معنی واژه لر

بررسیهای زبانشناسی و فرهنگی نشان دهنده پیوستگی قوم لر با دیگر اقوام ایرانی و به ویژه شعبه فارسی است. قوم لر در زمانهای دور دارای نام یا نامهای دیگری بوده که با گذشت زمان نام قدیمی جای خود را به نام جدیدتر داده تا اینکه سرانجام واژه لر جایگزین دیگر نامها گردیده است.همانگونه که میدانیم این جایگزینی تنها منحصر به قوم لر نیست بلکه اسامی اقوام و سرزمینها که با گذشت زمان دچار دگرگونی گشته است. ریشه یابی این تغییر نامها کاری بسیار دشوار است؛ زیرا اغلب این رویدادها یا ضبط نشده اند و یا اینکه آثار مربوط به آنها با گذشت زمان محو گردیده و یا تحریف شده است.

اصولا واژه لر را برای اولین بار در نوشته های بعضی از مورخین و جغرافیدانان قرن ۴ و بعد از آن می بینیم که اغلب بصورت اللریه، لاریه، اللور و لوریه ضبط شده است. با این حال هیچگونه نظری درباره وجه تسمیه قوم لر ابراز نشده است تا قرن ۸ که افرادی چون حمدالله مستوفی مطالبی را بیان کرده اند و این اظهارنظرها تا حال حاضر هم ادامه داشته است. به هرحال نظریات مربوط به وجه تسمیه قوم لر را می توان به سه گروه تقسیم کرد. اول اینکه برخی لرها را از نسل شخصی بنام لر دانسته اند.دوم اینکه کلمه لر را مشتق از کلمات ایرانی چون لهراسب و غیره گرفته اند و بالاخره سوم اینکه واژه لر نسبت مکانی دارد که آنهم به نوبه خود چند وجه است: لر محلی در ولایت مانرود یا مایرود است که جایگاه اولیه لرها بوده. واژه لر مخفف اللور است که آنهم نام شهری در شمالغرب دزفول بوده. برخی نیز کلمه لر را تحریف شده واژه لیر یعنی کوههای پوشیده از جنگل تعبیر کرده اند.

در پایان باید گفت هر چند که ایل ها و طوایفی که هم اکنون به نام قوم لر شناخته می شوند، در گذشته دارای نامهای دیگری بوده اند؛ اما مهم این است که همین ایل ها و طوایف به دلایل گوناگون از جمله اشتراکات نژادی ، تاریخ و فرهنگ مشترک و … در طول تاریخ متحد و پشتیبان یکدیگر بوده اند و نسبت به دیگر اقوام ایرانی، با همدیگر احساس نزدیکی ، هم آوایی و قرابت بیشتری داشته اند.

با اندکی تصرف و تلخیص

منبع:
کتاب قوم لُر نوشته دکتر سکندر امان اللهی بهاروند

33 دیدگاه در “معنی واژه لر

  1. با سلام
    همواره اگر ما بخاھیم در نظر داشتہ باشیم کہ نام لر فقط نام یک طایفه است پس میتوان گفت لر هاى اصیل یا اصلی در همان مکان خوزستان کنونی بوده اند و به تدریج به دلیل اشتراکات و همسایگى و قرابت نژادى و شاید هم به دلیل متحد شدن در برابر عوامل اشغال گر خارجى (شاید ترک ها و مغول )با قبایل همسایه متحد شده باشند.مٽل همین بویراحمدى که به تدریج طوایف همسایه بدو پیوستند ولى همواره نامشان را از دست ندادند …اصلا شاید نام لر همان طایفه ای است که مورخین و نویسندگان همراه اسکندر مقدونی در کتاب هایشان نوشته باشند.انها به ترتیب از مرز هاى کنونی ایران و عراق تا تخت جمشید نام چهار طایفه راهزن و وحشی را ذکر کردند که به ترتیب از غرب به شرق :کاسى ها;که گفته اند قومى جنگجو و سلحشور بوده اند و به هیچ حکومت مرکزی باج نمیدانند اما اسکندر شکستشان داد۲لومه ای ها;در مورد اینها گفته اند که مقاومت خاصی از خود نشان ندادند ولى در بین راه چندین بار اسکندر را مورد تاخت تاز قرار دادند و ادرس هایی که درموردشان داده اند معلوم شده شمال خوزستان کنونى بوده اند.۳ٱکسى ها ;گفته اند همسایه لومه ای ها و از شرق به خاک پارس و مرد هاى پارسی همسایه بودند و گفته اند که قسمتی از انها را کوه اکسی و برخی دیگر را دشت اکسى میگفتند .نکته قابل توجه این است که انها از اسکندر باج طلب کردند و اسکندر را مدتى مجبور ساخت تا مدتى از حرکتش به سوى پارس کند تر کنند.اما به گفته مورخین اسکندر اسکندر انها را فریب داده و انها را باج گزار خود کرد که این اولین بار بود (به گفته تاریخدانان اسکندر)که به کسى باج بدهند و همیشه از شاهان براى عبور و مرور باج میگرفتند.اما اگر هم اسکندر به انها باج داده مورخین اسکندر ان را تکذیب کردند.۴مرد ها;ظاهرا اینان جزو طوایف پارسى هرودوت اند که نامشان را ذکر کرده بود.گفته اند در ناحیه شولستان امروز بوده اند واسکندر مجبور به جنگ با انها شد.

    • مه لر ها اقوام متفاوت بودند؟ این صحبت شما نقض حرف اصالت لر هاست زیرا که در تمتمی تاخت و تاز هایی که به ایران شد تنها قومی که اصالت خون خود را تا به امروز حفظ کرده لر ها هستند، جایی دیگه نوشته بودید که برخی از اعراب نیز ادقام شدن و لر شدن

      • سلام
        مخاطب گرامی
        همانگونه که بارها نیز اشاره گردید؛ محققان، پژوهشگران و مورخین ریشه ی لُرها به ۲ گروه عمده قومی ربط داده اند:
        ۱- آریایی ها (پارس ها و مادها)
        ۲- ساکنان قدیمی تر ایران همچون عیلامی ها و کاسی ها

        در این میان بهمئی دات کام به نظر اوّل اعتقاد دارد. هرچند بعید نیست تأثیراتی را از عیلامیان و کاسیها نیز پذیرفته باشند. همانگونه که جذب و هضم گروهها و فرهنگهای مختلف می تواند از نشانه های یک هویت پویا بوده و لزوماً نفی کننده اصالت آن نمی باشد.
        موفق باشید

        • باسلام
          من به شخصه با نظر پژوهشگرانی ک منشا اقوام اریایی رو داخلی میدانند موافق هستم. و اینکه لرها از نژاد عیلامی ها و کاسی ها باشند، محتمل تر مینماید.
          طوایف مادی پارسی و پارتی در کتابهای مورخین یونانی به تفصیل شرح داده شده و ما هیچ نشانه ای از لراها در این طوایف نمی بینم. ب نظر من نظر دوم درست تر است

          • عنایت داشته باشید همانگونه که مکرراً اشاره گردید؛ دو دیدگاه در باب ریشه قومی لرها بیان گردیده که هرکدام موافقان و مخالفانی دارند. به هر حال ریشه یابی « تاریخ دور » قوم لر کمی مشکل می نماید گویی که مثلاً در باب همین ریشه واژه لر نیز نوعی اختلاف عقاید به چشم می خورد؛ زیرا بعضاً اینچنین رویدادها و موضوعاتی یا ضبط نشده اند و یا اینکه آثار مربوط به آنها با گذشت زمان محو گردیده و یا تحریف شده است. بر همین مبناست که گفته می شود قوم لر در زمانهای دور دارای نام یا نامهای دیگری بوده و با گذشت زمان نام قدیمی جای خود را به نام جدیدتر داده تا اینکه سرانجام واژه لر جایگزین دیگر نامها گردیده است. ( البته این جایگزینی تنها منحصر به قوم لر نیست بلکه اسامی اقوام و سرزمینها با گذشت زمان ممکن است دچار دگرگونی شوند ) ضمناً می توان نبود اطلاعات درباره قوم لر در منابع تاریخی پیش از قرن چهارم را نیز از همین منظر نگریست.
            برقرار باشید

    • لطفا تاریخو تحریف نکنین؛ هیچ‌شاه و سلطانی موفق ب فتح لرستان نشده بود؛ ایمجاس ک یک بزرگ لر خطاب ب چنگیز میگوید هر عقابی بخواهد بر فراز این خطه پرواز کند باید بالهایش راباج دهد….

    • اصل لر دراستان کهگیلویه وبویر احمدولرستان وچهارمحال بختیاری وبرخی درهمدان وبوشهر وهمین خوزستان که ادعاکرده ای لر هست

  2. سلام
    شما دارید چی میگید؟ اقای نویسنده اگه دقت کنید برسی های زبانی و فرهنگی و نژادی نشان دهنده این است که طوایف کنونی لر همیشه از یک قوم بوده اند نه این که یک اتحادیه قبایلی سبب شده این قون به وجود بیاد و یا اینها از جهات گوناگونی گرد هم اامدند و «لرها» را به وجود اوردند!.در مورد نام ««لر»» هم ظاهرا باید تغیر کرده از کلمه لهر(+اسپ) باشد که هیچ گونه تغیری نسبت به نام اصلی یعنی لهر‍ تا کنون نکرده جز این که در لهجه لری؛ لهر به صورت لر خوانده میشود.در لهجه لرها و برخی فارسهای فارس و کرمان کلنه لهراسپ به صورت لراس خوانده میشود حتی سهراب سراب خوانده میشود .لرها قبلا از قوم بزرگ پارس بوده اند و موورخین باور دارند ک لرها اخلاف قبیله بزرگ مردها یا امردها که عیلامی ها انها را هپارتیپ میخاندند هرودوت هم گفته انها عشایرهایی بودند جنگجو؛کماندار؛ و پرجمعیت.

    • سلام
      همانگونه که گفته شد؛ ایل ها و طوایفی که هم اکنون به نام قوم لُر شناخته می شوند، در گذشته دارای نامهای دیگری بوده اند. ممکن است تعدادی از آنها دارای ریشه ای نژادی مشترکی هم بوده باشند که متأسفانه اطلاع دقیق و موثقی از جزئیات آن در دست نمی باشد. امّا با توجه به نوشتجات تاریخدانان می توان گفت هسته اصلی قوم لُر از بازماندگان قوم پارس می باشد. آنچه مهّم می باشد این نکته است که همین ایل ها و طوایف به دلایل گوناگون از جمله اشتراکات نژادی ، تاریخ و فرهنگ مشترک و …در طول تاریخ متحد و پشتیبان یکدیگر بوده اند و نسبت به دیگر اقوام ایرانی، با همدیگر احساس نزدیکی ، هم آوایی و قرابت بیشتری داشته اند.
      توجه داشته باشید که اگرچه گفته می شود هسته اصلی قوم لُر از بازماندگان اقوام پارسی می باشد ولی دور از ذهن نمی باشد که لُرها به دلیل همسایگی با اقوام ماد، عیلامی و کاسی تا حدودی آمیخته باشند. به هر حال آنچه که موجب گردیده اقوام لر در طول تاریخ متحد و پشتیبان یکدیگر باشند همان اشتراکات نژادی ، تاریخ مشترک، جغرافیای مشترک، فرهنگ مشترک و سایر علائق و مسائل مشترک بوده است.
      درباره ریشه واژه لُر نیز توضیحات کوتاه و مفیدی در پُست بالا ارائه شده است و یکی از آنها همین موردی است که شما بیان کرده اید.

  3. تیمور لنگ یا تیمور جهانگشا : در کتاب خودش (منم تیمور جهانگشا) در مورد مردان زاگرس نشین چنین نوشته است…
    زمانی که من شیراز را فتح کردم و پوست حاکم شهر را زنده به زنده کندم و هنگام بازگشت به سمرقند پایتخت خود خبری بگوشم رسید که پسر دوم را در شیراز به قتل رساندن و شیراز را غارت کردند در حالی که نیم روز تا سمرقند باقی مانده بود تیمور سواران و لشکر(۱۲۰۰۰۰ نفر ۲۴۰۰۰۰ اسب) خود را به راه شیراز برگرداند(سریع ترین لشکر پیاده جهان از آن تیمور بود)هنگامی که به شیراز رسید شهر را غارت کرده دید و سر پسر خود را به دار آویز کرده بودند از مردم شیراز پرسید آنها چه کسانی بودند گفتند: آنها اقوام لر هستند از کوه های یاسوج کنونی(بهمئی ها) میباشند.
    تیمور پس از ۲ ماه تعقیب و گریز در کوههای زاگرس و با از دست دادن حدود ۸۰۰۰ تن از سربازان خود نتوانست آنها را شکست بدهد و محافظان آتشکده زردشت به تیمور گفتند اگر دنبال آنها بروی تمام سربازانت را از دست خواهی داد و تیمور راه خود را کج کرد و از آن منطقه دور شد.
    یکی دیگر از نبرد های تیمور لنگ در منطقه ی خرم آباد بود که در آنجا به گفته خود تیمور لنگ به سخت ترین اقوام ایرانی بر خوردم که از حیرت و شگفت شیفته ی آنها شدم آنها هنگام جنگ هیچوقت فرار نمیکردند تا کشته میشدند و خان آنها در آن جنگ (که بصورت تن به تن بود) با گرز شانه ی راست تیمور لنگ را از جا درآورد و دست اور هم لنگ کرد(تیمور لنگ از پای چپ و دست راست لنگ بود و بخاطر این لقبش تیمور لنگ شد) در جنگ تیمور لنگ با اقوام ایرانی زاگرس نشین که در منطقه ی لرستان(لرهای منطقه ی لرستان کنونی)لرها چنان جنگی سختی با تیمور کردند و او را مجروع کردند تیمور در آخر عمر خود گفت تنها جای که دیدم مردمش پشت به جنگ نکردند(کنایه از فرار کردن )و تا لحظه ی مرگ مقاومت کردند لرهای خرم آباد بودند آنها قلوه سنگ های بزرگ را جوری پرتاپ میکردند که هر کدامش جان سربازنم را میگرفت….
    و اما وقتی تیمور با این دو اقوام لر برخورد کرد حساب کار آمده بود دستش و هنگامی که از منطقه ی انشان (ایذه کنونی در منطقه ی خوزستان) رد میشد به یک چوپان لر زبان دیگر برخورد و از او پرسید آیا در این منطقه لرهای دیگری هم وجود دارد؟ او به تیمور گفت از این منطقه تا به آنسوی کوه زرد( زردکوه بختیاری کنونی)لرهای بسیاری وجود دارد که در ارتفاعات صعب العبور رشته کوههای زاگرس زندگی میکند.
    هنگامی که تیمور داستان لرهای بهمئی و لرهای لرستان را برای چوپان گفت.
    چوپان خطاب به تیمور گفت هرگز وارد این منطقه مشو چون هم یکصدوبیست هزار سرباز خود به همراه دویست و چهل هزار اسب خود و تمامی خدمه و ابزار جنگی خود را از دست خواهی داد و مرگ خود را بچشم خواهی دید زیرا این لرها که معروف هستند به ایلیاتی و از چندین چند ایل بزرگ که با هم متحد میباشند تو و لشکرت را نابود خواهند کرد زیرا این دو قوم لر که با آنها جنگیدی برادران آنها هستند که هرکدام برای خود منطقه ای برا زندگی کردن انتخاب کردند و به آنها لر بزرگ میگویند(لر به زبان هخامنشی به معنای برتر که این لقب توسط داریوش دوم به یک فرد دانا و آگاه داده شد و دانشمند زمان خود بود که در منطقه پارسوماش زندگی میکرد)(پارسوماش مسجد سلیمان کنونی) تیمور وقتی سخنان چوپان را شنید و با شجاعتی که در آن جنگها از لرها دید با خود گفت حالا اگر لرهای بزرگ تلفیق این دو لر باشند هیچوقت پیروز نخواهم شد و اگر این ۳ قوم برادر لر با هم متحد شوند چه میشود او راه بازگشت به خانه را در پیش گرفت و هرگز به زاگرس میانی لشکر نکشید….
    بر گرفته از کتاب منم تیمور جهانگشا که توسط خود تیمور نوشته شد و بعدا پسر چهارم او شاهرخ همسر گوهر شاد حاکم آن زمان کرمان به فرانسه برده شد و به زبان فرانسوی ترجمه شد و سال ۱۸۴۰ میلادی به زبان انگلیسی عربی و فارسی ترجمه شد. خلاصه نویس(س ق ع)

    زنده قوم من قوم با اصالت لر

    • سلام
      بر اساس کتاب منم تیمور جهانگشا، موارد زیر به اطلاع رسانده می گردد:
      ۱- تیمور حاکم شهر شیراز را بقتل نرسانده چراکه پس از شکست سلطان منصور آل مظفر، حاکم شیراز تسلیم گردید.
      ۲- تیمور در واقعه ی کشته شدن پسرش، نامی از یاسوج و بهمئی ها نبرده است. بلکه به بخشی از عشایر فارس اشاره کرده که بویر نامیده می شدند.
      ۳- باوجود مقاومت سرسختانه ی بویرها، تیمور بر آنها غلبه کرد.
      ۴- علی رغم نبرد جانانه ی لُرها با سپاه تیمور، او در نهایت آنها را شکست داد.
      مخاطب گرامی
      آنچه در نبرد لرهای زاگرس نشین با قشون تیمور برجسته است همانا رویارویی دلیرانه ای آنها بوده وگرنه به لحاظ نتیجه می بایست گفت که تیمور در نهایت بر آنان غلبه کرده است.

        • سلام
          با تشکر از توجه شما. در همین راستا نیز به اطلاع می رساند طایفه بویری از زیرشاخه های دینارونی باب هفت لنگ ایل بختیاری نیز در نواحی ایذه مستقر می باشند. به هر سوی باب پژوهش در خصوص ارتباط بویراحمد، بویری و بویر پیشین باز می باشد.

    • سلام و سپاس دارم از زحمت و اطلاعات ارزنده آن جناب ؛ بنده ” بهمئی “هستم و فرهنگی و محقق فرهنگ و زبان ” لر “.
      به هیچ وجه چنین مطالبی در کتاب تیمور وجود ندارد ! دوم ؛ آن تاریخی که شما می فرمایید بهمئی هنوز وجود نداشته ! چرا که در آن دوره عضو و جزوی از بختیاری بوده و حتی خود بختیاری هم “بختیاری” نبوده و در عصر صفویه بدین نام مسما شده.

  4. من معتقد هستم هیچ کدام از تعابیری که تا کنون عنوان شده معنای درست و واقعی واژه لر نیست با توجه به تحقیقات گسترده ای که اینجانب در باب زبانشناسی و اصالت اقوام مختلف انجام داده ام بخش عمده ای از اروپایی های فعلی شاخه ای از اقوام هندو اروپایی هستند و لغات بسیار اصیلی را زبان انگلیسی می توان یافت که فقط در گویش لری می توان معنای معادل آنرا یافت.که مثالهای بسیار زیادی این دست وجود دارند. اما بهترین معنا از کلمه لر همان معادل انگلیسی آن می توان یافت .
    lore:traditional knowledge about nature and their culture that people get from their parents and other older people, not from books
    دانش سنتی و محلی درباره طبیعت و فرهنگ که افراداز والدین خود و افراد پیرتر بدست می آورند و نه از کتابها.
    به نظر من با توجه به پیوند عمیق لرها با فرهنگها و آیین های خود که تقریبا در بین تمام طوایف آن مشترک می باشد و در طی قرنها کمتر دچار تغییر و دگرگونی گردیده این معنا می تواند درست باشد یعنی متعصب به فرهنگ و عشیره خود.

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای گودرزی
      نظر درج شده توسط شما در کنار سایر نظرات مطرح شده درباره ریشه لغوی کلمه « لُر » جالب و قابل توجه می باشد.

  5. لر. [ ل ُ ] (اِخ ) (ایل …) نام قبیله ای از ایرانیان . طایفه ای از ایرانیان چادرنشین ۞ . طایفه ای از صحرانشینان و مردم قهستان . (برهان ). نام طایفه ای است از مردم صحرانشین . (جهانگیری ). لر و یا لور نام عشیرتی است بزرگ از عشایر کرد. رجوع به لرستان شود. (قاموس الاعلام ترکی ). گروهی از اکراد در کوههای میان اصفهان و خوزستان و این نواحی بدیشان شناخته آید و بلاد لر خوانند و هم لرستان و لور گویند. رجوع به این دو کلمه شود. (معجم البلدان ). حمداﷲ مستوفی گوید در زبده التواریخ آمده که وقوع اسم لر بدان قوم بوجهی گویند از آنکه در ولایت مارود دیهی است آن را کرد میخوانند و درآن حدود دربندی آن را به زبان لری کوک اکر خوانند ودر آن دربند موضعی است که لر خوانند چون اصل ایشان از آن موضع خواسته هایشان را لر خوانند. وجه دوم آن است که به زبان لری کوه پردرخت را لِر گویند و بسبب ثقالت راء کسره ٔ لام با ضمه کردند و لر گفتند و وجه سوم اینکه این طایفه از نسل شخصی اند که او لر نام داشته و قول اول درست تر می نماید.
    هر چند که هست عالم از خوبان پر
    شیرازی و کازرونی و کوهی و لر.
    سعدی (رباعیات ).

  6. با سلام .همین که میبینیم همه ی لرها از سراسر ایران به نژاد خود حساسیت نشان میدهند خود نقطه ی عطفی است برای اثبات هم نژادی انها چون همه ی لرها عین هم روی این مساله تعصب دارند.

  7. و اما من،اگر ماهیت وجود بشریت رو نگاه کنیم میبینیم که وجود انسانیت و عمل درست به آدم بودنمونه،و اینکه لر ،ترک ،فرس،عرب یا چشم بادامی و سیاه پوست بودن نشانه برتری یک انسان از انسان دیگر نیست،
    ولی دخصوص لرها من معتقدم اصیل ترین قوم در ایران می باشند چرا که به تدریج و به مرور زمان زبان همه ایرانی ها ریشه لری دارند.
    این شعر رو توجه فرمایید:
    مو تاته زا کوروش و اردشیروم
    مو تخت جمشیدوم و برد شیرم
    یعنی اصالات لر رو میتونید به شیرهای سنگی که در خوزستان زیاد پیدا میشه مخصوصا ایذه و مسجد سلیمان بهتر بشناسید،چون شباهت های شیرهای سنگی با آثار تاریخی تخت جمشید نمونه اصلی هستند.
    آریای ها به سه گروه پارس،پارت و ماد تشکیل شده بودند که پارسیان معمولا به لقب اشخاصی با سطح سوادی بالا و عالم گفته میشد و زبان فارسی و علم های دیگر رو از پارسی ها به یادگار داریم.
    پارت ها یا مهندسین و مکتشفین و محقیقین و منجمان بودند که برای استراژی های مختلف پادشاهان آن دوره از آنها بهره میبردند.
    و مادها که به عنوان ارتش آریایی شناخته میشدند مردانی قوی هیکل جنگجو شجاع و نترسی که از بچگی آموزش و فنون جنگاوری را آموخته بودن.
    و قوم لر هم از مادها بود ،به دلایلی که اختلافی میان یکی از فرماندهان آن زمان صورت گرفت کوروش او و خانواده اش را نکشت و به جای آن آنها را به سمت زاگروس و بلندای کوه تبعید کرد بعد از آن چندین فرمانده دیگر تبعید شده و در کوههای زاگرس ماندن و این یک استعاره نیست بلکه حقیقت دارد.حقیقت را نه میتوان دید نه شنید بلکه با دنبال کردن نشانه ها حقیقت ظاهر میشود،از شیرهای سنگی که برای بزرگان که روی قبر آنها قرار داده شده میتوانید به حقایق پی ببرید چرا که آثار خط میخی رو هم می شود دید.

    با تشکر از همه دوستان لر (س.معبودی)آذربایجان غربی،میاندوآب
    من هم از قوم ترک هستم ولی افتخار رفاقت با لرها و لرزبانان عزیز رو همیشه داشتم و خواهم داشت.

    • سلام
      مخاطب گرامی
      بله! همانگونه که شما نیز به درستی اشاره نموده اید مشخصه های قومی چون لر، ترک، فارس، عرب و یا نژادی همچون رنگ پوست، نشانه برتری یک انسان از انسان دیگر نیست. و اگر در این وبسایت اشاراتی به اقوام می گردد صرفاً از برای شناخت و آگاهی از یکدیگر است.
      پیشرفت و سربلندی انسانهای آزاده آرزوی ما است.
      موفق باشید.

  8. درود بر شما
    همونطور که برخی دوستان اشاره کردند , یحتمل ریشه طوایف اصیل لرِ قوم لر به قبیله ی باستانی مَرد(طایفه ای از قوم پارس) بازمیگردد
    مکان این قبیله را کوه های باختری پارس ظبط کرده اند به طور مثال مورخین همراه اسکندر مقدونی ذکر این طایفه را در کوه های خوزستان میبرند
    قوم لر هم اگر دقت بفرمایید هرچه به عقب تر برگردیم مکان تحت نفوذشان به مناطق اطراف ایذه و کهگیلویه محدود میشود .

  9. لر جز پارسی نیست پارسی ها چندین قوم بودند وچندین اسم داشتند که امروزه اکثر اسامی در فارس هضم شده قوم کوروش پاسارگاد بوده و خیلی قوم ها بعد از بین رفتن اسمهای قدیمی اسم جدید اختیار کردند برای همین لر اسم جدیدی است نسبت که تاریخ قدیم لر آریایی وپارسی است لرها فقط در ایلام نبودند در ماد هم بودند در بابل هم بودند واین دلیل تعلق انها به ایلام وماد نیست انها قبل از سازماندهی پارسی ها مثل باقی پارسی ها در سلطه حکومت های دیگه بودن پارسی ها از تاجیکستان تا ماردین ترکیه امروز تا سیستان تا بندرهرمز کرمان پراکنده بودند تا کوروش با اندوخته پدران ونبوغش حق مردم پارسی رو محقق کرد ایلام یک تمدن وکشور بودنه بیشتر تا یک نژاد ایلام هیچ برتری بر تمدن های دیگه نداشته شما ارته رو که ببینید میبینید سر و روی ایلامی ها ظاهری تیره و سیاه پوست بودند رنگ پوستشان هیچ ربطی به پارسی های لر ندارد

  10. سلام دوستان ما دو لر بیشتر نداریم که یکی لر بزرگ و یکی لر کوچک ،لر بزرگ که همان ایل بختیاری چهارمحال هستند و لر کوچک همان لر، لرستان هست و تا به حال ندیدیم بگن استان لرستان را فتح کردند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.