نمودار درختی طوایف بهمئی

نمودار درختي طوايف بهمئی

نمودار درختی طوایف بهمئی

نمودار درختی طوایف بهمئی اعم از احمدی و مهمدی: بر پایه گفته های پیران و بزرگان، ایل بهمئی یک مجموعه پدر تبار است و در نهایت از نظر نسب شناسی به یک نیای مشترک می رسد. با گذشت زمان و ازدیاد جمعیت، ایل بهمئی دارای طوایف گوناگونی گردیده است. بهمن، نیای آرمانی و مشترک بهمئی ها است که خود بدان باور دارند.

75 فکر می‌کنند “نمودار درختی طوایف بهمئی

  1. سلام،ببخشید ولی ما از بس که این مطالب تکراری رو خونیدم همشون رو از حفظ بلدیم؛سعی کنید یه سری هم به دهه ها بزنید با تشکر

    • سلام آقا رضا ما تو باغملک زندگی میکنیم والبته خانواده ما از پدر پدربزرگمون بزرگ شده خان های زنگنه ایم و یه سری از بهمئی ها که خدا میدونه که اینا چه موجودین ودارن با اسم بهمئی زندگی میکنن زدن آبروی یه عده ی دیگه رو بردن و اگه ما به بقیه بگیم که ما اصل بهمئی هستیم ازت باور نمیکنن و میگن هه هه هه نه بابا از دیی نیمطلایی‏!‏ واقعا هم هرچی بشون بگن حق دارن چون واقعا بویی از فرهنگ نجیب زادگی رو نبردن

      • سلام
        توجه داشته باشید در ساختار زندگی یکجانشینی و شهرنشینی که امروزه حاکم بر حیات انسانها شده است، روابط میان افراد بشر بسیار پیچیده و متأثر از عوامل و متغیرهای گوناگونی می باشد و به راحتی نمی توان درباره آن اظهار نظر نمود و به فرد یا گروهی انگ اینچنینی زد. این روابط که بعضا جنبه قراردادی و نِسبی دارند نمی تواند مبنای نجابت و شرافت برای یک انسان باشد. در واقع اصول ثابت اخلاق انسانی است که نجابت و شرافت را برای ما به همراه می آورد. بهمئی ها نیز شرافت و نجابت خود را به دلیل دارا بودن این اصول اخلاق بشری همچون صداقت، پاکی، محبت، آزادگی، شجاعت و … به دست آورده اند. بنابراین، بهمئی دات کام با نگرش شما درباره بخشی از گوول بهمئی که نام برده اید موافق نمی باشد. سعی نمایید دید و نگرش خود را اصلاح کرده و به یاد داشته باشید کمتر ایل و طایفه ای به پاکی، صداقت و خوبی بهمئی وجود دارد؛ پس قدر این سرمایه با ارزش را بدانید و با این تفکر سطحی نگر، آن را ناخواسته تخریب ننمایید.

        • سلام گووی علاءالدینیم
          ایشان از سر ناآگاهی مطالبی را عنوان نمودند که در ادامه پاسخ آنرا را نیز دریافت داشتند. بنابراین خواهشمند است اظهارات مذکور خاتمه یافته تلقی گردد.

  2. من ازشما که این مطالب رانوشته اید سپاسگزارم .اما بیاید و نوادگان ایل بهمئی راتابه الان کامل بنویسید وهمچنین ازجنگ های دیگرایل بهمئی مثل جنگ بهمئی‌ها با سردار جنگ که خواست حسین خان رادرلیکک بکشه واخرسرهم نتونست وبه نشانه شکست دروازه قلعه خان رادرلیکک راباخود برد ومرز بین بهمئی وبختیاری رابا اون دروازه معلوم کرد.واون مرز الان دالون است

    • سلام گووی باولیم
      با سپاس از ابراز محبت شما، تهیه مطالب اختصاصی درباره طوایف بهمئی و از جمله ساختار و دهه های آنها در دستور کار بهمئی دات کام قرار دارد چنانچه نمودار کامل دهه های طایفه باولی با همکاری اَحدی از گووَل عزیز طایفه باولی تهیه گردیده و پس از تهیه مطالب تکمیلی، در آینده بعنوان یک پُست مستقل منتشر خواهد شد. در واقع و به احتمال بسیار زیاد، طایفه باولی اوّلین طایفه از طوایف ایل بهمئی خواهد بود که بطور تخصصی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
      و امّا درباره ی قشون کشی سردار جنگ بختیاری:
      هرچند بهمئی دات کام پیشتر نیز در بخش نظرات پُست نژاد قوم لُر در پاسخ به یکی از مخاطبین، با نام « زکی » در تاریخ ۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ساعت ۰۸:۰۲ دقیقه و همچنین در قسمت نظرات پُست قلعه نادر بهمئی در جواب به احدی از مخاطبین با نام « نادر ارزانی پور » ۱۳۹۳/۰۷/۲۲ ساعت ۰۰:۱۷ دقیقه به واقعه ی قشون کشی سردار جنگ بختیاری به منطقه ی بهمئی احمدی پرداخته است امّا مجدداً توضیحات مختصری خدمت شما و دیگر مخاطبین گرامی ارائه می گردد:
      به گفته ی پیران و بزرگان، در اواخر دوره ی حکومت قاجاریه، یک مورد درگیری قابل توجه، مابین بخشی از بهمئی ها و تعدادی از بختیاری ها اتفاق افتاده است که به دلیل اختلافات حسین خان بهمئی با برخی از خوانین بختیاری بوده و در نهایت منجر به قشون کشی « نصیرخان سردار جنگ » به منطقه ی بهمئی احمدی گردید.
      در آن واقعه که بصورت محدود و جزئی صورت گرفته، قلعه ی تقریباً خالی از سکنه ی حسین خان بهمئی پس از ۲ بار قشون کشی و با سیاست ورزی و ترفندهای خاصی توسط « سردار جنگ » تصرف گردیده و در قلعه به بخش « دالون » برده شد. در حقیقت همانگونه که اشاره گردید؛ نصیرخان سردار جنگ، ۲ بار به سوی قلعه ی لیکک قشون کشی نمود. در مرتبه ی اوّل کاری از پیش نبُرد و در دفعه ی دوّم با اعمال ترفندهای خاصی و در حالیکه حسین خان و مبارزان بهمئی در قلعه حضور نداشته اند، آنرا تصرف کرد. در واقع، سردار جنگ، قلعه ی لیکک را نَه در نبرد رو در رو بلکه با سیاست ورزی متصرف گردید. به هر حال بهمئی دات کام در نظر خواهد داشت در آینده و در قالب یک پُست جداگانه به واقعه ی مذکور بپردازد.
      پیروز باشید

      • سلام من امروز که این وبلاگ را دیدم خوشحال شدم چون دریچه پیدا شد برای من ودیگران تا بتوانند هویت تاریخی وسرگدشت نیاکان خود را بشناسند .ودوست دارم خوانندگان عزیران را از دریچه ونگاه تاریخی مطالعه کنند.چرا که تمام انسان ها طوایف وحتی حکومت ها نقطه های سیاه وروشن گوناگونی داشته اند ودارند ودر نهایت بنی ادم اعضای یک پیکرند.سپاس مطهری از صیدون

        • سلام
          مخاطب گرامی
          جناب آقای مطهری
          بهمئی دات کام نیز عقیده دارد ما پیش از هر چیز، ابتدا انسان، سپس ایرانی، بعد لر و در انتها بهمئی می باشیم. گویی چنانکه شما نیز به درستی اشاره نموده اید؛ نقاط مثبت و منفی در تاریخ اقوام و گروهها وجود داشته است. مِنِ هَر ایلی کُرِ خوو بی، کُرِ لیش هَم بی. مُهّم یونِه که کُرَلِ خوو بیشتر بوهِن.

  3. از شما میخواهم درباره لر های بهمه ای منطقه مرودشت همسخنی بگویید .تمام ایران سرای من است.

    • سلام
      درخواست شما مدنظر خواهد بود. بله! تمام ایران سرای من است زیرا همانگونه که پیشتر نیز اشاره گردیده است؛ بهمئی دات کام هویت خویش را ابتدا ایرانی، سپس لُر و در انتها بهمئی می نگرد.

  4. البته باید تاکید کنم که اسم تاکائیدی سه نسل که منسوخ شده و ما از اسم تاکایدی برای طایفمون استفاده می کنیم. من خودم تاکایدی ام

  5. با سلام و خسته نباشید خدمت مدیر عزیز سایت فرزند بهمئی

    خواستم بپرسم که شما اطلاعاتی درمورد شجره نامه ایل شیخ دارین که نسبت خود را به امام زاده عبدالله یا شامونگشت ربط داده اند
    و خواستم ببینم که آنها زیر شاخه کدام طایفه هستند .
    با اینکه معتقدم که بنی آدم اعضای یک پیکرند

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای فرشاد
      ضمن سپاس از ابراز محبت شما، خیر! بهمئی دات کام هم اکنون اطلاعاتی درخصوص شجره نامه شیوخ شاه منگشت در دست ندارد. امّا درباره تقسیمات سنتی شیخ های مذکور دکتر نادر افشار نادری در پژوهشهای خویش ضمن درج اطلاعات جمعیتی بخشی از آنان، می نویسد: طایفه شیخ های [شاه منگشت] هیچ نسبتی با طایفه شیخ علاءالدین و دیگر عشایر بهمئی ندارند. ولی اولاد حاجی نجفعلی در خاک بهمئی کوچ می کنند و دو اولاد دیگر بنام اولاد دم آبی با ۱۵۰ خانوار و حاجی محمدی با صد خانوار از همین شیخ ها در جانکی [گرمسیر] بختیاری اسکان شده اند.
      موفق باشید

      • با عرض سلام و درود
        خدمت مدیر سایت

        گفته شده که شجره نامه
        شیخ ها در کتابخانه عمارت صمیمی رامهرمز موجوده

        ولی در خصوص رابطه طایفه شیخ علاءالدین باشیوخ شاهمنگشت گفته شده که مادر آنها از شیخ های شامونگشت بوده و به همین دلیل به
        ده شیخ معروف شدن

        با تشکر شیخ حاجی محمدی

        • سلام
          مخاطب گرامی
          جناب آقای فرشاد
          بله! پیران و بزرگان، به چنین موضوعی اشاره نموده اند. امّا اینکه دکتر نادر افشار نادری اشاره کرده است « شیخ های [شاه منگشت] هیچ نسبتی با طایفه شیخ علاءالدین و دیگر عشایر بهمئی ندارند » احتمالاً می تواند ناظر بر تأکید درخصوص عدم وجود رابطه نسبی از طرف پدر و به عبارتی اشاره به یکسان نبودن آنان باشد. امری که از سوی دکتر افشار نادری، اساس ساختار بهمئی عنوان گردیده است. البته ناگفته نماند که ممکن است اطلاعات کامل از سوی ایشان کسب نگردیده باشد.
          پاینده باشید

          • با سلام‌ ودرود دوباره

            والا تا اونجایی که من دیدم خودشون هم همینو میگن

            یه عرض دیگه هم داشتم
            بی زحمت میتونین سایتی که مطالب مرحوم افشاری درباره شیخ ها هست بم معرفی کنید

            کوچیک شما
            نوکرتیم

            • درود مجدد
              ۱- گویا جنابعالی به درستی متوجه منظور بهمئی دات کام نگشته اید؛ اینکه ذکر گردیده « بله! پیران و بزرگان، به چنین موضوعی اشاره نموده اند » در تأیید نظر پیشین شما بوده است. در توضیح بیان دکتر افشار نادری نیز گفته شده که کلام ایشان احتمالاً ناظر بر تأکید درخصوص عدم وجود رابطه نسبی از طرف پدر می باشد که باز هم نفی کننده نظر شما نمی باشد.
              ۲- نتایج تحقیقات دکتر افشار، اخیراً در قالب « کتاب ایل بهمئی » توسط انتشارات خجسته منتشر شده است.
              نوکر امیرالمؤمنین و در زیر سایه مولا پاینده باشید.

      • بزرگوار کسی نگفت و نمیگه که شیخ های شاهمنگشت بهمیی اند
        چون شیخ های شاهمنگشت بختیاری – چهارلنگ و از طایفه کیانرسی میباشند

        کمری – بندرامام

        • سلام علیکم این مطلب اساس حقیقی ندارد و به نقل از بزرگان نیز اسامی اجداد و پدر تباری به کیان ارثی نمی رسند .ولی به لحاظ ساختار عشایری در منطقه بختیاری و ایل جانکی محسوب میشوند
          حاجی زاده.از طائفه حاج نجفعلی

          • سلام آقای کمری درست میفرمایند شیخ ها کیانرسی هستند اگه به تاریخچه ایل بختیاری سربزنیدهمین مطلب نوشته شده.

            • بنده نیز عرض کردم به لحاظ ساختآر و تقسیمات منطقه و عشایر جز منطقه بختیاری نشین و ایل جانکی(اولاد حاج نجفعلی بالغ بر ۱۰۰۰ خانه وار ) و جز تقسیمات ایلاتی ۴ لنگ می باشد ولی به لحاظ پدر و نسب هنوز نتایج قطعی حاصل نشده است

  6. سلام
    لطف کنید اگر ممکن است مشخص نمایید بهمئی های مرودشت روستای حسن اباد تل کمین از کدام تیره هستند و چی شده که از انجا به مرودشت امده اند و تشکر می کنم از اطلاع رسانی خوبتان

    • سلام گووی بهمئی ام
      با تشکر از ابراز محبت شما. به گفته پیران و بزرگان، از تبار نریمیسا می باشند؛ در حدود ۲۶۰ سال پیش ۳ نفر از بستگان ملا علی شیر در قضیه قتل هیبت الله خان باوی حاکم کهگیلویه، از طرف حکومت زند به گروگان گرفته شده و به اطراف شیراز (مرکز سپاه زند) منتقل گردیدند و طایفه بهمئی ساکن در منطقه مرودشت از بازماندگان همان ۳ نفر می باشند. به گفته حاج ناصر خان خلیلی؛ مرحوم محمد علی خان خلیلی (ایلبگی بهمئی) با بهمئی های مرودشت در ارتباط بوده و به نزد آنها می رفته است.

  7. درود بر شما دلاوران ایل بهمیی .عزیزان طایفه بزرگ شیخ منگشتی .که جمعیتی فراتر از چند طایفه ودرحدوده یک ایل دارد .یکی از چهار طایفه اصلی ایل کنرثی (کیا نرسی)چهارلنگ بختیاری است .که امروز ه ایل مذکور ۲۴طایفه اصلی و۴طایف وابسته دارد .حقیر ازشیخون منگشتی ییلاق (چهارمحال بختیاری)هستم .علاقمندان به اطلاعات بیشتر با تلگرام حقیر تماس برقرارکنند .مخصوصآ تیرها وطوایف شیخ خوشحال میشم بیشتر باهم آشنا بشیم .۰۹۲۱۶۲۱۴۳۱۶

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای آبتین
      با سپاس از توجه و ابراز محبتتان، در راستای نظر شما به اطلاع می رساند بلحاظ تاریخی و ساختارهای ایلیاتی، دهه شیخ از طایفه علاءالدینی جدا از شیخ های امامزاده عبدالله (شاه منگشت) می باشد. البته در پژوهشهای دکتر نادر افشار نادری، شیخ های شاه منگشت بنامهای اولادهای دم آبی و حاجی محمدی جزو طوایف جانکی چهارلنگ بختیاری قرار داشته اند؛ همچنین ایشان بخشی از شیوخ های مذکور را (اولاد حاجی نجفعلی به تعداد ۲۰۰ خانوار) از نظر تقسیمات ایلی جزو طوایف مهمدی گرمسیر به سرپرستی عباسقلی خان یزدان پناه ذکر کرده اند که در خاک بهمئی ییلاق و قشلاق می نموده اند.
      موفق باشید

  8. باسلام .جناب آقای خلیلی سپاس که پاسخ دادید .بله بنده اطلاع دارم که عزیزان علا الدینی نسبت نسبی با شیخ های منگشتی حداقل در مجموعه ایلی ندارند .عرض بنده شیخ های شاه منگشت بود .شیخ های شاه منگشت تا قرن هفتم منسجم ودر قالب یک طایفه در گرمسیراتی چون رومز .منجنیق .حسین آباد .مالمیر ومیداوود.وییلاق طایفه نیز کوهستان منگشت (ماه گشنست)در رفت وآمد بودند .پس از سقوط اتابکان و سلطه مغول ها ومقاومت های این طایفه در حمایت از شاه اتابکان که به منگشت پناهنده شده بود .این طایفه مورد غضب مغولان وبه ویژه آلب ارسلان قرار گرفتند .شاه تکله اتابک شرط تسلیم شدن را بر آزادی طایفه مذبور قرار داد .که نهایتآ با تبعید وتجزیه طایفه موافقت شد .والخ

    • طایفه شیخ امامزاده عبدالله بختیاری چهارلنگ میباشد و نسبتی با طایفه عزیز بهمئی ندارند جدا از این که خیش و قومی های زیادی نسبت به بقیه طوایف جانکی با طایفه بهمئی دارند و طبق اماری که گرفتم متشکل از ۱۴طایفه میباشند ولی از تمام بزرگان که پرسیدم زن اعلاالدین شیخ بوده و دختر شیخ سمال گپ میباشد و تمامی بزگان بهمئی هم همین رو میگن که دهن به دهن شده از قدیم تا الان.ایل شیخ از فرزندان شیخ احمد فداله(فدایی)که از منطقه بختیاری لردگان برای کمک به امامزاده عبدالله اماده بود ولی بعد از رسیدن دید که ان امام بزرگوار شهید شده و خلاصه داستان که سر ان بزرگوارو بردن شوشتر و تن ان حضرت را احمد فداله به خاک سپرد و در کنارش سکنه کرد و الان از ان شخص طوایف بسیاری پا گرفته اصل ایل شیخ به لردگان بختیاری و دپالان برمیگردد تذکره کاملشو هست بنده از چند طایفه ممبینی شیخ بهمئی زنگنه تذکره دارم و تایید شده بزرگان همان طوایف میباشند.رضا ممبینی

  9. درود بر آقا رضاممبینی .مطمعن نیستم شما آقارضا پهلوان هستید که بنده در شهر آبادان خدمت شما ودوست خوبم آقا وحید ممبینی رسیدم یا شخص دیگری هستید .در هرصورت تشکر میکنم از بهمیی دات کام عزیز وآقارضا ممبینی عزیز .بسیار خوشحال میشوم وقتی چنین شور واشتیاقی در اقشار مختلف وطبقات مختلف ایلات وطوایف وجود داره وهر کس در حد معلومات وشنیده ها وباورهای خود فارغ از اینکه آیا چنین موضوعی اساسآ صحت وسندیتی دارد ویا یانه. به هر نحو نظر خودش را بگه ومشارکت کنه در این امر خطیر ومهم واین نشان از این دارد که قلبی بزرگ ومهربان مشتاق وبی قرار برای یکاگیری وپیوند وانسجام مجدد این طایفه بزرگ وریشه دار وکهن شدیدآ تنگ شده .فدای قلوب مهربان شما برادران عزیزم وسروران گرامی .رضا جان در واقع اینگونه نبوده که شما فرمودید برادر خوبم .طایفه بزرگ شیخ منگشتی اصالتآ ریشه در خاک رومز (رامهرمز) دارند تا ییلاقات منگشت .طایفه مذکور هرگز ساکن لردگان نبوده است .بله مسکن اصلی این خاندان (سمنگان وسروستان وتوابع )بوده .بعنوان مثال یکی از چهار تیره ی شیخ منگشتی ییلاق نشین (استان چهارمحال بختیاری)به اولاده (علی اکبر وشهزاده “”رومزی””معروفند وشناخته میشوند .که حقیر از این تیره ام .وطبق اسناد ومدارک مکتوب وشفایی موجود تاریخ تبعید شیخ های ییلاق توسط آلپ ارسلان مغول در حدود سال ۶۸۵هجری قمری یعنی ۷۵۵سال پیش بوده .هفت قرن ونیم پیش آنها پس وند رومزی داشتند .این یعنی اینکه شیخ منگشتی اهل رومز بوده اند .بعد از حمله ابوموسی اشعری به رومز وحملات پی درپی سپاه عرب به اکثریت سکنه .شهر را تخلیه وگریختند .تعداد کمی مانندند که البته تبعآ بعداز آرام شدن و خروج سپاه عرب از منطقه برخی از اهلی دوباره به شهر بازگشتند .ولی عده ی زیادی به اطراف واکناف پناهنده شدند .شیخ های منگشتی باغملک ووو احتمالآ از آن دسته بودند .درضمن بجز شیخ های منگشتی ییلاق .بخش بزرگ دیگری از طایفه به نیز به زیدون وهندیجان تبعید شده بودند که بعد ها با حذف (من-گشتیل)به طایفه گشتیل معروف شدند .پایدار باشید .ارادتمند شما .فریدون آبتین کیانرسی .از طایفه شیخ منگشتی ییلاق

    • سلام
      با سپاس از نظر لطف و ابراز محبت شما، همچنین توجه به مطالب مطرح شده. بله! همانگونه که شما نیز به درستی اشاره نموده اید؛ تمام مطالب و نظراتی که بیان می گردند صرفاً از برای کسب شناخت از یکدیگر و پی بردن به اصالتها بوده و می باشد همانگونه که در بخش «درباره ما» توضیح داده شده است.
      موفق باشید

  10. نه عزیزم من رضا ممبینی بچه میداوودم.و بله درست میفرمایید من هم گفتم که ایل شیخ از چهارلنگ بختیاری زیر مجموعه کیان ارثی میباشند و ما خودمونم از زیر مجموعه کیان ارثی میباشیم طوایف کیان ارثی از جمله ایل شیخ دارای قدمت بالای ۷۰۰سال میباشد و از لحاظ تاریخی از با قدمت ترین طوایف منطقه میباشند اما من با نظر اقای خلیلی مخالفم البته سوتفاهم نشه اما ایل شیخ و ممبینی زیر مجموعه هیچ خانی نبوده و زندگی خودمختاری داشتند ولی طایفه ما کلانتری به اسم ملافرج الله رحمانی داشت که کلانتر ایل ممبینی بوده همین و بس ولی ناگفته نماند که ایلخانی قلعه تل در دست طایفه کیان ارثی بود و طوایف کیان ارثی در این منطقه شیخ .ممبینی. مکوندی .ال خورشید.ملاعیوض.پیرمرادی.زنگنه.و چند طایفه دیگر .حالا بحث من اینه اقا فریدون برادر من راجع ب طوایف شما خوندم و اطلاعات کافی دارم شیوخ منطقه گرمسیر و سردسیر.منطقه دوپلان و لردگان و اردل و چند مکان دیگر تا باغملک و رامهرمز و اهواز ریشه دارند و تا جایی که میدنم بزرگترین طایفه شما حاج نجفعلی که متاشکل از ۱۰۰۰خانواره من خودم خواهر زاده شیوخ هستم تا طوایف دیگر در ابعاد کوچکتر ولی اطلاعات تکمیلی از طرف منگشتی های اون منطقه ندارم ولی میدونم که طوایف شیخ این منطقه از اونجا اومدن و پدرجدشون هم شیخ سمال هست و از طرف شما اومده هر چند همگی برادرید و برادریم.موفق و پیروز باشید با تشکر از سایت خوب بهمئی.ممبینی

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای ممبینی
      با سپاس از نظر لطف شما، جهت تأکید بیشتر، عنایت داشته باشید دکتر نادر افشار نادری فقط «اولاد حاجی نجفعلی» را بلحاظ ساختار ایلی زیرمجموعه طوایف بهمئی مهمدی گرمسیر ذکر کرده اند و نَه تمام شیوخ را. به هر سوی باب پژوهش در این زمینه کماکان باز می باشد.

  11. ارمان جان میدانید که حاج نجفعلی سه برادر دیگر به اسم سبزعلی و محمد علی و جعفر داشتن که معروف به دی سوزلی و دی ممدلی و دی جافر هستن ایا اینها هم جزو اولاد حساب نمیشن.بنظرم دکتر نادر افشار باید تحقیقاتشو بیشتر کنه
    با تشکر از شما اقای خلیلی و سایت بسیار خوبتون

    • سلام
      برادر هم تبار
      جناب آقای ممبینی
      با تشکر از ابراز محبت، نظر لطف و همچنین توجه و اطلاع رسانی شما در باب مطالب مطرح شده. بله! طبیعتاً حاج نجفعلی می توانست دارای برادرانی بوده باشد که آنها نیز برای خود دهه هایی تشکیل داده باشند. به هر حال آنچه از بیانات مرحوم دکتر نادر افشار نادری در سال ۱۳۴۷ برداشت می شود اینستکه شیوخ شاه منگشت جزو جانکی گرمسیر بختیاری بوده اند امّا بخشی از آنها (و نَه همه ی آنان) بنام اولاد حاجی نجفعلی به دلایلی در خاک بهمئی ییلاق و قشلاق می نموده و بلحاظ ساختاری ذیل طوایف بهمئی مهمدی گرمسیر قرار می گرفته اند.

      • سلام جناب آقای خلیلی همانطوری که آقای ممبینی فرمودند ایل شیخ زیرمجموعه هیچ خانی بهمیی نبودند نه به لحاظ داشتن قدرت,۱.بختیاری بودن۲،به لحاظ خادم بودن امام زاده عبدالله ازاحترام خاصی برخوردار بودن ۳,اولادحاج نجعفلی پسرانی داشتن که نسبت به خوانین برتری داشتن مانند حاج گل محمدحاجیزاده,که دامادعباسقلی خان بود,,ضمنا ازبرادرعزیزم جناب آبتین

        • سلام
          در دورانهای ملوک الطوایفی همچون سلسله های صفویه، افشار، زندیه و قاجار که بر اساس نظام ایلی بنا شده بودند ایلات و طوایف تحت نظر سرپرستانی اداره می شدند که به اسامی مختلفی همچون خان، توشمال، ملا، رئیس و غیره نامیده می شدند. در حقیقت، این موضوع نباید دست آویزی برای غرور و خودبینی گردد زیرا ربطی به برتر بودن افراد بر یکدیگر ندارد و ناشی از سیستم جامعه ایلی در آنزمان بوده است. ضمناً هماهنگونه که پیشتر نیز اشاره گردید قرار داشتن اولاد حاجی نجفعلی تحت ساختار طوایف بهمئی مهمدی گرمسیر مستند به تحقیقات مرحوم دکتر نادر افشار نادری بوده که خود شخصاً ماهها در منطقه حضور داشته و از نزدیک به تحقیق پرداخته بود. به هر سوی باب پژوهش در این باره کماکان باز می باشد.

      • سلام جناب آقای خلیلی اگر امکان داره درارتباط با خلیلی تبار های افغانستان هم یک معلومات بدی بخاطر که بنده افغانی هستم وما هم در چند استان با جمعیت قابل توجهی خلیلی هستیم وهمه شیعه ای ۱۲ امامی هستیم وخیلی مشترکات با خلیلی های ایران داریم از جهات زیاد وزندگی ما هم عشایری است واز نظر گویش های محلی هم مشترکات زیاد داریم وبزرگان ما هم میگه که ما از شیراز واستان کهکیلویه وبویر احمد هستیم البته اقوام هم داریم
        بنده قم ساکن هستم شغل من روحانی هستم ودر رفت وآمد هستم درکابل افغانستان در دانشگاه المصطفی هم مدیر هستم وهم تدریس میکنم ۰۰۹۸۹۱۹۱۹۶۹۹۸۳شماره هم راه من است یا شماره اگر زحمت نیست به ایمو یا واتساب برآیم بفرست که هم کلام شویم

        • سلام
          مخاطب گرامی
          جناب آقای رحمانی خلیلی
          ۱- همانگونه که پیشتر نیز اشاره شده بود؛ به گفته پیران و بزرگان، در لشکرکشی های نادرشاه نیز بهمئی ها در کنار قشون بختیاری حضور داشته اند گویی به گفته یکی از منابع آگاه محلی، ایشان در سالهای اخیر بطور اتفاقی ارتباطی با احدی از طلاب افغانستانی ساکن ایران برقرار کرده بودند که با لهجه ای شبیه به تکلم بهمئی ها صحبت می نموده و سخنانی مبنی بر اینکه در قرون گذشته در پی لشکرکشی های سپاهیان ایرانی به مناطق شرقی تر رفته اند را اظهار کرده بودند. الله اعلم.
          ۲- گذشته از موارد مطرح شده بایستی عنایت داشت حتّی با فرض بر صحت، اینکه آیا گروههای مذکور توانسته باشند استقلال قومی خویش را حفظ نموده باشند و در طی زمان زیرمجموعه اقوام دیگر قرار نگرفته باشند از اهمّیت بالایی برخوردار است. زیرا گروهها و جوامع بشری، در طول تاریخ دچار تغییر و تحول بوده اند بگونه ای که سیری تاریخی را در زمینه شکل گیری، توسعه و گسترش، پراکندگی و مهاجرت پشت سرگذاشته و در قالب ساختارهای جدید اجتماعی – سیاسی سربرمی آورده اند. پس واقعیت آنها را باید در سیر تحولات تاریخی و تکامل آنها نگریست؛ بویژه در مبحث پراکندگی و مهاجرت که پیوستگی با سرزمین اصلی قطع گشته و به دنبال آن زمینه برای کم رنگ شدن سایر عناصر هویتی نیز مهیاتر می گردد.
          ۳- جهت ارتباط بیشتر می توانید از طریق ایمیل ذکر شده در بخش «ارتباط با ما» اقدام نمایید. ضمناً در نظر خواهد بود که در صورت سفر به شهر قم، مقدمات دیدار حضوری نیز انجام گردد.
          موفق باشید

    • سلام علیکم دایی جان
      جافر یا جعفر از برادرهای پدربزرگ حاج نجفعلی. مهدلی و سبزعلی بوده
      و طبق تسکره و شجره که دست بزرگان ما بوده از جمله خود پدربزرگ بنده این اسامی و دیگر طوایف رامهرمز تا باغملک(دم آب. کلگه.دو راهی اسلام آباد.منجیق و دره انار و… موجود بوده است) و داستان این ایل و تبار نیز وجود داشته است و حال حاضر احمد فداله در سردشت دزفول مدفون می باشد.حاجی زاده از طائفه حاج نجفعلی
      در خدمت هستیم۰۹۳۶۵۳۳۲۲۱۲

  12. سلام آقای خلیلی بنده قصد چنین توهین وجسارتی رانداشتم که جنابعالی بیاییدخوانین راباتوشمال یادیگرگروهای خدماتی مقایسه نمایی

    • سلام
      گفته می شود که کلمه توشمال در میان بعضی از ایلات بمعنی رئیس و بزرگ بکار می رفته. بنابراین، این معنی توشمال با آنچه شما تصور کرده اید متفاوت می باشد.

  13. درود فراوان بر جناب آقای خلیلی که به حق مردی فاضل وخردمندهستند .وعرض ادب وارادت خاصه دارم خدمت عزیزان شیخ منگشتی ودیگر عزیزانم .جناب عبدی پور عموجان سلام .تشمال یک لقب ایرانی وخاصه رجال الراس بوده .مثلآ تشمال کریم خان زند .از ایل لرثلاث.یا تشمال حسین قلی خان والی ایلخان پشتکوه لرستان فیلی (ایلام وبخشی از کرمانشاه وشرق عراق)ودرضمن یکی از تیره های مهم زرآسوند بختیاری نیز تشمال نمام دارد .زنده وپویا وگویا باشید .

  14. سلام جناب آقای آبتین عموجان بنده هم ازشما به خاطر دفاع ازاصالت واستقلال ایل جلیل شیخ تشکر مینمایم

  15. سلام آقا ی خلیلی.شما طبق کدو تاریخ طایف ی نوروزی را در نمدار ایل بهمیی گذاشتین.طایفه ی نوروزی .دومین طایفه ی بزرگ بختیاری هست

    • سلام
      در ساختار سنتی «لر بزرگ» دو طایفه با نام نوروزی شناخته می شوند:
      ۱- طایفه نوروزی از تیره مُهمَدی ایل بهمئی
      ۲- طایفه نوروزی از شاخه دینارانی باب ایل بختیاری
      همچنین بایستی یادآوردی نمود که ساختار ایلات و طوایف لر بزرگ در قرون اخیر و بویژه از اواسط قاجاریه ببعد مشخص بوده است؛ گویی در همین راستا می توان به دکتر علی بلوکباشی و دکتر نادر افشار نادری از مردم شناسان بزرگ کشور اشاره نمود که در تحقیقات خویش به سالهای ۱۳۴۴ و ۱۳۴۷ از طایفه نوروزی در ساختار تیره مُهمَدی ایل بهمئی نام برده اند.

  16. اقا ارمان برادر میشه در مورد ایل شیخ بهتر توضیح بدهید و مطالبی بگذارید بنده از اصفهان هستم پدرم میگه ما از اولاد عبدلی شیخ هستیم عبدلی جد حاج نجفعلی هست تا جایی که میدونم اگه شد تاذکره کاملشو بزارید تو سایت زیباتون.ممنونم عزیزم

    • سلام
      مجدداً یاداوری می گردد درباره شیوخ شاهزاده عبدالله همانند سایر ایلات و طوایف بایستی از دو زاویه نگریست:

      ۱- از جنبه ی ریشه های خونی: از نظر نَسَبی همچون سایر اقوام، درباره شیوخ نیز نظریات مختلفی مشاهده می گردد. از مصاحبه با برخی از مشایخ این روایت به دست می آید که خود را از نسل سادات می دانند.
      ۲- از دیدگاه ساختارهای سنتی ایلات و طوایف: برخی منابع شیوخ شاهزاده عبدالله را شامل زیرشاخه های زیر معرفی نموده اند:
      الف- شیخ های حاجی که در دامنه های کوه منگشت سکونت داشته اند. در پژوهشهای دکتر نادر افشار نادری، اولاد حاجی نجفعلی به تعداد ۲۰۰ خانوار در سال ۱۳۴۷ از نظر تقسیمات ایلی جزو طوایف مهمدی گرمسیر به سرپرستی عباسقلی خان یزدان پناه ذکر شده اند که در خاک بهمئی ییلاق و قشلاق می نموده اند.
      ب- شیخ هایِ دم آبی یا سلیمانی
      ج- شیوخ شیخ عبدالله
      د- شیخ هایِ شیخ علی یا شیوخ کلگه
      هـ- شیوخ شیخ عیدل

      • سلام جناب آرمان خان قبلا خدمت شما عرض کردم که ایل شیخ زیرمجموعه هیچ خانی نبودن ومستقل بودن.لطف کنیدتحقیقات خودرا ازبزرگان منطقه جانکی انجام بده نه ازکسانی که قصد دارن وانمودکنن که سیطره برطوایف دیگرداشتند.ضمنا احتمال دارد نادرافشاری ازچنین افرادی هم تحقیقات خودراکسب کرده باشد

        • سلام
          ۱- بله! بطور کلی بایستی توجه داشت درباره موضوعات تاریخی نظرات و روایات مختلفی ارائه می گردد. کمااینکه هیچکدام وحی منزل نبوده و ممکن است دارای کم و کاستی و یا ایراداتی باشند.
          ۲- جدا از اینکه دکتر نادر افشار نادری پژوهشهای خویش در خصوص بخشی از شیوخ را نزد چه کسانی به انجام رسانده اند، بایستی توجه داشت که منابع دیگر نیز سایر شعبه های شیوخ را که در کامنت پیشین بدانها اشاره گردیده از قبایل الحاقی به ممبینی ذکر کرده اند. به هر سوی همانگونه که گفته شد نتایج پژوهشها و تحقیقات تاریخی قطعیت نداشته و دائماً در معرض نقد و بررسی می باشند. بنابراین باب پژوهش درباره شیوخ نیز همانند سایر موضوعات باز می باشد.

  17. شیوخ امامزاده عبداله متشکل ازشیوخ حاجی زاده -سبزعلی زاده-محمدعلی زاده-جعفرزاده-عبداله زاده- بارانی زاده دررامهرمزساکن وشیوخ دوراهی ودره شور کریمی – شیخ خدابخش ساکن دم او-منجنیق-دره اناروشیخهای سلیمانی -کلگه-دره نی-شیخهای عادل زاده درچهارمحال -چون پرچم دار صلح واشتی بو ده اند متعلق به همه افراد خوب وشایسته خوزستان بو ده اند وجدمان شیخ احمد فداله میباشد ودارای افراد بزرگ وبرجسته در زمینه های اجتماعی-فرهنگی وعلمی – میزبانی ازمهمانا ن وجلسات صلح واشتی بود ه ایم
    نیاز به نشر اسامی انها نیست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.