قلعه نادر بهمئی

سرزمین مشترک بعنوان اصلی ترین بخش از عناصر مهّم تشکیل دهنده هویت اقوام و ملّت ها، همواره مورد توجه ویژه قرار داشته است. انسان همیشه نسبت به سرزمین مادری خویش احساس تعلق می نموده تا جاییکه در فرهنگ ایرانی از سرزمین ایران بعنوان میهن و وطن در جایگاه مادر ایرانیان نام برده می شود.در همین راستا می توان گفت سرزمین بهمئی مهّم ترین عنصر در هویت بهمئی ها می باشد. سرزمینی که بهمئی ها در گذر زمانهای دراز در آن ساکن بوده و تاریخ مشترک خود را در چارچوب آن جستجو می کنند.

همانگونه که در بخش درباره ما نیز توضیح داده شده است هدف از راه اندازی وبسایت بهمئی دات کام، بدست آوردن شناخت از اصالت خویشتن می باشد. بر همین اساس پرداختن به سرزمین بهمئی و بخشهای گوناگون دربرگیرنده ی آن همچون کوهها، رودها، سردسیر و گرمسیر، ایل راه ها، پوشش جانوری و گیاهی و… یکی از موضوعات مورد توجه خواهد بود. بویژه که در این میان، کوهها جایگاهی برجسته در فرهنگ و هویت ایلات و طوایف قوم لر داشته اند، چنانچه بخش زیادی از تاریخ مشترک لُرها را باید در بین کوهها و تنگه ها جستجو نمود.

بر همین اساس باید گفت کوههای موجود در منطقه بهمئی احمدی در جنوب خاک بهمئی، آثار باستانی و تاریخی گرانقدری را در دل خود جای داده اند که نشان از اهمیت منطقه در قرن های گذشته دارد. از جمله ی این آثار می توان به کتیبه های تنگ سولک، آثار تنگ کپ، امامزادگان تنگ منگزور، قلعه نجف و قلعه نادر اشاره کرد.نمایی از قلعه نادر بهمئی

هم اکنون از منظر تقسیمات سیاسی، بخش زیادی از سرزمین بهمئی احمدی جزو حوزه شهرستان بهمئی با مرکزیت شهر لیکک در استان کهگیلویه بویراحمد قرار دارد. نامگذاری شهرستان بهمئی از آن جهت می باشد که این منطقه یکی از مراکز مهّم سکونت طوایف ایل بهمئی و بویژه تیره احمدی و شاخه هایی از طایفه علاءالدینی (دهه شیخ و دهه مَحمَد) است. در حال حاضر مهّم ترین راههای ارتباطی شهرستان بهمئی با دیگر نقاط کشور در چارچوب جاده بهبهان –  رامهرمز و از طریق جاده های لیکک به بهبهان و همچنین لیکک به رامهرمز ـــ از مسیر روستای کت و بخش ابوالفارس ـــ می باشد. سرزمین بهمئی احمدی که هم اکنون قسمت عمده ای از آن در قالب شهرستان بهمئی قرار گرفته است، در گذشته از نظر مراکز مهّم و عمده جمعیتی دارای بخشهای زیر بوده است:

بخش لیکک

بخش مُمبی

بخش سَرآسیاب یوسفی

بخش کَت و بابااحمد

بخش سیاه شیر

بخش کارِند

بخش کُندیده

بخش سرجوشر

بخش تنگ بَجَک

قلعه نادر در بخش کت و بابااحمد، در فاصله تقریباً ۷-۸ کیلومتری از شهر لیکک و در غرب تنگه های سولک و ماغر واقع گردیده است. این قلعه که هم اکنون دارای کاربرد گردشگری می باشد، در زمانهای گذشته با توجه به صعب العبور بودنِ مسیر دسترسی به آن، دارای اهمیّت سیاسی و نظامی در منطقه ارجان (بهبهان) بوده چرا که بعنوان مثال در زمان قدرت یافتن گروه اسماعیلیه به رهبری حسن صباح در قرن ۵ (در حدود ۱۰۰۰ سال پیش) یکی از مقرهای داعی اسماعیلی به نام ابوحمزه اسکاف ارجانی در ناحیه ارجان و کهگیلویه بوده است. ابوحمزه همچون حسن صباح با مسافرت چند ساله به کشور مصر (مرکز حکومت فاطمیان) به تکمیل نمودن اطلاعات خویش در باب معلومات اسماعیلی پرداخته بود.ghaleh-nader-bahmei-02

اسماعیلیان یا شیعیان شش امامی گروهی از شیعیان می باشند که معتقد به پیشوایی اسماعیل فرزند امام جعفر صادق پس از وی بودند. اسماعیلیان در قرن پنجم با برپایی تشکیلاتی منسجم و کارآمد به رهبری حسن صباح،  از بزرگترین  مبلغان مذهب اسماعیلیه و همچنین یکی از مهّم ترین مخالفان حاکمان عباسیِ بغداد و سلسله سلجوقیان، توانستند تهدیدی جدی برای سلجوقیان به شمار آیند. در واقع بیشتر  شهرت اسماعیلیان در به انجام رساندن ترورهای سیاسی بوجود آمده بود. ترورهایی که بوسیله ضربات کارد فدائیان در سینه و گردن افراد سرشناسی چون خواجه نظام الملک طوسی وزیر سیاستمدار و کاردان دربار سلجوقی صورت می گرفت. اساس راهبرد پیروان حسن صباح بر ۳ اصل شامل: مخالفت با خلفای عباسی، مخالفت با حکومت سلجوقیان و مخالفت با حاکمیت اهل تسنن استوار شده بود.

قلعه نادر یکی از مقرهای اسماعیلیان ناحیه ارجان بود تا آنکه باگذشت ۲۰۰ سال از برپایی حکومت اسماعیلیه ایران، هلاکوخان مغول توانست آنان را براندازد. با توجه به موقعیت مهّم این قلعه در منطقه و همچنین صعب العبور بودن آن، همواره مقر گروه ها و افراد یاغی و مخالف با حکومت های مرکزی قرار می گرفته است.

آخرین کاربرد نظامی قلعه نادر مربوط به درگیری حسین خان بهمئی با قوای حکومت رضاشاه در فاصله سالهای ۱۳۰۳ تا ۱۳۱۰ بوده است. بهمئی دات کام تلاش خواهد نمود با توجه به اهمیّت علت ها و چرایی درگیری حسین خان بهمئی با نیروهای حکومت رضاشاه و همچنین نقش ایلات و طوایف لُر در مواجهه با سیاست های رضاشاه و نوع برخورد حکومت با آنان، در آینده در قالب پُست های جداگانه بدانها بپردازد.

مهّم ترین راه دسترسی به قلعه نادر بهمئی از طریق جاده بهبهان – رامهرمز می باشد؛ بدین ترتیب که در فاصله تقریباً ۱۵ کیلومتری از مسیر بهبهان به رامهرمز در محل امامزاده امیر حاضر، در سمت راست، جاده آسفالته پدافند هوایی بهبهان از جاده اصلی منشعب می گردد که با طی تقریباً ۳۰ کیلومتر و با گذشتن از میان شهر لیکک، پس از پشت سر گذاشتن ۳-۴ کیلومتر، باید مسیر انشعابی بسمت بخش کت بابااحمد را ادامه داد تا به جاده یِ فرعیِ قلعه نادر رسید. قابل ذکر است که جاده بهبهان – لیکک در نهایت به سایت راداری و پدافند هوایی بر فراز تنگ ماغر بهمئی در تقریباً ۱۰-۱۲ کیلومتریِ شهر لیکک منتهی می گردد. این جاده در زمان حکومت پهلوی و برای دسترسی به سایت مذکور ایجاد گردید امّا بمرور زمان و با اقدامات عمرانیِ بعدی، دچار انشعاباتی به سوی مناطق تَشان، مُمبی، سرآسیاب یوسفی، کت بابااحمد و سیاه شیر  نیز گردید.

صعود به قله ی کوه قلعه نادر بهمئی، قدری مشکل بوده و با سختی همراه می باشد. چراکه اصولاً ساختار طبیعی این کوه به گونه ای است که هرچند ممکن است از فاصله ی دور، بالا رفتن از آن را در ذهن انسان ساده جلوه بدهد امّا با نزدیک شدن هرچه بیشتر بدان و همچنین پای نهادن در راه صعود به آن، سختی و مشکلات مسیر را بیش از پیش نمایان می سازد. این سختی و صعب العبور بودنِ مسیر با رسیدن به طبقات چندگانه ی قلعه در ارتفاعات کوه بیشتر می گردد، به گونه ای که گذشتن از برخی نقاط آن همراه با خطر سقوط می باشد. البته گفته می شود از سمت شمال غرب راهی مال رو به طرف قلعه وجود دارد که امروزه به دلیل وجود چاه های نفت در آن نقطه و ایجاد حفاظ امنیتی توسط حراست شرکت ملی نفت، دسترسی بدان مقدور نمی باشد.ghaleh-nader-bahmei-03

باید توجه داشت؛ حسن صباح، در مقابله ی خشن و شدید خویش با سلجوقیان استراتژی خود را بر پایه استفاده از دِژهای تسخیرناپذیر استوار کرده بود. بعنوان مثال: قلعه اَلموت از مهّم ترین قلعه های ایرانی است که در منطقه رودبار قزوین واقع شده و به دلیل سکونت حسن صباح به آشیانه ی عقاب شهرت داشته، این دژ که بر فراز صخره ای منحصربفرد ساخته شده است،  سالهای سال فتح آن برای حکومت سلاجقه یک رویای تعبیر ناپذیر بوده است. با وجود این اوضاع واحوال، طبیعی بود که اسماعیلیان در منطقه ی اَرجان نیز به دنبال دژهای نفوذناپذیر باشند که قلعه نادر از آن جمله بوده است.ghaleh-nader-bahmei-05

ایجاد و بازسازی استحکامات و بناهای قلعه نادر، بیشتر مربوط به دوران استقرار اسماعیلیانِ منطقه اَرجان در آن و همچنین دوره ی حسین خان بهمئی می باشد.ghaleh-nader-bahmei-04

قلعه نادر دارای چندین طبقه می باشد که بوسیله دست انسان ایجاد گردیده است. در حقیقت ساختار طبیعی کوه این امکان را فراهم نموده است که انسان با کمک فکر خلاق و نیروی فیزیکی، تغییرات و اصلاحات لازم را جهت استفاده بهینه تر در ساختار آن اِعمال نماید. در طبقات گوناگون قلعه آثار مختلفی همچون اتاق های عمومی، شخصی و نگهبانی، زندان، قبرستان، محل نیایش، آب انبار و حتّی جوهای خود رو برای مصارف خوراکی نیز وجود دارد. در دامنه ی کوه، چشمه ای با نام آب گازران وجود دارد که بهمئی ها بدان « آو گازِرُن » می گویند؛ ساکنان قلعه، در کنار آب انبار موجود در خود قلعه، از این چشمه بعنوان یکی از منابع تأمین آب استفاده می کرده اند.ghaleh-nader-bahmei-07

صعود به قله ی کوه قلعه نادر هرچند همراه با کمی سختی می باشد امّا می تواند خاطره ای دلنشین برای ایران دوستان، ایرانگردان و هر فرد علاقمند به تاریخ این مرز و بوم باشد. از فراز قله ی کوه قلعه نادر می توان نمایی از مناطق لیکک، کت بابااحمد، ابوالفارس، جایزان و حتّی دشت بهبهان را نیز مشاهده نمود.ghaleh-nader-bahmei-06

احمد اقتداری در کتاب دیار شهریاران درباره قلعه نادر بهمئی می نویسد: از روستای لیکک و ارتفاعات سَرلیکک بر بلندای کوهی تَک قرار گرفته و بر قله ی آن آثار قلعه و ویرانه های ساختمانی شامل برج و بارو را با چشم مسلح (دوربین) می توان دید. چون از سَرجوشر از انتهای جلگه تشان به طرف غرب برانیم از حوالی کَل جمشید کوه قلعه نادر آشکار است. (از جاده آسفالته ی کنونی که بهبهان و رامهرمز را به یکدیگر متصل می نماید نیز قلعه نادر نمایان است)ghaleh-nader-bahmei-08

اقتداری در ادامه اشاره می نماید: من چنان دریافتم که در کشاکش دوران این قلعه که واقعاً موقعیت ممتاز نظامی دارد چندین بار ویران شده و آثار عمده ای از آن باقی نمانده است. در بعضی از کتب مراجع نوشته اند که اسماعیلیان در ناحیه ارجان چند قلعه مستحکم در اختیار داشته اند مانند قلعه گل و قلعه گلاب و دژ کلات و قلعه طیغور یا طیفور یا طنبور. شاید قلعه نادر هم که در کتاب تاریخ جغرافیایی خوزستان نوشته مرحوم امام شوشتری بنام قلعه ناظر ذکر شده است یکی از قلعه های اسماعیلیه بوده است. روایات سینه به سینه و یکی دو نسل متعارف بومی از قلعه داری و جنگاوری مردمان در این قلعه سخن ها بیاد دارند. مرحوم امام شوشتری نوشته است: « نزدیک به تنگ سروک در بالای کوه قلعه ای است که اساس آن طبیعی و خداآفرین است و آثار بناها و عمارات قدیمه چند در آن می باشد و مردم محل آن را قلعه نادر می گویند و نسبت آن به نادر شاه افشار یا نادر دیگری بی دلیل است و دور نیست که این همان قلعه ناظر باشد که طبری در صفحه ۱۰۹ جلد ۱۰ و صفحه ۴۳ جلد دوازدهِ کتاب خود آن را نام برده است. طبری می گوید: ” ابوحمزه اسکاف ارجانی که از ملاحده اسماعیلیه بود آنجا و قلعه طنبور و قلعه خلاد خدرا در سال ۴۹۴ بدست آورد.” در نزدیکیهای قلعه نادر قلعه دیگری است که آن را قلعه لیکک گویند و آن هم از دژهای قدیمه ی این حدود است.»

هم اکنون به جرأت می توان گفت آثار باستانی، تاریخی و طبیعی در سرزمین بهمئی از شمالی ترین نقطه ی آن در کنار کوههای سر به فلک کشیده کارون (غارون) تا جنوبی ترین ناحیه آن در شمال شهرستان بهبهان، دارای قابلیتهای بالقوه گردشگری می باشند و با کمی برنامه ریزی و توجه می تواند بیش از پیش به مراکز مورد توجه در صنعت گردشگری و حتّی توریسم تبدیل گردند. به عبارت ساده تر باید گفت بهمئی سرزمین بِکری است که به دلیل عدم اطلاع رسانی مؤثر و نبود جاده های ارتباطی مناسب، جاذبه ها و دیدنی های آن هنوز هم  برای بسیاری از هموطنان آنگونه که باید و شاید شناخته شده نیست. در همین راستا بهمئی دات کام سعی دارد تا با معرفی این مناطق هرچند بصورت کوتاه، در حد توان خویش قدمی ناچیز در این راه  بردارد.

43 دیدگاه در “قلعه نادر بهمئی

  1. سلام که کا. دقیق نگدی ایی قله مال کهیه.راس مال دوره نادرشاه یا نه بعدا اسم نادر وش نهان.چونکه نادرسال۱۷۳۴ وا طایفیل کوگیلویه جنگ ودرگیری شدیدی که احتمالا جرلشون نزنگ همی قله بی. اما خیلیا ایگون جنگ من دهدشت بی.

    • سلام
      اَصلِ قَلَه مالِ پیش اَ حکومتِ اِسماعیلییَلِ! یعنی تُ بِگُ بالای ۱۰۰۰ سال قِدمَت دارِه. وَلی خُ زَمُونی کِ اَبوحَمزَه اِسکافِ اَرجُونی گِرِدِش مِنِ دَس، دَ ایی قَلَه هَم سی خُش اِسمی وَدَر کِ. اِمام شوشتری مِنِ کِتاوِش اینِویسِه: « مردم محل آن را قلعه نادر می گویند و نِسبَت آن به نادر شاه افشار یا نادر دیگری بی دلیل است و دور نیست که این همان قلعه ناظر باشد که طَبَری در صفحه ۱۰۹ جلد ۱۰ و صفحه ۴۳ جلد دوازدهِ کتاب خود آن را نام برده است. »

  2. سلام مهندس. چرا به این قلعه میگن قلعه نادربهمیی رابطه شون رو خواهشن توضیح دهید. کوچیک همه ی گوویل

    • سلام
      به گفته ی مرحوم سید محمدعلی امام شوشتری در کتاب تاریخ جغرافیایی خوزستان نام قلعه نادر در اَصل قلعه ناظر می باشد. امام شوشتری در کتاب خود می نویسد: « نزدیک به تنگ سروک در بالای کوه قلعه ای است که اساس آن طبیعی و خداآفرین است و آثار بناها و عمارات قدیمه چند در آن می باشد و مردم محل آن را قلعه نادر می گویند و نسبت آن به نادر شاه افشار یا نادر دیگری بی دلیل است و دور نیست که این همان قلعه ناظر باشد که طبری در صفحه ۱۰۹ جلد ۱۰ و صفحه ۴۳ جلد دوازدهِ کتاب خود آن را نام برده است. »
      امّا چرا بدان قلعه نادر بهمئی می گویند!؟
      زیرا قلعه نادر چند قرن است که در خاک بهمئی قرار دارد. مثلاً: کویر لوت ایران، کوه زردکوه بختیاری.
      جناب آقای خانزاده
      بنابه گفته ی پیران و بزرگان، سرزمین اوّلیه بهمئی ها در منطقه بهمئی مُهمَدی سردسیر بوده است. با گذشت زمان و ازدیاد جمعیت و نیاز به چراگاه های بیشتر برای دامداری، شاخه هایی از بهمئی ها نیز به سرزمین های اطراف مهاجرت نمودند. بر همین اساس احمدی ها بمرور زمان با گذشتن از رشته کوههای سیاه و سفید و همچنین رشته کوه حاتم، در نهایت مناطق لیکک، کت بابااحمد، ابوالفارس و بخشهایی از ناحیه تَشان را نیز به خاک خود اضافه نمودند.

  3. یعنی میگم مگه نادر بهمیی بود؟؟؟
    شما که میفرماید مال ۱۰۰۰ سال پیش چطور میشه آخه تاریخ ما خو ۶۰۰ سال هستش…
    لطف کنید برام توضیح دهید
    باتشکر

    • سلام
      ۱- اگر منظور شما از « نادر » همان نادرشاه افشار است، خیر! نادرشاه بهمئی نبوده است. از سوی دیگر توجه داشته باشید که به گفته ی مرحوم سید محمدعلی امام شوشتری در کتاب تاریخ جغرافیایی خوزستان، نام قلعه نادر در اَصل قلعه ناظر می باشد. امام شوشتری در کتاب خود می نویسد: « نزدیک به تنگ سروک در بالای کوه قلعه ای است که اساس آن طبیعی و خداآفرین است و آثار بناها و عمارات قدیمه چند در آن می باشد و مردم محل آن را قلعه نادر می گویند و نسبت آن به نادر شاه افشار یا نادر دیگری بی دلیل است و دور نیست که این همان قلعه ناظر باشد که طبری در صفحه ۱۰۹ جلد ۱۰ و صفحه ۴۳ جلد دوازدهِ کتاب خود آن را نام برده است. »
      در واقع، بر اساس گفته ی امام شوشتری نام قلعه نادر ربطی به نادرشاه افشار و یا هر نادر دیگری ندارد.
      ۲- امّا درباره ی اینکه بر اساس مطالب بهمئی دات کام اشاره نموده اید قدمت بهمئی ها ۶۰۰ سال می باشد، باید گفت: در پُست تاریخ ایل بهمئی از قول مرحوم دکتر نادر افشار نادری بیان شده است:در گذشته ی خیلی دور، [با توجه به گفته های پیران و بزرگان می توان گفت در حدود دستِ کم ۶۰۰ سال قبل]
      جناب آقای خانزاده
      دکتر نادر افشار نادری اشاره کرده اند در گذشته ی خیلی دور! کلمه ی « دور » خود دلالت بر مدت زمان طولانی دارد و اضافه نمودن کلمه ی « خیلی » بر این مدت می افزاید. در واقع بکار بردن عبارت « خیلی دور » حکایت از قدمت تاریخی بسیار دارد. در همین راستا، بهمئی دات کام با توجه به گفته های پیران و بزرگان، اشاره کرده است دست کم ۶۰۰ سال! بکار بردن عبارت دست کم بدان معنی است که ممکن است قدمت پیدایش منشاء اوّلیه ایل به ۶۰۰، ۷۰۰، ۸۰۰ و یا ۱۰۰۰ سال برسد. این موضوع درباره ی یوسفی ها و طیبی ها نیز که برادران بهمئی ها می باشند نیز صادق است.
      ۳- و امّا درباره ی ارتباط قلعه نادر و بهمئی ها!
      قلعه نادر در طول زمان در دست گروههای گوناگونی بوده؛ در حدود ۱۰۰۰ سال پیش در دست اسماعیلیان اَرجان و در قرنهای اخیر نیز در دست بهمئی ها بوده است. نباید اینگونه تصور نمود که قلعه نادر از ابتدای پیدایش در دست بهمئی ها قرار داشته است. به بیان ساده تر: تمام سرزمین ها و از جمله مناطق لیکک، کت بابااحمد، ابوالفارس و … در طول زمان ساکنان مختلفی داشته اند. در نهایت باید توجه داشت که این رفت و آمد گروههای انسانی همیشه در جریان بوده است و کُلیّت موضوع را باید از این زاویه نگریست.

    • سلام
      به هر حال بهمئی دات کام در حد توان خود به تبار و اصالت خویشتن که همانا قوم لُر و ایل بهمئی می باشد، می پردازد؛ تا قدمی هرچند ناچیز در این راه بردارد. مایه خوشحالیست که جنابعالی نیز اگر در توان خود می بینید، دست به قَلم برده و برای تبار خویش بنویسید. حال این تبار هرچه که باشد؛ بهمئی، بویراحمد، بختیاری، کُرد، تُرک، عرب و…
      برقرار باشید

    • سلام!
      اتفاقا عکسهاش خیلی جالب و دیدنین!
      جای خسته نباشی وخداقوت داره به برادران اداره کننده بهمئی دات کام داره.
      ناشناس اکه نقد داری جرا چراغ خاموش میای!
      مرد باش

  4. با سلام برای خرید دامنه bahmei.ir قبل از فیلتر شدن سایت خود با توجه به برنامه وزارت ارشاد برای فیلتر کردن سایت های بدون مجوز و صدور پروانه تنها با دامنه دات ای ار دامنه فوق به مبلغ ۳۰ هزار به فروش می رسد.اطلاعات تکمیلی سایت وزارت ارشاد e-rasaneh.ir

    • سلام
      با سپاس از اطلاع رسانی شما، بهمئی دات کام از حضور تمام هم تباران لُر و بویژه « گووَل عزیز بهمئی » در فضای مجازی و اینترنت، در راستای شناخت هرچه بیشتر از هویت و اصالت خویشتن استقبال می نماید.
      سربلند باشید

  5. ضمن تشکر ازسایت ایجاد شده در راستای معرفی منطقه بهمئیًٌٍ ، ممنون میشوم اگر شرح دهید ، بعد از هفت سال که کوه قلعه نادر محل مبارزات ایل بهمئی بوده،چرا ایل بختیاری آنها را خلع سلاح، وستونهای قلعه مرحوم حسین خان را به محل قلعه دالون بردند(با تشکر)

    • سلام
      با سپاس از ابراز محبت جنابعالی، هرچند بهمئی دات کام پیشتر نیز در بخش نظرات پُست نژاد قوم لُر در پاسخ به یکی از مخاطبین، با نام « زکی » در تاریخ ۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ساعت ۰۸:۰۲ دقیقه به واقعه ی مورد اشاره ی شما پرداخته است امّا مجدداً توضیحات مختصری خدمت شما ارائه می گردد:
      ۱- به گفته ی پیران و بزرگان، در اواخر دوره ی حکومت قاجاریه، یک مورد درگیری قابل توجه، مابین بخشی از بهمئی ها و تعدادی از بختیاری ها اتفاق افتاده است که به دلیل اختلافات حسین خان بهمئی با برخی از خوانین بختیاری بوده و در نهایت منجر به قشون کشی « نصیرخان سردار جنگ » به منطقه ی بهمئی احمدی گردید.
      ۲- قلعه ی مورد اشاره نَه قلعه نادر بلکه قلعه ی لیکک بوده است.
      ۳ – اموال مُنتقل شده به « دالون » نَه ستونهای قلعه بلکه « دَر » آن بوده است.
      ۴- در آن واقعه که بصورت محدود و جزئی صورت گرفته، قلعه ی تقریباً خالی از سکنه ی حسین خان بهمئی پس از ۲ بار قشون کشی و با سیاست ورزی و ترفندهای خاصی توسط « سردار جنگ » تصرف گردیده و در قلعه به بخش « دالون » برده شد.
      جناب آقای ارزانی پور
      همانگونه که اشاره گردید؛ نصیرخان سردار جنگ، ۲ بار به سوی قلعه ی لیکک قشون کشی نمود. در مرتبه ی اوّل کاری از پیش نبُرد و در دفعه ی دوّم با اعمال ترفندهای خاصی و در حالیکه حسین خان و مبارزان بهمئی در قلعه حضور نداشته اند، آنرا تصرف کرد. در واقع، سردار جنگ، قلعه ی لیکک را نَه در نبرد رو در رو بلکه با سیاست ورزی متصرف گردید.
      پایدار باشید

  6. بهمیی احمدی و غیر احمدی ندارد در ضمن قلعه ی نجف و بیشتر افتخارات بهمیی مختص ایل علاد میباشد

    • سلام
      مشخص نیست منظور شما از اینکه بیان داشته اید « بهمیی احمدی و غیر احمدی ندارد » چیست!؟ امّا همانگونه که پیشتر نیز بیان گردید اگر بهمئی دات کام به مسائلی همچون تقسیمات ایلیاتی از قبیل ایل، تیره، طایفه و دهه می پردازد صرفاً از برای شناخت و آگاهی از یکدیگر است زیرا که ما قبل از هر چیز، ابتدا انسان، سپس ایرانی، بعد لُر و در انتها بهمئی می باشیم. ضمناً اگر افتخاری در تاریخ بهمئی وجود داشته، نَه متعلق به طوایف احمدی و نَه متعلق به طوایف مهمدی و نَه طوایف علاءالدینی، بلکه متعلق به تمام طوایف ایل بهمئی اَعَم از احمدی، مهمدی و علاءالدینی بوده است زیرا ایل، یک مجموعه می باشد و همیشه باید عملکرد آن را در کُلیت موضوع مشاهده و بررسی نمود.
      بر قرار باشید

  7. سلام وصد سلام خدمت برادران زحمتکش بهمئی دات کام
    خیلی خیلی مطالب خوبی بود
    تشکر میکنم

      • سلام من شنیدم قبلا لیکک دست ترکها بود که بهمئی ها فراریشون دادن والان ساکن آغاجاری وامیدیه هستند

        • سلام
          بله! همانگونه که پیشتر نیز مکرراً بیان گردید؛ بگفته پیران سرزمین اوّلیه بهمئی شامل منطقه بهمئی مهمدی سردسیر بوده و بعدها بمرور زمان مناطق لیکک، کَت، ممبی و مناطقی دیگر همچون علاء، صیدون و شاهزاده عبدالله بدان اضافه گردیده است. در همین راستا بنقل از بزرگان گفته می شود ساکنین ناحیه لیکک قبل از بهمئی ها، ترکها بوده اند. به هر سوی در زمانهای گذشته و در دوران حاکمیت ایلات و طوایف، اینگونه کشمکشها بر سر تصاحب و کسب سرزمین امری قابل انتظار و معمول بوده است.

  8. خیلی‏ ‏عالی‏ ‏بود‏ ‏بهمی‏ ‏ها‏ ‏مردم‏ ‏روزهای‏ ‏سخت‏ ‏بودند

    • سلام
      بله! حقیقتاً بهمئی، مرد روزهای سخت بود همانگونه که ذات لُر نیز چنین بوده است.

    • سلام
      عنایت داشته باشید در پُست بالا منظور از واژه ی « بخش »، کاربرد آن در تقسیمات سیاسیِ حال حاضر شهرستان بهمئی نمی باشد. زیرا هم اکنون از نظر تقسیمات کشوری، شهرستان بهمئی، ۳ بخش زیر را شامل می شود:
      ۱- مرکزی
      ۲- ممبی
      ۳- سرآسیاب یوسفی
      در واقع، بهمئی دات کام تلاش دارد بیشتر از منظر ساختارهای سُنتی به جغرافیا و تاریخ بهمئی بنگرد. بر همین اساس می توان گفت بخش « سیاه شیر » در گذشته یکی از مراکز قابل توجه سکونت بهمئی ها بوده و اگر نام آن بهمراه بخش « کت و بابااحمد » جدا از بخش مرکزی (لیکک) ذکر شده است هدف، اشاره به گذشته ی این نواحی بعنوان مراکز مهّم سکونت بهمئی ها در چارچوب جغرافیای ایل بهمئی بوده است. هرچند بویژه در سالهای اخیر با شتاب گرفتن مهاجرت ها به شهر لیکک، روستاها و مناطق اطراف، بیش از پیش سکنه ی خود را از دست داده اند.

  9. باعرض سلام وخسته نباشید ازهمه گردآورندگان این سایت – خداقوت به تمامی مردان غیورلر مخصوصا ایل بهمئی/مطالب این لینک خیلی خووووووب بودن -ضمناعکسهایی گرفته شده خیلی جالب وزیبابودن- مرسی

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای فتحی
      با سپاس از ابراز محبت شما، بهمئی دات کام همواره از پیشنهادات و انتقادات سازنده استقبال نموده و می نماید زیراکه محرک مفیدی برای حرکت رو به جلو می باشد.
      موفق باشید

  10. محض اطلاع دوستان بخصوص فرزند بهمئی ما لرها بهمئی همانگونه که استحضار دارید در بجای حرف ظ در کلماتمون در حرف درا بکار میبریم به همین خاطر قلعه ناظرشد قلعه نادر

  11. باسلام.شما بیشتر از مرحوم حسین خان بگویید .از نسبش . از اینکه پسر کی هست واجدادش کی بودند واولادش چ کسانی هستند .. عکسی یا تصویری اگر دارید از ایشون بفرستید …

    از چ تیره وطایفه ی بهمیی بوده اند

    • سلام
      مخاطب گرامی
      در ساختارهای سنتی ایل بهمئی، خوانین آن از تیره مُهمدی و طایفه نریمیسا بوده اند. حسین خان بهمئی فرزند محمدحسین خان و نوه خلیل خان می باشد. از جمله فرزندان وی به ترتیب ارشدیت می توان به مرتضی قلی خان، رستم خان، محمدعلی خان، غلامحسین خان، محمدخان، نادرخان، شکرالله خان و جعفرخان اشاره نموده که در حال حاضر فقط شکرالله خان در قید حیات می باشند.

      ضمناً بهمئی دات کام در نظر دارد در قالب پُست مجزایی به بررسی ساختارهای سیاسی ایل بهمئی بپردازد. بنابراین در آن مجال با تفصیل بیشتری از نظام حاکمیت خوانین و کدخداهای بهمئی مطالبی بیان خواهد شد. در ادامه نیز تصویری از حسین خان ( اگرچه فاقد کیفیت مطلوب است ) ارائه خواهد شد. البته ناگفته نماند تصویر بسیار بهتری از وی نیز موجود بوده که به رؤیت نگارنده نیز رسیده بود امّا به دلایلی هم اکنون در دسترس نمی باشد؛ تا خداوند چه خواهد.
      حسین خان بهمئی ایلبگی

  12. بسیار سایت پر بار و عالی و دارای مطالب کامل جهت شناخت هر چه بیشتر ایل است.سپاس
    فرزند بهمیی

    • سلام
      با سپاس از نظر لطف شما، به عرض می رساند مدیر بهمئی دات کام نیز صرفاً فرزندی کوچک از فرزندان بهمئی می باشد. فرزندی که همچون دیگر فرزندان راستین بهمئی با افتخار در دامان پُر مهر و محبت این ایل سترگ پرورش یافته است.
      سربلند باشید

  13. مطا لب عاللللللللللللللی وبسیار خواندنی عکس حسین خان بهمئی افتخار ایل بهمئی ستودنی باید سعی کرد مراسمی در تجلیل از این خان بزرگ برگزار کرد قیام ۱۳۰۳

  14. درود.حضرات گوول ددیل خواندن مطالب وعبور از آن کافی نمیباشد.سعی شود چه ازلحاظ مالی وچه لحاظ معنویوحیثتی باید هزینه کرد برای ارتقاع جایگاه ایل بهمئی باید با همایش وجشنوارهای فرهنگی هنری مثل ایل بختیاری وارد میدان شد تا حرف برای گفتن داشته باشیم .دنیا به سمت جلو وایلات تلاش شبانه روزی دارند وما اندر خم یک کوچه ایم .درودتان باد

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای آرمند
      اگرچه تغییرات مثبت فرهنگیِ هماهنگ با مقتضیات زمان دارای وجوه گوناگونی همچون شعر، ادبیات، موسیقی، تاریخ، مراسمات و گردهمایی ها می باشد و فعالیت در آن زمینه ها را می طلبد امّا پایه ای ترین و اساسی ترین زیرساخت لازم برای پیشبرد فعالیتهای فرهنگی هر ملت، قوم و تباری وجود سطح بالایی از مطالعه می باشد. در واقع زمانیکه سرانه مطالعه بالا رود می توان امید داشت که اندیشه ها بال پرواز خود گشوده و به دور دست ها پر کشند.
      برای ایجاد فضا و بستر لازم در جهت افزایش سرانه مطالعاتی جامعه، گسترش فرهنگ کتابخوانی و همچنین سایتهای اینترنتی (بعنوان نسخه ساده و در دسترس مطالعاتی) لازم و ضروری می نماید. از سوی دیگر هم اکنون با گسترش تکنولوژی و توسعه ارتباطات دنیای مجازی و بویژه اینترنت در راستای پیوند ملتها و اقوام مختلف، سایتهای اینترنتی می توانند در عین حالیکه بعنوان منابع مطالعاتی در جهت تبادل اندیشه ها و آرا عمل می کنند از سوی دیگر ویترین جهانی گروهها و جوامع انسانی را نیز جلوه گر باشند.
      موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.