ساختار ایل بهمئی

در شاکله سنتی ایل بهمئی از نظر ساختار سلسله مراتب عشایری، بزرگترین واحد سیاسی – اجتماعی «ایل» می باشد که دارای دو تیره احمدی و مُحْمَدی (مُهْمَدی) است. هر کدام یک از تیره های احمدی و مُحْمَدی خود به چندین طایفه تقسیم می شوند. طوایف ایل بهمئی، تقسیماتی هستند که دهه های هرکدام دارای یک جد مشترک می باشند. البتّه ناگفته نماند طایفه علاءالدینی که بعنوان مثال از آن یاد می کنیم خود یکی از طوایف زیرمجموعه تیره مُحْمَدی است و از نظر جمعیّت، نسبت به دیگر طوایف رشد و گسترش زیادی داشته است به طوری که می توان آن را یک تیره مستقل به حساب آورد. پس از رده های ایل، تیره و طایفه، بهمئی ها هر یک از تقسیمات خود را (چه بزرگ و چه کوچک) دَهه می گویند. البته باید توجه داشت، به گفته دکتر نادر افشار نادری طایفه در اصل همان دهه بزرگ است که تعدادی دهه کوچک تر را در برمی گیرد. دکتر نادر افشار نادری در جزوه مونوگرافی ایل بهمئی که به سال ۱۳۴۷ منتشر شده است اطلاعات ارزشمندی از ساختار ایل بهمئی را ارائه داده است. دکتر افشار نادری درباره تقسیمات ایلیاتی در ایل بهمئی می نویسد: برای درک بهتر ساختار ایل بهمئی و اینکه تقسیمات کوچک تر ایلی روشن شود، بعنوان مثال به ذکر تقسیمات یکی از زیر دهه هایِ دهه (طایفه) شیخ که بزرگترین دهه طایفه علاءالدینی است پرداخته می شود:نمودار درختی دهه بخشعلی از طایفه شیخ

به طوری که در نمودار درختی مشاهده می گردد شیخ علاءالدینی جدمشترک دهه است و پنج پسر داشته است. (شاید پسران دیگری هم داشته است امّا شهرت کافی نیافته اند و یا از آنها فرزندی باقی نمانده است) فرزندان شیخ علاءالدینی در حدود ۲۵۰ سال پیش می زیسته اند و هر یک بر اثر مرور زمان رئیس دهه شناخته شده اند. بخشعلی پسر شیخ مانند چهار پسر دیگر ، دهه تشکیل داده است. همین طور دو پسر وی علی صالح و قیطاس. از پسران قیطاس فقط محمدیار است که دهه ای بنام خود تشکیل داده است و هم اکنون باقی مانده است و فرزندان ذکور او ، علی خان ، شهریار ، قیطاس و لَهْلَزار هر یک در رأس دهه ای قرار دارند. همانطور که می بینیم تمام افراد ایل از طرف پدر با یکدیگر خویشاوند هستند. یعنی همه دهه ها، پسرعموهای درجه ۲و۳و۴و غیره هستند و یکدیگر را «گوو» یعنی برادر می نامند.

همچنین ساختار دیگر شاخه های دهه شیخ نیز از همین روند پیروی می نماید. بعنوان نمونه همانگونه که در نمودار درختی زیر مشاهده می گردد؛ ساختار دهه لطفعلی نیز همانند دهه بخشعلی شکل گرفته است.dahe-lotfali

دکتر افشار نادری همچنین در جزوه جمعیت و شناسنامه ی تیره ها و طوایف ایل بهمئی می نویسد: باید گفت برای موجودیت یافتن یک جامعه ایلیاتی چه در سطح ایل و چه در سطح طایفه، ملاکهایی لازم است تا این مجموعه شکل بگیرد. از جمله این ملاکها به موارد زیر می توان اشاره کرد:

الف – وجود ساختار مشخص: یعنی جامعه ایلیاتی همیشه تقسیماتی دارد، مثلا در ایل بهمئی، ایل به دو تیره، تیره ها به چند طایفه و طوایف به چند دهه مشخص تقسیم می شوند. (به نمودار درختی مراجعه شود)

ب – سرزمین مشترک: هر جامعه ایلیاتی سرزمین مشخصی را اشغال کرده که حدود آن کاملاً مشخص می باشد. مثلاً در ایل بهمئی، سرزمین طوایف احمدی و مُحْمَدی (مُهْمَدی) مشخص و بهم پیوسته است

ج – آگاهی افراد به عضویت خود در ایل و یا طایفه: همه افراد می دانند به کدام دهه، طایفه و تیره تعلق دارند.

در کنار رده های ایل، تیره، طایفه (دهه بزرگ) و دهه دو تقسیم بندی کوچک تر شامل: مال و خانواده در ایل بهمئی وجود دارد. مال یک مجموعه شامل ۲ تا ۱۲ خانوار کوچ رو است که در یک محل مستقر می شوند و در کنار یکدیگر زندگی می کنند. عامل اصلی تشکیل مال نظام دامداری و گذران زندگی از طریق آن است. خانواده در ایل بهمئی، همان ساختار معروف خانواده هسته ای در جامعه ایرانی است و شامل پدر و مادر و تعدادی فرزند در کنار آنها است. با توجّه به ساختار ایل بهمئی می توان دریافت آنچه را ما امروز تیره و طایفه می نامیم ، یک روزی (چند یا چندین قرن پیش) دهه بوده است و بهمئی ها خود به این واقعیت آگاهند. تمام افراد ایل بهمئی از طرف پدر با یکدیگر خویشاوند هستند. بهمئی ها همان فرزندان بهمن (نیای بزرگ ایل بهمئی) هستند که با گذشت زمان اینچنین ریشه دوانده و بعنوان یک ایل استخوان دار قَد عَلم کرده اند. بر همین اساس هرچه به رأس هرم ایلی نزدیک تر شویم نسبت خویشاوندی دورتر می شود. به طوری که اگر افراد آخرین دهه با یکدیگر برادر و عموزاده درجه یک باشند ، دهه های قبلی به ترتیب از پایین به بالا عموزاده های درجه دو ، درجه سه ، درجه چهار و… خواهند بود. به مرور زمان با افزایش جمعیت و به هم خوردن تعادل انسان ، دام ، زمین و ایجاد دهه های جدید ، عشایر بهمئی در پی یافتن چراگاه های تازه پراکنده تر شده اند و هر گروه که خویشاوندی نزدیک تری با یکدیگر داشته اند ، سرزمینی را اشغال کرده اند. به گونه ای که اکنون سرزمین بهمئی را می توان بر حسب نام تیره و حتّی طایفه تقسیم کرد. به عبارت دیگر ، با افزایش دهه های تیره مُحْمَدی و احمدی ، سرزمین بهمئی به دو قسمت تقسیم شده است. منطقه مُحْمَدی در شمال و احمدی در جنوب سرزمین بهمئی. از تیره مُحْمَدی ، طوایف مُحْمَدی سردسیر در شرق و طوایف مُحْمَدی گرمسیر در غرب و طوایف علاءالدینی در وسط قرار گرفته اند. از تیره احمدی، طایفه یوسفی در شرق ، طوایف بیژنی عمدتاً در شمال و طوایف جلالی در جنوب ساکن می باشند. ولی باید توجه داشت طوایف علاءالدینی به علت کثرت جمعیت به داخل منطقه احمدی نیز نفوذ کرده اند و تقریباً تمام قسمت غربی از این بخش سرزمین بهمئی یعنی رودتلخ و حتّی مُمْبی را اشغال نموده اند. به هر حال، منهای خانواده که در جامعه ایرانی پایه و اساس ساختار اجتماعی است، آخرین دهه ، در واقع کوچک ترین واحد ساختاری در میان ایل بهمئی است زیرا هرچند مال کوچک تر از دهه است امّا جمعیت مال (مجموعه ی چندین سیاه چادر) در فصول مختلف تغییر می کند و خانوارها به علل مختلف تغییر مال می دهند. بنابراین مال بیشتر شبیه به یک بنگاه اقتصادی موقت است تا یک ساختار اجتماعی ثابت. از سوی دیگر کوشش در بکار بردن مفاهیم خانواده چند زنی و یا خانواده گسترده پدرسالاری و تطیبق این مفاهیم با واقعیت زندگی عشایری در ایل بهمئی کاری بی حاصل است. مخصوصاً که ممکن است فرزندان از دو مادر باشند و دو دهه به نام مادر تشکیل دهند و در این حال دهه هیچ مشابهتی با خانواده چند زنی و خانواده گسترده پدرسالاری که در آن مرد مبنای تشکیل دهه می باشد، ندارد. ما به وضوح می بینیم در ایل بهمئی ممکن است زن مبنای ایجاد یک دهه باشد. به عنوان مثال: در حدود ۲۰۰ سال پیش ، محمدحسین خان رئیس ایل بهمئی و به قولی شُمْشیرزن اصلی خوانین بهمئی، زنان متعدد داشت. بعد از مرگ او خوانین به دو قسمت شدند و هر یک جانب یکی از دو زن مهّم محمدحسین خان را گرفتند. یعنی در واقع خوانین بهمئی به دو قسمت شدند: دهه ی زهرا و دهه ی ماه بانو. بی زهرا دختر خوانین طیبی و بی ماه بانو دختر خوانین بختیاری بود. علی رغم اینکه در خانواده پدرسالاری، مرد باید مبنای تشکیل دهه باشد ولی روشن است در این نمونه مشخص، دو زن مبنای ایجاد دو دهه شده اند.

اکنون با گسترش زندگی شهری و پذیرفتن ملزومات آن، باز هم می توان گفت با نمایی کم رنگ تر، ساختار ایل بهمئی شامل ایل، تیره، طایفه و دهه همچنان پابرجا است. طوایف تیره های احمدی و مُحْمَدی تقریباً در همان مناطق سابق سکونت دارند با این تفاوت که امروزه روستاها بعضاً تبدیل به شهر شده اند. نمونه های بارز این گفتار، روستاهای لِکَک (لیکَکْ)، دیشموک و صِیدون می باشد  که هم اکنون دارای جمعیّت چند ده هزار نفری هستند و مراحل اوّلیه ساختار شهرنشینی خود را طی می کنند و طبیعتاً مواجه با سیل مهاجرت از روستاهای اطراف خود و مشکلات ناشی از آن هستند. به هر حال تنها واحد ساختاری ایل بهمئی که بسیار محدود شده است و تقریباً اثری از آن نیست، همان مال است که بر مبنای کوچ و دامداری بنا شده بود.

60 دیدگاه در “ساختار ایل بهمئی

  1. درماهشهر طایفه ای است بنام بندری که اصلا لربهیمی هستند مردانی دلیروشجاع وشیرزنانی نترس..برای اطلاعات بیشتر باهمرامن تماس بگیرید ۰۹۱۶۳۱۰۲۷۴۲ یاتلفن ۰۳۱۲۵۲۵۲۷۴۲

    • سلام
      با تشکر از توجه شما نسبت به مطالب بهمئی دات کام، به اطلاع می رساند می توانید جهت ارتباط آسان تر، اطلاعات خود را به آدرس ایمیل منتشر شده در بخش « ارتباط با ما » ارسال نمایید.
      موفق باشید

  2. میخوام بدونم هنوز از مردم ممبی چیزی به نام ایل ممبینی وجود دارد چون این ایل حدود۴۰۰سال پیش کوچ کردندوالان باغملک رامهرمز هفتکل اکثرازایل ممبینی هستند. ودرهمین شهرها طایفهای کوچکی بهمیی وجود دارد.مثل نریمیسا ممه میسا کلاه کج وعلادینی که خواجه میری میراحمد قاسملی هم ازاین طایفه اند

  3. درماهشهرخانوادههایی هستندکه اصالتا ازایل بمهیی اند معروف طایفه بندری وازطایفه بیژنی البته پس ازتحقیقات زیادی لطفا برای اطلاعات بیشتر باتلفن همراه من تماس بگیرید. ۰۹۱۶۳۱۰۲۷۴۲-۰۹۳۶۳۱۰۲۷۴۲

    • سلام
      با تشکر از توجه شما نسبت به مطالب بهمئی دات کام، جهت ارتباط آسان تر می توانید از طریق ایمیل، مطالبتان را ارسال نمایید.
      موفق باشید

  4. به نظرشماطایفه بزرگ مهمدموسایی ونریموسابی جزئ ای ازایل بزرگ بهمئی نیستند که اسمی ازآنهانبردید؟

  5. روح شهید خداکرم خان بهمئی (ایزدپناه) آبرو و اعتبار ایل بهمئی شاد باد.

    • سلام
      خداکرم خان بهمئی یکی از کلانتران ایل بهمئی بود که طایفه خویش را دوست می داشت و متقابلاً طایفه اش نیز وی را گرامی می داشتند. اصولاً عموم بهمئی ها از خان و کدخدا گرفته تا افراد عادی، انسانهایی مهربان و علاقه دوست بوده اند. چنانچه حقیقتاً می توان گفت « گووگری » آنها در میان ایلات و طوایف لُر کم نظیر بوده است.

  6. به خودم افتخار می کنم که از نوادگان خان طلا هستم و برای شما دوستان عزیز که اینقدر به ایل و تبار خود اهمیت می دهید آرزوی موفقیت های روزافزون دارم.

    • سلام
      همانگونه که پیشتر نیز توضیح داده شد، از نظر تقسیمات ایلی و طایفه ای، ایل بهمئی شاخه ای از ایل بختیاری نمی باشد. توجه داشته باشید مباحث نژادی و تقسیمات طایفه ای دو مبحث مرتبط با یکدیگر امّا جدا از هم می باشند بنابراین آن دو را نباید با هم یکسان دانست.
      پایدار باشید

  7. من افتخارم این است که بهمیی ان واز شاخه بیژنی واز بزرگان طایفه بندری ساکن ماهشهر که دارای شیرمردان وزنان نترس دلیر وشجاع است آماده گپ وگفتگوی حضوری ونوشتداری ام تاپس قرنها ایل امرابشناسم وارتباطات برقرارشود انشاا

    • سلام من یک بیجنی بندری هستم ایا شما از ممبی به ماهشهر رفته اید درباری خود بیشتر بگوید

  8. سلام
    لطفا” متن لری بخونین
    دانشجوی ارشد رشته ی تاریخم خواسم پایانامه م در مورد قسمتی از تاریخ ایل بهمئی بنویسم ای ترین کمکم کنین ار ای تری مو ساکن باغملکم کورو یکی دونه ببینیم.

    • سلام
      مَهلی خووِ اَ بخوی ایی کارَ اَنجُم بدی. اَلبَت مو اَ بَهمئییَلِ دومِنُم (سَمتِ مُمبی و لِکک و کَت) که وَ بهبهون اینِشَسُم. ایسو هم سی خاطر شرایط زِندِییم و کارُم هیچ نَه مِنِ منطقَه ام. وَ نَظرُم نَتَرُم بِوینُمِت. شرمندَتُم.

      • سلام
        چونکه کار سخت وسنگینی به کمک ت خیلی نیاز دارم فکر کنم اهواز یکی دونه ای تریم ببینیم .با عرض معذرت ادرس ایمیلته بنویس .

        • سلام
          اَنو هَم شَرمَندَتُم! سی خاطر یُو که مُو زِندِییم و کارُم نَه وَبالِ خوزستان و کُهگیلویه ی. غیرَزا عید نوروزی بِتَرُم بیام سی بالِ اَهواز، بهبهون و یا لِکَک. ایمیل مو هَم هَمو هُونِه که مِنِ بَخشِ ارتباط با ما زِیدَی.

  9. با عرض سلام .یه طایفه ای بزرگ از ایل بهمئی ( مهمد موسائی) در منطقه ای به نام سادات حسینی روستای تل فالح زندگی میکنند و مردمی فوق العاده صادق و مهربان و زحمت کش که از چندین سال پیش به این منطقه کوچ کردند و تا الان همانجا زندگی میکنند. فرستنده: نصیر بهمنی دانشجوی رشته ی مهندسی عمران

  10. با سلام آخر منظور لیراو نفهمیدم که کیه بهمن-عالی-(لیراو)-بایوجمان-بهداروند
    حالا لطف کنید در مورد لیراو توضیح دهید که شخصه یا چیز دیگری منظورتونه
    لطفا جواب را به ایمیل ارسال نمایید

  11. باعرض سلام و خسته نباشید لطفا” درباره طوایف قنبری میراحمدی خواجه امیری شیخ و محمدی بیشتر توضیح دهید

    • سلام
      با سپاس از ابراز محبت شما، به اطلاع می رساند در آینده و بمرور زمان به بررسی تک تک طوایف ایل بهمئی و از جمله طایفه علاءالدینی پرداخته خواهد شد. عنایت داشته باشید که بهمئی دات کام هم اکنون در ابتدای راه می باشد و موضوعات بسیاری باقیمانده است که می توان بدانها پرداخت.
      پایدار باشید

    • سلام
      در پُست طوایف ایل بهمئی و همچنین نمودار درختی طوایف بهمئی به طایفه عالی مُهمَد اشاره گردیده است. به امید خدا در آینده نیز بصورت تخصصی تر به طوایف بهمئی و از جمله طایفه عالی مُهمَد پرداخته خواهد شد. به هر حال عنایت داشته باشید که بهمئی دات کام هم اکنون در ابتدای راه می باشد و زمان زیادی باقیمانده تا به سرانجام مقصود دست یابد؛ اگر خداوند توفیق عنایت بفرماید.

    • سلام
      به پشتوانه ی سلحشوری و رشادت بهمئی ها، ۲ تن از خوانین بهمئی عنوان « ایلبگی کهگیلویه » را بدست آورده اند:
      ۱- حسین خان بهمئی فرزند محمدحسین خان بهمئی: با توجه به اینکه « بی هُما » همسر محمدحسین خان بهمئی، دختر خداکرم خان بویراحمدی بود حسین خان روابط حسنه ای با کریم خان بویراحمدی (فرزند خداکرم خان) داشت. بر همین مبنا، حسین خان و کریم خان در اواخر دوره ی قاجار در صدد تشکیل یک اتحادیه ی جدید میان ایلات کهگیلویه به ایلخانی بویراحمد و ایلبگی بهمئی بوده اند.
      مخاطب گرامی
      مشارکت در اتحادیه ایلات کهگیلویه یکی از دلایل مهّم اختلاف میان حسین خان بهمئی و خوانین بختیاری بود زیراکه ایلخانی بختیاری همواره درصدد بود تا بهمئی را در زیر حوزه ی نفوذ خود داشته باشد. به هر حال روابط میان سران ایلات و طوایف، یک مقوله ی پیچیده و چندوجهی بوده است که پرداختن بدان از حوصله ی این مجال خارج می باشد.
      ۲- محمدعلی خان بهمئی (خلیلی) فرزند حسین خان بهمئی: پس از خلیل خان بهمئی، او تنها کلانتری بود که موفق شد طوایف احمدی، مهمدی و علاءالدینی را متحد نموده تا به دنبال آن، نقش آفرینی بهمئی ها را در مناسبات میان ایلات کهگیلویه و بختیاری پر رنگ تر کند بنحوی که توانست مقام « ایلبگی کهگیلویه » را در ایل بهمئی حفظ نماید. بر همین اساس در دهه های ۲۰ و ۳۰ شمسی، بهمئی دارای عنوان « ایلبگی کهگیلویه » بوده است.
      پایدار باشید

  12. یه سوال دارم برادر جان.به نظرت کتاب ایل بهمئی نوشته نادر افشار نادری گیر میاد که مطالعش کنیم

    • سلام
      برای تهیه کتاب ایل بهمئی اثر دکتر نادر افشار نادری، می توانید با انتشارات خجسته هماهنگ نمایید.
      آدرس: تهران، میدان انقلاب، روبروی دانشگاه تهران، نبش خیابان منیری جاوید، بازارچه کتاب.
      شماره تلفن: ۶۶۴۶۰۲۸۳-۰۲۱
      ضمناً به اطلاع می رساند کتاب فوق در تیراژ محدود (۱۰۰۰ نسخه) چاپ گردیده است.
      موفق باشید

  13. کی گفته طایفه نوروزی از طایفه بهمئی هستش ؟تجدید نظر بشه خیلی بهتره طایفه نوروزی از طایفه بختیاری هستند

    • سلام
      در ساختار سنتی ایلات در مناطق کهگیلویه و بختیاری ۲ طایفه با نام نوروزی شناخته می شوند:
      ۱- طایفه نوروزی از تیره مُهمَدی ایل بهمئی
      ۲- طایفه نوروزی از شاخه دینارانی باب ایل بختیاری

  14. با سلام و تشکر به خاطر مطالب خوبتون،
    مختصرا میخواستم بدونم خوانین ایل بهمئی چه کسانی و از چه تیره ای بودند؟

    • سلام
      مخاطب گرامی
      جناب آقای نریموسایی
      با سپاس از ابراز محبت شما، همانگونه که در پُست بهمئی ها در فارسنامه ناصری نیز اشاره گردیده است؛ خوانین بهمئی از فرزندان ملاعلی شیر بهمئی و از تیره نریمیسا بوده اند. به گفته پیران و بزرگان، برخی از فرزندان مُلاعلی شیر به شرح زیر می باشند:
      ۱- مُلاعلی همت: از جمله فرزندان وی می توان به زکی خان معروف اشاره کرد.
      ۲- قیصر سلطان: از جمله پسران او می توان به آقاخان و شهبازخان بهمئی اشاره نمود.
      ۳- خلیل خان: وی ۱۸ پسر داشته که از آن جمله می توان به جعفرخان، محمدحسین خان، هادی خان، ولی خان و شریف خان اشاره نمود.
      به هر حال بهمئی دات کام در نظر خواهد داشت در آینده در قالب یک پُست مستقل به مبحث ساختارهای سیاسی ایل بهمئی و طبیعتاً شجره نامه ی کلانتران آن بپردازد. بنابراین در آن مجال بطور کامل به ذکر فرزندان و اولاد مُلاعلی شیر اشاره خواهد گشت.

  15. با عرض ادب و سپاس مجدد بخاطر پاسختون،
    در مورد شجره نامه خداکرم خان بزرگ میخواستم بدونم و اینکه آیا بزرگداشتی برای ایشان از طرف ایل بزرگ بهمئی صورت میگیرد یا خیر؟
    با تشکر

    • سلام
      شجره نامه مرحوم خداکرم خان شامل پدر، پدر بزرگ و جد وی به شرح زیر است:
      ۱- خداکرم خان بهمئی
      ۲- سرهنگ خان بهمئی
      ۳- محمدحسین خان بهمئی (مَحسین خان گپو)
      ۴- خلیل خان بهمئی
      به عبارت ساده تر؛ از نظر سلسله مراتب نسب شناسی، خداکرم خان نوه ی محمدحسین خان و همچنین نتیجه ی خلیل خان بود. در خصوص بزرگداشت به شکل همایش و گردهمایی، بهمئی دات کام اطلاعی در دست ندارد.

  16. سلام بر همه برادرانم
    من افتخار میکنم از طرف مادری از طایفه بزرگ واصیل بهمیی هستم
    و خانواده مادری در منطقه آغاجاری ساکن هستن.از مدیر محترم و دیگر دوستان تقاضا دارم راهنمایی بفرمایند که ساکنین این منطقه دقیقا از کدام شاخه میباشند.با تشکر

  17. لطفادر مورد طایفه بزرگ ویسی از فرزندان بیزنی هم بنویسید از بهمئ دات کام بخاطردادن اگاهی های بسیار مفیدش سپاسگزارم

    • سلام
      ضمن تشکر از ابراز محبت شما، به اطلاع می رساند بهمئی دات کام به یاری خدا در نظر دارد در آینده درباره تک تک طوایف بهمئی از جمله طایفه ویسی مطالبی را تهیه، تنظیم و منتشر نماید.

    • سلام
      خیر! ایل بهمئی در ساختار سنتی خویش، زیرمجموعه ایلات کهگیلویه بوده هرچند آنگونه که از منابع تاریخی برمی آید؛ ایلخانی بختیاری در مقاطعی تلاش داشته است که بهمئی را به زیر حوزه ی نفوذ خویش درآورد.

    • سلام
      پرداختن به طوایف ایل بهمئی از حوصله بخش نظرات خارج می باشد. ضمناً همانگونه که پیشتر نیز مکرراً اشاره گردید؛ بهمئی دات کام در نظر دارد بمرور زمان مطالبی را بصورت اختصاصی درباره طوایف ایل بهمئی و از جمله طایفه علاءالدینی و زیرشاخه های آن تهیه، تنظیم و منتشر نماید.

  18. سلام میخواستم بدونم جایی هست که بهم بگن ازکدوم طایفه ازبختیاریها هستم چون دقیقانمیدونم بایدازکجا بفهمم به کدوم ازطوایف ایل بختیاری تعلق دارم فقط میدونم یه روستایی داریم بنام بلعباس درایذه یا باغملک

    • سلام
      منطقه ای بنام « بلواس » در نزدیکی شهر باغملک وجود دارد. امّا شما برای پی بردن به اصالت خود و اینکه از کدام طایفه و تیره می باشید می بایست به نواحی ایذه و باغملک سفر نموده و این موضوع را بصورت حضوری پیگیری نمایید.
      موفق باشید

  19. باتوجه به اینکه بختیاری باجمعیتی بالغ بر شش میلیون نفربزرگترین ایل درجهان می باشند وبهمیی هاحدود پانصد هزار نفر می باشند می توان نتیجه گرفت بهمیی شاخه ای از بختیاری است

    • سلام
      مخاطب گرامی
      بعید بنظر می رسد؛ نه بختیاری ها ۶ میلیون نفر و نه بهمئی ها ۵۰۰ هزار نفر جمعیت دارند. بلکه رقم مذکور بسیار کمتر و شاید بتوان گفت بصورت تخمینی و حدس و گمان منطقی بر پایه آمارهای جمعیتی موجود، بختیاری ها مابین ۱ تا ۲ میلیون و بهمئی ها نیز در حدود ۱۰۰ إلی ۲۰۰ هزار نفر باشند.

      • دوست عزیز جمعیت بختیاریهای خوزستان فقط بین یک تا دومیلیون نفره. بقیه استانهاهم هستند. بعدشم ایل بهمعی تو خوزستان بیش از دویست هزارنفره

        • سلام
          با تشکر از توجه شما، ابتدا بایستی عنایت داشت که تمامی درصدهای مطرح شده بر پایه حدس و گمان می باشند. در همین راستا جهت بررسی دقیق تر موضوع می توان به آمار سرشماری سال ۱۳۹۵ استناد نمود. ضمناً در برخی مناطق نیز آمار، دست بالا حساب شده اند. مثلاً در شهر رامهرمز ۵۰% درصد بختیاری و ۳۰% بهمئی تخمین زده شده و یا در شهر بهبهان ۲۵% بهمئی محسوب گشته، در حالیکه می توان ادعا نمود چنین آماری به دور از واقعیت است. امّا با این وجود نتایج تقریبی زیر به دست می آید:

          جمعیت بختیاری ها:
          ۱- استان خوزستان بعنوان بزرگترین استان بختیاری نشین با احتساب ۱۰۰% جمعیت شهرستانهای ایذه، مسجدسلیمان، باغملک، لالی، گتوند، اندیکا و هفتگل دارای تقریباٌ ۶۰۰٫۰۰۰ نفر جمعیت بختیاری است.
          ۲- با در نظر گرفتن جمعیت پنجاه درصد بختیاری در شهرستانهای اندیمشک، دزفول، شوشتر و رامهرمز و همچنین ثلث جمعیت شهر اهواز این رقم در کل استان به حدود یک میلیون و چهارصد هزار نفر می رسد.
          ۳- بختیاری های استان چهارمحال و بختیاری نیز با احتساب ۱۰۰% جمعیت شهرستانهای فارسان، کوهرنگ، لردگان، اردل و کیار و نیز با در نظر گرفتن جمعیت پنجاه درصدی شهرکرد به رقم تقریباً ششصد هزار نفر می رسد.
          ۴- در استان لرستان نیز با در نظر گرفتن ۱۰۰% شهرستان الیگودرز و نیز پنجاه درصد شهرستانهای درود و ازنا، رقم بختیاری های آن استان به حدود دویست و شصت هزار نفر می رسد.
          ۵- با جمع جمعیت بختیاری سه استان فوق بعنوان عمده ترین مناطق بختیاری نشین، رقمی در حدود دو میلیون و دویست و شصت هزار نفر به دست می آید. با در نظر گرفتن بختیاریهای پراکنده در سایر مناطق کشور این رقم میتواند به حدود دو میلیون و پانصد إلی سه میلیون نفر برسد که باز هم تفاوت فاحشی با آمار قبلی (دو میلیون نفر) ندارد.

          جمعیت بهمئی ها:
          جمعیت تقریبی بهمئی ها در دو استان خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد بر اساس آمار سرشماری ۱۳۹۵ به شرح زیر تخمین زده می شود. مجدداً یادآوری می نماید که حدس و گمانهای ارائه شده در برخی مناطق دست بالا حساب شده اند. مثلاً نواحی تشان، رودزرد و سلطان آباد صددرصد بهمئی نشین نمی باشند ولی با این وجود نتایج تقریبی زیر به دست می آید:
          ۱- در استان خوزستان با احتساب صددرصدی بخش صیدون و حتّی بخشهای تشان، جایزان، ابوالفارس، سلطان آباد، رودزرد و حومه شرقی رامهرمز و مناطق پتک و جره جمعیت بهمئی ها به حدود ۷۵٫۰۰۰ نفر می رسد که این رقم حتّی با در نظر گرفتن ۳۰% نفوس شهر رامهرمز و نیز ۲۵% جمعیت شهر بهبهان، عدد تقریبی ۱۳۵٫۰۰۰ نفر را به دست می دهد.
          ۲- رقم فوق با احتساب صددرصدی جمعیت شهرستان بهمئی و بخش دیشموک در استان کهگیلویه و بویراحمد به حدود یکصد و نود و پنج هزار نفر می رسد که با آمار گفته شده قبلی نیز مطابقت دارد.

          در پایان مجدداً یادآوری می نماید درصدهای آماری که در سالهای اخیر درباره نسبت جمعیتی اقوام و گروههای انسانی توسط افراد مختلف ارائه گشته اند بر اساس حدس و گمان بوده و بررسی چنین موضوعی نیازمند اقدام مراجع آمارگیر در دولتها می باشد. بنابراین از مخاطبین گرامی خواهشمند است از ادامه دار نمودن مباحث در اینگونه موارد خودداری نمایند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.