خانواده در ایل بهمئی

خانواده یک پدیده ی تاریخی و کوچک ترین و در عین حال بنیادی ترین  واحد اجتماعی هر جامعه است. زیرا در داخل خانواده است که جامعه و سنت هایش تکرار می شوند، لذا مطالعه ی این پدیده برای فهم یک جامعه ی معیّن غیر قابل اجتناب بوده و بنابراین  بایستی به عنوان یک پدیده مهم و جامع در نظر گرفته شود.بر همین اساس نمی توان درباره خانواده فقط به بحث های نظری اکتفا نمود، بلکه باید از نمونه های متنوع آن بر حسب منطقه و طبقه ی اجتماعی صحبت کرد.

اگرچه امروزه با گسترش زندگی شهرنشینی و فراگیر شدن تکنولوژی و فناوری، ساخت خانواده ها نیز دچار دگرگونی های اساسی گشته است امّا با عنایت به اینکه هدف بهمئی دات کام شناخت اصالت و گذشته ی بهمئی می باشد و همچنین با توجه به اینکه خانواده یکی از عناصر بنیادین در شاکله ی هویت سنتی بهمئی بوده و نیز نقش بی بدیل آن در انتقال فرهنگ در ساختارهای سنتی ایل بهمئی، نگاهی گذرا به ساختار خانواده و بویژه علل و انگیزه های ازدواج در بین بهمئی ها انداخته خواهد شد.

در جامعه ی ایلی ایران، مانند اکثر جوامع دیگر، ازدواج تنها راه موجود برای تشکیل خانواده و داشتن فرزند محسوب می شده است. خانم دکتر الویا رسترپو، همسر دکتر نادر افشار نادری، نتیجه ی تحقیقات میدانی خویش در اواسط دهه چهل و اوایل دهه پنجاه شمسی را بعنوان رساله ی دکترای خود با عنوان ازدواج در ایل بهمئی در سال ۱۹۷۵ در دانشگاه پاریس با نمره بسیار خوب همراه با تبریک هیئت داوران دفاع نمود. این پژوهش گرانقدر سرانجام در سال ۱۳۸۷ توسط دکتر جلال الدین رفیع فر عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در قالب کتاب زنان ایل بهمئی ترجمه و منتشر گردید.

هرچند متصور است که درک کامل و جامع از فرهنگ خانواده ی عشایری برای خانم دکتر الویا رسترپو بعنوان یک فرد خارجی و پرورش یافته ی فرهنگی متفاوت، بسختی بدست آید امّا علی رغم وجود اینگونه مشکلات، در یافته های وی آگاهی های مفید و با ارزشی از نظام اجتماعی بهمئی ها ارائه داده شده است که می تواند گوشه هایی از اصالت و گذشته ی بهمئی را روشن نماید. ناگفته پیداست پرداختن به مطالب کتاب مذکور دهها پست جداگانه را می طلبد. بر همین اساس بهمئی دات کام تلاش خواهد نمود با حفظ اولویت و در چارچوب نوشته های مستقل به برخی از عناوین آن نیم نگاهی داشته باشد. ایشان در این خصوص می نویسند:

محور مطالعه در این تحقیق، ازدواج در ایل بهمئی است که در منطقه ی کهگیلویه در جنوب ایران واقع است. به طور دقیق تر، بررسی روابطی است که از یک طرف، نقش ازدواج و شیوه های همبستگی و اتحاد که چگونه شکل می گیرد و مراسمی که به همراه آن برگزار می شود و از طرف دیگر، فاکتورهای مختلف اقتصادی – سیاسی و اجتماعی که آن را تحت تأثیر قرار می دهد مدنظر است.

به دلیل تمامی روابطی که بین ازدواج و مسایل مختلف دیگر زندگی ایلی وجود داشت، به این نتیجه رسیدیم که این مطالعه دارای شرایط مناسبی است تا بتوان به مجموعه واقعیت های جامعه ی ایلی دست یافت و آن را شناخت. از طرف دیگر، اقتدار و مستقل بودن و بالا بودن طبقه ی اجتماعی که به نظر می رسید باعث خوشحالی زنان ایلی در مقایسه با زنان روستایی غیرایلی گردیده است، تعجب ما را بیشتر کرد. به عبارت دیگر بر خلاف آن چیزی که ممکن است تصور شود، نقش زن در خانواده عشایر ایلیاتی یک جایگاه بلندمرتبه جلوه می نماید و تقریباً هیچ مردی بدون زن قادر به حفظ خانواده خود نبوده است. همین امر به زن نوعی استقلال نسبی در خور توجه می داده و زنان ایلیاتی می توانسته اند در برخی از عرصه ها اظهار نظر نمایند.

آیا چنین تفاوتی واقعاً وجود داشت و اگر وجود داشت دلایلش چه بود؟ در نهایت به نظر رسید که مطالعه در زمینه ی ازدواج، بدون شک می تواند به پرسشهای ما پاسخ بهتری بدهد.

ساختار خانواده:

آگاهان و پژوهشگران عرصه ی علم انسان شناسی به لحاظ ساختار، خانواده را به چند نوع تقسیم کرده اند:

  • خانواده هسته ای
  • خانواده گسترده

خانواده هسته ای: به گفته دکتر رسترپو، به تبع ایلات کهگیلویه در ساختار سنتی ایل بهمئی نیز بیشتر، خانواده از نوع خانواده هسته ای است. به بیان ساده یعنی متشکل از زن و مرد (غالباً پدر و مادر) و تعدادی فرزند در کنار آنان بوده که ممکن است مادر بزرگ پدری و عمو یا عمه ای که ازدواج نکرده باشد را هم شامل شود. در واقع بر اساس برخی تعاریف، خانواده ی هسته ای به یک گروه اجتماعی که دارای سکونتگاه مشترک، همکاری اقتصادی و تولیدی تعاونی می باشند اطلاق می گردد. بنابراین تعدادی افراد بالغ از دو جنسیت که دست کم دو نفر از آنها با یکدیگر دارای روابط جنسی که شکل آن در جامعه پذیرفته شده است می باشند به همراه یک یا چند فرزند متعلق به خود آنها و یا فرزند خوانده، خانواده هسته ای نامیده می شود. در این میان باید به این نکته توجه داشت که اساس در یک گروه اجتماعی که بتوان آنرا خانواده نامید، سکونتگاه مشترک دست کم دو نفر بالغ از دو جنس مختلف و اقتصاد تعاونی است.

شاخص روابط جنسی می تواند در واقع در بعضی از موارد از میان برود. زیرا برای مثال موقعی که یک مادر در یک تعاونی اقتصادی با پسرش که مجرد است در زیر یک چادر (بهون) زندگی می کند و یا مورد دیگر که یک مرد مجرد با خواهرش و شاید برادران کوچک اش زندگی می کند و این افراد، که هیچ گاه با یکدیگر روابط جنسی ندارند.

در هر صورت این موارد استثنایی بازمانده هایی از خانواده هستند که در اصل این کارکرد را داشته اند. در بین بهمئی ها، مانند تمام جوامع سنتی ایران خانواده نمی تواند مورد قبول واقع شود مگر اینکه از طریق یک ازدواج به وجود آمده باشد.

در کنار نقش تولید مثل، تمام خانواده ها دارای یک نقش اقتصادی و تربیتی می باشند. در بین بهمئی ها، یک فرد  در هر دوره ای از زندگی و در هر سنّی که باشد، بر حسب شخصیت اش تحت تأثیر نقش تربیتی خانواده  هسته ای قرار می گیرد. ولی در حال حاضر [ اوایل دهه پنجاه شمسی ] این تأثیر بصورت مشخص تغییر کرده و بر حسب نوع برخورد مجموع افراد خانواده های یک « مال » با او کمتر هم شده است.

خانواده گسترده: درباره ی ایران دست کم می توان گفت، خانواده گسترده تنها یک اقلیت را تشکیل می دهد. این که به غلط گفته می شود خانواده ی ایرانی از نوع گسترده است، بنظر می رسد از دو مسئله نشأت گرفته باشد: از یک طرف تمام کسانی که به یک جامعه ی ایلی وارد می شوند به خانواده ی خان رفته و در آنجا پذیرایی می شوند که دقیقاً این تنها خانواده ی گسترده در جامعه ی عشایری است و از سوی دیگر تمام خانواده های هسته ای با یکدیگر روابط بسیار نزدیک و صمیمی دارند که این مسئله نیز باعث گردیده تعیین نوع خانواده کار ساده ای نباشد و اشتباهاتی در این باره صورت پذیرد.

همچنین باید توجه داشت که در زیر عنوان خانواده گسترده، خانواده ترکیبی قرار دارد که خود به صورت زیر از سایر خانواده تفکیک می گردد:

  • خانواده  ای که از یک مرد با چند همسر در یک مکان زندگی می کنند، شکلی که در اکثر خانه های خوانین وجود دارد ولی در حال از بین رفتن نیز می باشد. این نوع در بین بعضی از دامپروران یکجا نشین نیز وجود دارد.family in bahmei tribe
  • خانواده ای که از دو خانواده ی هسته ای که در زیر یک سقف چادر (بهون) زندگی می کنند. این شکل نیز در گذشته رواج بیشتری داشته و همیشه بصورت موقتی بوده است. این شکل معمولاً از دو برادر متأهل که در انتظار تقسیم ثروت خود هستند و با هم زندگی می کنند، تشکیل می گردد.

محل زندگی و تسلسل:

مرد مکانی: در ایلات کهگیلویه، محل زندگی بعداز ازدواج اساساً مردمکانی است. زیرا در صورت برون همسری، زن یا در طایفه زندگی می کند و یا در ایل شوهر خود. اگر با توجه به ساختار یک « مال » به مسئله بنگریم، اغلب نومکانی است زیرا زوجین در بیشتر موارد برای زندگی به مال دیگری می روند. این نومکانی هنوز [ اوایل دهه پنجاه شمسی ] بسیار رایج است. در صورتی که آن را در مقایسه با منزل پدری در نظر بگیریم، زوج جدید همیشه در خانه یا بهون دیگری مستقر می شوند. چنانچه در زیر همان سقف که والدین پسر زندگی می کنند باقی بمانند تنها برای مدتی کوتاه است. البته به استثنای بعضی از خانواده های خوانین.

زن مکانی: در سطح ایل نیز با چنین پدیده ای می توان روبرو شد، زیرا دهها مرد که از بیرون ایل هستند با زنان بهمئی ازدواج کرده اند و در داخل این ایل مانده اند. این مردان را غالباً کاسب ها و فروشندگان کوچک بهبهانی و یا رعایای ایل طیبی که به دلیل مشکلات اقتصادی و یا در اثر موافق نبودن با ایل خود برای زندگی به ایل همسر خود آمده اند.

جایگاه خانواده ی عروس: در بین بهمئی ها، با وجود اینکه نظام پدر تباری رایج است، زن در هنگام عروسی تعلق خود را به جایگاه و منزلت خانواده اش همچنان حفظ می کند. گویی که هدف اصلی یک ازدواج به وجود آوردن روابط جدید بین دو گروه نیست، بلکه به حفظ و محکم کردن روابط اقتصادی – اجتماعی موجود، در طول سالیان است.

خویش زینَه مِنِ حونَه، خویش میرَه پَسِ بُهُون

این ضرب المثل بهمئی، به خوبی نشان می دهد که زن روابطش را با خویشان خود به شایستگی حفظ می کند. روابط محبت آمیز و بسیار گرم که معنی داشتن روابط رضایت بخش بین شوهر و خانواده همسرش می باشد. بنابراین از آنجایی که زن در اکثر اوقات در میان گروه و خویشان شوهرش زندگی می کند، او در این گروه جا افتاده است، در حالی که خانواده خود او که در کمی دورتر زندگی می کنند، همیشه به عنوان مهمانان بسیار محترم پذیرفته می شوند.

تأثیر و نفوذ اعتبار خانواده همسر بطور خاص در ساختار سیاسی ایل بهمئی نیز مشهود است زیرا زمانی که یک خان قصد داشت منصبش را به یکی از پسرانش منتقل کند به پسری منتقل می کرد که از خانواده مهم تری است و نَه پسر ارشدش.

انگیزه ها و علل ازدواج:

الویا رسترپو در رابطه با انگیزه های ازدواج در بین بهمئی ها نیز به بررسی علت های قانونی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اشاره می کند. او ازدواج را از جنبه ی قانون، همبستگی بین یک مرد و یک زن برای اینکه فرزندانی که از آن زن متولد می شوند به عنوان فرزندان قانونی از این پدر و مادر در نظر گرفته شوند بیان می دارد. از نظر قانون، تمام تعاریف ممکن در خصوص ازدواج  بر پایه ی دو مسئله استوار است: از یک طرف قانونی کردن اعمال جنسی بین یک زن و یک مرد و از طرف دیگر قانونی کردن فرزندان متولد شده از این همبستگی است.

رسترپو در ادامه درباره ی علت های اجتماعی ازدواج بیان می دارد که به نظر می رسد تنها، داشتن احتیاج به روابط جنسی نمی تواند به عنوان هدف اصلی در ازدواج مدنظر قرار گیرد، زیرا جامعه هایی وجود دارند که در آنها برقراری ارتباط جنسی قبل از ازدواج، عملی پذیرفته شده است. علل اجتماعی که به عنوان تعیین کننده ترین دلایل برای ازدواج مطرح شده و در نظر گرفته شده اند:

  1. داشتن میل طبیعی و تمایل به مهرورزی دو طرفه بین انسان ها
  2. احتیاج به اتحاد و کمک برای جلوگیری از انقراض نسل ها
  3. نیاز به داشتن اولاد و آیندگان

همچنین ازدواج هایی هستند که به عنوان یک قرارداد در نظر گرفته می شوند که کارکرد اصلی آنها قبل از هر چیز برقراری نوعی روابط اجتماعی – سیاسی مهم می باشد.

الویا رسترپو درباره ی علل ازدواج در بهمئی ها، به ذکر سبب های اقتصادی نیز می پردازد. بدین شکل که در ساختار سنتی ایل بهمئی در واقع تمامی فعالیت های داخل طایفه بر حسب جنسیت و سن تقسیم شده بود. بر همین مبنا وظایف زن، مرد و فرزندان در خانواده ایلیاتی بهمئی چنین بوده است:

وظایف زنان:

  • پخت نان
  • بچه داری
  • کوبیدن برنج
  • تهیه آرد بلوط
  • دوختن لباس بچه ها
  • دوشیدن شیر دامها
  • تهیه چای ناهار و شام
  • حمل آب از چشمه تا بهون
  • مواظبت از بره ها و بزغاله ها
  • تهیه مَشک دوغ، آب و روغن
  • شانه زدن پشم و مو، ریسیدن نخ
  • بافتن بهون، گلیم، خورجین و طناب
  • تهیه ماست، کشک، دوغ، کره و روغن
  • تهیه و حمل چوب های کوچک برای آتش

وظایف مردان:

  • چیدن بلوط
  • پوست کندن بلوط
  • ساختن خانه سنگی و گِلی
  • برپا کردن بهون و برچیدن آن
  • شخم زدن زمین، بذرپاشی و درو
  • تصمیم درباره انتخاب مراتع دامها
  • نگهداری چهارپایان (گاو، قاطر، الاغ و اسب)
  • به چرا بردن دامها (تا زمانی که فرزندی ندارند)
  • جمع آوری تنه های سنگین درخت برای سوخت
  • مسافرت به شهر جهت خرید و تأمین مایحتاج خانواده

وظایف فرزندان:

  • نگهداری و به چرا بردن بره ها و بزغاله ها
  • کمک کردن دختران در ۸ سالگی به مادران خود با مشک های کوچک، در آوردن آب
  • جدا کردن بره ها و بزغاله ها از مادرشان در هنگام دوشیدن شیر از دام، تا شیر آن را تمام نکنند

اینگونه است که یک مرد ایلیاتی نمی تواند مجرد و بدون اولاد باقی بماند. این مسئله به خصوص در نظام دامپروری که نیاز به زن های متأهل و مردان و فرزندانشان دارد نیز مورد تأیید قرار گرفته است. به نظر می رسد در بین بهمئی ها نیز نیاز طبیعی همه افراد برای ادامه ی زندگی پس از فقدان توان و قوا با تکیه بر فرزندان از علت های اصلی ازدواج باشد.

رسترپو ادامه می دهد؛ در طول دوره های مختلف اقامت ما در کهگیلویه، تنها یک مرد که تنها زندگی می کرد مشاهده شد و نَه بیشتر: او یک مرد مسن، فقیر، مریض و مورد شکایت تمامی افراد روستا بود.

در بین بهمئی ها، در کنار اصول کلاسیک و شناخته شده که منشاء اکثر ازدواج ها می باشند، چند مورد کاملاً خاص نیز مانند لویرات، هم بهری، گوو به گوو و خون بست وجود دارد که تلاش خواهد شد در قالب یک پُست جداگانه بدانها پرداخته گردد.

اگرچه دکتر رسترپو بعنوان یک پژوهشگر علوم اجتماعی از دیدگاهی علمی به بخش زیادی از علل و انگیزه های ازدواج اشاره کرده است امّا نباید از نظر دور داشت که به گفته ی خداوند متعال در قرآن کریم؛ هدف والاتر و اصلی از ازدواج، مودت و رحمت و رسیدن به آرامش بیان شده است.

مودت؛ انگیزه ارتباط در ابتدای دوران ازدواج  است امّا با گذشت زمان و بویژه در سالهای بعدی که یکی از دو همسر ممکن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتی نباشد، « رحمت » جای آن را می گیرد. مودت غالباً جنبه ی متقابل و دوطرفه دارد ولی رحمت، یکجانبه و ایثارگرانه است. زیرا برای بقای یک جامعه گاه نیاز به خدمات بلاعوض ضروری جلوه می کند و درست بر همین اساس است که مولای متقیان امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند:

ایثار، برترین صفت عالی انسان است

در پایان شاید بتوان گفت مودت و رحمت، همان حلقه ی گم شده در بافت خانواده ی مدرن امروزی است. گویی که آمار طلاق در جامعه، خود تأییدی بر این نظر می تواند باشد. بنابراین شایسته است که نسل امروز بهمئی با بازگشت به اصالت های گذشتگان خویش، که در نبود امکانات رفاهی و در گرماگرم شرایط سخت و طاقت فرسای زندگی، همواره کانون خانواده را مملوء از ایثار و فداکاری می کرده اند، جانی تازه به روح تشنه ی خود ببخشد. هرچند هم اکنون و در عصر تکنولوژی نیز هستند زنان و مردانی که آیینه ای درخشان از همان جلوه های تابناک رحمت و ایثار در کانون خانواده می باشند.

5 دیدگاه در “خانواده در ایل بهمئی

  1. با سلام و ارزوی سلامتی
    جهت اطلاع شما و همه ی کاربران باید بدونید که صفحه ی «شهرستان بهمئی» در ویکی پدیا ، به دلیل مطالب بدون منبع در استانه ی حذف می باشد. در صورتی که کسی از شما ویکی نویسی بلده ،در صورت امکان صفه ای در خور نام در ویکی پدیا با نام شهرستان بهمئی ایجاد کند.
    با تشکر

    • سلام
      همانگونه که پیشتر نیز در قسمت نظرات بخش « ارتباط با ما » در پاسخ به آقای طاعتی پور بیان گردیده بود؛ بهمئی دات کام قرار دادن مطالبی را در وبسایت ویکی پدیا مدنظر قرار خواهد داد. حال چه پُست مذکور تکمیل گردد و یا آنکه پُستی جدید ایجاد شود. تا خداوند چه خواهد.

  2. درود.از اونجایی که نظام اصلی هر جامعه خانواده میباشد.و ایل بهمئی دارای نظامی منسجم و با برنامه بوده از نظر طبقاتی جامعه موفقترین طبقه بوده و ایل بهمئی دارای خانواده های موفق بوده که میتوان از یکی از علت های که یک جامعه یا یک ایل پا بر جا مانده میتوان به خانواده نگاه کرد.
    که ایل بهمئی دارای چنین خصوصیتی میباشد.با تشکر طاها ایتوک

    • سلام
      جناب آقای ایتوک
      گووی عزیز ویسیم
      بله! به یقین می توان گفت خانواده بنیادی ترین واحد اجتماعی هر جامعه می باشد. زیرا در داخل خانواده است که جامعه و سنت هایش تکرار می شوند. درست بر همین مبنا، در ساختارهای سنتی ایل بهمئی خانواده یکی از عناصر بنیادین در شاکله ی هویت سنتی بهمئی بوده که نقشی بی بدیل در انتقال و نهادینه ساختن آن در بین نسلها داشته است. نقشی که در قرن معاصر و بویژه با پیشرفت زندگی شهرنشینی و تکنولوژیک روز به روز کم رنگ تر گشته. به هر سوی نقش خانواده در ایلات و طوایف و نیز تغییرات آن در عصر جدید خود مبحث گسترده ای می باشد که به تنهایی می تواند موضوع نگارش کتاب باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.