ی بومیان قدیم هندیجان در دست ندارد امّا به استناد کتاب قوم لُر نوشته دکتر سکندر امان اللهی بهاروند، تعدادی از لُرها در منطقه هندیجان از توابع استان خوزستان ساکن می باشند که در ادامه بدانها اشاره می گردد:
      ۱- بهمئی ها: که در سورمغداد سکونت دارند. [گفته های پیران نیز کلام دکتر بهاروند را در این باره تأیید می نماید]
      ۲- حیات داودی ها: شاخه ای از لُرهای حیات داود هستند که از دهستان حیات داود از توابع شهرستان گناوه واقع در استان بوشهر به محل کنونی مهاجرت کرده اند. حیات داودی های هندیجان شامل تیره های: حیاتی، حیاتی هندیجانی و رحمانی می باشند و در مناطق چم رحمن، چم کلگه، چم شعبان و تعدادی هم در شهر هندیجان اقامت دارند.
      ۳- شعبانی ها: از لُرهای منطقه شبانکاره می باشند که در گذشته دور به هندیجان مهاجرت کرده اند و از تیره های شکاری، شعبانی، سلیچ، داغری و تلحان تشکیل شده اند. این تیره ها در مناطق گزالی، چم شعبان، غرابی، چهل منی، بدرانی و شهر هندیجان سکونت دارند.
      ۴- خدری ها: گفته می شود بالغ بر یک قرن پیش به هندیجان مهاجرت کرده اند و در مناطق چم مراد و دهنو بسر می برند.

  22. باسلام حضور شما مدیریت گرامی وهمه خوانندگان بزرگوار این سایت دوستان من از آزادبخت های لرستان ساکن در کوهدشت میباشم ودرگذشته جه در زمان شاه عباس صفوی وچه درزمان زندیه وچه بعدأ تعدادی از بزرگان خاندان آزادبخت ها درزمان شاه عباس به علت نزدیکی آنان به اتابک شاوردی خان که توسط شاه صفوی خود وتمام خاندانش به قتل رسیدندبا دیگر اقوام ساکن دراین منطقه ازجمله قسمتی از بزرگان ایل مافی چگنی از ترس سپاه قزلباش و ازطریق خاک بختیاری به استان فارس فراری می شوند که بعدا با اختلافی که بین اسماعیل خان والی لرکوچک باکریم خان زند پیش می آید تعدادی از آنها همراه فرزندان والی به لرستان برمی گردند وتعدادی از آنها درآن استان ماندگار می شوند که پس از گذشت زمان ازحال هم بی خبر مانده وتعدادی دیگر ازاین خاندان که من یکی از بازماندگان آنها هستم درزمان قاجارها باز تعبید شدن به استان تهران ودیگراستانها که نیز از حال آنها هم خبری نداریم از شما وهمه عزیزان تقاضا دارم با پرسش از افرادی که با این اسم شهرت دارندشاید در آن استانها کسی ازآنها باشند با تشکر ازهمه

    • سلام
      بهمئی دات کام درخواست جنابعالی را مدنظر قرار خواهد داد و در صورت کسب هرگونه آگاهی، آنرا به اطلاع خواهد رساند.
      موفق باشید

      • باسلام وتشکر از جنابعالی آقای چگنی بنده وایبر دردست رس ندارم اگر امکان دارد به وبسایت یاران مومه وند رفته وهر آنچه می دانید درآن سایت عنایت کنید بنویسید ازلطف شما سپاسگزارم

  23. با سلام.در قسمت لرستان شناسی.قسمت ج که درج کردید.طوایف معروف بهاروند و قلاوند وچگنی.خدمت شما عرض کنم طایفه بهاروند و قلاوند طوایف معروف نیستن نه ازلحاظ جمعیت نه از لحاظ علمی و نه از لحاز براکندگی جمعیت .چون نویسنده کتاب قوم لر اقای بهاروند هستن طایفه بهاروند رو طایفه معروف معرفی میکنن .همچنین طایغه قلاوند که به هیج وج از طایفه های معروف لرستان نمی باشند حالا طایفه چگنی بگی بله درسته معروفه.بزرگترین و معروف ترین طایفه لرستان طایفه بیرانوند هست از لحاظ براکندگی جمعیت در قسمتهای کاشان.ورامین.ساوه.قم.گرگان.خراسان.کرمان.خوزستان تعبید شده و ساکن هستند از لحاط علمی صاحب مشاهیری همچون دکتر اوستا شاعر بزرگ ایران .دکتر ربیعا اسکینی دکترای حقوق تجارت از فرانسه ونویسنده کتابهای حقوق تجارت که الان در مقطع کارشناسی حقوق .ومنابع ارشد حقوق در کل دانشگاهای کشور تدریس میشن.دکتر شیرکوند دکترای اقتصاد هیت علمی دانشگاه تهران.مرحوم فیلسوف دکتر امیر حسین اریانبور نویسنده اولین دیکشنری زبان خارجه کشور و صاحب دو دکترا و دو لیسانس که ازتعبیدیهای بیرانوند به کاشان هستن که از مفاخر کشور می باشند.دکتر مرادی ریس اکادمی چشم امریکا وهمچنین برادر ایشان معاون دانشگاه تگزاس امریکا که دو سال بیش به رحمت خدا رفتن وخواهرشان خانم مرادی جراح مغز ساکن امریکا.دکتر یاسینی جراح قلب ساکن میلان ایتالیا وبرادرش دکتر جراح مغز و اعصاب ساکن لندن و مفاخر دیگر طایفه بیرانوند که وقت زیادی میبره برا توضیحشان .خدمت مدیر سایت

    • سلام
      با سپاس از توجه جنابعالی نسبت به مطالب مطرح شده به اطلاع می رساند اگر با دقت بیشتری مطالب ارائه شده را مطالعه نمایید متوجه خواهید گشت که:
      ۱- ایلات و طوایف لرستان در ۳ دسته ی بختیاری، لک و لُر (در معنای خاص) بیان گردیده اند.
      ۲- واژه ی « لُر » و « لرستان » در دو معنای عام و خاص بکار برده شده اند:
      الف- لر به معنی عام، مشتمل بر بختیاری، لک و لر
      ب- لر به معنی خاص، مشتمل بر ایلاتی همچون بهاروند، قلاوند، چگینی و …
      ج- لرستان به معنی عام، شامل تمام استان لرستان امروزی
      د- لرستان به معنی خاص، یعنی سرزمین طوایف و ایلات لرستان، منهای « لک ها » و « بختیاری ها »
      مخاطب گرامی
      جناب آقای ابدالی
      اینکه بیان گردیده « از طوایف معروف آنها [لرستانی ها] می توان به قلاوندها، بهاروندها و چگینی ها اشاره کرد. » ناظر بر واژه ی « لُر » در معنای خاص آن بوده است و در همین راستا اگر به نمودار ارائه شده در پُست بالا با توجه بیشتری بنگرید متوجه خواهید گشت که « بیرانوند » در صدر طوایف لک ذکر گردیده است.
      مخاطب گرامی
      جناب آقای ابدالی
      گذشته از کاستی های احتمالی که ممکن است در کلام انسان و از جمله کتاب جناب آقای دکتر سکندر امان الهی بهاروند وجود داشته باشد باید عنایت داشت که در حال حاضر کتاب مذکور یکی از معدود منابع مستند و مکتوب درباره ی کلیات شاخه بندی ایلات و طوایف لُر می باشد و بنابراین بهمئی دات کام بدان استناد کرده است.
      پاینده باشید

  24. با سلام خدمت مدیر سایت.شما میتونید برا عکسهای قدیمی لرستان به سایت خبر گزاری یافته به مدیر مسولی اقای جایدری مراجعه کنید.برا اطاعات بزرگان لر برید تو فیس بوک سایت بزرگان لرستان و سایت مشاهیر لر اطاعات خوبی گیر میاد .رفتی یه امار بده بینم چی کردی

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای ابدالی
      با تشکر از اطلاع رسانی جنابعالی، از « سایت خبرگزاری یافته » بازدید بعمل آمد و در تأیید بیان شما باید گفت که اسناد دیداری قابل توجهی از گذشته ی لرستان ارائه گردیده بود.
      مخاطب گرامی
      جناب آقای ابدالی
      پیشنهادات شما در خصوص شیوه ی کسب آگاهی درباره ی ایلات لرستان مدنظر قرار خواهد داشت. البته عنایت داشته باشید راهبُرد بهمئی دات کام در زمینه ی ارائه مطالب در خصوص ایلات و طوایف لُر در وهله ی اوّل بر « بیان پیران و بزرگان » و در مرتبه ی دوّم بر منابع مکتوب همچون کتاب و مقالات ارائه شده توسط پژوهشگران و اساتید استوار است. طبیعتاً به دلیل آنکه بهمئی دات کام به پیران و بزرگان خطه ی لرستان دسترسی ندارد، اساس کار خویش در آن حوزه را بر منابع مکتوب چون کتاب دکتر بهاروند قرار داده است. مجدداً از بذل توجه شما کمال تشکر را دارد.
      پیروز باشید

  25. با سلام
    با تشکر از مطالب که به آگاهی بیشتر و حتی به پیوند بین قبایل منتج خواهدشد ما از اهالی لک غیاثوند و غیاثوند محمد خانی ساکن در استان قزوین بدنبال ایجاد یک وبلاگ و تهیه شجره نامه خود هستیم ممنون میشویم از نظرات و راهنمایی شما بهره مند شویم

    • سلام
      با سپاس از ابراز محبت جنابعالی، دانسته های بهمئی دات کام در خصوص « طوایف قوم لر » بر اساس چند منبع مکتوب و از جمله کتاب قوم لر اثر دکتر امان اللهی بهاروند می باشد. به هر حال در صورت تمایل می توانید در حدود ۱۰ – ۱۲ روز بعد یادآوری نمایید تا علاوه بر مطالب ارائه شده در پُست بالا، در حد توان اطلاعاتی در اختیار شما گذارده شود.
      پیروز باشید

  26. سلام ببخشید شما بر چ اساسی میگین ک بهمئییا لر بختیاریین؟
    بهمئی لر بختیاری نیست ….. بهمئیی بهمئییه

    • سلام
      اگر با دقت بیشتری مطالب و نظرات مطرح شده را مطالعه نمایید متوجه خواهید گشت که بهمئی دات کام چنین موردی را مطرح ننموده است. به هر سوی اگرچه تاکنون در موارد متعددی به موضوع رابطه ی میان بهمئی و بختیاری پرداخته شده است امّا مجدداً توضیحات مختصری در این باره ارائه می گردد:
      ۱- بر اساس روایتی که سینه به سینه به دست ما رسیده است « بایوجمان » نیای بزرگ ایلات و طوایف بهمئی، طیبی و یوسفی یک مَرد بختیاری از تبار بهداروند بوده است. امّا این امر تنها یک جنبه از موضوع است؛ یعنی ریشه ی نژادی. در همین راستا همانگونه که پیشتر نیز اشاره گردید؛ هرچند مبحث نژاد و ریشه های نژادی یکی از اجزای اصلی هویت هر جامعه و گروهی می باشد امّا همه ی آن محسوب نمی شود؛ بلکه نژاد بهمراه مواردی چون سرزمین، زبان، دین و آئین، آداب و رسوم، تاریخ و ساختار سیاسی مشترک است که هویت یک جامعه را شکل می دهد. به هرحال آنچه از منابع مستند تاریخی بر می آید اینست که بهمئی از دوره ی سلسله زندیه تا قاجاریه جزء تقسیمات ایلیِ کهگیلویه در بلوک لیراوی کوه از ایل جاکی و از اواخر دوره ی قاجاریه به بعد، با کم رنگ شدن ساختار ایل جاکی بعنوان یک ایل مستقل مطرح بوده است.
      در ضمن توجه داشته باشید تقسیمات طایفه ای شامل: ایل، شاخه، باب، طایفه، تیره، اولاد و تش در ایل بختیاری دقیقاً مشخص بوده و در ۲۰۰ سال گذشته در هیچ منبع موثقی ایل بهمئی جزء تقسیمات ایل بختیاری ذکر نشده است. هرچند که بهمئی بویژه در یکی دو قرن اخیر همواره روابط نزدیکی با چهارلنگِ بختیاری و بویژه شاخه جانکی گرمسیر (ممبینی، مکوندی و زنگنه) داشته است.
      در پایان از نو یادآوری می گردد؛ با عنایت به اینکه پرداختن به موضوع مذکور (رابطه میان بهمئی و بختیاری) از حوصله ی این مجال (بخش نظرات) خارج می باشد بهمئی دات کام تلاش خواهد نمود در آینده در چارچوب یک پُست مستقل بدان بپردازد. اگر خداوند عمری عنایت فرمود.

  27. سلام برادر عزیز بنا داشتید که مطالبی درباره اقوام غیاثوند و غیاثوند محمدخانی در اختیار بنده قرار دهید
    با تشکر

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای علیرضا
      ضمن پوزش، به دلیل مشغله پیش آمده، موعد مذکور چند روزی عقب افتاده است. به یاری خدا و پس از بازگشت از مسافرت، با بررسی « منابع در اختیار » سعی خواهد شد تا علاوه بر مطالب ارائه شده در پُست بالا، در صورت امکان اطلاعات تکمیلی در خصوص غیاثوندها در اختیار شما گذارده شود.
      منتظر باشید

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای علیرضا
      جناب آقای دکتر امان اللهی در کتاب قوم لر در خصوص غیاثوندها چنین می نویسد: این طایفه شعبه ای از ایل سلسله لرستان است که بوسیله آقا محمدخان قاجار به نواحی قزوین تبعید شده است. طایفه غیاثونداز تیره های کیماسی (کوماسی)، یارگه، محمدبیکی، شهبازی، سلخوری و درویش وند تشکیل شده و محل سکونت آنها به این شرح است: توت چال، تیاندشت، تله چین، خشگناد، انجلیق، امیرآباد، امجد، داغداشت، پشیام، غیاث آباد، قانشار بلاغ، قره دره، گندم چال، کوراندشت بزرگ، کوراندشت کوچک، جرن چاک و خر وس.
      محاطب گرامی
      جناب آقای علیرضا
      اگر در آینده و در منابع جدیدتر نیز مطلبی درباره ی غیاثوندها مشاهده گردید، به اطلاع رسانده خواهد شد.

    • سلام
      خواهشمند است ایرادات مذکور را بیان نمایید تا مورد بررسی قرار گیرد.
      موفق باشید

  28. با سلام خدمت تمامی دوستا ن من از طایفه مافی ساکن مرودشت فارس هستم که در زمانهای قبل طبق گفته بزرگترها و ریش سفیدها طایفه ما به ایلات خمسه تبعید شده اند با دستور قوام الملک شیرازی طایفه ای به نام عمله تشکیل شده که مافی ها هم جزای از آن می باشند در تاریخ ایلات خمسه طایفه عمله متمم ایل خمسه می باشد که از طوایف مختلفی تشکیل شده یکی از این طایفه ها مافی می باشد که اتفاقا از سرکردگان این طایفه هم بوده اند من دنبال پیشینه خود و طایفه ام می باشم خواهشمندمی کنم اگر کسی می تواند در این موردکمک کند یا منبع یا نویسنده و پژوهش گری را به اینجانب معرفی کند با این شماره تلفن تماس بگیرد ۰۹۱۷۸۷۰۷۳۸۱شکوهی

  29. این متن کوپی برداری شده از کتاب تاریخ و فرهنگ مردم فراشبند نوشته سید رزاق امیری است:
    {طوایف فراشبند•••
    جمعیت فراشبند را باید ترکیبی از طوایف مختلف لُر٬تُرک٬تاجیک دانستکه در سال های متمادی و بنابر دلایل گوناگون به این محل مهاجرت کرده اند.نگارنده در اینجا کوشیده است٬که ابتدا به شرح مختصری از خصوصیات کلی طوایف و سپس به معرفی بعضی از طوایف مهم و شاخص فراشبند بپردازد و…
    (صحفه بعد)
    •••طوایف لر در فراشبند•••
    لرها قومی اریایی٬پارسی زبان و ایرانی تبار اند که از لحاظ جسمی و فرهنگی کمابیش با اقوامی چون عیلامیان٬کاسی ها٬اعراب٬وترکان امیخته اند.با این حال توانسته اند اصالت خویش را بیش از دیگر گروه های ایرانی حفظ کنند(۱).منطقه فراشبند نیز از وجود این قوم بی بهره نبوده است و از قرن نهم هجری قمری تاکنون همواره طوایف مختلفی از انها در این محل بسر برده اند
    طایفه لر نوبنجانی و قلعه سفیدی
    بنابر سنگ قبر های موجود در دشت رهنی فراشبند٬در سنه ۸۶۰ه.ق. طایفه ای از لرهای شولی در منطقه فراشبند میزیسته که گویند از کهگیلویه متواری شده و همراه ۴هزار خانوار شول (که ظاهرا از دست طایفه ای به نام جاکی فراری بودند) درقرن ۶ به فارس امدند و………(و ادامه در باره این طایفه ..)
    طوایف نوشادی
    پس از انحلال روستایشان که در حد فاصل فراشبند و اسماعیل بند کنونی قرار داشت در فراشبند ساکن شدند.
    افراد طایفه مزبور نام روستای گذشته ی خود را نوشاد اقا میدانند٬ولی بعضی اشعار محلی وجود دارد که ان را نوشاد فیل معرفی میکند:{ما بَگ و بگ زاده ایم با بگان همسایه ایم///بنچه نوشاد فیلیم ما نه رعیت زاده ایم}
    چنانچه که در بیت فوق میبینیم پس از کلمه نوشاد پسوند فیل امده است که بنظر میرسد در اصل «فیلی» باشد
    //////////////////
    بعد نویسنده مزبور نتیجه میگیرد این طایفه از ایلات فیلی بوده که همراه کریم خان به فارس امده اند
    و بعد از ان به معرفی طایفه لک در فراشبند و طایفه کاویانی(بختیاری تبار) و عالیشوندی(از طایفه گندلی بختیاری به گفته خود افراد طایفه) و طایفه چهاربنیچه و سارویی و بویراحمد میپردازد
    بعد نتیجه میگیرد که:::
    نتیجه
    چنانچه که ملاحظه شد٬علاوه بر لر زبان بودن اهالی فراشبند٬طوایف مختلفی از قوم لر در این شهر و اطراف ان زندگی می کنند که تعدادشان انها از حدود ۱۲ طایفه تجاوز میکند٬ و…….
    _______________________________
    من خودم یک رگم بهمئی و رگ دیگرم فراشبندی است و لازم است بگم مردم شهرستان فراشبند با وجود اینکه تعداد زیادی از انها لر تبار اند ولیکن لر بودن خودشون رو از یاد بردن و اگر بهشون بگین شما لر بودسن میگن نه و هماکنون انها خودشون رو فارس میدونن
    زبان فراشبندی ها هم برخلاف گفته نویسنده کتاب مذکور بیشتر شبیه لهجه های کازرونی و برازجانی است تا لری و ظاهرا لرها جذب بومیان شدند امـــــــــــا تاثیر فوق العاده زیادی بر گویش فراشبندی داشته اند مثلا برای نمونه جمله ای فراشبندی:{بَچیَل تو کیچیل سنگ میزَنن تو شیشیَل}…در اینجا یکی از ان تاثیر های زبان لری بر فراشبندی نشانه جمع «یل» است که وارد گویش فراشبندی شده و هزاران هزار لغت و فعل لری…بهرحال فراشبندی ها لر بودن خود را از یاد برده اند و اصلا لرها را جدا از خود میدانند که نه از روی غرضورزی بلکه از روی گذر زمان است

  30. ما از اقوام سلیمانی هستیم. استان لرستان. شهرستان ازنا روستای فرزیان. می خواستم ببینم از قوم بختیاری ۴لنگ هستیم

    • سلام
      با عرض پوزش، بهمئی دات کام در خصوص موضوع مورد اشاره اطلاعاتی در دست ندارد.
      موفق باشید

  31. سلام
    تا اونجا که من میدونم در خمین ترک زیاد هست ؟ حداقل نصف شازند هم ترک هستند ؟ شما اینهارو جزو مناطق لرنشین حساب کردی داداش ؟

    • سلام
      ظاهراً شما به درستی متوجه منظور بهمئی دات کام نگشته اید. منظور حضور شاخه هایی از قوم لر در آن مناطق می باشد، نَه اینکه تمام شازند و خمین لر هستند!

  32. با سلام اطلاعات و مطالب راجع به لر های تبعید شده بدر وبسایت شما ناقص است، شنیده ام در شهرستان ابهر استان زنجان چند روستا به زبان لری بختیاری صحبت میکنند (روستای خلیفه سوار )لطفا مخاطبین را راجع به این موضوع مطلع سازید. با تشکر

    • سلام
      با تشکر از توجه شما نسبت به مطالب مطرح شده و همچنین اطلاع رسانی در باب موضوع مورد اشاره.

  33. خسته نباشید روستای لایزنگان از توابع شهرستان داراب در استان فارس هم به زبان لری صحبت میکنند و میگن از شول کرمان امده اند و در این روستا سکنی گزیده اند

  34. با سلام وخسته نباشید از این همه زحمت از لر های هداوند ساکن تهران هستم خواستم چند نکته در مورد کوچاندن ایل بزرگ هداواند طبق سندهای موجود را اشاره کنم اول انکه ایل هداوند به خوار ورامین تبعید نشده بلکه طبق اثاربه جا مانده ابتدا در جاجرود وبعد بعضی از طوایف طی امتداد مسیر رودخانه به جلگه ورامین وارد میشوند و دوم انکه سندی در دست نیست که ایل هداوند از کدام منطقه لرستان کوچ داده شده ولی این مشخص است که دراوایل دوره قاجار بعد از شکست خان شهیر زند بوده وبه سه طایفه بزرگ هداوند سیری وهداوند خانی وهداوند میرزایی تقسیم میشوند که طایفه اول در پاکدشت ودو طایفه دیگر عمدتا در شهرستان ورامین ساکنندوسوم اینکه هداوند ها در قدیم به صورت عشایری زندگی وشغل انها بیشتر دامپروری بوده و ییلاغ انها در منطقه لار در ارتفاعات البرز مرکزی بوده و هست وانچه از پیشینیان که به صورت سینه وسینه نقل شده بزرگان ایل هداوند از سرداران کریم خان زند بوده اند وچهارم انکه هداوندها مردمانی خون گرم وبه اصل و نسب خود افتخار می کنند ورسم ورسومات گذشته کم وبیش در انها موجود می باشد در مورد تقسیمات طایفه ای باید بگویم که این سه تیره اصلی به شاخه فرعی زیادی تقسم میشوند از جمله مانند هداوند سیری که به تیره های سلمان وند حسین وند علی وند گراوند موموند قاسم وند عسگر وند چغل وند و خیلی طوایف دیگر…. با تشکر

  35. با سلام لطفا اگر میشود اطلاعات دقیقی در خصوص طایفه غیاثوند و قیاسوند یا غیاثی که از لرستان مهاجرت و به ایلام امده اند درا ختیار بگذارید.

    • سلام
      با عرض پوزش، هم اکنون بهمئی دات کام اطلاعات بیشتری در این باره در دست ندارد.

  36. با سلام و خسته نباشید و تشکر از مطالب مفیدتان آیا ازطایفه فیوج هم اطلاعاتی دارید؟ اکثرا از اهالی بروجرد و مللایر و درود هستند.
    تشکر.

  37. چرا اسم طافه غاثوند رو از تو نمودار بالا حذف کردد؟ما پیش طایفه حسنوند و یوسفوند و کولیوند هستیم

    • سلام
      عنایت داشته باشید تقسیمات نمودار مورد اشاره در حوزه ی « لر کوچک » بر اساس کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان الهی بهاروند تنظیم گردیده است. دکتر بهاروند در آن مجال، غیاثوندها را شعبه ای از ایل سلسله ( کولیوند، حسنوند و یوسف وند ) ذکر نموده اند که به منطقه قزوین نقل مکان کرده اند. به هر سوی، نمودار مذکور یک شاخه بندی کلی و مقدمه وار می باشد تا بلکه با استفاده از منابع دیگر، در آینده بطور کامل تر بازبینی و تنظیم گردد.

  38. این تقسیم بندی مشکلات زیادی دارد که درون کتاب قوم لر هم هست مثلا هیچ اسمی از طوایف لک کرمانشاه برده نشده در صورتی که جمعیت خیلی زیادی دارند. اگر ممکن است نام این طوایف رو هم خودتان اضافه کنید.

    • سلام
      بعید نیست که نمودار فوق کاستیهایی را دارا باشد. بنابراین، تلاش خواهد شد در آینده بررسی دقیق تری صورت گیرد. تا خداوند چه خواهد.

  39. سپاس از زحمات شما.در بخش اصفهان اضافه کنید : در شهر اصفهان بختیاریهایى هستند که فامیل اصلى آنها شیرانى هست و از منطقه اى به نام شیرانى در استان خوزستان کنونى بودند که در سه محله بیدآباد ، جوزدان و لنبان سکونت دارند.در زمان صدور شناسنامه تعدادى از شیرانیهاى بیدآباد فامیلهاى سینائى ، گوانجى ، هژبرى ، کمالى زاده ، ندرت ، هیبران ، مطلق ، بیگلرى و شیران گرفتن و همیشه در کنار هم با مهر و صفا در محله پاچنار ( مابین خیابان جامى ،فروغى و مسجد سید ) زندگى کرده اند .شیرانیها به دلیل شجاعت و مهارت و جنگجویی در سپاه نادر شاه افشار به تعداد زیاد قرار داشتن که در حملات به هندوستان در سپاه نادر بودند و شکست سنگینى به آنها تحمیل کردند.هنگام برگشت عده اى در هند و پاکستان سکونت میکنند که هم اکنون هم شیرانى در این دو کشور هست .عده اى به زابل و خراسان و عده اى که نیاکان ما بودند در اصفهان سکونت میکنند.ناگفته نماند که در جریان مشروطه که سردار اسعد بختیارى از بختیارى همراه با سپاه خود شرکت داشت پیش از ورود به تهران از بختیاریهاى شیرانى کمک و همراهى گرفت .منبع این گفته ها به زودى در کتابى با نویسندگى شاعر هوشنگ سینائى ( تخلص سینا ) که هم بصورت نثر و هم شعر میباشد به چاپ خواهد رسید.البته به تازگى توسط یکى دو شیرانى دلسوز این تاریخچه به نثر به چاپ رسیده.شیرانیها پس از نادر شاه همیشه در اصفهان به دلیل جنگجو بودن و شجاعت سمتهایى در مناطق مختلف داشته اند که نمونه آن سرتیپ خان که سردار اسعد بختیارى را همراهى کرد ، داراب خان کلانتر بخش زینبیه و …

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای سینایی
      ضمن تشکر از اطلاعات ارائه شده لطفاً در صورت وجود منبع مکتوب در این زمینه،آن را معرفی نمایید.

  40. دووود بر شما.میتونم از شما شماره تلفنى داشته باشم تا مفصل توضیح بدم و یا ایمیل خصوصى تا من به شما شماره تلفن بدم تا آمار و مدارک کافى را بگیرین ؟

  41. یه چیز بگم.مادر بزرگ من ۹۰ساله انساءالله ۱۲۰ساله بشه.من از او چبز های زیادی در رابطه با دزفول پرسیدم.یکی از پرسش های من مهاجرت لرها له این شهر بود.لطفا این را هم بگین که لر ها و بختیاری ها حدودا۴۰سال است که به این شهر مهاجرت کردند.ما نه لر هیتیم نه بختیاری نه عرب.ما دزفولی هستیم.ما با شوشتری ها نژاد خانوادگی داریم.ما باهم در ارتباطیم.دو قوم دزفولی و شوشتری زنده باد.

  42. سلام . اسمی از شهرستان کهنوج و طایفه ی لورگ به میان نیاوردید ،همین طور که از اسمش معلومه لر هستند و همچنین در کتب متعدد نوشته شده که این طایفه از یکی از روستاهای بختیاری به استان کرمان عزیمت کردند و بعد از شهر رابر به روستای واقع در جیرفت (جزفطن) و بعد از آن به سمت شهرستان کهنوج حرکت کرده ان و در حال حاضر یکی از بزرگ ترین طوایف این شهر و حتی استان کرمان را تشکیل میدهد.

    • سلام
      مخاطب گرامی
      مطالب پست بالا، اکثراً بر اساس کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان الهی تهیه گردیده است. در همین راستا به اطلاع می رساند که ممکن است ایشان بطور کامل به لرهای استان کرمان اشاره نکرده باشند. به هر حال، بهمئی دات کام همواره بنا داشته است تا در صورت کسب اطلاعات مستند، پست ها و مطالب خویش را کامل تر نماید.
      موفق باشید

  43. پدران مادری من از طایفه ی خدری در بوشهر بوده اند این طایفه عموما ساکن روستاهای باغک در شهرستان تنگستان مابین بوشهر و اهرم است ساکن بوده اند که بعدها به شهرهای اطراف کوچیده اند بسیاریشان فامیلی های خود که همگی “خدری” بوده است را تغییر داده اند متاسفانه بسیاری از انها از ریشه و اصلیت خود ناگاهند پدرجد مادری من از این طایفه بوده است پدرش از خوانین باغک بود که طی درگیری به بوشهر مهاجرت میکنند فرزندان او فامیلی خودرا تغییر داده اند!

  44. باسلام این مردم سخت وکوش لرها باهوش ترین وسخت کوش ترین در هرزمینه ای هستند خیلی از پزشک ها مهندسین ومعلمین کشور لرهستند پدر من لرنیست ولی مادم لر هست اکثر فامیلای مامانم باسواد و بامعرفت هستن

  45. چرا لرها رو قومی پارسی میدونید.ما لرها هیچ نسبتی با فارسها نداریم.لرها اصالتن یکی از شش قبیله بزرگ قوم ماد بودن که تاریخ بزرگی داشتن

    • سلام
      همانگونه که پیشتر نیزاشاره گردید؛ در نظریاتی که تاکنون توسط محققان، پژوهشگران و مورخین ارائه گردیده، ریشه ی لُرها به ۲ گروه عمده قومی ربط داده شده است:
      ۱- آریایی ها (پارس ها و مادها)
      ۲- ساکنان قدیمی تر ایران همچون عیلامی ها و کاسی ها
      در این میان بهمئی دات کام به نظر اوّل اعتقاد دارد. هرچند که بعید نیست تأثیراتی را از عیلامیان و کاسیها نیز پذیرفته باشند. ضمناً در بطن این نظریه هم نمی توان با قطعیت سخن گفت و با یقین لرها را دارای ریشه های پارسی و مادی دانست. به هر سوی موارد گفته شده صرفاً نظریه می باشند. بنایراین بکابردن صفات مطلق از سوی شما مورد پذیرش نمی باشد.

  46. سلام .درود بر مردوم غیور لر خوصصا بختیاری ها..خواستم بدونم طایفه بهوند از کدوم ایل میباشند. باتشکر

    • سلام
      بهمئی دات کام هم اکنون اطلاع موثقی (بر اساس منابع مکتوب معتبر) در خصوص جایگیری طایفه بهوند در تقسیمات سنتی ایلیاتی در دست ندارد. امّا می توان گفت بهوندها دارای پیوستگی و نزدیکی با بختیاری و بویژه جانکی گرمسیر می باشند.
      پاینده باشید

  47. خب همیشه فک میکردم ما جمی ها |استان بوشهر| برا خودمون ی فرهنگ جدا داریم نگو ما لر بختیاری هستیم
    اما لباس و لهجمون ی مقدار بندری هم شده اما خیلی چیزا انگار مث بختیاری هاس
    باعث افتخاره بختیاری باشم :)

    • سلام
      عنایت داشته باشید که تقسیمات نمودار مورد اشاره در حوزه ی « لر کوچک » بر اساس کتاب قوم لر اثر دکتر سکندر امان الهی بهاروند تنظیم گردیده و در حقیقت یک شاخه بندی کلی و مقدمه وار می باشد تا بلکه با استفاده از منابع دیگر، در آینده بطور کامل تر بازبینی و تنظیم گردد.
      موفق باشید

  48. با سلام طایفه ی حیاتی سیّد هستند،که به ٨ شاخه تقسیم میشه که از سوریه به ایران مهاجرت کرده و ابتدا در شهر هندیجان سکنا گزیده و سپس یک شاخه از ان که به حیات غیب معروف میباشد به استان لرستان مهاجرت کرده،و خادم امام زاده حیات غیب شده اند، و بِنَا به اقتضای شرایط محیطی به گویش لری سخن گفته اند این ٨ شاخه شامل
    ١-آلِ جوهر حیات
    ٢-حیات داوودی
    ٣-بیت جهلول حیاتی
    ۴-حملوله آلِ علی حیات
    ۵-آلِ رحمان
    ۶-حیات غیب
    ٧-آلِ ابراهیم
    ٨-حیات مقدم
    تقسیم میشود
    البته عرایض بنده بِنَا به استناد از کتاب شجره عشیره السادات آلِ ابی حیات به تألیف استاد الشیخ حاج عبدالکریم الحیاتی میباشد و حیاتی ها از سادات حسنی میباشند،و از زلاله ی امام حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی (ع) هستند،
    هر کس از طایفه حیاتی ها سوالی داشته باشه من در خدمت هستم
    من خودم حیات داوودی ام از توابع شهرستان هندیجان
    Hayati2659@gmail.com

    • سلام
      ضمن تشکر از توجه جنابعالی نسبت به مطالب و نظرات مطرح شده و در تکمیل نمودن نظر شما، بهمئی دات کام مطالعاتی در این باب نداشته است امّا در هر صورت می بایست گفت که برای شناخت هویت و اصالت خویشتن نمی توان تنها به مسائل نژادی نگریست زیرا هرچند مبحث نژاد یکی از اجزای اصلی هویت هر جامعه ای می باشد امّا همه ی هویت آن محسوب نمی شود؛ بلکه نژاد بهمراه سرزمین، زبان، دین و آئین، آداب و رسوم، تاریخ و ساختار سیاسی مشترک است که هویت یک جامعه را شکل می دهد. به بیان ساده تر حتّی اگر طبق نظر شما بپذیریم حیاتی ها از سادات بوده اند ولی با گذشت زمان در جوار قوم لر قرار گرفته و جذب و هضم در هویت آن گشته اند و یقیناً بعنوان جزوی از قوم لر بوده و لر می باشند.

  49. با سلام و خسته نباشید لازم به ذکر است که خیلی از تبعید شدگان لر در مازندران هستن در صورتی که خیلی هاشون از اصل نسبشون اطلاعاتی ندارن و بعضی ها هم تقریبا فامیلیشون و حفظ کردند مثل زینی وند و ملکشاه و اکثر فامیلی هایی که وند دارند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>